به گزارش تحریریه، «ژانگ ویوی» استاد روابط بین الملل در چین معتقد است: چین کاملاً به توافق همکاری جامع ۲۵ سالهای که با ایران امضا کرده متعهد است. ایران و چین یک توافق همکاری جامع ۲۵ ساله بسیار مهم امضا کردهاند که شامل همکاری نظامی نیز میشود. تأکید میکنم که تمام این اطلاعات عمومی است و هر کسی میتواند آن را بررسی کند.
چین بهعنوان یک قدرت بزرگ مسئولیتپذیر، همواره تضمین میکند که تمام مفاد این توافقها بهصورت نظاممند اجرا شود. در حملات اخیر علیه اسرائیل، تقریباً تمام شهرهای اسرائیلی هدف قرار گرفتند.
اسرائیل از عمق استراتژیک و مزیت جغرافیایی برخوردار نیست، بنابراین تقریباً تمام شهرهای آن (حتی برخی مناطق کوچکتر و حساس) آنچه را که میتوان حملات اشباع با موشکهای ایرانی نامید، تجربه کردند.
تلآویو، پایتخت، بیشترین آسیب را از این حملات متحمل شد. گزارشهای فعلی حاکی از آن است که وزارت دفاع اسرائیل، ستاد مشترک ارتش، فرماندهی نیروی هوایی، و همچنین مناطق مرکزی تجاری و تأسیسات آبشیرینکن، همگی هدف قرار گرفتهاند. واضح است که ایران مدتها بود که این ضدحمله را آماده میکرد.
علیرغم تلفات فوری چهرههای کلیدی مانند رهبر عالی، وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک، این عملیاتهای از پیش برنامهریزی شده بهصورت موازی ادامه یافت. نکته قابل توجه این است که حملات همچنین زیرساختهای لجستیکی و تدارکاتی اسرائیل و همچنین پشتیبانی لجستیکی آمریکا را هدف قرار داد که این نشاندهنده برنامهریزی استراتژیک دقیق و آیندهنگری است.
نکته جالب توجه اینجاست: استراتژی اولیه آمریکا و اسرائیل که با هدف حذف فیزیکی رهبری ایران (بهویژه هدف قرار دادن آیت الله خامنهای) طراحی شده بود، بهدنبال دستیابی به منافع استراتژیک عظیم با حداقل هزینه بود تا بتواند ایران را بیثبات کند.
اما نتیجه واقعی دقیقاً برعکس شد. اگرچه اقتصاد ایران با مشکلات جدی دستوپنجه نرم میکرد و ناآرامیهای داخلی (آنچه برخی آن را «انقلاب رنگی» تقریباً موفق مینامیدند) نظام را تهدید میکرد، ترور خامنهای ناخواسته او را به جایگاه شهید و نماد وحدت ملی ارتقا داد.
جامعه ایران، حداقل برای اکنون، در مقاومت در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل منسجمتر به نظر میرسد. به نظر میرسد این اثر نمادین توسط واشنگتن و تلآویو دستکم گرفته شده است. تصمیمگیریهایی از این دست در دوران ترامپ، برای مثال، اغلب بهصورت شتابزده و بدون تحلیل استراتژیک دقیق اتخاذ میشد که نشاندهنده الگویی از قضاوتهای ضعیف است.
پیش از این رویدادها در جامعه ایران، نابرابری ثروت، نارضایتی اجتماعی، تنش بین اصلاحطلبان و اصولگرایان و شکافهای بین جناحهای مذهبی و سکولار دیده میشد. اما بمباران شدید آمریکا و اسرائیل موقتاً این درگیریهای داخلی را کنار زد و اثر وحدتبخشی مشترک در برابر تهاجم خارجی را تقویت کرد: تثبیت احساسات حول محور مقاومت ضدآمریکایی و ضداسرائیلی و میل به انتقام.
درک این نکته حیاتی است که ایران لیبی یا سوریه نیست. ایران دارای تمدنی باستانی و مستمر (تمدن پارسی) است که به تداوم تاریخی خود - که گفته میشود ۶۰۰۰ سال را در بر میگیرد - افتخار میکند. همچنین ایران از توانایی تولید صنعتی و نظامی قابل توجهی برخوردار است.
از برخی جهات، ایران مانند یک قدرت سطح متوسط عمل میکند که با کشورهای غربی سطح متوسط قابل مقایسه است. عامل حیاتی در اینجا این است که کیفیت پایین تصمیمگیری آمریکا (که در رویکرد ترامپ تجسم یافته) واشنگتن را در موقعیتی آسیبپذیر از نظر استراتژیک قرار داده است.
من معتقدم، برخلاف برخی انتظارات، این جنگ باعث نخواهد شد آمریکا دوباره «بزرگ» شود. برعکس، احتمالاً افول قدرت امپراتوری آمریکا را تسریع خواهد کرد.
تعرفهها، جنگهای تجاری و محدودیتهای فناوری که قبلاً توسط ترامپ علیه چین اعمال شد، نشاندهنده الگویی از تصمیمگیریهای شتابزده بدون بررسی دقیق بود (الگویی که در این ماجراجوییهای نظامی تکرار میشود). نتیجه این اقدامات بهطور سیستماتیک شکست بوده است.
بهطور مشابه، تجاوز فعلی علیه ایران بعید است که اعتبار آمریکا را احیا کند. در عوض، خطر تشدید فرسایش قدرت آمریکا را به همراه دارد و امپراتوری آمریکا را به افول خود نزدیکتر میکند. خلاصه اینکه، این اشتباهات محاسباتی نه نویدبخش احیا، بلکه نشاندهنده مسیری به سوی فروپاشی است.
پایان/













نظر شما