تشییع نظم جهانی در داووس؛ جهان در آستانه چه عصری است؟

آنچه در داووس ۲۰۲۶ رخ داد بازتاب یک دگرگونی عمیق در سیاست بین‌الملل بود. نظمی که پس از جنگ جهانی دوم بر پایه قواعد، نهادها و مهار قدرت شکل گرفته بود، در برابر منطق زور در حال عقب نشینی است.

به گزارش تحریریه، در سال‌های اخیر واژه «نظم بین‌المللی» بیش از هر زمان دیگری در محافل سیاسی و دانشگاهی به چالش کشیده شده است. نظمی که پس از دو جنگ ویرانگر جهانی در قرن بیستم، با هدف مهار قدرت افسارگسیخته دولت‌ها و جایگزینی آن با قواعد، نهادها و حقوق بین‌الملل شکل گرفت، امروز با بحرانی وجودی روبه‌روست. بحران نه فقط در سطح نظری، بلکه در میدان عمل و تصمیم‌گیری قدرت‌های بزرگ است.

نشانه‌های این فروپاشی پیش از آنکه دونالد ترامپ بار دیگر به کاخ سفید بازگردد، آشکار شده بود. از ناتوانی جامعه جهانی در توقف جنگ و کشتار گسترده در غزه گرفته تا بی‌اعتنایی آشکار به قطعنامه‌ها و نهادهای بین‌المللی، همگی حاکی از تضعیف جدی نظام مبتنی بر قواعد بودند. با این حال، بازگشت ترامپ به قدرت، این روند را از یک فرسایش تدریجی به یک فروپاشی عریان و بی‌پرده تبدیل کرد.

پایان توهم «جهان قانون‌محور»

در سال ۲۰۲۳، زمانی که هنوز جو بایدن رئیس‌جمهور دموکرات آمریکا سکان کاخ سفید را در دست داشت، برخی اندیشمندان و حقوقدانان از «مرگ حقوق بین‌الملل» سخن گفتند. از جمله کمال حبیب استاد لبنانی حقوق بین‌الملل که اعلام کرد دیگر تدریس این رشته را بی‌معنا می‌داند؛ چرا که قواعدی که قرار بود مانع جنایت و تجاوز شوند، عملاً به کاغذی بی‌اثر تبدیل شده‌اند.

اما آنچه در دوران دوم ریاست‌جمهوری ترامپ رخ داد، حتی بدبین‌ترین تحلیل‌ها را نیز پشت سر گذاشت. تغییر نام وزارت دفاع آمریکا به «وزارت جنگ»، تهدید آشکار به تغییر رژیم‌ها، اعلام تمایل به تصرف سرزمین‌های متعلق به دیگر کشورها و استفاده بی‌پروا از زور نظامی، همگی نشان دادند که واشنگتن دیگر حتی تظاهر به پایبندی به نظم بین‌المللی نمی‌کند.

بمباران گسترده ایران با بمب‌افکن‌های B-۲، آن هم با سلاح‌هایی که دهه‌ها استفاده نشده بودند و ادعای بازگرداندن برنامه هسته‌ای این کشور به «۷۰ سال قبل»، تنها یک نمونه از بازگشت منطق «قدرت مطلق» به سیاست جهانی بود. اقدامی که نه‌تنها منشور ملل متحد، بلکه بدیهی‌ترین اصول حقوق بین‌الملل را به چالش کشید.

شکستن تابوها؛ از مصونیت رهبران تا مرزهای کشورها

یکی از تکان‌دهنده‌ترین رخدادها، بازداشت شبانه رئیس‌جمهور یک کشور مستقل و انتقال او با زنجیر به نیویورک بود؛ صحنه‌ای که یادآور قرون گذشته و رفتار امپراتوری‌ها با حکام مغلوب است. با این اقدام، عملاً کنوانسیون وین ۱۹۶۹ و توافقنامه ۱۹۷۳ درباره حمایت از مقامات بین‌المللی، بی‌اعتبار شد. پس از آن، تهدید علنی ترامپ به تصرف گرینلند و تحقیر رهبران اروپایی در نشست داووس، نشان داد که موضوع صرفاً چند اقدام موردی نیست، بلکه با یک تغییر پارادایم مواجه‌ایم: عبور از جهان قواعد به جهان زور.

داووس؛ مراسم ختم نظم جهانی

مجمع جهانی اقتصاد در داووس که همواره نماد همکاری اقتصادی و گفت‌وگوی چندجانبه بود، این بار به صحنه عزاداری برای نظم بین‌المللی تبدیل شد. رهبران کشورهای مختلف، به‌ویژه قدرت‌های متوسط، با لحنی بی‌سابقه از پایان عصر قواعد سخن گفتند. مارک کارنی نخست‌وزیر کانادا با صراحت اعلام کرد که جهان وارد «عصری پرمخاطره» شده است؛ عصری که در آن قدرت‌های بزرگ برای منافع خود، از ابزار فشار اقتصادی و سیاسی بدون هیچ محدودیتی استفاده می‌کنند. او هشدار داد که اگر کشورهای متوسط «بر سر میز تصمیم‌گیری نباشند، در فهرست قربانیان خواهند بود». این سخنان از سوی کشوری مطرح شد که هم عضو گروه هفت است و هم از متحدان نزدیک آمریکا در ناتو؛ اما اکنون خود را در معرض تهدید و باج‌خواهی واشنگتن می‌بیند.

آلمان؛ هشدار از دل تاریخ

در میان این هشدارها سخنان فریدریش مرتس صدراعظم آلمان بازتابی ویژه داشت. کشوری که خود دو بار در قرن بیستم، نماد سلطه‌طلبی نظامی بوده، اکنون نسبت به بازگشت جهان به منطق قدرت هشدار می‌دهد. مرتس در داووس گفت نظم جهانیِ هرچند ناقصِ پس از جنگ جهانی دوم، در حال فروپاشی است و جای خود را به نظمی می‌دهد که بر زور استوار است. او تأکید کرد اروپا هنوز انتخاب دارد، اما این انتخاب مستلزم واقع‌گرایی و سرمایه‌گذاری سریع در توان نظامی است. این سخنان از سوی بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا، به معنای پذیرش رسمی پایان دوره «صلح مبتنی بر تجارت» است؛ دوره‌ای که آلمان یکی از بزرگ‌ترین بهره‌برداران آن بود.

هشدار دبیرکل سازمان ملل: «سابقه‌ای خطرناک»

آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد، اگرچه به دلیل بیماری نتوانست در داووس حاضر شود، اما پیام او شاید صریح‌ترین هشدار درباره آینده جهان بود. او اعلام کرد نادیده گرفتن حقوق بین‌الملل از سوی رهبران، به معنای تخریب بنیان‌های نظم جهانی است. گوترش تأکید کرد منشور ملل متحد، سنگ‌بنای صلح و توسعه پایدار است و هرگونه انتخاب گزینشی قواعد، جهان را به سمت بی‌عدالتی، فساد نهادی و فروپاشی ارزش‌های مشترک سوق می‌دهد.

«نه» فرانسه به قانون جنگل

در میان رهبران غربی امانوئل مکرون بیش از دیگران تلاش کرده میان تعامل با واشنگتن و حفظ خطوط قرمز توازن ایجاد کند. او پیوستن به طرح‌های بحث‌برانگیز ترامپ از جمله شورای موسوم به «صلح غزه» و ایده تصرف گرینلند را رد کرده و این اقدامات را «غیرعاقلانه» دانسته است. مکرون در داووس تأکید کرد که فرانسه و اروپا تسلیم «قانون قوی‌تر» نخواهند شد. سخنانی که با تصمیم پاریس برای ساخت یک ناو هواپیمابر جدید، معنایی عملی نیز یافت. فرانسه به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای با سابقه طولانی حضور نظامی در جهان، پیام روشنی ارسال کرد: اگر نظم مبتنی بر قواعد از بین برود، اروپا نیز ناچار به بازتعریف قدرت خود خواهد بود.

جهان در آستانه چه عصری است؟

آنچه در داووس، بروکسل و نیویورک شنیده می‌شود، دیگر صرفاً نگرانی‌های دانشگاهی نیست. جهان به‌سرعت به سوی نظمی پیش می‌رود که در آن مرزها، حاکمیت‌ها و حتی مصونیت رهبران تابع موازنه قدرت هستند. این تحول، بیش از همه برای کشورهای مستقل و قدرت‌های غیرهمسو با غرب پیامد دارد؛ کشورهایی که پیش‌تر، هرچند به‌طور ناقص می‌توانستند به قواعد بین‌المللی استناد کنند. اکنون اما، «زور» بار دیگر به زبان اصلی سیاست جهانی تبدیل شده است. نظم بین‌المللی شاید هنوز به‌طور کامل دفن نشده باشد، اما آنچه در داووس ۲۰۲۶ رخ داد، بی‌شباهت به مراسم تشییع جنازه آن نبود؛ نظمی که قرار بود مانع بازگشت جهان به عصر امپراتوری‌ها شود، اما خود قربانی همان قدرت‌هایی شد که مدعی حفاظت از آن بودند.

نتیجه

آنچه در داووس ۲۰۲۶ رخ داد بازتاب یک دگرگونی عمیق در ساختار سیاست بین‌الملل بود. نظمی که پس از جنگ جهانی دوم بر پایه قواعد، نهادها و نوعی توافق حداقلی بر مهار قدرت شکل گرفته بود، امروز در برابر منطق عریان زور در حال عقب‌نشینی است. بی‌اعتنایی قدرت‌های بزرگ به حقوق بین‌الملل، تضعیف نهادهای چندجانبه و مشروعیت‌بخشی به اجبار اقتصادی و نظامی، همگی نشانه‌های ورود جهان به مرحله‌ای جدید و پرمخاطره‌اند.

سخنان رهبران کانادا، آلمان، فرانسه و حتی دبیرکل سازمان ملل نشان داد که بحران نظم بین‌المللی دیگر محدود به منتقدان سنتی غرب نیست، بلکه به درون خود ساختار قدرت غربی نیز سرایت کرده است. با این حال، واکنش‌ها عمدتاً به جای احیای قواعد مشترک، بر افزایش توان بازدارندگی و بازتعریف قدرت متمرکز شده‌اند؛ مسیری که خطر تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی و گسترش منازعات را در پی دارد.

در چنین شرایطی، جهان به سمت نظمی حرکت می‌کند که در آن امنیت، حاکمیت و حتی مشروعیت سیاسی بیش از هر زمان دیگری به موازنه قدرت وابسته است. اگر این روند مهار نشود، «قانون جنگل» می‌تواند جایگزین حقوق بین‌الملل شود و داووس ۲۰۲۶ نه به‌عنوان یک هشدار، بلکه به‌عنوان نقطه آغاز رسمی این گذار در تاریخ ثبت گردد.

منبع: مهر نیوز

پایان/

۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۰
کد خبر: 34366

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 6 =