آیا افشای پرونده اپستین با دخالت نظامی آمریکا در جنگ ۱۲ روزه مرتبط است؟

در حالی که افشای ابعاد تازه‌ای از پرونده جنجالی «جفری اپستین» بار دیگر فضای سیاسی آمریکا را ملتهب کرده، برخی تحلیل‌ها از همزمانی معنادار این تحولات با تحرکات دیپلماتیک و نظامی واشنگتن در خاورمیانه سخن می‌گویند. دیدار «مارک لوین» عضو پیشین هیات مشورتی وزارت امنیت داخلی آمریکا با «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری ایالات متحده و بحث بر سر حمایت از عملیات نظامی رژیم اسرائیل، در کنار بازگشت نام اپستین به صدر اخبار، این پرسش را مطرح کرده که آیا این دو پرونده فقط تقارن زمانی‌ دارند یا بخشی از پازلی پیچیده‌تر در سیاست آمریکا هستند؟

به گزارش تحریریه، یک جزیره کوچک، صدها گیگ فیلم‌های سوءاستفاده جنسی از کودکان و یک متهم بزرگ که حالا زیر خاک است. این ها اجزای پرونده ای هستند که شاید بزرگترین پرونده رسوایی جنسی در تاریخ سیاسی آمریکا باشند؛ پرونده رسوایی «اپستین».

با کمی تامل در اطلاعات منتشر شده، مشخص می‌شود که این پرونده بیشتر به فضای داخلی آمریکا باز می گردد با رازهایی که احتمالا هرگز افشا نخواهند شد. اما شاید بتوان با نگاهی دقیق‌تر و چینش دوباره پازل‌های این پرونده به سرنخ‌هایی جالب تری رسید، زندگی سیاسی ترامب، جاسوسی برای اسرائیل.

در مستندی تحت عنوان «دفترچه چرمی» به ابعاد متفاوتی از ماجرای اپستین پرداخته شده و آمده است که نقطه اوج گیری زندگی «جفری اپستین» به اوائل دهه هفتاد میلادی برمی گردد. زمانی که او بدون سابقه تدریس با مدرک مرتبط به عنوان معلم ریاضی وارد مدرسه «دالتون» در نیویورک شد. مدرسه خصوصی که مدیریت آن بر عهده «دونالد بار» پدر «ویلیام بار» دادستان کل ایالات متحده در دو دوره بین سال های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۳ و ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۰ درست زمانی است که پروند رسوایی جنسی اپستین دوباره از طرف «اف بی آی» باز شد. بازی با سرنوشت یا چیزی دیگر، فعلا جز یک همزمانی اتفاقی کسی به چیزی شک ندارد.

اپستین ظاهرا جز اعتماد به نفس فوق العاده چیزی نداشت، حتی تجارب او در دنیای تجارت هم چندان قابل توجه نبود. ولی او همیشه با ثروتمندان در حال رفت و آمد بود.

ویلاهای شیک و امارت‌های ویلایی می‌خرید و میلیون‌ها دلار به دانشگاه‌های معروف کمک می‌کرد. اما منبع این پول‌های بی‌نهایت کجا بود؟ «لیتل سینت جیمز» جزیره خصوصی او در دریای کارائیب و در نزدیکی «پورتوریکو» است که در سال ۱۹۹۸ به مالکیت اپستین درآمد و به نام جزیره اپستین شناخته می‌شود. این همان جزیره ایست که در آن یکی از بزرگترین رسوایی‌های جنسی تاریخ آمریکا در حال شکل گیری بود.

اولین موج رسوایی علیه اپستین در سال ۲۰۰۵ آغاز شد. زمانی که والدین یک دختر ۱۴ ساله از او به دلیل سوءاستفادی جنسی شکایت کردند. با شروع تحقیقات پلیس مشخص شد که اپستین تنها یک قربانی نداشته بلکه ده‌ها دختر نوجوان دیگر نیز درگیر این شبکه بودند.

در این مرحله بازرسی‌ها فقط شامل اقامتگاه اپستین در فلوریدا می‌شود و نه جزیری شخصی او. پرونده بعدها به جای ارجاع به دادگاه فدرال، با توافقی جنجالی میان اپستین و «الیکساندر آکوستا» دادستان فدرال منطقه جنوبی فلوریدا به شکل غیرمعمول مختومه شد. نتیجه این توافق محکومیت ۱۸ ماهه‌ای بود که اپستین در بیشتر آن مدت آزادانه از زندان خارج می‌شود. توافقی که بعدها یکی از بزرگترین رسوایی‌های قضایی آمریکا نام گرفت.

اپستین دوباره به کسب و کار قبلی خود برگشت. اما در سال ۲۰۱۹ این بار اف‌بی‌آی به سراغ او رفت این بار به اتهام قاچاق جنسی. پس از دستگیری اپستین، پلیس فدرال در بازرسی از خانه او حجم عظیمی از مدارک مرتبط با فعالیت‌های غیرقانونی اپستین را کشف کرد. به نظر می‌رسید محاکمه بزرگی در راه باشد اما ناگهان خبر خودکشی اپستین در زندان فدرال متروپولتین نیویورک در تاریخ ۱۰ آگوست ۲۰۱۹ همه را شوکه کرد.

اپستین مرده بود و پروند ناگهان به نقطه پایان رسید، همه چیز تمام شد؛ البته در ظاهر. اما به نظر می‌رسید نفرین روح اپستین تازه بر سر فضای سیاسی آمریکا به پرواز در آمده باشد، به خصوص برای ترامپ.

اپستین مانند بسیاری از مجرمان فعال در جرائم سازمان یافته تنها عمل نمی‌کرد. شبکه‌ای از افراد در کنار او فعالیت داشتند. از کسانی که دختران نوجوان را شناسایی می‌کردند تا افرادی که مدیریت خانه‌ها را برعهده داشتند.

اما در میان همه این افراد یک نام بیش از همه برجسته است، «گیلین مکسول». جنجال مکسول تنها به نقش او در کنار اپسین محدود نمی شود و نکته مهم تر پیشینه خوانوادگی اوست؛ پیشینه‌ای که سایه‌ای سنگینی بر پرونده اپستین می‌اندازد و ابعاد سیاسی و امنیتی ماجرا را گسترده‌تر می‌کند. مکسول دختر رابرت مکسول سرمایه‌گذار و غول بزرگ رسانه ای بود؛ غولی که در نهایت کارش به رسوایی مالی و خودکشی رسید.

مکسول، به عنوان یک یهودی ارتدکس، در چک‌واسلواکی به دنیا آمده بود و یک مسیر طولانی را برای رسیدن به ثروت طی کرد. او پس از حمله آلمان نازی به شرق اروپا، به بریتانیا رفت و سپس به عضویت ارتش این کشور درآمد. بعد از سقوط برلین، به عنوان یک گزارشگر به این شهر رفت و همین اتفاق این شانس را به اون داد تا به عنوان بخشی از شبکه جنگ نرم سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) وارد دنیای مطبوعات شود. در اواخر دهه هشتاد میلادی مکسول صاحب یکی از بزرگترین امپراتوری های رسانه‌ای اروپا بود. مجموعه‌ای عظیم شامل روزنامه‌ها و نشریات متعدد.

اما در پشت این ظاهر قدرتمند، بحران بزرگی در حال شکل گیری بود. مکسول برای جبران بدهی‌های سنگین و شکست مالی‌اش به طور پنهانی شروع به انتقال دارایی‌های صندوق بازنشستگان مجموعه خود به شرکت‌های دیگر تحت مالکیتش کرد. در نوامبر ۱۹۹۱، وقتی جنازه او بر روی عرشه کشتی شخصی‌اش پیدا شد، رسوایی مالی او آشکار شد.

بیش از ۴۰۰ میلیون پوند از دارایی صندوق بازنشستگی کارکنان ناپدید شده بود. دو پسر او کوین و یان مکسول به دادگاه کشیده شدند، اما در نهایت با نبود مدرک کافی و مرگ مکسول پدر به عنوان متهم اصلی، پرونده مختومه اعلام شد. جسد مکسول به قدس اشغالی منتقل شد و مراسم خاک سپاری او در حضور «اسحاق شامیر» نخست وزیر وقت رژیم اسرائیل برگذار شد.

علاوه بر او، ۶ نفر از مقامات ارشد وقت دستگاه اطلاعاتی رژیم اسرائیل نیز در مراسم حضور داشتند. حضوری که بار دیگر شایعات دیرینه درباره ارتباط نزدیک مکسول با سرویس‌های اطلاعاتی تل‌آویو را تقویت کرد. از جاسوسی برای موساد تا ایجاد خط ارتباطی بین رژیم صهیونیستی و اتحاد جماهیر شوروی.

با تمام این سوابق، آیا گلین دختر رابرت مکسول تنها با انگیزه شخصی در شبکه اپستین ایفای نقش کرده است یا باز هم پای موساد در میان است؟ اپستین بارها در محافل خصوصی ادعا کرده بود که برای یک سرویس اطلاعاتی خارجی کار می کند. بسیاری آن را بخشی از شخصیت لاف‌زن و اهل بزرگ نمایی او می‌دانستند.

با این حال، این ادعا بعدها اهمیت تازه‌ای پیدا کرد. در سال ۲۰۰۷، الکساندر آکوستا، دادستان وقت فلوریدا که بعدها در دولت ترامپ وزارت کار را بر عهده داشت در توضیح دلیل توافق عجیب و حکم بسیار عجیب اپستین گفته بود که به او گفته شده اپستین برای دولت کار می‌کند و باید از پرونده کنار بکشند.

واقعیت همین است که سطح ارتباطات اپستین با چهره‌های تراز اول سیاسی و اقتصادی چندان تناسبی با موفقیت‌های او نداشت. اپستین بدون داشتن تحصیلات خاص یا ساختار تجاری جدی به حلقه‌های قدرت دسترسی داشت. چهرهایی که بعدها هر گونه اطلاع از کارهای اپستین را تکذیب کردند.

چهره هایی همچون «ایلان ماسک»، «مارک زاکربرگ»، «بیل کلینتون»، «لری سامرز»، رئیس سابق دانشگاه هاروارد، مدل‌های بریتانیایی و حتی «استیون هاوکینگ». در سال‌های پس از مرگ اپستین برخی رسانه‌ها مدعی شدند فهرستی از مشتریانی وجود دارد که برای پذیرای جنسی به جزیره شخصی اپستین و با هواپیمای اختصاصی او مشهور به «لولیتا اکسپرس» منتقل می‌شدند.

با این حال اف‌بی‌ای بارها اعلام کرده است که در پروند رسمی و مدارک دادگاه هیچ فهرست قطعی و قابل استنادی از چنین مشتریانی وجود ندارد. تا اینجا نشانی از ترامپ در پرونده اپستین نیست، به غیر از این که او هم در فهرست مهمانان او بوده است. نکته‌ای مهم که نمی شود به این سادگی از کنار آن رد شد. احتمالا عکس ملانیا و ترامپ با مکسول و اپستین جزو مشهورترین این عکس هاست که مردم دنیا با آن ترامپ را به خاطر می آورند. ترامپ مدعی است که در سال ۲۰۰۴ به خاطر رفتار نامناسب اپستین با او قطع رابطه کرده است. اما همه می‌دانند که او حقیقت را نمی‌گوید، با این حال ترامپ همچنان با این موضوع درگیر است و یکی از این دلایل حساسیت طرفداران ترامپ به این پرونده است.

برای درک این حساسیت باید به اوایل سال ۲۰۱۰ و شکلگیری جریان فکری برگردیم که امروز با نام «ماگا» شناخته می‌شود. در آن دوران گروهی از کاربران ناشناس در شبکه‌های اجتماعی ایده‌هایی درباره فساد گسترده در دولت آمریکا منتشر کردند. مشهورترین آنها حسابی ناشناس با نام «Q» بود، فردی که مدعی بود از داخل دستگاه امنیتی آمریکا پیام‌های رمزگذاری شده منتشر می‌کند.

نوشته‌های او چنان محبوب شد که بعدها یک فرقه به نام «QANAN» پیرامونش شکل گرفت. طرفداران این حساب معتقدند ایالات متحده توسط فرقه‌ای قدرتمند که درگیر قاچاق جنسی کودکان است اداره می‌شود. از نگاه طرفداران این فرقه حقیقت در فهرست مشتریان اپستین نهفته است.

ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی خود وعده داد که در صورت رسیدن به قدرت پرونده اپستین را دوباره بررسی خواهد کرد. این وعده عملی شد اما نتیجه‌ای جز تکرار همان یافته‌هایی گذشته نداشت و هیچ اطلاعات تازه‌ای منتشر نشد. انتشار چنین اسنادی هم تنها منجر به تمسخر ترامپ و دولت او در آمریکا شده است.

تا اینجا ماجرا تغییری نمی کند اما تکرار یک ادعای عجیب در جریان جنگ سیاسی آمریکا پای همه را دوباره وسط کشید. همه به یاد می اورند که ایلان ماسک برای پیروزی ترامپ همه کار کرد از خرید توییتر و برگردان ترامپ به آن تا تبلیغ شهر به شهر برای او. ایلان ماسک بعد از پیروزی به عنوان رئیس اداره کارآمدی کاخ سفید منصوب شد، جایی که باید ده‌ها ملیارد دلار از هزینه‌های دولت کم می‌کرد. اما از نگاه ترامپ دو پادشاه در یک اقلیم نمی‌گنجید و به همین زودی اختلاف‌ آنها شروع شد. ترامپ که ابدا از ماشین‌های برقی ماسک دل‌ خوشی نداشت یارانه تولید ماشین‌های برقی را قطع کرد.

ماجرا وقتی جالب می‌شود که ایلان ماسک، مدیرعامل و یکی از بزرگترین سهامداران «تسلا»، بزرگترین تولیدکنندگان ماشین‌های برقی است. جدال لفظی دو طرف به زودی به فضای مجازی کشیده شد. ترامپ با عصبانیت تهدید کرد که پروژه‌های دولتی ماسک از جمله پرتاب‌های فضایی را قطع می‌کند.

اینجا بود که ماسک ضربه اصلی را زد و اعلام کرد «ترامپ جزو مشتریان اپستین است» و این دلیل واقعی آن است که چرا این پرونده‌ها عمومی نشده‌اند. مدتی بعد و پس از بالا گرفتن این تنش ها اف‌بی‌آی و وزارت دادگستری آمریکا تأکید کردند که چیزی به اسم فهرست مشتریان اپستین وجود ندارد و مدارک جدیدی برای انتشار پیدا نشده است. پاک کردن توییت‌های ایلان ماسک و اخبارهای منتشر شده باید فضا را آرام می‌کرد اما ضربه بعدی نشان داد که طوفان به تازگی شروع شده است.

روزنامه وال‌استریت ژورنال اندکی بعد گزارش مهمی را منتشر کرد؛ طبق این گزارش گیلین مکسول در یک آلبوم چرمی، ده‌ها نامه بین اپستین و چهرهای معروف را جمع آوری کرده است. در یکی از نامه‌ها ترامپ به مناسبت تولد اپستین در سال ۲۰۰۳ بر روی عکسی از یک زن برهنه کلمات عجیبی را خطاب به اون نوشته است.

ترامپ بی‌درنگ بعد از این اتفاق وجود این نامه را تکذیب و وال‌استریت ژورنال را به شکایتی چند ملیارد دلاری تهدید کرد. نکته جالب اینکه تمام این اتفاقات در ماه جولای اتفاق افتاد. زمانی که رژیم اسرائیل درحال آماده سازی برای حمله به ایران و متقاعد کردن ترامپ برای همراهی با این حمله بود.

آیا واقعا ترامپ جزو مشتریان اپستین بوده است؟ کسی درست نمی داند. وال‌استریت ژورنال باوجود شکایت ترامپ تاکید می‌کند که اطلاعات گزارش شده در این زمینه درست است و در دادگاه از آن دفاع خواهد کرد. اگر این ادعا را درست بدانیم به احتمال زیاد آلبوم چرمی مکسول از دفتر موساد در تلاویو سر در آورده است.

صرف نظر از ارتباط عمیق مکسول با موساد، سابقه رژیم اسرائیل برای اخاذی از رئیسان جمهوری آمریکا به دهه ۹۰ باز می‌گردد. زمانی که واحد ۸۲۰۰ موساد مکالمات تلفنی کلینتون و «مونیکا لوینسکی» را شنود و رابطه مخفیانه این دو نفر را کشف کرد. بعدها نتانیاهو از این مکالمات برای فشار بر کلینتون در جریان مذاکرات سازش استفاده کرد.

وقتی وابستگی ایلان ماسک به لابی اسرائیل در آمریکا را کنار این ماجراها می‌گذاریم، متوجه می‌شویم که ترامپ حسابی در منگنه قرار گرفته است. اما امتیازی که صهیونیست‌ها به دنبال آن بودند، چه بود؟

برای فهمیدن ماهیت این امتیاز باید به چهارم ماه ژوئن بازگردیم یک روز قبل از توییت ایلان ماسک در درباره ارتباط ترامپ و اپستین. در این روز «مارک لوین» روزنامه نگار و وکیل آمریکایی و عضو پیشین هیات مشورتی وزارت امنیت داخلی آمریکا، یکی از مهمترین حامیان رژیم صهیونیستی به دیدار ترامپ رفته است. دیداری که هدف از آن جذب ترامپ برای حمایت از عملیات نظامی اسرائیل در خاور میانه بود. بر اساس گزارش روزنامه نیویورک تایمز، ترامپ در این دیدار می‌خواهد زمان بیشتری به دیپلماسی بدهد. ظاهرا پس از این پاسخ است که ماسک ناگهان به یاد ارتباط بین ترامپ و اپستین می‌افتد.

روز سیزدهم ژوئن و در میان مذاکرات ایران و آمریکا، رژیم صهیونیستی به ایران حمله کرد و ترامپ در نهایت با بمباران سایت اتمی فردو به رژیم اسرائیل می پیوندد. این اتفاق بسیاری از طرفداران ترامپ را حتی در خود حزب جمهوری خواه نیز مایوس می‌کند، چرا که بسیاری از این افراد انتظار داشتند ترامپ از سیاست‌های جنگ طلبانه آمریکا عقب می‌کشید.

با این حال به نظر می رسد که ترامپ با جنگ در خاورمیانه موافق است. افرادی مثل «تاکر کارلسون» یا «جو روگن» به عنوان بلندگوهای جریان زده جنگ آمریکا از اخاذی رژیم اسرائیل از ترامپ سخن می گویند. البته با توجه به سوابق قبلی موساد چنین امری محتمل است.

در سال های گذشته برخی از رسانه‌ها از وجود مدارکی ناگفته در زندگی ترامپ سخن گفتند. با این حال دادن نقش قربانی به ترامپ هم در این میان کمی زیاده روی است. ترامپ در طول رقابت‌های انتخاباتی از کمک‌های بی‌شائبه صهیونیست‌ها و لابی‌های آنها بهره برده است. برای مثال افرادی همچون «مریام ادلسون» همسر «شلدون ادلسون» مالک روزنامه «اسرائیل هیوم» و تاجر یهودی که در عمل ترامپ را از ورشکستگی نجات داد.

اسرائیل می‌داند که ایران به سرعت در حال ترمیم آسیب‌هایی خود است و با این حال رژیم صهیونیستی برای یک حمله دیگر علیه ایران از همان ابتدا هم به حمایت آمریکایی‌ها نیاز داشت. حمله ایران در روز پایانی جنگ ۱۲ روزه به پایگاه العدید به خوبی تبعات سخت چنین تصمیمی را به ترامپ یادآوری کرد.

منبع: ایرنا

پایان/

۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۰
کد خبر: 34450

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 9 + 1 =