هدیه مرموز چین به ایران؛ ماکت جنگنده J‒۲۰ چه معنایی دارد؟

یک ماکت کوچک از جنگنده پنهانکار چینی در تهران، موج بزرگی از گمانه‌زنی‌ها را در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت؛ آیا ایران واقعاً به جنگنده‌های مدرن نزدیک شده یا ماجرا فقط یک پیام سیاسی بود؟

به گزارش تحریریه، کانال خصوصی دَیی وان (大伊万频道یکی از پنج کانال برتر نظامی در چین، در یادداشتی تحلیلی به بررسی وضعیت نیروی هوایی ایران و احتمال همکاری‌های نظامی میان تهران و پکن پرداخت.

ما شروع به «صادرات» جنگنده J۲۰ به ایران کرده‌ایم—البته با حذف یک کلمه: «ماکت».

هدیه مرموز چین به ایران؛ ماکت جنگنده J‒۲۰ چه معنایی دارد؟

در تاریخ ۲۱ بهمن، در روز نیروی هوایی ایران در ۱۹ بهمن—که یادبود سوگند وفاداری نیروی هوایی ایران به رهبر انقلاب اسلامی ایران، آیت‌الله خمینی است—وابسته نظامی سفارت چین در ایران با فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، امیر سرتیپ بهمن بهمرد، دیدار کرد و هدیه‌ای از طرف ما به او تقدیم نمود: یک ماکت «نسخه رسمی» از جنگنده J۲۰ که توسط شرکت جُنگ‌هانگ جی‌چِنگ (中航智诚) تولید شده است.

هدیه مرموز چین به ایران؛ ماکت جنگنده J‒۲۰ چه معنایی دارد؟

این همچنین نخستین بار است که ما به‌صورت هدیه رسمی، ماکت این جنگنده پیشرفته را به ایران اهدا می‌کنیم. بدیهی است که با توجه به شرایط اخیر ایران و نیز تعاملات دیپلماتیک میان چین و ایران، اهدای مدل جنگنده J۲۰ در روز نیروی هوایی ایران تا حدی ناگزیر موجب تفسیرها و گمانه‌زنی‌های مختلف شده است.

وضعیت فعلی نیروی هوایی ایران

از زاویه نیازهای نظامی، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به‌شدت به نوسازی تجهیزات خود احتیاج دارد؛ این برای ما دیگر یک راز نیست. ما حدود سال ۲۰۱۹ نیز وضعیت دارایی‌های نیروی هوایی ایران را بررسی کرده بودیم. اکنون هفت سال دیگر هم گذشته و با توجه به خسارات جنگ دوازده‌روزه سال ۲۰۲۵، تعداد هواپیماهای قابل استفاده ایران کمتر شده است:

جنگنده محبوب F۱۴ تام‌کت، که پیش‌تر تصور می‌کردیم شاید ۲۰ تا ۳۰ فروند قابل استفاده داشته باشد، اکنون احتمالاً کمتر از ۲۰ فروند عملیاتی دارد. جنگنده‌های F۴E و F۵E حتی اگر قابل استفاده باشند، عملاً توان رزمی مؤثری ندارند. درباره MiG۲۹ و F۷I نیز داشتن یا نداشتن‌شان تفاوت چندانی ایجاد نمی‌کند. به‌طور کلی، توان کلی نیروی هوایی ایران در حال نزدیک شدن سریع به سطح کره شمالی است و دیگر حتی توان بازدارندگی پایه در برابر آمریکا و اسرائیل را ندارد؛ بدون نوسازی ناوگان، ادامه این وضعیت ممکن نیست.

نیروی هوایی ایران نیاز به نوسازی ناوگان هواپیماهای تاکتیکی خود دارد و ما خودمان نیز نیاز داریم تا توانمندی تجهیزات نیروی هوایی‌مان را اثبات کنیم. به‌ویژه پس از نبرد هوایی هند و پاکستان در ۷ مه سال گذشته، که اکنون تأیید شده جنگنده‌های رافال ساقط‌شده نیروی هوایی هند مجهز به موشک هوابه‌هوای «متئور/ Meteor» بودند، ارزش و اعتبار جنگنده J۱۰CP که این رافال‌ها را سرنگون کرد بیش از پیش برجسته شد و اعتمادبه‌نفس ما نسبت به تجهیزات نیروی هوایی‌مان به سطحی بی‌سابقه رسید.

هدیه مرموز چین به ایران؛ ماکت جنگنده J‒۲۰ چه معنایی دارد؟

جنگنده F۱۴ نیروی هوایی ایران

از آنجا که تجهیزات اصلی رزمی ما در برابر تجهیزات خط مقدم اروپایی مشکلی ندارند، این‌که بسیاری تصور کنند هواپیماهای تاکتیکی تولیدشده توسط صنعت هوانوردی چین بتوانند با جنگنده‌های نسل چهارم و پنجم نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل نیز رقابت کنند تا توان فناوری ما بیشتر به اثبات برسد، کاملاً طبیعی است. در عین حال، اهمیت ژئوپلیتیکی ایران برای ما نیز بر کسی پوشیده نیست.

از یک سو، وجود ایران باعث شده در خاورمیانه نوعی توازن پایه‌ای در برابر نفوذ راهبردی آمریکا و اسرائیل برقرار بماند. در شرایطی که ابزار نفوذ ما در خاورمیانه هنوز محدود است، حضور ایران باعث شده کنترل آمریکا و اسرائیل بر منطقه همواره ناپایدار باشد و کشورهای سنی نیز در وضعیتی دوگانه قرار گیرند؛ وضعیتی که دست‌کم نسبت به حالتی که آمریکا و اسرائیل کاملاً بر خاورمیانه مسلط باشند، برای ما بسیار سودمندتر است.

هدیه مرموز چین به ایران؛ ماکت جنگنده J‒۲۰ چه معنایی دارد؟

از سوی دیگر، مقابله قاطع ایران با سلفی‌گری و همچنین با جدایی‌طلبی بلوچ، عملاً این کشور شیعه را به یکی از سپرهای امنیتی در مرزهای غربی ما تبدیل کرده است. در غیر این صورت، نفوذ داعش که اکنون در بیابان‌های شرق سوریه دوباره فعال شده، به آسیای مرکزی بسیار آسان‌تر و روان‌تر از امروز می‌بود.

بنابراین، حتی از منظر واقع‌گرایی سیاسی نیز بسیاری کم‌وبیش امیدوارند ما به ایران کمک کنیم و در برابر موج جدید تهدیدات نظامی آمریکا و اسرائیل از آن پشتیبانی نماییم. در این میان، هواپیماهای تاکتیکی پیشرفته—چه نسل چهارونیم و چه نسل پنجم—که بتوانند با قدرتمندترین شاخه نظامی آمریکا و اسرائیل یعنی نیروی هوایی رقابت کنند، همواره یکی از محورهای اصلی بحث علاقه‌مندان نظامی درباره کمک به ایران بوده‌اند.

هدیه مرموز چین به ایران؛ ماکت جنگنده J‒۲۰ چه معنایی دارد؟

جنگنده F۳۵I نیروی هوایی اسرائیل

بنابراین، در ۹ بهمن، زمانی که وابسته نظامی سفارت ما در ایران یک مدل جنگنده J۲۰ را به فرمانده نیروی هوایی ایران هدیه داد، دست‌کم در ویبو موجی از بحث و گفت وگو به راه افتاد. به هر حال، طبق برخی رویه‌های قبلی ما، پیش از امضای قراردادهای صادرات تسلیحات، معمولاً مدل تجهیزات مربوطه به طرف مقابل هدیه داده می‌شود—البته هیچ‌کس واقعاً باور ندارد که ما نسخه صادراتی J۲۰ را به ایران بفروشیم.

دلیلش ساده است: در مقایسه افقی، آمریکا هم هرگز نگفته که جنگنده F۲۲A را فروخته است؛ حتی به کشوری مانند اسرائیل که «نزدیک‌ترین متحد» محسوب می‌شود، آمریکا با قاطعیت گفته این جنگنده فروشی نیست. در مقایسه عمودی نیز، ما خودمان همین حالا یک جنگنده نسل پنجم مخصوص صادرات داریم؛ و اگر کشوری توان خرید جنگنده نسل پنجم را نداشته باشد، ترکیب J۱۰CE با موشک PL۱۵E نیز بسیار قدرتمند است.

هدیه مرموز چین به ایران؛ ماکت جنگنده J‒۲۰ چه معنایی دارد؟

آبان‌ ۱۴۰۳—سرتیپ حمید واحدی، فرمانده نیروی هوایی ایران، در پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی هوانوردی و هوافضای چین، از انواع تسلیحات و جنگ‌افزارها از جمله از جنگنده J۱۰ چینی بازدید کرد.

بنابراین، آنچه علاقه‌مندان نظامی به آن فکر می‌کنند، نه صادرات J–۲۰، بلکه تجهیزات سطح پایین‌تری است که بتواند حداقل به‌سرعت توان رزمی نیروی هوایی ایران را ترمیم کند. از جنگنده گرفته تا سامانه‌های پدافند زمینی، هرچه کارآمد باشد، قابل استفاده است.

درباره ارتقای نیروی هوایی ایران

آیا واقعاً امکان دارد ما بتوانیم به‌سرعت قدرت نیروی هوایی ایران را افزایش دهیم؟ پاسخ فقط یک چیز است—هیچ امکانی وجود ندارد. در حال حاضر هر نوع تجهیزات بزرگ رزمی که به ایران بدهید، فایده‌ای ندارد؛ و هرچه تجهیزات بیشتر به یک سامانه یکپارچه وابسته باشند، بی‌فایده‌تر خواهند بود.

هدیه مرموز چین به ایران؛ ماکت جنگنده J‒۲۰ چه معنایی دارد؟

سامانه پدافند هوایی ونزوئلا پس از حمله آمریکا

بیایید نمونه ونزوئلا را ببینیم. پیش از جنگ، روسیه واقعاً کمک‌هایی به ونزوئلا ارائه داده بود: اعزام متخصصان فنی برای تعمیر سامانه پدافند هوایی S300VM این کشور و همچنین احیای چند سامانه بوک–M۲ که مدت‌ها بلااستفاده مانده بودند. اما در زمان جنگ، این تجهیزات هیچ نقشی ایفا نکردند و در عملیات سرکوب پدافند هوایی آمریکا توسط هواپیماهای پنهانکار نابود شدند.

علت اصلی این موضوع از دید عملیاتی این است که چه جنگنده پنهانکار J۲۰ باشد و چه سامانه‌های پدافند منطقه‌ای مانند HQ–۹B/C، همه به‌شدت به پشتیبانی و زیرساخت‌های سامانه‌ای وابسته‌اند.

هدیه مرموز چین به ایران؛ ماکت جنگنده J‒۲۰ چه معنایی دارد؟

برای نمونه، انواع مختلف رادارهای هشدار دوربرد و نزدیک‌برد—به‌ویژه هواپیماهای هشدار زودهنگام هوابرد/آواکس—ضروری‌اند. با توجه به نیاز به کشف جنگنده‌های پنهانکار، در آینده ماهواره‌های شناسایی راداری در مدار پایین، ماهواره‌های شناسایی فروسرخ و سامانه‌های مشابه حتی از هواپیماهای آواکس نیز مهم‌تر خواهند شد. بخش اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR) آگاهی موقعیتی حیاتی را فراهم می‌کند؛ وقتی ندانید دشمن آمده یا نه، از کجا آمده و چگونه نزدیک می‌شود، چگونه می‌توان با سامانه‌های پدافند زمینی یا جنگنده‌ها رهگیری را سازمان‌دهی کرد؟

پس از حل مسئله ISR، نوبت به حل مشکل فرماندهی و ارتباطات می‌رسد. اگر آمریکا و اسرائیل بخواهند حمله هوایی ترتیب دهند، تعداد هواپیماهای یک موج حمله قطعاً کم نخواهد بود و ممکن است همزمان ۱۰۰ تا ۲۰۰ هواپیما در آسمان باشند. اگر طعمه‌های فریبنده نیز در نظر گرفته شوند، تعداد اهداف واقعی و جعلی در آسمان ممکن است به چند صد مورد برسد.

سامانه فرماندهی باید بتواند این اهداف را به‌درستی تفکیک کند: چه کسی کدام هدف را بزند، اگر هدف اول منهدم نشد چه کسی ادامه دهد، کدام هدف برای جنگنده و کدام برای سامانه پدافند زمینی است، اختیار شلیک به چه واحدی داده شود و در صورت عملیات مشترک، هماهنگی چگونه انجام گیرد؟

اگر مسئله هماهنگی حل نشود، حتی با داشتن سامانه‌های پدافندی و هواپیماهای تاکتیکی پیشرفته، یا اصلاً نمی‌دانید به کجا شلیک کنید، یا در برابر حمله گسترده دشمن دچار آشفتگی می‌شوید، یا به‌دلیل مشکلات تشخیص دوست از دشمن، نیروهای خودی را هدف قرار می‌دهید—مشکلی که نیروی هوایی هند سال گذشته نمونه‌ای از آن را نشان داد.

این فقط مسئله پشتیبانی سامانه‌ای در سطح عملیات نیست؛ حتی در سطح تاکتیکی نیز هواپیمایی مانند J۲۰ به یک «سامانه کوچک» پشتیبانی وابسته است. برای مثال، چرا جنگنده F۱۱۷A آمریکا در گذشته توسط سامانه S۱۲۵ یوگسلاوی سرنگون شد؟ چون هماهنگی آن با هواپیمای جنگ الکترونیک همراه نیروی دریایی، EA۶B، مختل شد و فرصتی برای سامانه پدافند زمینی فراهم آمد.

امروزه نیز مأموریت‌های جنگنده F۳۵A آمریکا معمولاً با پشتیبانی هواپیماهای جنگ الکترونیک EA۱۸G انجام می‌شود و در عقب آن‌ها هواپیماهایی مانند RC۱۳۵ نیز به‌طور مداوم پشتیبانی الکترونیکی فراهم می‌کنند. به این ترتیب، از سطح عملیاتی تا تاکتیکی یک شبکه پشتیبانی کوچک شکل می‌گیرد تا با ایجاد اخلال الکترونیکی گسترده در منطقه هدف، تمام توان رزمی جنگنده‌های پنهانکار به‌کار گرفته شود.

هدیه مرموز چین به ایران؛ ماکت جنگنده J‒۲۰ چه معنایی دارد؟

نمایش رادارهای ساخت شرکت CETC در بخش فضای باز نمایشگاه بین‌المللی هوافضا و هوانوردی چین

بنابراین از این زاویه می‌توان گفت اگر به ایران صرفاً تجهیزات تکی بدهید—مثلاً سامانه پدافند زمینی یا جنگنده پنهانکار—تقریباً فایده‌ای ندارد. مشکل ایران فقط کمبود یک یا چند تجهیز نیست، بلکه مسئله کل یک «سامانه» است.

این سامانه در مقایسه با آمریکا و اسرائیل در موقعیت ضعیف‌تری قرار دارد و در جنگ دوازده‌روزه سال گذشته نیز به‌شدت توسط نیروی هوایی اسرائیل آسیب دیده است؛ اکنون هم جبران فوری این خسارت‌ها عملاً ممکن نیست. وقتی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران با کمبود رادار روبه‌روست، سامانه فرماندهی هنوز انسجام ندارد و سپاه پاسداران و نیروی هوایی هرکدام مسیر جداگانه‌ای می‌روند، حمایت از آن با سامانه‌های پدافند دوربرد یا جنگنده‌ها عملاً ضربه زدن به اعتبار خود است.

هدیه مرموز چین به ایران؛ ماکت جنگنده J‒۲۰ چه معنایی دارد؟

حتی اگر خواسته‌های خود ایران را هم در نظر نگیریم، معامله نظامی چیزی نیست که یک‌طرفه انجام شود. با توجه به تجربه تعاملات پیشین ما با ایران در حوزه فروش تسلیحات، به نظر می‌رسد فعلاً نباید انتظار همکاری یا تجارت نظامی میان ما و ایران در زمینه تجهیزات بزرگ رزمی مانند موشک‌های دوربرد زمین‌به‌هوا یا جنگنده‌ها را داشت؛ شاید خود ایران هم چنین چیزی نخواهد.

پس هیچ راهی وجود ندارد؟ چرا، راه‌هایی هست.

از نگاه «دَیی وان»، آنچه ایران اکنون بیش از همه نیاز دارد، این‌هاست:

نخست، سامانه‌های پدافند نقطه‌ای کوتاه‌برد یا تجهیزات اخلال الکترونیکی ضدهوایی. در برابر نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل، مهم‌ترین کار ورود به یک تقابل سامانه‌ای کامل نیست، بلکه وارد کردن تلفات به آن‌هاست. سرنگونی یا حتی آسیب زدن به یک جنگنده می‌تواند آرایش عملیاتی آن‌ها را به‌شدت مختل کند و دامنه فعالیت نیروی هوایی‌شان را محدود سازد.

اگر یک هواپیما سرنگون شود و خلبان آن اسیر گردد، عملاً به معنای ضربه جدی سیاسی برای دولت آمریکا خواهد بود. بنابراین به‌جای دادن سامانه‌های پدافندی که به‌راحتی مختل می‌شوند، بهتر است بر اساس هدف‌محوری، سامانه‌های پدافند نقطه‌ای کوتاه‌برد داده شود تا در نزدیکی اهداف احتمالی کمین کنند و شاید بتوانند یک یا دو جنگنده آمریکایی یا اسرائیلی را غافلگیر کنند.

دوم، انواع تجهیزات غیرنظامی. برای مثال دستگاه‌های تصفیه آب، ژنراتورهای ماژولار تولید برق و مانند آن؛ تجهیزاتی که به ایران کمک می‌کند در زمان حملات هوایی، خدمات عمومی و اداره کشور را حفظ کند. وجود چنین امکاناتی می‌تواند ثبات اجتماعی را نگه دارد، در حالی که ذخایر مهمات آمریکا و اسرائیل هم اجازه تداوم بی‌پایان حملات را نمی‌دهد؛ اگر ایران از این دوره عبور کند، فرصت بازسازی خواهد داشت.

این‌ها چیزهایی است که ایران در حال حاضر بیش از هر چیز به آن نیاز دارد—چیزهایی بسیار مفیدتر از جنگنده یا سامانه پدافند دوربرد.

پایان/

۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
کد خبر: 34504

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 5 + 4 =