واکاوی طرح دولت برای بورس

یک اقتصاددان و استاد دانشگاه معتقد است دولت نمی تواند بلایی که بورس بر سر دارایی و اعتماد مردم آورد را به گردن آمریکا و تحریم ها بیندازد.

به گزارش تحریریه، دولت حسن روحانی در سال 92، با شعار تعامل با جهان و فراهم ساختن شرایط بهتر معیشتی برای مردم، آغاز به کار کرد. اما براساس تمامی آمارهای اقتصادی، آنچه طی این 7.5 سال رخ داده؛ نه تنها شرایط مردم را بهتر نکرده؛ بلکه جامعه ایرانی را از لحاظ سطح معیشتی به دوران دهه 50 خورشیدی بازگردانده است.

از اینرو در این نوبت، خبرنگار «تحریریه»، پیرامون بحث کاهش سطح رفاه جامعه ایرانی، به گفتگو با «امیرحسین مزینی»، اقتصاددان و استاد دانشگاه پرداخته است.

امیرحسین مزینی، در ابتدای سخنانش با اشاره به کاهش سطح رفاه جامعه ایرانی طی دهه 90 خورشیدی، بیان داشت: اخیرا آماری توسط موسسه بین المللی لگاتوم منتشر شده که نشانگر افت جایگاه ایران از لحاظ شاخص رفاه در سطح جهانی است. البته برای درک افت سطح زندگی و رفاه مردم، نیاز چندانی به آمارهای این چنینی نداریم. چرا که آحاد جامعه، اعم از استاد دانشگاه، راننده، کارگر و سایر اقشار و گروه ها، به روشنی تورمی را حس می نمایند که هر روزه بر قدرت خرید و سطح رفاه آن ها تاثیرات منفی دارد.

وی اضافه کرد: البته باید در نظر داشته باشیم که رفاه، مفهوم بسیطی است. بنابراین برای بررسی چرایی افزایش و یا کاهش سطح رفاه در یک جامعه، باید ملاحظات فراوانی را در نظر داشت. بنده از منتقدین بسیار جدی عملکرد دولت فعلی هستم. اما نباید فراموش نمود که در 4 سال اخیر، ما با فضای چندان مناسبی در سطح بین المللی مواجه نبوده ایم.

این اقتصاددان، با اشاره به عملکرد اقتصادی ضعیف دولت، افزود: بدون شک، برخی عملکردهای ضعیف اقتصادی و ضعف های مدیریتی آشکار دولت را نمی توان کتمان نمود. اما با وجود همه انتقادها، نباید از دایره انصاف و اعتدال در نقدهایمان خارج شویم. دولت فعلی هر چند ضعیف عمل نمود اما برخی اتفاقات، دست دولت در تصمیم گیری های به هنگام را بسته بود.

این استاد دانشگاه، تاکید نمود: ما در دوران آقای ترامپ، تحت سنگین ترین و بی سابقه ترین فشارهای بین المللی قرار داشتیم. چرا که آمریکا برجام را رها و علیه ایران تحریم هایی وضع نموده و از سوی دیگر، اروپا نیز دائما خلف وعده داشته و اقتصاد ایران را دچار فشار مضاعف نمود. در چنین شرایطی، رژیم صهیونیستی و سعودی ها نیز به دنبال ایجاد اجماع منطقه ای علیه ایران بوده و دائما غربی ها را برای تشدید فشار بر اقتصاد ایران، تحریک می نمودند.

وی افزود: در چنین شرایطی، بدون شک بسیاری از تصمیمات اقتصادی دولتمردان، یا بی اثر شده و یا معطوف به کاهش اثر تحریم های مخرب بر اقتصاد کشور بوده است. لذا در چنین موقعیت خطیری، مسئله بهبود سطح رفاه، به کلی فراموش شده و اولویت، تنها حفظ موجودیت کشور و جلوگیری از فروپاشی اقتصاد آن است.

وی ادامه داد: بنابراین، ارزیابی صرفا اقتصادی از عملکرد دولت حسن روحانی را منصفانه نمی دانم. یعنی باید عملکرد دولت فعلی را، از جنبه اقتصاد سیاسی نیز به دقت مورد بررسی قرار داده و سپس درباره موفقیت و یا عدم موفقیت مجموعه دولت، نتیجه گیری نمود.

این اقتصاددان، اضافه داشت: البته با نگاه اقتصاد سیاسی نیز ما با پکیجی از عملکردها و تصمیمات مواجه خواهیم بود. لذا قضاوت، کمی سخت خواهد بود. همچنین، باید توجه نمود که تحریم یک واقعیت است اما ضعف های مدیریتی دولت را نمی توان منکر شده و همه تقصیرات را به گردن تحریم ها انداخت. به عنوان مثال، دولت نمی تواند بلایی که بورس بر سر دارایی و اعتماد مردم آورد را به گردن آمریکا و تحریم ها بیندازد.

وی تاکید نمود: در نمونه بورس، انصافا عملکرد دولتمردان بسیار نامناسب بود. چرا که در ابتدا مردم را تشویق نموده و افراد بسیاری که اطلاعات کافی نداشتند را به سمت بازار سرمایه سوق دادند؛ اما در نهایت، در برابر بر باد رفتن سرمایه های مردم، تنها در نقش تماشاچی ظاهر شدند. چنین عملکردی، این شائبه را به وجود می آورد که دولت در زمینه سیاست گذاری دچار سردرگمی بوده و احتمالا اصلا نمی داند که در شرایط خطیر، باید چه کند.

امیرحسین مزینی ادامه داد: از سوی دیگر، متاسفانه شرایط کسب و کارها در ایران، روز به روز بدتر می شود. قطعا کرونا نیز در این مورد، بی تاثیر نبوده اما نمی توان نقشی بیش از یک کاتالیزور را برای آن در نظر گرفت. چرا که سیاست گذاری های فضای کسب و کار در ایران، از عقلانیت و پشتوانه کافی کارشناسی برخوردار نیست.

وی افزود: کرونا رکود مطلقی را بر اقتصاد ما حاکم کرده است اما انصافا مشکلات اقتصادی ایران، بسیار ریشه ای بوده و بی شک، در صورت نبود کرونا نیز، ما با شرایط عادی در اقتصادمان مواجه نبودیم. به بیان ساده تر، کرونا رکود چندین ساله  اقتصاد ایران را به نقطه اوج خود رسانده است. رکودی که از قضا، نشان دهنده عملکرد نامطلوب مسئولان اقتصادی است.

وی اضافه کرد: رکود به زبان ساده، به معنای ایجاد توامان وقفه در زمینه عرضه و تقاضای اقتصاد یک کشور است. لذا نتیجه آن، کوچک شدن اقتصاد و به تبع آن سفره مردم می باشد. رجوع به آمارهای اقتصادی چند سال اخیر نیز، به خوبی این مسئله را ثابت می نماید که اقتصاد ایران کوچک شده است. بنابراین، ما با جامعه ای مواجه هستیم که سطح رفاه عموم افراد آن به شدت کاهش یافته است. این کاهش سطح رفاه، به خصوص در شاغلان روزمزد و خانواده آن ها به صورت محسوسی مشاهده می شود.

امیرحسین مزینی در پایان اشاره داشت: اما در شرایط نامساعد فعلی، متاسفانه عده ای نیز به ثروت های افسانه ای و بی حساب و کتاب دست پیدا کرده اند. یعنی نابودی معیشت و رفاه گروه های زیادی از مردم، افزایش انفجاری سطح درآمد عده ای محدود را باعث گردیده است. البته قطعا این مسئله، شرایط عمومی کشور و اقتصاد را بدتر نیز نموده است. چرا که باعث افزایش فاصله طبقاتی و نارضایتی برخی گروه های زحمتکش جامعه ما شده است. در مجموع، معتقدم که کاهش سطح رفاه ایرانیان، جدا از بحث آماری، در کف جامعه و برای عموم مردم کاملا قابل لمس است. بنابراین، هیچ توجیه و انکاری چاره ساز نبوده و دولت باید تصمیمی کارشناسی و در عین حال، جسورانه اتخاذ نماید.

پایان/

۲۳ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۰:۰۲
کد خبر: 8914

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 7 + 2 =