به گزارش تحریریه، تمام نیروهای نظامی طبیعتاً تمایل دارند که از جنگ اوکراین درسهایی بگیرند، اما باید دقت کنیم که بیش از حد بر فناوری متمرکز نشویم. هر جنگی ویژگیهای خاص خود را دارد که تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله فناوری، دکترین، تاکتیکها و فرهنگ نظامی طرفین درگیر قرار میگیرد. جنگ روسیه و اوکراین نیز از این قاعده مستثنی نیست و اگر این جنگ را به درستی در زمینهاش قرار ندهیم، این خطر وجود دارد که نیروهای نظامی به نتایج نادرستی برسند.
درسهایی از اوکراین
فناوریهای میدان جنگ اوکراین، بهویژه پهپادها، هنوز باعث ایجاد شیوه جدیدی از جنگیدن نشدند. بلکه آنها بیشتر بهعنوان جایگزینی برای قابلیتهای مفقود شده عمل میکنند. تغییرات دائمی در نیروهای نظامی ناتو فقط زمانی رخ خواهد داد که این فناوریها با پلتفرمهای موجود ترکیب شوند و مهمتر از همه، از طریق دکترینها و مفاهیمی که واقعاً ظرفیت آنها را برای ایجاد برتری به بهرهبرداری میرسانند، به کار گرفته شوند.
در اوکراین، ما ترکیبی از جنگ جهانی اول و جنگ جهانی سوم را میبینیم. فناوری، از جمله پهپادها، رباتها و هوش مصنوعی، پیشنمایشی از آنچه در یک جنگ آینده انتظار داریم را ارائه میدهد. اما همچنین میبینیم که از تهاجم اولیه روسیه در فوریه ۲۰۲۲ و ضد حملات اوکراینیها در پاییز همان سال و در کورسک ۲۰۲۴ به بعد، بهطور قابل توجهی ایستا، فرسایشی و یادآور جنگ جهانی اول شده است.
به نظر میرسد که پهپادها تاکنون قادر به جایگزینی قابلیتهایی مانند تانک یا خودروهای جنگی پیادهنظام نیستند، چرا که هنوز نمیتوانند زمین را تصرف کرده و نگه دارند، یا برای ایجاد شوک عملیاتی حرکت کنند، یا به اندازه تانکها واکنش نشان دهند. پهپادها بیشتر مکملی برای قابلیتهای سنتی خواهند بود، و هنوز بهطور مؤثر با مجموعه کامل پلتفرمهای موجود ترکیب نشدهاند.
بر اساس تجربیات، شیوههای جنگی ما بهندرت تغییر میکند مگر اینکه توسط دکترین و مفاهیم هدایت شود و در عین حال نیاز به تغییر فرهنگی نیز دارد.
رفتار اوکراین در استفاده از پهپادها را نباید بهعنوان مدل آمادهای برای ناتو در نظر گرفت. اوکراین در حال جبران کمبود توانمندیها، بهویژه در زمینه توپخانه و پیادهنظام است. رویکرد پهپادمحور آن منجر به بنبست در میدان شده است، نه یک پیشرفت. عوامل واقعی تغییر، دکترین و مفاهیم هستند، نه ابزارها. پذیرش فناوری باید تحت دکترین تکاملیافته، مفاهیم عملیاتی و فرهنگ سازمانی قرار گیرد. فناوری بهتنهایی نمیتواند شیوه جدیدی از جنگ را به ارمغان آورد، هرچند که میتواند بهطور مؤثری آن را ممکن سازد.
ایجاد تغییر شامل یک فرآیند سیستماتیک از تحقیق و توسعه، تحلیل عملیاتی، آزمایشها، ارزیابیها، بهکارگیری و آموزش واقعبینانه است. بهعنوان مثال، ما نمیتوانیم بدانیم که آیا یک دسته خودمختار از پهپادها مؤثرترین روش برای مقابله با اهداف در عمق خواهد بود مگر آنکه این ایده بهطور سیستماتیک آزمایش شود.
این فرآیند سیستماتیک همچنین شامل تمام خطوط توسعه قابلیتها، از جمله دکترین، طراحی نیرو، آموزش و لجستیک است که در معادل بریتانیایی TEPIDOIL و معادل آمریکایی آن DOTMLPF-P گنجانده شده و احتمالاً منجر به ساختارهای نیرویی و شغلی بسیار متفاوت خواهد شد.
یکپارچگی، منبع واقعی برتری است
پهپادها، هوش مصنوعی و مهمات نرمافزارمحور باید با تانکها، خودروهای جنگی پیادهنظام، توپخانه، نیروی هوایی و شبکههای فرماندهی و کنترل مؤثر ترکیب شوند. پتانسیل واقعی سیستمهای جدید تنها زمانی آشکار خواهد شد که آنها با قابلیتهای پیشین ترکیب شوند تا یک نیروی یکپارچه با مفاهیم عملیاتی مناسب ایجاد شود.
مناطق مختلف نیازمند مفاهیم عملیاتی متفاوت خواهند بود. بهعنوان مثال، نبرد نزدیک پهپادمحور اوکراین بهطور خودکار به عملیات در برابر سیستمهای پیشرفته ضد دسترسی و منع منطقهای چین قابل انتقال نیست، حتی اگر این رویکرد در نبردهای نزدیک تایوان یا کره کاربردی داشته باشد.
فرهنگ همیشه در قلب تغییر واقعی است
امروزه برای ایجاد تغییر باید سیستمهای نرمافزارمحور و خودمختار را در مقیاس گسترده بهکار بگیریم تا یاد بگیریم چگونه از آنها استفاده کنیم و سپس با آزمایش آنها بفهمیم آیا فرضیات ما تحت چالشهای زمانی، مکانی و شرایط اشباع که پیشتر ذکر شد، اصلاح میشوند یا نه. انقلاب واقعی تنها زمانی به وقوع خواهد پیوست که این سیستمها به اندازه کافی بهطور گستردهتری بهکار گرفته شوند تا پتانسیل واقعی عملیاتی و محدودیتهای آنها شناخته شود و این اطلاعات به مفاهیم عملیاتی تبدیل گردد.
منبع: وار آن راکس/اندیشکده تهران
پایان/













نظر شما