به گزارش تحریریه، اکانت نظامینویس Armchair Warlord در مورد شکاف میان تهدیدات نظامی آمریا وواقعیت های میدانی مطرح کرده و آورده است:
۱. استقرار نیروهای آمریکا پیش از این هفته، همانگونه که در همان زمان اشاره کردم، با یک نمایش قدرت (Show of Force) برای تقویت موضع مذاکره سازگار بود، نه یک عملیات جدی نظامی. هرچند این وضعیت تا حدی در حال تغییر است، اما نیروهای هوایی آمریکا در خاورمیانه همچنان از نظر توان رزمی در سطحی پایینتر از نیروی هوایی اسرائیل قرار دارند؛ نیرویی که سال گذشته در جریان نبرد بهسرعت دچار فرسایش عملیاتی شد. هرگونه کارزار هوایی آمریکا نیز جهشی کیفی نسبت به آنچه در «جنگ دوازدهروزه» رخ داد نخواهد بود.
۲. اعزام شمار بسیار زیادی هواپیمای سوخترسان (Tanker) به خاورمیانه، بدون استقرار گسترده همزمان جنگندهها، نشان میدهد که نیروی هوایی ایالات متحده (USAF) قصد دارد هواپیماهای تهاجمی خود را خارج از برد آسان موشکهای کوتاهبرد ایران مستقر کند؛ یعنی در آنسوی خاورمیانه یا حتی دورتر، مانند قبرس یا دیهگو گارسیا. این امر بهطور چشمگیری نرخ تولید سورتی پروازی (Sortie Generation) را در مقایسه با پرواز از پایگاه العدید در قطر و دیگر پایگاههای حاشیه خلیج فارس کاهش خواهد داد. پایگاههایی که دقیقاً برای چنین رویاروییای ایجاد شدهاند اما اکنون با توجه به حجم موشکهای کوتاهبردی که ایران به سمت آنها نشانه رفته، عملاً بلااستفادهاند.
۳. نیروهای دریایی ایالات متحده (USN) در منطقه در مجموع به توان پرتابی (Throw-weight) واقعبینانهای معادل ۳۰۰ تا ۴۰۰ فروند موشک تاماهاوک قدیمی در اختیار دارند که برای یک کارزار ضربتی پایدار علیه ایران بهشدت ناکافی است. یادآوری میشود که نیروی دریایی آمریکا حدود یک دهه پیش در یک حمله واحد به اهداف مرتبط با تسلیحات کشتارجمعی در سوریه نزدیک به ۸۰ موشک شلیک کرد که بخش عمدهای از آنها سرنگون شدند. در شرایط فعلی، ناوگروه آمریکا واقعبینانه تنها دو یا سه آتشبار موشکی (Missile Salvo) علیه اهداف نقطهایِ دفاعشده در اختیار دارد، پیش از آنکه مهماتش به پایان برسد.
۴. قابلیتهای تهاجمی و تدافعی ایران قابل توجه است و در هفتههای اخیر بهطور آشکار از سوی چین تقویت شده است. هرگونه حمله به خاک ایران —مانند جنگ دوازدهروزه— ناگزیر باید با اتکا به مجموعه محدودی از مهمات دورایستا (Standoff Munitions) انجام شود. اسرائیل، که انتظار میرود در هرگونه حمله مشارکت کند، بهطور قطع ذخایر مهماتی خود را کامل تجدید نکرده است. این مسئله بهشدت تابآوری رزمی (Combat Endurance) نیروهای ائتلاف آمریکا و اسرائیل را محدود میکند.
۵. چین و روسیه در حال ارائه اطلاعات (Intelligence Feed) به ایران هستند. میتوان انتظار داشت ایران در سطح تاکتیکی تصویر بسیار دقیقی از تحرکات آمریکا و اسرائیل داشته باشد.
۶. در پی جنگ دوازدهروزه و اعتراضات ماه گذشته در ایران، شبکه عملیاتی حمله موساد بهاحتمال زیاد مستهلک شده و نمیتوان انتظار داشت سهم معناداری در تلاش جنگی ایفا کند.
۷. ایران همچنان از قابلیت قابلتوجهی در بهکارگیری نیروهای نیابتی (Proxy Capability) در سراسر منطقه برخوردار است. نیروهای نیابتی ایران در عراق و یمن عملاً دستنخورده باقی ماندهاند. حزبالله در لبنان در جنگ دوازدهروزه وارد عمل نشد، اما میتوان انتظار داشت در صورت وقوع یک جنگ منطقهای (نبرد آخرالزمانی فراگیر) مشارکت کند.
۸. هیچ نیروی زمینی قابلتوجهی از سوی آمریکا مستقر نشده و ایران نیز دو هفته پیش تمامی همکاران بومیِ وابسته (Compradors) آنها را کشته یا بازداشت کرده است. بنابراین، هیچ مسیر عملی برای تغییر رژیم واقعی در ایران وجود ندارد. در ایران شخصیتی مانند دلسی رودریگز وجود ندارد که به یک کودتای نیابتی علاقهمند بوده و بتواند شرایط آن را بهطور پیچیده مهیا کند.
۹. تأسیسات آمریکا در خلیج فارس و سفارت آسیبپذیر ایالات متحده در عراق (و سفارت نسبتاً کمآسیبپذیرتر در بیروت) تاکنون تخلیه نشدهاند. تخلیه این تأسیسات معمولاً نشانهای کوتاهمدت و هشداردهنده از جنگ قریبالوقوع است.
۱۰. در مجموع، تحرکات نظامی فعلی آمریکا در خاورمیانه با هدف فراهم کردن یک گزینه نظامی معتبر برای ترامپ در صورت تصمیم به استفاده از زور علیه ایران انجام شده است. زیرا استقرارهای قبلی اعتبار بازدارنده نداشتند.
اما ادعای اینکه جنگ لزوماً قریبالوقوع است یا اینکه این نیروی فعلی برای مأموریت عظیم پیش رو (ایران کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت و دژی جغرافیایی) کفایت میکنند، غیرمسئولانه است. نتانیاهو بهشدت خواهان جنگ است (جنگی که آمریکا به نیابت از او بجنگد)، اما ترامپ احتمالاً به دنبال یک توافق است. و قابل توجه است که گزارشات از ایران حاکی از آن است که شاید چنین توافقی در حال شکلگیری باشد.
منبع: امریکانا
پایان/













نظر شما