الگوی حمله آمریکا و اسرائیل به اهداف جمعیتی چگونه است؟

اکنون با قرار گرفتن دشمن در بن‌بست نظامی، احتمال افزایش حملات به زیرساخت‌های شهری و اقتصادی در راستای ایجاد فشار اجتماعی برای سوق دادن ایران به تسلیم وجود دارد؛ اقداماتی که می‌تواند به افزایش شهدای غیرنظامی منجر شود.

هشدار اخیر فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) به غیرنظامیان در ایران که مدعی استفاده ایران از مناطق مسکونی برای عملیات نظامی است، می‌تواند زمینه‌سازی برای حملات نامشروع مجدد به مناطق جمعیتی پس از حمله به مدرسه دخترانه در میناب تلقی شود. این یادداشت با مرور سوابق تاریخی، الگوی رفتاری آمریکا و اسرائیل در هدف قرار دادن مناطق جمعیتی را بررسی می‌کند.

سوابق آمریکا

آمریکا در جنگ‌هایی که عمدتاً بر قدرت هوایی متکی بوده تلفات غیرنظامی کمتری نسبت به جنگ‌های با حضور گسترده نیروی زمینی گرفته است، اما این موضوع به معنای خودداری از حمله به زیرساخت‌ها و جمعیت غیرنظامی نیست. در جنگ یوگوسلاوی و لیبی، آمریکا برای تحت فشار قرار دادن دولت‌ و فلج کردن توان اداره کشور هدف، زیرساخت‌های حیاتی مانند مسیرهای حمل‌ونقل، تأسیسات انرژی و حتی مراکز رسانه‌ای را هدف قرار می‌داد. این حملات با این توجیه انجام می‌شد که این مراکز کاربرد دوگانه نظامی و غیرنظامی دارند.

در ابتدا تلاش می‌شود با حمله به اهداف نظامی و تحریک افکار عمومی داخلی، زمینه تغییر حکومت فراهم شود و در صورت عدم تحقق آن، حمله به زیرساخت‌ها و جمعیت غیرنظامی برای ایجاد فشار اجتماعی در دستور کار قرار می‌گیرد. همچنین زمانی که آمریکا در جنگ‌های نامتقارن با مقاومت شدید مواجه شود برای ایجاد «موازنه وحشت» به حملات گسترده به مناطق غیرنظامی روی می‌آورد. این الگو در جنگ ویتنام مشاهده شد. در شرایطی دیگر، زمانی که نیروهای ویژه آمریکا قصد انجام عملیات در مناطق شهری (مانند فلوجه عراق در سال ۲۰۰۴) را داشته باشند نیروی هوایی با حملات گسترده از آنها پشتیبانی می‌کند که به کشته شدن تعداد بالای غیرنظامیان منجر می‌شود.

سوابق اسرائیل

رفتار اسرائیل نیز الگوی نسبتاً مشابهی البته با شدت بیشتر حملات و تعداد بسیار بیشتر غیرنظامیان را نشان می‌دهد. در جنگ لبنان ۲۰۰۶ ابتدا حملات گسترده‌ای به زیرساخت‌ها مانند فرودگاه بیروت، پل‌ها و جاده‌ها صورت گرفت. سپس با ادامه جنگ، حملات به مناطق شهری در جنوب لبنان و حومه بیروت افزایش یافت و در مراحل پایانی پیش از آتش‌بس، حملات به مراکز جمعیتی شدت بیشتری پیدا کرد.

همین روند در جنگ‌های مختلف غزه نیز مشاهده شده است. در جنگ ۲۰۰۸–۲۰۰۹ و همچنین در جنگ ۲۰۱۴ غزه ابتدا حملات هوایی گسترده انجام شد، سپس عملیات زمینی و درگیری‌های شهری آغاز گردید و در مراحل پایانی جنگ، حملات شدیدتری علیه مناطق شهری صورت گرفت. در جنگ غزه ۲۰۲۳ نیز پس از عملیات طوفان الاقصی همین الگو تکرار شد: ابتدا بمباران‌های وسیع هوایی (از جمله بیمارستان معمدانی)، سپس عملیات زمینی و در نهایت تشدید فشار انسانی در مرحله پایانی.

الگوی سه مرحله‌ای

بررسی رفتار جنگی آمریکا و اسرائیل نشان می‌دهد که حملات به اهداف جمعیتی معمولاً در قالب یک الگوی سه مرحله‌ای انجام می‌شود:

۱.فاز شوک و رعب

در روزهای نخست جنگ، حجم بالایی از حملات هوایی علیه مراکز شهری یا زیرساخت‌های مهم انجام می‌شود. هدف از این حملات ایجاد شوک روانی، فلج کردن ساختار فرماندهی و شکستن سریع اراده مقاومت عنوان می‌شود.

۲.مرحله فشار اجتماعی

اگر اهداف اولیه جنگ محقق نشود حملات به زیرساخت‌های اقتصادی و شهری افزایش می‌یابد. در این مرحله هدف اعلامی قطع لجستیک و کاهش توان اداره جنگ توسط حریف عنوان می‌شود اما در عمل به دلیل قرار داشتن این زیرساخت‌ها در محیط‌های شهری، جمعیت غیرنظامی در معرض حملات قرار می‌گیرد.

۳.مرحله پیش از آتش‌بس

در مراحل پایانی جنگ و پیش از مذاکرات آتش‌بس، حملات شدیدتری از جمله مناطق جمعیتی انجام می‌شود تا طرف مقابل برای پذیرش توافق تحت فشار قرار گیرد.

جنگ ۱۲ روزه و جنگ کنونی

این الگو در جنگ ۱۲ روزه علیه ایران نیز قابل مشاهده است. در شب نخست حمله، همزمان با ترور فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای، یک مجتمع مسکونی در شهرک شهید چمران هدف قرار گرفت که منجر به شهادت نزدیک به ۱۰۰ غیرنظامی شد. در مرحله پایانی نیز حمله به زندان اوین را علاوه بر سیگنال به اپوزیسیون می‌توان نمونه‌ای از حملات به اهداف جمعیتی با هدف فشار برای پایان جنگ دانست.

در جنگ اخیر نیز حمله به مدرسه میناب را باید آگاهانه و در چارچوب مرحله شوک و فروپاشی روانی دانست. اکنون با قرار گرفتن دشمن در بن‌بست نظامی، احتمال افزایش حملات به زیرساخت‌های شهری و اقتصادی در راستای ایجاد فشار اجتماعی برای سوق دادن ایران به تسلیم وجود دارد؛ اقداماتی که می‌تواند به افزایش شهدای غیرنظامی منجر شود. در نهایت، زمانی که آمریکا و اسرائیل به این نتیجه برسند که ادامه جنگ پرهزینه است، احتمال تشدید حملات به مراکز جمعیتی برای وادار کردن ایران به پایان جنگ وجود خواهد داشت.

منبع: اندیشکده تهران

پایان/

۱۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۰
کد مطلب: 34656

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 4
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 1
    • داریو IR ۲۰:۳۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۱۹
      2 0
      جنای بهرامی بزرگوار. خیلی عاجزانه درخواست دارم.که تبیین کنید. که سهم ما از تنگه هرمز نباید برابر باشه. باید کشورها هر کس به اندازه وزن خودش از تنگه سهم بگیره. این خواسته رو ایجاد کنید که تنگه ایرانیه نه بین اللملی. این موارد رو با صدای بلند برسونید.به گوش مسئولین نظامی و تصمیم جیران‌
    • IR ۰۲:۳۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
      2 0
      این جنگ برای ایران جنگ بقاست و اگه خدایی نکرده شکست بخوریم کشور تجزیه و نابود خواهد شد
    • IR ۱۹:۲۱ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
      2 0
      رهبر شهیدمان گفت که اگر در سوریه و لبنان نجنگین باید در ایران بجنگیم ولی کسی گوش نکرد و شعار منحوس نه غره نه لبنان سر میدادن حتی اگر وظیفه دینی و انسانی را در نظر نگیریم اگر اونجا میجنگیدیم هزینه کمتر میدایم ، شهید کمتر می‌دادیم، زیرساخت های کشور و خانه های مردم آسیب نمی‌دیدند و مردم هر جنگ را حس نمیکردن مثل ده سالی که در سوریه بودیم و مرد جنگ را حس نکردن ، فشار اقتصادی کمتر بود ، ولی خوب دید که رهبر دست گفت که عقب نشینی غضی الهی در پیش داره که داشت ، اگر حاج قاسم در عراق مقاومت را ایجاد نمی‌کرد خیلی سال پیش به ایران حمله میشد
    • IR ۲۰:۱۵ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
      2 0
      قبول کنبد درست نکردن سلاح هسته ای خیلی اشتباه بود