به گزارش تحریریه، موسسه تحقیقاتی تایوان، هنگ کنگ و ماکائو (وابسته به دانشگاه مطالعات بینالمللی شانگهای) اعلام کرد لای چینگده از آغاز ریاست خود با انبوهی از بحرانهای داخلی و خارجی مواجه شده که موقعیت او و حزب دموکراتیک مترقی را به شدت متزلزل کرده است.
از زمان روی کار آمدن دولت لای چینگده در تایوان، او کوشیده است در شرایطی که رقابت چین و آمریکا شدت گرفته، سیاست داخلی جزیره با بیثباتی روبهروست و روابط دیپلماتیک رسمی در حال سست شدن است، راهی برای تثبیت حکومت خود و حزب دموکراتیک مترقی (DPP) بیابد. با این حال، پس از آنکه ترامپ برای دومین بار وارد کاخ سفید شد، گرایش سیاست ایالات متحده در قبال تنگه تایوان به سمت «معاملهمحوری» آشکارا تقویت گردید. این امر نه تنها باعث شد برنامهای که لای چینگده به آن امید بسته بود ــ سفر موسوم به «عبور از خاک آمریکا» ــ ناکام بماند، بلکه ضعفهای ساختاری مقامات تایوان در حوزه روابط خارجی را نیز برملا کرد. همزمان، شکست سنگین در «همهپرسیهای بزرگ برای عزل نمایندگان»، نارضایتی مردمی ناشی از ناتوانی در امدادرسانی پس از حوادث، و همچنین بازنگری کشورهای دارای روابط رسمی با تایوان بر اساس منافع واقعیشان، همگی لای چینگده را در شرایطی از بحرانهای چندجانبه و «جنگ در چند جبهه» قرار داده است. در فضایی که عرصه خارجی رو به انقباض و شکافهای داخلی رو به گسترش است، این «بنبست لای» بهسرعت در حال شکلگیری است.
۱. «صفحه شطرنج» چین و آمریکا: چرخش سیاست آمریکا در تنگه تایوان به سمت معاملهمحوری
روابط چین و آمریکا که متغیر اصلی تأثیرگذار بر مسئله تایوان به شمار میرود، در دورهای حساس از بازتنظیم قرار دارد. با بازگشت ترامپ به قدرت، سیاست او در قبال تنگه تایوان هرچه بیشتر به سمت معاملهمحوری گرایش یافته است؛ به این معنا که اولویت با کلیت روابط چین و آمریکا و منافع اقتصادی ـ تجاری است، نه روایت سنتی «ارزشهای دموکراتیک». این چرخش، نه تنها تلاش مقامات تایوان برای گسترش فضای بینالمللی از طریق «دیپلماسی ارزشی» را تضعیف کرده، بلکه دلیل عمیقتر ناکامی برنامه «سفر خارجی» لای چینگده نیز هست.
نخست آنکه، سبک معاملهگرای ترامپ الگوی تعامل واشنگتن و تایوان را بازآرایی کرده است. در گذشته، آمریکا معمولاً به رهبران تایوانی در هنگام «عبور از خاک آمریکا» تسهیلاتی میداد تا نشانهای از حمایت سیاسی قلمداد شود. اما در دوره ترامپ ۲.۰، این «تسهیلات نهادیشده» دیگر باثبات نیست. مقامات حزب دموکراتیک مترقی (DPP) همچنان میکوشند با تکیه بر «دیپلماسی ارزشی» خود را به واشنگتن نزدیک کنند، اما در چارچوب محاسبات اقتصادی و ژئوپولیتیکی مبتنی بر «اول آمریکا»، سفرهای لای چینگده از سطح انتظارات پر سر و صدا به سطحی کمصدا یا حتی لغو کامل تغییر یافته است؛ و این امر بهروشنی نشان میدهد که منطق «دیپلماسی ارزشی» بهطور محسوس کارایی خود را از دست داده است.
در مرحله دوم، سیاست آمریکا در قبال تنگه تایوان از محرکهای ایدئولوژیک به محاسبات صرفاً منفعتمحور تغییر یافته است. در دوره ترامپ ۲.۰، او بارها تایوان را متهم کرده که در حوزه تولید نیمههادیها از «مزیت ناعادلانه» برخوردار است و همچنین دفاع ناکافی در زمینه هزینههای نظامی دارد؛ امری که مقامات تایوان را ناچار ساخته از طریق امتیازدهی اقتصادی ـ تجاری برای کسب حمایت محدود تلاش کنند. در ماه مارس امسال، تایوان اعلام کرد که قصد دارد یک پروژه گاز طبیعی در آلاسکا را که مدتها معطل مانده بود، خریداری کند؛ همچنین شرکت TSMC نیز اعلام کرد که ۱۰۰ میلیارد دلار دیگر در آمریکا سرمایهگذاری خواهد کرد تا کارخانه آریزونا را گسترش دهد. اما وقتی ژاپن و کره جنوبی وعده سرمایهگذاریهایی در ابعاد چند صد میلیارد دلاری به آمریکا دادهاند، ضعف موقعیت تایوان پشت میز مذاکرات آشکارتر میشود. در اول اوت ۲۰۲۵، ترامپ اعلام کرد که با مقامات تایوان به توافق اولیه در زمینه مذاکرات تجاری دست یافته است: بر اساس آن، بر کالاهای صادراتی تایوان به آمریکا ۲۰ درصد «تعرفه متقابل» اعمال خواهد شد؛ هرچند این نرخ نسبت به ۳۲ درصد پیشین کاهش یافته است، اما همچنان بالاتر از نرخ ۱۵ درصدی اصلاحشده برای ژاپن و کره جنوبی است.
شی جونجی، اقتصاددان و معاون پیشین رئیس اجرایی تایوان، بهصراحت گفت: «مذاکرات ترامپ هیچگونه امتیازدهی نداشت — آمریکا عملاً هیچ چیز به ما نداد.»
در نهایت، در بستر کلی رقابت چین و آمریکا، واشنگتن مایل نیست مسئله تایوان باعث ایجاد مشکلات جانبی شود.
پس از ناکامی سفر خارجی لای چینگده، یکی دیگر از مقامات تایوانی نیز با «درهای بسته» مواجه شد. روزنامه فایننشال تایمز گزارش داد که گو لیشیونگ، رئیس نهاد دفاعی تایوان، برنامه داشت در ماه ژوئن به واشنگتن سفر کند و با البرج کُلبی (Elbridge Colby)، معاون وزیر دفاع آمریکا در حوزه برنامهریزی سیاستی، دیدار داشته باشد؛ اما طرف آمریکایی در آخرین لحظه این دیدار را لغو کرد. دلیل رسمی آمریکا آن بود که بهخاطر حملات نظامی علیه ایران شرایط برای دیدار مناسب نیست؛ اما چندین منبع آگاه تصریح کردند که علت واقعی این تصمیم نگرانی از تأثیر آن بر مذاکرات تجاری میان واشنگتن و پکن بوده است.
۲. «بنبست» داخلی: تأثیر دوگانه طوفان سیاسی و بلایای طبیعی
مقامات حزب دموکراتیک مترقی (DPP) در تایوان اکنون با فشار دوگانه «بنبست داخلی» روبهرو هستند. از یک سو، رأیگیریهای استیضاح و کاهش محبوبیت مردمی، پایههای حکمرانی لای چینگده را تضعیف کرده است؛ و از سوی دیگر، بلایای طبیعی توجه و توان دولت را به شدت پراکنده کرده است. درهمتنیدگی این عوامل موجب شد برنامه «سفر خارجی» لای چینگده ناگزیر به تعویق بیفتد و موقعیت دشوار او را آشکار سازد که ناچار است اولویت را به حل مسائل داخلی بدهد.
نخست، پایان یافتن نخستین موج «همهپرسیهای بزرگ استیضاح»، مستقیماً بر اعتبار شخصی و پایههای حکمرانی لای چینگده ضربه زد.
طبق نظرسنجی تازهای که روز ۳۱ ژوئیه توسط جزیره زیبای الکترونیک منتشر شد، ۵۶٫۶ درصد از پاسخدهندگان از عملکرد لای چینگده در مقام رئیس دولت ناراضی بودند؛ این رقم نسبت به ماه ژوئن ۹٫۸ واحد درصد افزایش یافته و بالاترین میزان نارضایتی از زمان آغاز به کار او به شمار میرود. سطح اعتماد عمومی نیز به ۳۷٫۲ درصد کاهش یافته (تنها ۱۳٫۴ درصد گفتهاند «بسیار اعتماد دارند») و این شاخص نسبت به ژوئن ۷٫۸ واحد درصد افت کرده است.
دوم، پس از شکست در «همهپرسی بزرگ استیضاح»، شکافهای داخلی حزب دموکراتیک مترقی تشدید شد. لای چینگده نه تنها باید با فشار احزاب مخالف دستوپنجه نرم کند، بلکه باید بحران درونحزبی اردوگاه سبز را هم مدیریت کند. گروههای استیضاح به رهبری افرادی چون تسائو شینگچنگ، در زمینه راهبردهای عملیاتی و تخصیص منابع با دولت DPP دچار اختلاف و حتی مقصرانگاری متقابل شدند. برخی اعضای این گروهها حتی اظهار داشتند: «بگذارید خود حزب دموکراتیک مترقی بجنگد، این جنگ میان آبی و سبز است.» رسانههای جزیره این وضعیت را چنین توصیف کردهاند: یک طرف «دم سگ را تکان میدهد» و طرف دیگر «برای بقا دم خود را قطع میکند»؛ که همگی نشانههای آشکار از گرایش گریز از مرکز در اردوگاه سبز است.
سوم، خشم عمومی از ناکارآمدی مقامات DPP در امدادرسانی پس از بلایا رو به افزایش است. در ژوئیه امسال، بسیاری از مناطق تایوان بهشدت از طوفان آسیب دیدند و خسارات سنگینی بر جای گذاشتند؛ اما دولت لای چینگده به جای تمرکز بر امدادرسانی و حمایت، سرگرم «نمایشهای سیاسی» بود و تمام توان خود را صرف پیشبرد «همهپرسیهای استیضاح» کرد. این وضعیت موجب شد بسیاری از مردم تایوان انتقاد کنند که دولت منابع عظیمی را درگیر کشمکشهای سیاسی و پروژههای عزل کرده و در مقابل، مدیریت بحران و اقتصاد را نادیده گرفته است. چنین تصوری از «اولویت سیاست بر زندگی مردم» بیش از پیش پایگاه اجتماعی حزب دموکراتیک مترقی را تضعیف کرده و حتی طرحهای لای چینگده برای آغاز تغییرات در ساختار اجرایی و تشکیلات حزبی پس از بازگشت از سفر خارجی در اوایل اوت را با ابهام و بیثباتی مواجه ساخته است.
۳. دگرگونی در روابط دیپلماتیک رسمی: تزلزل در «طرح تحکیم روابط» و فشار برای تغییر رویکرد
تحت تأثیر تغییر سیاستهای آمریکا و دگرگونیهای محیط بینالمللی، آنچه از سوی مقامات تایوان به عنوان «طرح تحکیم روابط دیپلماتیک» مطرح شده بود، اکنون با عدمقطعیت بزرگی روبهرو است. امتناع آمریکا از پذیرش «عبور از خاک» نه تنها اثر تبلیغاتی تایوان را تضعیف کرده، بلکه برخی از کشورهای دارای روابط رسمی با تایوان را به بازنگری در مناسبات خود با این جزیره واداشته است.
اولاً، خودداری واشنگتن از پذیرش «عبور» لای چینگده از خاک آمریکا، مقامات تایوان را ناچار ساخت از اعلام پرسر و صدا به موضعی کمسر و صدا یا حتی لغو کامل برنامه روی بیاورند؛ موضوعی که مستقیماً اثر تبلیغاتی «دیپلماسی» تایوان را کاهش داد. در گذشته، رهبران تایوانی «عبور از آمریکا» را معمولاً بهعنوان یک «دستاورد دیپلماتیک» بستهبندی و تبلیغ میکردند. مـا جونوِی، استاد مؤسسه امور بینالملل و مطالعات استراتژیک دانشگاه تامکانگ، نیز تحلیل کرده است که هدف واقعی لای در این سفر، تحکیم اعتماد متقابل با واشنگتن بود. اما زمانی که سطح و چارچوب «عبور» کاهش یابد، این امر نه تنها میتواند در داخل تایوان به گسترش دیدگاههای «تردید نسبت به لای» و «تردید نسبت به آمریکا» دامن بزند، بلکه وزن و اعتبار مقامات تایوان را در نگاه کشورهای دارای روابط رسمی نیز کاهش خواهد داد.
ثانیاً، درون کشورهای دارای روابط رسمی با تایوان، بحثها درباره امکان برقراری روابط با چینِ سرزمین اصلی بهطور مداوم در حال شدت گرفتن است. به عنوان نمونه، پاراگوئه مدتهاست با تنگناهای توسعه اقتصادی مواجه بوده و تجارت خارجی آن بهشدت وابسته به صادرات محصولات کشاورزی است. چینِ سرزمین اصلی بهعنوان بزرگترین واردکننده سویا در جهان، برای پاراگوئه جذابیتی بسیار بزرگ دارد. در حال حاضر نیز چینِ سرزمین اصلی نخستین منبع واردات پاراگوئه است و ۳۵٫۵ درصد از کل واردات آن کشور را به خود اختصاص داده است. در سالهای اخیر، بازاندیشی در سیاست خارجی موجود در میان نخبگان سیاسی و اقتصادی این کشور بهطور فزایندهای آشکار شده است. نه تنها برخی نمایندگان پارلمان علناً تردید کردهاند که آیا حفظ روابط با تایوان «اتلاف وقت» نیست، بلکه مقامات حاکم نیز بارها تمایل خود را برای «توسعه روابط تجاری» با چینِ سرزمین اصلی ابراز کردهاند. شرایط مشابهی در دیگر کشورهای موسوم به «دوستان دیپلماتیک تایوان» همچون گواتمالا نیز در حال بروز است.
ثالثاً، سیاست خارجی ترامپ پس از بازگشت دوباره به قدرت نیز تأثیر عمیقی بر راهبرد «تحکیم روابط» تایوان گذاشته است. ترامپ پس از ورود دوباره به کاخ سفید، سیاستهای سختگیرانهتری در قبال کنترل مرزی و بازگرداندن مهاجران در آمریکای لاتین به اجرا گذاشت که این امر مستقیماً بر ثبات اقتصادی و اجتماعی بسیاری از کشورها ــ از جمله گواتمالا ــ تأثیر منفی گذاشته است. کاهش درآمدهای ارزی حاصل از حوالههای مهاجران، افزایش فشار بر اشتغال و تشدید نابرابری اجتماعی، همگی عواملی هستند که میتوانند کارایی کمکهای تایوان به این کشورها را تضعیف کنند. در چنین شرایطی، احزاب مخالف در این کشورها نیز راحتتر میتوانند از مسئله دیپلماسی بهعنوان ابزار انتخاباتی استفاده کنند؛ عاملی که خطر سست شدن روابط رسمی تایوان با این کشورها را افزایش میدهد.
۴. مشاهدات و اندیشهها
بنبست کنونی لای چینگده دیگر صرفاً یک رویداد اتفاقی ناشی از ناکامی در «سفر خارجی» نیست، بلکه نتیجهای اجتنابناپذیر از تغییرات در ساختار بینالمللی و فرسایش سیاسی داخلی به شمار میرود. هنگامی که توازن وابستگیهای خارجی دچار لغزش شود، شکافهای موجود در اجماع داخلی نیز بهسادگی میتوانند بینهایت بزرگنمایی شوند. «بنبست لای» شاید تنها نقطه آغاز باشد، در حالی که تکانههای بعدی احتمالاً فراتر از بحرانهای کنونی خواهند رفت:
۱- در شرایطی که گرایش معاملهمحور در سیاست دولت ترامپ نسبت به تنگه تایوان استمرار یابد، فضای خارجی تایوان ممکن است باز هم محدودتر شود و روابط آن با آمریکا بیش از پیش تحت تأثیر مسائل اقتصادی، تجاری و ژئوپولیتیکی قرار گیرد.
۲- اگر شکافهای سیاسی داخلی و کاهش اعتماد اجتماعی در تایوان کاهش نیابند، فرسایش داخلی در اجرای سیاستها شدت خواهد گرفت و توانایی دولت لای برای مقابله با فشارهای خارجی تضعیف خواهد شد.
۳- در روندی که نفوذ چین و آمریکا در «جهان جنوب» بهطور متناوب تغییر میکند، بازنگری کشورهای دارای روابط رسمی با تایوان در سیاستهای دیپلماتیک خود میتواند سرعت گیرد. بخشی از این کشورها ممکن است در انتخابهای استراتژیک خارجی خود تمایل بیشتری برای برقراری یا تعمیق روابط با چینِ سرزمین اصلی نشان دهند و این امر خطر بیثباتی در روابط رسمی تایوان را افزایش خواهد داد.
در چنین شرایطی که فشارهای گوناگون به هم گره خوردهاند، این پرسش اساسی پیش روی دولت لای چینگده قرار دارد: آیا او میتواند با بازتنظیم سیاست در برابر آمریکا، ترمیم شکافهای داخلی و گسترش همکاریهای اقتصادی خارجی، از این بنبست عبور کند یا نه؟ پاسخ به این پرسش، یکی از محورهای مهم برای رصد آینده وضعیت تنگه تایوان در سالهای پیشِ رو خواهد بود.
پایان/
نظر شما