به گزارش تحریریه، تحلیل موسسه خاورمیانه میگوید محور مقاومت ایران پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل وارد مرحله «سکون استراتژیک» شده و در حال بازسازی پنهانی قواست. این گزارش میگوید این محور به شبکهای غیرمتمرکز تبدیل شده که اقتصاد خاکستری قاچاق نفت، رمزارزها و قراردادهای بازسازی آن را تغذیه میکند.
به نوشته این تحلیل، حمایت روسیه و چین و سیاستهای قطعهقطعه غرب به ایران اجازه میدهد با تلفیق «پایداری اقتصادی» و ایدئولوژی، بر انزوا غلبه کند. برای مقابله مؤثر، آمریکا باید فراتر از تحریمهای تنبیهی رفته و به اختلال سیستماتیک در معماری مالی و مشروعیتسازی این
چکیده راهبردی (بخشهای مهم):
از زمان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵، تهران و شبکه نیابتیها و متحدان غیردولتی منطقهای آن، معروف به محور مقاومت، وارد مرحلهای از سکون استراتژیک شدهاند: آرامشی ظاهری که بازسازی تسلیحاتی، انطباق مالی و نوسازی ایدئولوژیک را پنهان میکند. این محور به شبکهای غیرمتمرکز تکامل یافته که توسط یک اقتصاد خاکستری متشکل از قاچاق نفت، رمزارزها و قراردادهای بازسازی، همراه با ایدئولوژی «پایداری» که بقای اقتصادی را معادل مقاومت میداند، حفظ میشود.
این سکون استراتژیک با شواهدی از بازسازی قوا همراه است. در لبنان، حزبالله در حال بازتسلیح است و با نقض توافق آتشبس نوامبر ۲۰۲۴، ذخایر خود را از طریق کریدورهای سوریه تجدید میکند. این گروه همچنین با توزیع صدها میلیون دلار کمک از طریق نهادهای اجتماعی خود، در پی تحکیم کنترل در مناطق شیعهنشین است. در عراق، هدف، تقویت متحدان نیابتی ایران از طریق ادغام آنها در منابع دولتی بوده است. موافقتنامهای که شرکت مهندسی مهندس — وابسته به نیروهای حشد الشعبی — با یک شرکت غولپیکر چینی امضا کرده، نمونهای از نهادینهسازی نیابتیها تحت پوشش تجاری است.
تأمین مالی این محور در حالت سکون، به سه لایه درهمتنیده وابسته است: درآمدهای سایهای مبتنی بر نفت، اقتصادهای بازسازی تعبیهشده و شبکههای جهانی فرار از تحریم. شبکه پیچیده قاچاق نفت ایران با استفاده از اسناد جعلی و ناوگانهای فانتومی، سالانه میلیاردها دلار برای سپاه قدس و نیابتیها ارسال میکند. بخشی از این درآمدها نیز به رمزارزها تبدیل میشود. علاوه بر این، حزبالله و حوثیها با تسلط بر قراردادهای بازسازی و ایجاد سیستمهای مالی غیرمتمرکز، پایه اقتصادی خود را تقویت میکنند.
حمایت قدرتهای بزرگ بینالمللی نیز بخشی از استراتژی تجدید قواست. روسیه به عنوان سپر دیپلماتیک اصلی ایران عمل میکند و با وتو در شورای امنیت و ارائه پیامهای عمومی جایگزین، فشار غرب بر تهران را خنثی میسازد. چین نیز با تأمین پیشمادههای سوخت موشک و قطعات دو منظوره، بازیابی توان موشکی ایران را ممکن ساخته و به عنوان شریک دفاعی پشتصحنه تهران عمل میکند.
از نظر ایدئولوژیک، ایران مفهوم «مقاومت» را به یک آموزه «پایداری» بازتعریف کرده است. رسانههای رسمی، خویشتنداری را به عنوان پیروزی به تصویر میکشند و دیپلمامی و مذاکره را شکلی از جهاد معرفی میکنند. این بازتنظیم در سطح داخلی، جهاد را با بهرهوری اقتصادی و ثبات اخلاقی پیوند میدهد و در سطح منطقهای، محور مقاومت را با اخلاق مشترک خوداتکایی متحد میسازد که تابآوری را مقدس و معادل پیروزی میداند.
با این حال، خستگی عمومی از هزینهکرد برای این محور در داخل ایران در حال افزایش است و انتقاداتی از سوی اقتصاددانان اصلاحطلب مبنی بر «هدررفت مالی» این سیاست مطرح میشود. این تنش بین «تکلیف انقلابی» و «بقای اقتصادی»، جدیترین محدودیت بلندمدت بر توانایی ایران برای تأمین مالی محور مقاومت است.
در مجموع، محور مقاومت ایران فرو نپاشیده، بلکه در حال انطباق است. آنچه آرامش به نظر میرسد، در واقع تغییر از «قابلیت رویت میدانی» به «تحکیم نهادی» است که زمینه را برای تجدید قوای آینده فراهم میسازد.
منبع: کانال مرکز مطالعات رسانههای بینالمللی
پایان/













نظر شما