آیا اروپا بدون خون‌ریزی در اوکراین، می‌تواند روزگار خوشی داشته باشد؟

جنگ روسیه و اوکراین در حالی وارد مرحله‌ای فرسایشی شده که برخی سیاستمداران اروپایی آشکارا بر ادامه خونریزی تأکید دارند؛ جنگی که به باور تحلیلگران، نه برای دفاع از اوکراین، بلکه برای تأمین امنیت و آسایش اروپا با جان اوکراینی‌ها ادامه می‌یابد.

به گزارش تحریریه، شیه شیائو رونگ(薛小荣استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بین‌الملل، در تحلیلی تازه به بررسی ابعاد پنهان جنگ روسیه و اوکراین و نقش اروپا در تداوم این درگیری پرداخته است.

در تاریخ ۷ فوریه، ولفگانگ ایشینگر، رئیس موقت کنفرانس امنیتی مونیخ، به‌طور علنی اعلام کرد که جنگ میان اوکراین و روسیه به هیچ وجه نباید متوقف شود و اوکراین باید تا آخرین لحظه به جنگ ادامه دهد. در شرایطی که ایالات متحده به‌شدت در تلاش است تا میان روسیه و اوکراین میانجی‌گری کرده و این درگیری را متوقف کند، این پرسش مطرح می‌شود که چرا ولفگانگ ایشینگر، به‌عنوان رئیس موقت کنفرانس امنیتی مونیخ، چنین موضعی کاملاً مخالف اتخاذ کرده است؟

ایشینگر برای این دیدگاه خود سه دلیل مطرح می‌کند:

نخست این‌که، اوکراین و روسیه در جریان این جنگ به نقطه‌ای رسیده‌اند که آتش دشمنی میان دو طرف به‌شدت شعله‌ور شده است و حل‌وفصل اختلافات و کینه‌های انباشته‌شده میان آن‌ها در کوتاه‌مدت اساساً امکان‌پذیر نیست؛ چرا که یخِ این خصومت، یک‌شبه نبسته و به‌راحتی هم آب نخواهد شد.

ولفگانگ ایشینگر، از منظر یک نگاه کاملاً جنگ‌محور به روابط خصمانه میان روسیه و اوکراین می‌نگرد و معتقد است تا زمانی که هر دو طرف به‌طور کامل فرسوده و از نظر نظامی و روحی به نهایت توان خود نرسیده باشند، ایالات متحده حتی با استفاده از نفوذ و فشار سیاسی خود نمی‌تواند دو طرف را وادار کند که آرام شوند و یک توافق صلح امضا کنند. بنابراین، در چنین شرایطی، وقتی اوکراین همچنان تمایل و اراده ادامه جنگ را دارد، چرا باید با خاموش کردن شور، هیجان و روحیه جنگندگی این کشور، روند جنگ را متوقف کرد؟

آیا اروپا بدون خون‌ریزی در اوکراین، می‌تواند روزگار خوشی داشته باشد؟

نکته دوم این است که ولفگانگ ایشینگر از زاویه امنیت اروپا استدلال می‌کند. او می‌گوید دقیقاً به این دلیل که اوکراین در جبهه شرقی تا پای جان با روسیه می‌جنگد و توانسته است حدود ۷۰ درصد از نیروهای نظامی روسیه را در باتلاق جنگ اوکراین گرفتار کند، سایر کشورهای اروپایی در دیگر جهات می‌توانند با خیال آسوده زندگی کنند و ناتو نیز قادر است با آرامش و فراغ بال، آرایش و استقرار نظامی خود را سامان دهد.

اگر اوکراین در خط مقدم گلوله‌ها را به جان نخرد و با روسیه وارد یک نبرد خونین و فرسایشی نشود، اروپا امروز چگونه می‌توانست از این «روزهای خوب» برخوردار باشد؟ به بیان دیگر، حتی اگر صرفاً از زاویه منافع شخصی و خودخواهانه هم نگاه کنیم، برای آن‌که اروپا یا ناتو مجبور نشوند مستقیماً با روسیه وارد یک رویارویی تمام‌عیار شوند، اوکراین باید در میدان نبرد تا آخرین سرباز و آخرین توان خود بجنگد.

نکته سوم این است که حمایت ولفگانگ ایشینگر از ادامه جنگ اوکراین با روسیه، ریشه در نگرانی او نسبت به آینده دارد. او می‌گوید: اگرچه اکنون ترامپ با تمام توان در حال میانجی‌گری است، زلنسکی نیز اعلام آمادگی برای مذاکره کرده و پوتین هم از آغوش باز برای گفت‌وگو سخن می‌گوید، اما خواسته‌های دو طرف آن‌قدر بالا و دور از هم است که اساساً امکان رسیدن به توافق وجود ندارد

مهم‌تر از آن، بزرگ‌ترین نگرانی این است که حتی اگر روسیه و اوکراین امروز یک توافق صلح امضا کنند، چه کسی می‌تواند تضمین کند که پس از امضای توافق، هر دو کشور واقعاً خود را به مفاد آن پایبند بدانند و رفتارها و تمایلات خود را مهار کنند؟ چنین چیزی اساساً غیرممکن است؛ همان‌گونه که یک جمله مشهور تاریخی می‌گوید: «معاهدات امضا می‌شوند تا روزی پاره شوند».

ایشینگر معتقد است اگر روسیه تحت فشار و میانجی‌گری آمریکا با اوکراین یک پیمان صلح امضا کند، این در واقع به معنای آن است که غرب به روسیه فرصتی برای نفس‌گیری داده است. روسیه قطعاً از این دوره آرامش برای بازسازی و تقویت توان نظامی خود استفاده خواهد کرد. در آن صورت، وقتی روسیه جنگ دوم اوکراین را آغاز کند، اروپا باید چه کار کند؟ ایشینگر با تکیه بر بی‌اعتمادی عمیق و راهبردی نسبت به روسیه، بر این باور است که وقتی جنگی آغاز شده، چرا باید ناگهان آن را متوقف کرد؟ و وقتی از پیش روشن است که روسیه حتماً جنگ دوم اوکراین را به راه خواهد انداخت، چرا در همان جنگ اول، کار را یکسره نکنیم؟ نباید اجازه داد که اوکراین دور دوم شکست‌ها را متحمل شود.

آیا اروپا بدون خون‌ریزی در اوکراین، می‌تواند روزگار خوشی داشته باشد؟

اما این سه دلیل، در واقع تا حد زیادی فاقد پشتوانه منطقی و قابل دفاع هستند.

نخست این‌که، آنچه امروز سرنوشت جنگ روسیه و اوکراین را تعیین می‌کند، صرفاً به دست دو کشور است: یکی روسیه و دیگری ایالات متحده آمریکا.

اگر این دو کشور در نهایت به یک توافق و معامله برسند که در آن اوکراین قربانی شود تا در ازای آن، صلح راهبردی میان آمریکا و روسیه برقرار گردد، در این صورت حتی اگر اروپا تا هر اندازه‌ای هم از ادامه جنگ حمایت کند، اساساً قادر نخواهد بود جنگ روسیه و اوکراین را ادامه‌دار نگه دارد.

دلیل این مسئله بسیار روشن است: هرچند زلنسکی لحن تند و شعارهای پرحرارتی دارد، اما واقعیت را تغییر نمی‌دهد؛ این جنگ در اصل یک جنگ نیابتی است که توسط ایالات متحده علیه روسیه به راه افتاده است. حالا که «رئیس واقعی پشت پرده» دیگر تمایلی به ادامه جنگ ندارد، اگر پیمانکاران خط مقدم و نیروهای مصرف‌شدنی بخواهند همچنان بجنگند، آیا این چیزی جز آرزوی مرگ نیست؟

ولفگانگ ایشینگر، به‌عنوان رئیس موقت کنفرانس امنیتی مونیخ، دقیقاً در همین نقطه دچار خطای درک شده است؛ او ماهیت واقعی بحران روسیه و اوکراین را که چیزی جز یک جنگ نیابتی نیست، به‌درستی تشخیص نداده است.

نکته دوم این است که اگرچه ایالات متحده در موضوع کمک به اوکراین دچار تردید و نوسان شده و اکنون اروپا و ناتو عملاً بار اصلی حمایت از کی‌یف را بر دوش گرفته‌اند، اما از زاویه کمک‌های واقعی، ملموس و قابل استفاده‌ای که اوکراین واقعاً می‌تواند از اروپا و ناتو دریافت کند، وضعیت به‌قدری ناامیدکننده است که زلنسکی احتمالاً از شدت خشم به ناسزاگویی رسیده است.

اروپا هر روز با آب‌وتاب از حمایت سخن می‌گوید، وعده‌های بزرگ می‌دهد و مدام شعارهای پرطمطراق سر می‌دهد، اما آنچه اوکراین در عمل در اختیار دارد و بتواند آن را مستقیماً به قدرت نظامی در میدان نبرد تبدیل کند، بسیار اندک است. با چنین سطحی از پشتیبانی، به‌راستی اوکراین تا چه زمانی می‌تواند به جنگ ادامه دهد؟ حتی اگر اوکراین خودش بخواهد جنگ را ادامه دهد، اما در دستانش چیزی نباشد، آیا این جز فرستادن مردم اوکراین به کام مرگ است؟ آیا اروپا واقعاً این رفتار را بیش از حد بیرحمانه نمی‌داند؟

این همان واقعیتی است که ولفگانگ ایشینگر عمداً یا سهواً نادیده می‌گیرد. اگر واقعاً قرار است اوکراین تا آخرین نفس بجنگد، باید سطح حمایتی مشابه دوران دولت بایدن از زلنسکی دوباره احیا شود؛ در حالی که امروز در اردوگاه آمریکا و غرب، نشانه‌های آشکار تزلزل و عقب‌نشینی دیده می‌شود.

و در نهایت، ولفگانگ ایشینگر، به‌عنوان رئیس موقت کنفرانس امنیتی مونیخ، دقیقاً از همان چیزی بی‌بهره است که بیش از همه به آن نیاز دارد: یک نگاه کلان و راهبردی.

او بر این باور است که همین‌که اوکراین بتواند توجه روسیه را به خود مشغول کند و حدود ۷۰ درصد از توان نظامی روسیه را درگیر نگه دارد، اروپا می‌تواند در وضعیتی از «صلحی شکننده» با مسکو زندگی کند.

اما این نگاه، اساساً یک رویکرد فرصت‌طلبانه و کوتاه‌مدت است، نه دیدگاهی مبتنی بر صلح واقعی و پایدار در قاره اروپا. اگر اروپا نتواند بر پایه یک مفهوم جامع از امنیت، مسئله چگونگی همزیستی و تعامل با روسیه را به‌طور بنیادین حل‌وفصل کند، این جنگ محدود میان روسیه و اوکراین ممکن است در نهایت به بحرانی تبدیل شود که اروپا و روسیه را به سوی یک رویارویی تمام‌عیار و فراگیر سوق دهد.

پایان/

۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
کد خبر: 34480

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 8 =