یک درک عمومی در کارشناسان سیاسی و نظامی جهان، پیرامون جنگ تحمیلی آمریکا به ایران شکل گرفته است که آن را ناشی از خطای تحلیل ترامپ از پیامدهای این جنگ و سطح عکس العمل ایران میدانند! اگرچه ایران نیز به نوبه خود با خطاهای تصمیم گیری از زمان ترور شهید حاج قاسم سلیمانی تا تمام وقایع رخ داده پیش از جنگ رمضان، یکی از اصلی ترین عوامل، در شکل دهی به این خطای تحلیل ترامپ در تصمیم به ورود به جنگ بوده است!
آنچه در این تحلیل به عنوان مفروض بایستی در نظر بگیریم این است که در این دوره از سیاست خارجی آمریکا، کارگزار در قامت ترامپ، اثرگذاری تعیین کننده نسبت به ساختار دارد!
ترامپ در فرماندهی جنگ پله به پله سطح تنش را بالاه برده است، اما چرا؟
تحلیل ترامپ از ورود به جنگ رمضان اینگونه بود که تصمیم گیر ایرانی مانند بحران های قبلی بصورت کنترل شده اقدام خواهد کرد و از ورود به جنگ همه جانبه خودداری خواهد کرد! الگوی اقدام تصمیم گیر ایرانی در بحران های قبلی موجب آن شده بود که تهدید شهید آیت الله سیدعلی خامنهای از گسترده کردن جنگ به سطح منطقه ای، از سوی ترامپ جدی گرفته نشود!
اما آنچه در جنگ رمضان تا کنون رخ داده، کاملا بر خلاف تحلیل های ترامپ و تیم جنگ طلبش بوده، بنحوی که اعلام پیروزی های روزانه ترامپ با انچه در میدان رخ می دهد دستمایه تمسخر وی در رسانه ها شده و ترامپ مجبور به تهدید رسانه ها برای سانسور شده است!
اولین هدف ترامپ از جنگ آن بود که در عملیاتی برق آسا با ترور رهبری ایران، رژیم چنج در ایران انجام شود، اما با انتخاب آیت الله سیدمجتبی خامنه ای، ترامپ حتی نتوانست دامنه چنج سایت رهبری ایران از Khamenei.ir را به انجام برساند!
علیرغم ترور رهبری و فرماندهان ارشد ایران، گویی جنگ بصورت اتوپایلوت از سوی ایرانیان بصورت پله به پله با سیاست چشم در برابر چشم به جلو حرکت میکند و تمام مواضع منطقه ای آمریکا و اسرائیل در تمام کشورهای خاورمیانه مورد اصابت قرار میگیرند که این خارج از تحلیل کلاسیک جنگ از سوی آمریکا بوده است!
از سویی دیگر بسته شدن تنگه هرمز و تاثیر آن بر اقتصاد جهانی، روشدن برگی از سوی ایران بود که تا قبل از عملیاتی شدن، خود ایرانی ها هم از اهمیت آن تا این حد آگاه نبودند! شاه بیت تعریف از اهمیت تنگه هرمز را باید در توییت امروز ایلان ماسک ملاحظه کرد که تنگه هرمز را به مثابه پایه دومینو فروپاشی اقتصاد جهانی به تصویر کشیده است!
بسته شدن تنگه هرمز و اثر مستقیمش بر افزایش قیمت انرژی در جهان، موجب دست بالای ایران شده و در این موضوع ترامپ بشدت تحت فشار جهانی قرار گرفته بنحوی که با تصمیم حمله به زیرساختهای گازی پارس جنوبی، باردیگر خواست اراده ایران را بیازماید تا چه بسا طرف ایرانی از ترس از دست دادن زیرساخت های انرژی خود به خواسته ترامپ مبنی بر آتش بس تحمیلی تمکین کند! پاسخ کوبنده و سریع ایران با حمله به زیرساختهای گازی کشورهای منطقه نشان داد که الگوی تصمیم گیری ایران مانند گذشته نیست و از بنیان تغییر کرده است! پاسخ کوبنده ایران طبعا اعتراض سخت کشورهای منطقه را در پی داشت که ترامپ مجبور شد در مصاحبه ای اعلام کند این حمله بدون اطلاع او و خودسرانه از سوی اسرائیل انجام شده است!
وضعیت بلاتکلیفی چگونگی به پایان رسیدن جنگ به شرایطی رسیده است که ترامپ از هر دو بعد کارگزار و ساختار تحت فشار قرار گرفته و با محدودیت های تصمیم گیری مواجه شده است!
ترامپ در جایگاه کارگزاری که بایستی همیشه خود را پیروز بلامنازع میدان تعریف می کند،اکنون در شرایطی قرار گرفته که علیرغم ضربه های سنگینی که به ایران زده، اما حداقل از بعد حیثیتی جنگ را به ایران واگذار کرده و این در تضاد کامل با روانشناختی فردی ترامپ می باشد!
از بعد ساختاری نیز، چه در خود آمریکا، چه متحدان منطقه ای و چه در سطح جهانی، ترامپ تحت فشار قرار گرفته است!
با شرایط فعلی جنگ، ترامپ اکنون در آستانه مرحله تصمیم نهایی است و گزینه حمله اتمی قطعا روی میز ترامپ می باشد تا ایران را مجبور به پذیرش شکست کند تا هم هویت زخمی شده خودش را ترمیم کند و هم در برابر ساختار چه در داخل و چه در سطح جهانی بتواند با قدرت بیشتر سیاست های توسعه طلبانه جهانی خود را ادامه دهد!
حمله اتمی گزینه ای است که در ذهن تصمیم گیر ترامپ جایگاه ویژه ای با سابقه تاریخی دارد بنحوی که وی در سفر به ژاپن با تعبیری عجیب برای کماهمیت جلوه دادن بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی در پایان جنگ جهانی دوم و اشغال ژاپن و «کوچک» خواندن آن گفت: "ژاپن دوستی است که همواره در کنار آمریکا بوده و این مساله با توجه به «درگیری کوچکی» که در گذشته بین دو کشور وجود داشته، شگفتانگیز است. پس از چنین چیز هولناکی دو کشور نزدیکترین دوستان و شرکای ممکن برای یکدیگر هستند.
ترامپ همچنین از ژنرال «داگلاس مکآرتور» تمجید کرد که عهدهدار نظارت بر اشغال ژاپن توسط آمریکا در ۱۹۴۵ بود. رئیسجمهور آمریکا با اشاره به توافق صلح میان دو کشور گفت: لحظهای که توافق صلح امضا شد، این مرد اقدام به شکلدادن روابط دوستانهای میان کشورهای ما کرد که رشد یافته و عمق پیدا کرده و او در واقع قانون اساسی اینجا را نوشت و این کار را کاملا به تنهایی انجام داد.
تصمیم گیر ایرانی نمیتواند در ادامه جنگ به گزینه حمله اتمی آمریکا توجه نداشته باشد زیرا ترامپ هر لحظه در آستانه وسوسه شدن می باشد تا هویت فردی و ساختاری خود را احیا کند! تصمیم گیر ایرانی بایستی پیش از وقوع چنین قمار احمقانه ای توسط ترامپ، طی مجموعه اقدامات دیپلماتیک گسترده و هدفمند، سران دنیا را از وقوع عواقب پیش بینی ناپذیر عکس العمل ایران آگاه نماید.
اقداماتی از قبیل:
۱. نامه نگاری رئیس جمهور و وزیر خارجه به همتایان بین المللی و سازمان های بین المللی
۲. اعلام خروج از NPT و برجام
۳. اقدامات گسترده رسانه ای جهت بزرگنمایی این تهدید برای جهانیان
ترامپ و متحدان منطقه ای او بایستی متوجه این موضوع شوند که وقوع حمله اتمی هم موجب تکرار تاریخ ژاپن نخواهد شد، زیرا تمدن و جغرافیای اثرگذار ایران، اجازه تسلیم را نمی دهد و از سویی دیگر سیستم اتوپایلوت جنگ از سوی ایرانیان، تمام اهداف سیاسی شامل سران و اقتصادی در منطقه و سایر نقاط دنیا که شامل منافع مهاجمان باشد را بصورت مشروع تلقی کرده و مورد شدیدترین حملات قرار خواهد داد.
تصمیم گیران ایرانی که سالها تلاش در اثبات صلح آمیز بودن برنامه هسته ای خود کرده اند، در صورت وقوع حمله اتمی در هر سطحی، به مثابه راننده ای خواهند بود که فرمان خودرو را از جا کنده و فقط بسمت جلو حمله خواهند کرد! یا به تعبیری دیگر، جنگ پس از وقوع حمله اتمی، بر مبنای این مثال ایرانی که دیگی که برای من نجوشد، اجازه نخواهیم داد حتی سر سگ در آن بجوشد، ادامه پیدا خواهد کرد و این نتیجه قمار ترامپ و متحدان منطقه ای و جهانی اوست که بایستی از آن اگاه شوند تا مانع از حماقت بیشتر شوند!
پ.ن: در لحظات آخری کهاین نوشته تنظیم شد، برخی رسانه های غیررسمی از بررسی گزینه حمله اتمی آمریکا به ایران خبر دادند! تا قبل از این خبر، چه بسا تصمیم گیر ایرانی برای موضع گیری و پرداختن به این سطح از تنش، خود را در تنگنای تصمیم گیری می دید که خودش موجب افزایش فشار و ترس اجتماعی داخلی نشود! طبعا آغاز چنین جنگ روانی دارای پیوست رسانه ای است تا ایران را تحت فشار بیشتر برای تمکین به خواسته آمریکا قرار دهند، از این رو اکنون دیگر تصمیم گیر ایرانی موظف به پرداختن به این موضوع است تا بتواند فضای رسانه ای را به نفع خود تغییر دهد!
پایان/













نظر شما