بی‌خوابی در تل‌آویو

پایگاه آمریکایی «میدل ایست مانیتور» در مطلبی آورده است که مقایسه ایران با عراق ۲۰۰۳ یا ونزوئلای تحریم‌شده، خطای راهبردی‌ است که می‌تواند منطقه را به آستانه بحرانی تازه بکشاند؛ زیرا تهران نه کشوری آماده فروپاشی است و نه هدفی برای یک حمله محدود و بی‌هزینه. از این رو مسیر مذاکرات محدود به پرونده هسته‌ای تهران، همان چیزی است که نخست وزیر اسرائیل را بی‌خواب کرده است.

به گزارش تحریریه، در بخشی از گزارش این پایگاه خبری آمریکایی، آمده است: بار دیگر الگوی آشنای تنش میان آمریکا و ایران تکرار می‌شود؛ یک طرف از دیپلماسی سخن می‌گوید، اما آن را با تهدید به زور همراه می‌کند. هنگامی که واشنگتن این تقابل را به یک «استراتژی» تبدیل می‌کند، تنها نتیجه آن خطرناک‌تر شدن منطقه‌ای بی‌ثبات و افزایش احتمال یک درگیری گسترده‌تر است. اگر هدف اعلام‌شده کاهش تنش است، چرا میز مذاکره هر بار به سکوی رویارویی تبدیل می‌شود؟

تهران اما خط قرمزی روشن ترسیم کرده است؛ مذاکرات فقط درباره موضوع هسته‌ای و نه هیچ چیز دیگر!

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا خود را معامله‌گر بزرگ معرفی می‌کند؛ گویی فشار خودبه‌خود به اقناع منجر می‌شود. در همین حال، شریک او بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، بر این باور است که هر مذاکره‌ای تله است مگر آن‌که ایران به‌طور کامل تسلیم شود. این دو در کنار هم، منطقه را به مهره‌ای در چانه‌زنی تبدیل می‌کنند.

تهران اما خط قرمزی روشن ترسیم کرده است؛ مذاکرات فقط درباره موضوع هسته‌ای و نه هیچ چیز دیگر. همین موضع باعث اختلاف با واشنگتن و تل‌آویو شده که خواهان طرح برنامه موشکی و حضور منطقه‌ای ایران در مذاکرات هستند.

این مسیر محدود به پرونده هسته‌ای همان چیزی است که نتانیاهو را بی‌خواب کرده است. از نگاه او، هر توافقی که موشک‌های بالستیک و شبکه‌های نیابتی را نادیده بگیرد، غیرقابل قبول است؛ و بیم دارد ترامپ به یک دستاورد نیم‌بند رضایت دهد و آن را تاریخی جلوه دهد. به این ترتیب، مسئله دیگر صرفاً تنش آمریکا و ایران نیست، بلکه اختلاف آمریکا و اسرائیل بر سر تعریف «موفقیت» است.

مقایسه ایران با عراق ۲۰۰۳، سیاست خارجی آمریکا را دچار خطا می‌کند. ایران ونزوئلا هم نیست که فشار حداکثری به‌سادگی موجب فروپاشی شود.

تحولات این هفته شکاف را عمیق‌تر کرده است. ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو گفت تصمیم قطعی گرفته نشده و بار دیگر از مذاکره سخن گفت؛ با این حال، واشنگتن هم‌زمان حضور نظامی خود را با استقرار ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» و ناوشکن‌های همراه در منطقه تقویت کرده است.

گزارش‌هایی نیز از احتمال اعزام یک گروه ضربتی دیگر حکایت دارند. آیا این مسیر به سوی توافق است یا صحنه‌آرایی برای تشدید تنش؟ در هر صورت، نشان می‌دهد مذاکرات در سایه قدرت نظامی سنگین جریان دارد؛ دیپلماسی به‌عنوان ضرب‌الاجل، نه جایگزین اقدام نظامی.

ترامپ همچنین فرمان اجرایی‌ای امضا کرده که شرکای تجاری ایران را به تعرفه ۲۵ درصدی تهدید می‌کند؛ اقدامی که نه‌تنها تهران، بلکه کل بازار جهانی را هدف قرار می‌دهد.

مقایسه ایران با عراق ۲۰۰۳، سیاست خارجی آمریکا را دچار خطا می‌کند. جنگ عراق با تصور یک راه‌حل «پاک» آغاز شد اما به فاجعه‌ای انجامید که هنوز منطقه را شکل می‌دهد. ایران اما عراق نیست؛ کشوری بزرگ‌تر، پیچیده‌تر و با توانایی واکنش در چند جبهه است. یک حمله «محدود» به‌ندرت محدود می‌ماند.

ایران ونزوئلا هم نیست که فشار حداکثری به‌سادگی موجب فروپاشی شود. تحریم‌ها ممکن است اقتصاد را تضعیف کنند، اما ملی‌گرایی و فشار خارجی اغلب موجب انسجام داخلی می‌شود. اعتراضات اخیر و سرکوب‌های شدید نشان داد فشار می‌تواند حکومت را سخت‌تر کند، نه فروبپاشاند.

با وجود این، یک توافق هسته‌ای عملی شاید وجود داشته باشد، اما نه آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد یا ترامپ بتواند آن را پیروزی کامل بنامد. تهران از آمادگی برای رقیق‌سازی اورانیوم ۶۰ درصدی در برابر رفع کامل تحریم‌ها سخن گفته است.

ایران کشوری با ظرفیت واکنش چندلایه است و هرگونه محاصره یا حمله محدود می‌تواند به دامنه‌ای فراتر از تصور اولیه گسترش یابد.

مشکل اصلی فشار تل‌آویو برای گرفتن «همه چیز» پیش از دادن «هر چیز» است؛ رویکردی که مذاکره را به بن‌بست می‌کشاند و جنگ را اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌دهد. وقتی هیچ توافقی کافی تلقی نشود، هر دور مذاکره به شمارش معکوس برای حمله بعدی تبدیل می‌شود.

نگاه عراق و ونزوئلا خطرناک است. ایران دستگاه فروش خودکاری نیست که با انداختن سکه تحریم، تسلیم شود. با تحقیر تهران، نتیجه‌ای باثبات ناممکن می‌شود. تشدید تنش یک‌طرفه است؛ وقتی آتش شعله‌ور شود، هیچ رهبر سیاسی نمی‌تواند دامنه آن را کنترل کند.

دیپلماسی فرآیندی شکننده است و اگر به ابزاری سیاسی بدل شود، فرو خواهد پاشید.

یک توافق هسته‌ای عملی شاید وجود داشته باشد، اما نه آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد یا ترامپ بتواند آن را پیروزی کامل بنامد.

ایران نه عراق است که با یک روایت‌سازی سرنگون شود، و نه ونزوئلا که در انتظار تسلیم باشد. کشوری است با توان واقعی، شرکای منطقه‌ای و قابلیت گسترش درگیری در صورت محاصره.

به همین دلیل ایران به‌سادگی فرو نخواهد پاشید و می‌تواند در ابعادی فراتر از منطقه پاسخ دهد. اسرائیل ممکن است آمریکا را به اقدام ترغیب کند، اما تصمیم نهایی با ترامپ است: یا دیپلماسی واقعی، یا آتش جنگی که پس از آغاز، به تصویر سیاسی هیچ‌کس اعتنا نخواهد کرد.

منبع: ایرنا

پایان/

۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۰
کد خبر: 34494

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 7 + 11 =