در چشمانداز سینمایی که روزبهروز بیشتر تحت سلطه بازسازیها و فرانچایزها قرار میگیرد، سری فیلمهای چاقوکشی رایان جانسن به عنوان نمادی از اصالت برجسته است و معماهای کلاسیک را با نقدهای اجتماعی تند ترکیب میکند. با بیدار شو مرد مرده: یک معمای چاقوکشی، سومین قسمت که در دسامبر ۲۰۲۵ روی نتفلیکس منتشر شد، جانسن فرمول را به ارتفاعات جدیدی میرساند. این فیلم نه تنها یک پازل هوشمندانه دیگر است، بلکه کاوشی عمیق در ایمان، فساد و رستگاری است. با مدت زمان ۱۴۵ دقیقه، طولانیترین قسمت سری است، اما سرعت سنجیده و عمق احساسیاش هر لحظه را ارزشمند میکند. فیلمنامه جانسن، که با تأملات شخصیاش بر مذهب آمیخته شده، معمایی ارائه میدهد که هم از نظر فکری تحریککننده و هم از نظر احساسی تأثیرگذار است.
فیلمساز کارآگاه بنوا بلانک (دنیل کریگ) را به یک کلیسای کاتولیک دورافتاده و فرسوده در شمال ایالت نیویورک در آخر هفته عید پاک میبرد. حادثه محرک، قتل به ظاهر غیرممکن مونسیگنور جفرسون ویکس (جاش برولین)، کشیشی کاریزماتیک اما جنجالی است که موعظههای آتشین و تفرقهانگیزش بسیاری را از کلیسا دور کرده. بلانک، که توسط رئیس پلیس محلی جرالدین اسکات (میلا کونیس) فراخوانده میشود، با پدر جود دوپلنتیسی (جاش اوکانر)، بوکسور سابق که پس از یک خشونت ناگهانی به این کلیسا تبعید شده، همکاری میکند. مشکوکین به جنایت شامل مجموعهای متنوع هستند: گلن کلوز در نقش مارتا دلاکروا، پیرو وفادار اما رازآلود؛ جرمی رنر در نقش دکتر نت شارپ، پزشک الکلی؛ کری واشینگتن در نقش ورا درِیوِن مرموز؛ دریلی مککورمک در نقش سای درِیوِن، اینفلوئنسر جاهطلب MAGA؛ اندرو اسکات در نقش نویسنده علمی-تخیلی لی راس؛ کیلی اسپینی در نقش سیمون ویوانه؛ توماس هیدن چرچ در نقش سامسون هولت عجیب؛ و جفری رایت در نقش اسقف لانگستروم.
جانسن از چارچوب معماهای کلاسیک "اتاق قفلشده" مانند فرضیه هفتم پل هالتر یا قتلها در خیابان مورگ ادگار آلن پو الهام گرفته، اما آن را با پیچشهای مدرن ترکیب کرده. فضای گوتیک فیلم – شبهای طوفانی، نیمکتهای جیرجیرکننده و اتاقهای اعتراف سایهدار – حس ترس ایجاد میکند و نشاندهنده تغییر تونال از طنز آفتابی فیلم قبلی (پیاز شیشهای) به چیزی تاریکتر و دروننگرانهتر است.
دنیل کریگ در نقش بنوا بلانک همچنان قلب تپنده فیلم است و رفتارهای عجیبش منبع طنز در میان تاریکی است. اما در بیدار شو مرد مرده، کریگ لایههایی از آسیبپذیری را اضافه میکند؛ بلانک با شک خودش به ایمان دست و پنجه نرم کرده و او را بیش از یک حلکننده پازل – به یک فیلسوف ناخواسته – تبدیل میکند. این بازی، بلانک را به عنوان یکی از بزرگترین کارآگاههای سینما تثبیت میکند و دقت هراکول پوآرو را با جذابیت مردمی «ستوان کلمبو» در مجموعه کلمبو، ترکیب میکند.
در هستهاش، بیدار شو مرد مرده یک بحران ایمان است که به شکل معمای قتل پنهان شده. جانسن، که از تربیت اوانجلیست خود و خروج بعدی از مذهب سازمانیافته الهام گرفته، داستانی میسازد که سوءاستفاده معنوی را بدون محکوم کردن باور نقد میکند. قتل ویکس – ضربه خورده در اتاق مقدس قفلشده در مراسم آدینه نیک – به عنوان توطئهای شامل مارتا، نت و سامسون آشکار میشود. انگیزه؟ الماسی پنهان به نام "سیب حوا"، نماد گناه نخستین و طمع، که در جسد پدربزرگ ویکس مخفی شده. مارتا ویکس را مسموم میکند، نت او را ضربه میزند و سامسون در یک نمایش توهینآمیز عید پاک، ویکس را به شکل رستاخیز جعلی تقلید میکند و داستان کتاب مقدس را برای سود شخصی تحریف میکند.
از نظر سیاسی، فیلم ترامپیسم را از طریق ویکس و سای درِیوِن هجو میکند و افراطگرایی مذهبی را به عنوان ابزاری برای تفرقه و کلاهبرداری نشان میدهد.
پیچشهای داستانی استادانه هستند. آشکار شدن رستاخیز به عنوان کلاهبرداری، داستان را از فراطبیعی به فریب تبدیل میکند و به دنبال خیانتها (نت، سامسون را میکشد، مارتا نت را مسموم میکند) که تعداد اجساد را افزایش میدهد. سرنخهای بازی منصفانه – پخششده در موعظهها، اعترافات و تصاویر – بینندگان دقیق را پاداش میدهد، هرچند مدت زمان گاهی در توضیحات طولانی میشود.
کارگردانی جانسن بینقص است و فیلمبرداری استیو یدلین زیبایی ترسناک کلیسا را – آبیهای سرد، شمعهای سوسوزن و فضاهای خارجی طوفانی – که وحشت گوتیک را القا میکند، ثبت میکند. موسیقی نیتان جانسن، که سرودهای ارگانی را با رشتههای پرتنش ترکیب میکند، جو را افزایش میدهد. تدوین باب دوسی زمانبندیها و آشکارسازیها را استادانه مدیریت میکند.
بیدار شو مرد مرده سری چاقوکشی را به عنوان یکی از بهترین سهگانههای مدرن تثبیت میکند. تکامل فیلمساز – از معمایی طنزآمیز به تریلر فلسفی – فیلمسازی را نشان میدهد که از چالش مخاطبان نمیترسد.
پایان/













نظر شما