وسواس هژمونیک ایالات متحده نسبت به ایران

در حالی که خاورمیانه هنوز از پیامدهای ویرانگر جنگ غزه رهایی نیافته، تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران بار دیگر منطقه را در آستانه بحرانی تازه قرار داده است؛ بحرانی که می‌تواند ثبات منطقه‌ای و امنیت انرژی جهان را با مخاطرات جدی روبه‌رو کند.

به گزارش تحریریه، پروفسور دینگ لونگ(丁隆) از مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای، در روزنامه گلوبال تایمز مقاله‌ای تحلیلی با عنوان «آمریکا باید در قبال مسئله ایران از وسواس هژمونیک خود دست بردارد» منتشر کرد.

وب‌سایت مجله نیروهای هوافضا نیروی هوایی آمریکا و پایگاه اینترنتی وار زون در تاریخ ۲۰ ژانویه فاش کردند که روند تمرکز نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه همچنان ادامه دارد.

اگرچه هدف نهایی این تحرکات هنوز به‌طور روشن مشخص نیست، اما هم‌زمانی آن با تهدیدهای مکرر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره مداخله نظامی علیه ایران و مجموعه‌ای از سیگنال‌های مشابه در روزهای اخیر، بر عدم‌قطعیت‌ها در وضعیت پرتنش منطقه افزوده است.

با وجود آن‌که ایران با چالش‌های متعددی در عرصه حکمرانی مواجه است، تلاش نیروهای خارجی برای مداخله مستقیم نه‌تنها کمکی به کاهش تنش‌ها نمی‌کند، بلکه ممکن است تضادها را بیش از پیش تشدید کرده و منطقه را به سوی رویارویی‌های خطرناک‌تری سوق دهد.

در روزهای پایانی سال و آغاز سال جدید میلادی، اعتراضاتی در برخی مناطق ایران شکل گرفت که به‌سرعت به ناآرامی و آشوب تبدیل شد. ریشه اصلی بازگشت ایران به وضعیت بی‌ثباتی، وخامت شدید شرایط اقتصادی و معیشتی است.

ایران سال‌هاست تحت تحریم‌های آمریکا و غرب قرار دارد و با رکود اقتصادی و دشواری‌های معیشتی روبه‌روست؛ ازاین‌رو، بروز اعتراضات مردمی پدیده‌ای تازه نیست. با این حال، اعتراضات اخیر به دلیل برخورداری از رنگ‌وبوی خشونت‌آمیز، و نیز در سایه تهدیدهای مکرر آمریکا به مداخله نظامی، وضعیتی به‌مراتب پیچیده‌تر پیدا کرده است.

اعتراضات اخیر در ایران از نارضایتی بازاریان نسبت به کاهش ارزش پول ملی آغاز شد، اما در ادامه در بسیاری از مناطق به حمله به کلانتری‌ها، تخریب، غارت و آتش‌زدن اموال عمومی انجامید. حتی در برخی موارد، برافراشته شدن پرچم قدیمی و طرح شعارهایی در حمایت از بازگشت نظام پادشاهی پیشین مشاهده شد؛ تحولاتی غیرمعمول که نشان می‌دهد اعتراضات مسالمت‌آمیز با مطالبات مشروع مردمی مورد سوءاستفاده قرار گرفته و ماهیتی سیاسی‌شده و خشونت‌آمیز به خود گرفته است.

برای مقابله با فشارهای طولانی‌مدت ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی، ایران راهبردی ترکیبی در عرصه داخلی و خارجی در پیش گرفته است که «دفاع پیش‌دستانه/پیش‌رونده» و «اقتصاد مقاومتی» از ارکان اصلی آن به شمار می‌روند.

با این حال، از زمان آغاز دور جدید درگیری‌ها میان فلسطین و اسرائیل، محیط داخلی و خارجی ایران به‌سرعت رو به وخامت گذاشته و این دو راهبرد کلان با آزمونی دشوار مواجه شده‌اند.

البته، چه در حوزه سیاست‌های منطقه‌ای و چه در عرصه حکمرانی داخلی، عملکرد ایران عاری از کاستی نبوده است؛ ازاین‌رو، دولت ایران نیز در حال بازاندیشی و تلاش برای ایجاد تغییرات است. در برابر تشدید مشکلات اقتصادی و معیشتی، دولت ایران رویکردی منفعلانه اتخاذ نکرده، بلکه به‌طور فعال در پی اتخاذ تدابیر لازم برای مدیریت بحران بوده است.

با این حال، برخی نیروهای خارجی بدون توجه به نیازهای ایران در زمینه ثبات داخلی و توسعه، می‌کوشند از شرایط کنونی برای تحقق اهداف خود بهره‌برداری کنند.

وسواس هژمونیک ایالات متحده نسبت به ایران

در هفته‌های اخیر، ایالات متحده بارها ایران را به توسل به زور تهدید کرده است.

آنچه مایه تأسف است، این‌که بخش قابل توجهی از رسانه‌های بین‌المللی تمرکز خود را صرفاً بر جنبه‌های فنی این موضوع معطوف کرده‌اند و بیشتر به این می‌پردازند که آیا آمریکا واقعاً به ایران حمله خواهد کرد یا نه، در حالی که پرسش اساسی‌تر—یعنی مشروعیت تهدید یا استفاده آمریکا از زور—عملاً به حاشیه رانده شده است.

در شرایط کنونی، سیاست ایالات متحده در قبال ایران، چه به اقدام نظامی منجر شود و چه نشود، در هر دو حالت نقض آشکار حقوق بین‌الملل به شمار می‌رود.

تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران بر پایه اتهاماتی بی‌اساس استوار است. واشنگتن ادعا می‌کند که دلیل تهدید به اقدام نظامی، سرکوب اعتراضات در ایران است؛ حال آن‌که آمریکا صرفاً بر مبنای روایت‌هایی پراکنده و تصاویری که صحت آن‌ها قابل راستی‌آزمایی نیست، درصدد حمله نظامی به یک کشور مستقل برآمده است.

آنچه از این رویکرد بازتاب می‌یابد، چیزی جز منش هژمونیک و جاه‌طلبی برای اعمال کنترل بر ایران نیست.

اصل حرمت و مصونیت حاکمیت ملی یکی از بنیادین‌ترین قواعد حاکم بر روابط بین‌الملل است.

مداخله نظامی در امور داخلی سایر کشورها تحت پوشش به‌اصطلاح «مسئولیت حمایت»، اقدامی بسیار خطرناک و ناپسند به شمار می‌رود و جامعه جهانی دیگر با گفتمان آشنای «حقوق بشر برتر از حاکمیت» بیگانه نیست.

هیچ دولت و کشوری نسبت به اقداماتی که ثبات نظام سیاسی آن را به خطر اندازد، بی‌تفاوت نخواهد بود و اتخاذ تدابیر لازم برای حفظ ثبات ملی، وظیفه ذاتی هر دولت است. فارغ از آنچه در ایران رخ داده یا می‌دهد، این مسائل در نهایت اموری داخلی و متعلق به خود ایران است و دیگران حق مداخله یا اظهار نظر تحکم‌آمیز در آن را ندارند.

توسل خودسرانه به زور یا تهدید به استفاده از نیروی نظامی علیه یک کشور مستقل، بدون برخورداری از مجوزهای بین‌المللی یا داخلی، نه‌تنها غیرقانونی است، بلکه پیامدهایی فاجعه‌بار در پی دارد و رنج و مشقت مردم آن کشور را به‌مراتب تشدید می‌کند.

وسواس هژمونیک ایالات متحده نسبت به ایران

ایران با در اختیار داشتن چهارمین ذخایر بزرگ نفتی جهان و برخورداری از مطلوب‌ترین ظرفیت‌های توسعه‌ای در منطقه خاورمیانه، امروز به وضعیتی گرفتار شده است که مردم آن با مشکلات جدی معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ وضعیتی که ایالات متحده در شکل‌گیری آن مسئولیتی انکارناپذیر دارد.

تحریم‌های آمریکا همواره با تاریخ جمهوری اسلامی ایران همراه بوده است. با ورود به قرن جدید، واشنگتن با توسل به بهانه برنامه هسته‌ای ایران، دامنه و شدت تحریم‌ها را به‌طور فزاینده‌ای گسترش داد.

توافق هسته‌ای ایران که جامعه بین‌المللی با زحمات فراوان به آن دست یافته بود، به‌طور یک‌جانبه از سوی آمریکا نقض و کنار گذاشته شد. از سال ۲۰۱۸ به این سو، سیاست فشار حداکثری ایالات متحده عملاً شریان‌های حیاتی اقتصاد ایران را مسدود کرده است.

در سال ۲۰۲۵، اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی قرار گرفت که یکی از دلایل اصلی آن، تشدید تحریم‌های آمریکا و کاهش نزدیک به پنجاه درصدی صادرات نفت ایران بود؛ امری که به‌طور مستقیم موجب کاهش شدید منابع ارزی کشور و در پی آن، سقوط ارزش پول ملی، تورم افسارگسیخته و تشدید مشکلات معیشتی شد.

در چنین شرایط تحریمی سخت‌گیرانه‌ای، دامنه مانور دولت ایران برای سیاست‌گذاری به‌شدت محدود شده است. ازاین‌رو، ایالات متحده مسئول اصلی وخامت وضعیت معیشتی مردم ایران است و ادعای «حمایت از مردم ایران» چیزی جز فرافکنی و «خود دزد، فریاد دزد سر دادن» نیست.

وسواس هژمونیک ایالات متحده نسبت به ایران

بازدید ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل از پایگاه هوایی نواتیم و الحاق سه فروند جنگنده F35 ادیر

خاورمیانه دیگر توان تحمل یک جنگ دیگر را ندارد.

این منطقه سال‌هاست در چرخه‌ای مداوم از بی‌ثباتی و آشوب گرفتار است و مردم آن بهای سنگینی پرداخته‌اند.

به‌ویژه در دو سال اخیر، دور جدید درگیری میان فلسطین و اسرائیل و پیامدهای سرریزکننده و بی‌سابقه آن، بار دیگر خاورمیانه را به لبه پرتگاه منازعه سوق داده است.

هنوز جوهر توافق آتش‌بس میان فلسطین و اسرائیل خشک نشده بود که تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران، بار دیگر فضای منطقه را آکنده از اضطراب و هراس کرد؛ به‌گونه‌ای که کشورهای منطقه که تازه نفسی به آسودگی کشیده بودند، اکنون ناچارند خطر وقوع یک درگیری بزرگ و ویرانگر دیگر را پیش روی خود ببینند.

وسواس هژمونیک ایالات متحده نسبت به ایران

ایران یکی از قدرت‌های نظامی مهم خاورمیانه است و از توان قابل توجهی برای پاسخ متقابل و بازدارندگی برخوردار است.

این کشور بر تنگه راهبردی هرمز—گلوگاه حیاتی انتقال انرژی در جهان—اشراف دارد و در سوی دیگر این آبراه، کشورهای حاشیه خلیج فارس قرار دارند که از مهم‌ترین صادرکنندگان نفت و گاز جهان به‌شمار می‌روند.

در صورت وقوع جنگ میان آمریکا و ایران، امنیت انرژی جهانی به‌شدت تهدید خواهد شد و پیامدهای آن دامنگیر سراسر جهان خواهد می‌شود؛ آسیبی که حتی خود ایالات متحده نیز از آن در امان نخواهد بود.

در شرایط کنونی که تنش‌ها پیرامون ایران رو به افزایش گذاشته است، بسیاری از کشورهای خاورمیانه با تمام توان در حال میانجی‌گری و تلاش برای جلوگیری از وقوع جنگ هستند. این تلاش‌ها بازتاب اراده و خواست عمومی ملت‌های منطقه برای صلح است؛ خواستی که آمریکا نباید نسبت به آن بی‌اعتنا بماند.

ایران در نزدیک به نیم قرن مبارزه با سیاست‌های سلطه‌جویانه، از خود تاب‌آوری و استقامت قابل توجهی نشان داده است. این کشور با برخورداری از ظرفیت‌های مناسب توسعه، در صورتی که از محیط خارجی مساعدتری برخوردار شود، توان آن را دارد که وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود را بهبود بخشد.

ازاین‌رو، ایالات متحده در قبال مسئله ایران باید از وسواس هژمونیک خود دست بردارد، اختلافات را از مسیر گفت‌وگو حل‌وفصل کند و زمینه‌های لازم برای کاهش فشارهای معیشتی بر مردم ایران را فراهم آورد. تشدید تنش‌ها و دامن زدن به تقابل، تنها به شکل‌گیری وضعیتی زیان‌بار منجر خواهد شد که در آن هیچ‌یک از طرف‌ها برنده نخواهند بود و حاصل آن چیزی جز یک باختِ دوطرفه—یا حتی چندطرفه—نخواهد بود.

پایان/

۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
کد خبر: 34326

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 8 + 10 =