عبدالخالق عبدالله، چهره برجسته اندیشکدهای اماراتی و بسیار نزدیک به آلنهیان در مورد رابطه ایران و چین نوشته است: «چین با وجود عمق منافعش با امارات و کشورهای عربی خلیج فارس، ایران را مهمترین شریک راهبردی خود در بلندمدت میداند. در محاسبات چین، پایداری ایران دلیلی بر افول آمریکا است که در خدمت منافع چین قرار میگیرد؛ از این رو، چین در جریان مرحلهٔ تجاوز وحشیانهٔ ایران، بهطور آشکار جانب ایران را گرفت.»
این عبارت بارها در پادکستهای مختلف از جانب بنده و کارشناسان دیگر گفته شد، اما همواره جریان غربگرا با عباراتی چون «رابطه چین و دول عربی بسیار عمیق است» و «چین هرگز ایران را به کشورهای عربی ترجیح نمیدهد» بارها و بارها به طرفداران پارادایم «نظم محور» حمله کردند.
در مقاله اخیر نیز با استدلال نشان دادیم که اصرار امارات برای بازی در نظم آمریکایی و کوریدور IMEC چطور منافع بلند مدت چین و روسیه را تهدید میکند، که مواضع اخیر مدودف در مورد بابالمندب و تنگه هرمز و تشبیه آنها به «سلاح اتمی ایران» مؤید نکته اخیر است.
با وجود این نکات اکنون قصد دارم نکته مهمی را به متفکرین، سیاستپژوهان و سیاستگذاران کشور عرض نمایم:
با وجود تمام علائم و شواهد، دال بر امکان نزدیکشدن تهران، پکن و مسکو و ارتقای روابط به سطح راهبردی (البته در عمل، نه در لفاظیهای پوک ژورنالیستی)، تلاش گستردهای توسط عدهای «کارچاقکن» فاقد اندیشه راهبردی، برای دور کردن روابط ایران، چین و روسیه و هضم شدن ایران در نظم آمریکایی در جریان است؛ و جریان نرمالیزاسیون و غربگرا با قدرتی زایدالوصف در تلاش است مسیر کشور در این مقطع حساس تاریخی به سمت نادرستی منحرف شود، که این مسیر نادرست هم پیش از جنگ ۱۲ روزه (در قالب سفر خالد بنسلمان و وعده سرمایهگذاری ۱۰۰۰ میلیاردی) و هم پیش از جنگ ۴۰ روزه آزموده شده و عاقبت به جنگ منجر شده است.
امیدواریم دلسوزان کشور و در رأس آنها مقام معظم رهبری، رئیسجمهور محترم و جناب دکتر قالیباف با تدابیر به موقع و درست خود هرچه سریعتر کشور را به سمتی که شایسته آن است، هدایت نمایند.
پایان/













نظر شما