به گزارش تحریریه، نشریه آمریکایی «نیویورکر» چندی قبل در تحلیلی عنوان داشت صدراعظم آلمان، ارزیابی تیره و تاری از جنگ در ایران، درگیری دو ماههای که به بنبست در خلیج فارس کشیده شده است، ارائه داد. آتشبس اکنون برقرار است، اما شکننده است: آمریکا بنادر و کشتیهای ایران را مسدود کرده است؛ ایران تلاشهایی برای حمله به کشتیهای آمریکایی انجام داده است؛ و در بحبوحه مذاکرات بر سر تنگه هرمز، دونالد ترامپ گزارش شده است که در حال بررسی از سرگیری خصومتها است.
اینها همه خبر خوش برای پکن است. سالهاست که حزب کمونیست چین، با موفقیت تلاش کرده است خود را به عنوان یک قدرت جهانی مسئول در مواجهه با آنچه که آن را "آمریکای امپریالیستی" نامیده است، معرفی کند. این حزب یکی پس از دیگری بیانیههای پر از اصطلاحات تخصصی صادر کرده و نسبت به "هژمونی" آمریکا هشدار داده، "ذهنیت جنگ سرد" واشنگتن را محکوم کرده و چین را به عنوان نگهبان واقعی نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین معرفی کرده است - همان نظمی که ایالات متحده به ساخت آن کمک کرد اما اکنون آن را تضعیف میکند.
در سال ۲۰۲۳، شی جین پینگ، رئیسجمهور چین، پروژهای بلندپروازانه، اگرچه مبهم، به نام ابتکار تمدن جهانی را رونمایی کرد که در آن ندای حسن تفاهم بین تمدنها و فرهنگها را مطرح کرد. برای همسایگان چین، چنین چشماندازهای مبهمی بعید است که ترسها را در مورد اهداف هژمونیک درک شده چین تسکین دهد؛ در همین حال، کشورهای کوچکتر در به اصطلاح "جنوب جهانی" در حال حاضر شاهد خم شدن جوامع و سیاستهای خود به سمت چین هستند. اما به گفته یوان یوان انگ، استاد اقتصاد سیاسی در دانشگاه جان هاپکینز، جنگ در ایران - و رفتار مخرب ترامپ در صحنه جهانی، از جمله حضور آشفته او در رسانههای اجتماعی - به چین کمک میکند تا نقش ژئوپلیتیکی خود را بازتعریف کند.
او گفت: "جنگ اوکراین چین را در موقعیت دشواری قرار داد: همسو با روسیه و مورد سوء ظن قدرتهای غربی.برای چین، درگیری ایران هیچ مزیت اقتصادی ندارد، اما فضای دیپلماتیک ایجاد میکند. این به چین اجازه میدهد تا از یک همسویی منزوی کننده قبلی خارج شود و خود را به طور گستردهتر، نه فقط در خاورمیانه بلکه در سطح جهانی، دوباره موقعیتیابی کند."
از آغاز دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، صف طولانی از رهبران غربی که اغلب در سیگنالهای آشکار به ترامپ مبنی بر اینکه آنها قلدری او را تحمل نخواهند کرد، در پکن حضور داشتند. این بازدیدها را مایکل کووریگ، نویسنده کانادایی و دیپلمات سابق، یک نعمت سیاسی و تبلیغاتی برای چین توصیف کرد. در اواسط آوریل، شی، در حالی که با پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، نشسته بود، گفت که چین و اسپانیا، که جنگ آمریکا علیه ایران را محکوم کردهاند، هر دو "در سمت درست تاریخ" هستند و دو کشور باید "در برابر بازگشت جهان به قانون جنگل مقاومت کنند."
برای چین، این لفاظی صرفاً ژست نیست. این کشور در قلب شبکههای تجاری قرن بیست و یکم قرار دارد، بنابراین استراتژیستهای پکن، آرامش ژئوپلیتیکی و قابلیت پیشبینی بازار را در اولویت قرار میدهند. آشفتگی دوره ریاست جمهوری ترامپ، تضادی برای جاهطلبیهای بزرگتر شی فراهم میکند. «برای دههها ما سیاست خارجی چین را عمدتاً در جهت کسب ثبات برای تسهیل توسعه اقتصادی میدانستیم، اما شی در مواجهه با دنیای ناپایدارتر و خشنتر دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، اعتماد به نفس نشان میدهد.»
جولیان گیرویتز، محقق ارشد چین در دانشگاه کلمبیا و یکی از مقامات سابق دولت بایدن، می افزاید چین، علیرغم ذخایر عظیم نفت استراتژیک خود، از اختلالات اقتصادی ناشی از بنبست کنونی در تنگه هرمز مصون نیست. با این حال، وی استدلال کرد که شی "معتقد است چین بهتر از ایالات متحده میتواند سختی را تحمل کند و از دورههای مبارزه قویتر بیرون بیاید."
اقتصاد چین قبل از جنگ نیز کند بود و گلوگاههای جدید در لجستیک جهانی در حال افزایش هزینهها برای بخشهای عظیم تولید و صادرات این کشور است. اما این جنگ یک مزیت داشته است: کشورهای آسیایی که بسیار بیشتر از ایالات متحده به سوختهای فسیلی که از تنگه هرمز عبور میکنند، وابسته هستند، اکنون فوریت تازهای برای ایمنسازی خود در برابر شوکهای نفتی آینده و گسترش ظرفیت انرژی تجدیدپذیر خود دارند.
امبر، یک اندیشکده جهانی انرژی، گزارش داد که چین در حال حاضر بر زنجیرههای تأمین انرژی سبز تسلط دارد و صادرکنندگان آن سیستمهای خورشیدی، باتریها و خودروهای الکتریکی، همگی رکورد فروش را در ماه مارس ثبت کردهاند.
چین همچنین صرفاً با حضور در حاشیه از جنگ ایران بهرهمند شده است. این کشور شاهد جابجایی داراییهای نظامی عمده آمریکا از آسیا به خاورمیانه بوده است - بازاستقرار سیستمهای پدافند هوایی بر خلاف اعتراض رئیسجمهور کره جنوبی. ایالات متحده در عرض چند هفته، زرادخانهای از مهمات حیاتی، از جمله ذخایر موشکهای پاتریوت، تام هاوک، و کروز پنهانکار، و رهگیرهای THAAD را مصرف کرد. برای شرکای آمریکا در اقیانوس آرام، این اقدامات حس کاهش نفوذ "پکس آمریکانا" را عمیقتر میکند و میتواند محاسبات بلندمدت آنها را برای مقابله با چین تغییر دهد.
این جنگ آسیبپذیریهای دیگری را نیز آشکار کرده است. مشکلات آمریکا در برابر ایران، یک دشمن ضعیفتر - و ناتوانی آن در خنثی کردن پهپادهای ارزان قیمت ایران در خلیج فارس - چشمانداز تسلط نظامی پایدار آمریکا در آسیا را زیر سوال برده است.
پکن همچنین از نزدیک شاهد روشهای جدید جنگی آمریکا، به ویژه استفاده گسترده آن از سیستمهای تسلیحاتی بدون سرنشین و خودمختار بوده است. چن یی شین، وزیر امنیت دولتی چین و مشاور برجسته شی، اخیراً مقالهای منتشر کرد که در آن به کاربردهای عمیق هوش مصنوعی در ادغام اطلاعات، تصمیمگیری، تشخیص هدف، پشتیبانی رزمی و شکلدهی شناختی که در این درگیری به نمایش گذاشته شد، اشاره کرد. همانطور که در سال ۲۰۲۲ پس از تهاجم روسیه به اوکراین، زمانی که ایالات متحده به دفاع از اوکراین برخاست، چین نیز نظارهگر است و یادداشت برمیدارد.
در بخش دیگر گزارش آمده است پیش از آخرین دیدار ترامپ با شی، در اکتبر گذشته، کاخ سفید رشتهای از تهدیدها را مطرح کرد، از جمله تعرفه اضافی ۱۰۰ درصدی علاوه بر عوارض موجود و کنترلهای صادراتی گسترده. اما واشنگتن پیش از این دیدار اخبر، بسیار محتاطانهتر عمل کرد.
به باور گیرویتز، شی میخواهد از این دوره بنبست برای تقویت قدرت چین و استخراج امتیازات بیشتر در زمینه تجارت و فناوری استفاده کند. رهبران چین امیدوارند که سفر به تعویق افتاده و یک رئیسجمهور حواسپرت و تحت فشار، خرید زمان و کسب امتیاز بیشتر را آسانتر کند.
به نوشته نیویورکر، البته این جنگ همچنین محدودیتهای قدرت چین را هم نشان میدهد. برای دههها، پکن برای تأمین انرژی واردات خود از خلیج فارس به معماری امنیتی ارائه شده توسط ایالات متحده در خاورمیانه متکی بود. اکنون نمیتواند کاری برای مهار اقدام نظامی آمریکا در منطقه انجام دهد و فراخوان شی برای باز کردن تنگه هرمز بیاثر ماند. تصویر آرام او ممکن است هر بار که ترامپ یک پیام جدید در رسانههای اجتماعی منتشر میکند، تقویت شود، اما چین همچنان در سایه ژئوپلیتیکی آمریکا باقی میماند.
اسفندیار باتمانقلیچ، رئیس بنیاد بورس و بازار، یک اندیشکده مستقر در لندن در زمینه اقتصاد خاورمیانه و آسیای مرکزی، اعتقاد دارد: شاید ما از این درگیری هیچ درک جدیدی از رهبری جهانی چین به دست نیاوریم. آنچه حداقل ما به دست خواهیم آورد، دیدگاهی واقعی، حتی کمرنگتر، از رهبری آمریکا خواهد بود.
پایان/













نظر شما