سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

«تلاش برای پاک شدن از نحسی»؛ این توصیفی است که تحلیلگران شرق آسیا برای سفر دونالد ترامپ به چین به کار می‌برند. در روزهایی که هژمونی آمریکا پس از رویارویی با ایران با پرسش‌های جدی روبه‌روست، چشم‌ها به پکن دوخته شده تا نتیجه این قمار دیپلماتیک مشخص شود.

به گزارش تحریریه، سفر قریب‌الوقوع دونالد ترامپ به چین، در تازه‌ترین قسمت از برنامه «میزگرد دو سوی تنگه» با حضور شِنگ جیو یوان (盛九元)، رئیس مرکز مطالعات تایوان در دانشگاه جیائو تونگ شانگهای، و تانگ شیانگ‌ لونگ(唐湘龙)، کارشناس رسانه‌ای و روزنامه‌نگار سرشناس تایوانی، مورد بحث و بررسی عمیق قرار گرفت.

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

شِنگ جیو یوان (盛九元)

رئیس مرکز مطالعات تایوان در دانشگاه جیائو تونگ شانگهای

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

تانگ شیانگ‌ لونگ (唐湘龙)

روزنامه‌نگار و کارشناس رسانه‌ای برجسته

روز ۱۱ مه، طرف چینی اعلام کرد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از ۱۳ تا ۱۵ مه (۲۳ تا ۲۵ اردیبهشت ماه) برای یک سفر رسمی به چین خواهد آمد.

ترامپ، همانند سفر قبلی، پیش از اعلام رسمی پکن، برنامه سفر خود را علنی کرده و بارها نسبت به آن ابراز اشتیاق فراوان نموده است. از دید ناظران بیرونی، این سفر واکنشی به شکست استراتژیک ترامپ در میدان نبرد ایران و تلاشی فوری برای یافتن یک نقطه عطف جدید در دوران حیات سیاسی بحران‌زده‌ی اوست.

با این حال، ترامپ برگ‌های برنده‌ی زیادی در دست ندارد: از یک سو، وضعیت نامساعد در جبهه ایران و از سوی دیگر، فشار دوگانه‌ی تورم داخلی و انتخابات میان‌دوره‌ای. این سفر در عمل، یک اقدام واقع‌گرایانه از سوی آمریکاست که در موضعی استراتژیک و انفعالی، به دنبال کاهش تنش‌هاست. در چنین شرایطی، مسئله تایوان نیز بار دیگر به کانون توجهات و تنش‌ها کشیده شده است و دو طرف آمریکایی و چینی ناگزیر بر سر این موضوع محوری، بار دیگر با یکدیگر تقابل خواهند کرد.

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

مجری: جنگ ایران، سفر این‌باره‌ی ترامپ به چین را به تأخیر انداخت. با توجه به شرایط کنونی، آمریکا اخیراً به طور مداوم سیگنال‌های مختلفی ارسال می‌کند و به همه می‌گوید که «وضعیت در ایران مدام در حال تغییر است». اما ترامپ ناگهان مستقیماً اعلام کرد که «توافق نزدیک است و بنابراین آتش‌بس رسماً آغاز می‌شود». در ابتدا از آقای تانگ می‌پرسم، نظر شما درباره این فرصتِ صلح ادعایی ترامپ چیست؟ آیا این فرصت واقعاً شانسی برای تحقق در میدان نبرد ایران دارد؟

تانگ شیانگ‌ لونگ: به باور من، در کوتاه‌مدت این اتفاق خواهد افتاد. زیرا دو هواپیمای C۱۷ ارتش آمریکا هم‌اکنون در پکن به زمین نشسته‌اند. به گفته‌ی خود ترامپ، او این بار تنها دو روز در پکن خواهد ماند، اما حجم هیئت همراه او و تدارکات این سفر، کوچک نیست و این نشان می‌دهد که او، چه از نظر موضوعات مورد بحث و چه از نظر مسائل امنیتی، با احتیاط و وسواس زیادی برای این دو روز برنامه‌ریزی کرده است.

از دیدگاه ترامپ، این سفر به پکن صرفاً یک دیدار در سطح رهبران کشورها نیست، بلکه مسیر حیات سیاسی «ترامپ ۲.۰» را نیز تعیین خواهد کرد. اینکه ترامپ این بار چه دستاوردی در پکن کسب خواهد کرد و افکار عمومی بین‌المللی چگونه به این دیدار سران چین و آمریکا نگاه خواهد کرد، تأثیر بسیار بزرگی بر آینده‌ی او خواهد داشت.

در حال حاضر، تبادلات میان چین و آمریکا در سه سطح مختلف به‌صورت منظم و سازمان‌یافته در حال انجام است. سطح اول، در رده وزرای خارجه است که طی آن، وانگ یی(王毅)، وزیر امور خارجه، و روبیو با یکدیگر گفتگوی تلفنی داشته‌اند؛ چنین هماهنگی‌هایی پیش از دیدار سران، امری معمول و ضروری است. سطح دوم، در حوزه اقتصادی و تجاری است که طی آن، هه لی‌فِنگ(何立峰)، معاون نخست‌وزیر چین، با اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، گفتگو کرده است. به نظر من، هدف از آن، نهایی کردن و هماهنگی نهایی دستور کار پیش از دیدار رهبران دو کشور است.

و سطح آخر که در ظاهر نقش گره‌گشا و تسریع کننده را دارد، اما به اعتقاد من اهمیت آن در آینده به‌طور فزاینده‌ای افزایش خواهد یافت، سفر هیئت نمایندگان سنای آمریکا به چین است. کنگره آمریکا به طور سنتی رویکرد چندان دوستانه‌ای نسبت به چین نداشته است. علاوه بر این، تایوان به دلیل لابی‌گری طولانی‌مدت، نفوذ قابل توجهی در کنگره دارد. به همین دلیل، نمایندگان کنگره آمریکا به مراتب کمتر از تایوان، به چین سفر می‌کنند. اما این سفر هیئت نمایندگان سنای آمریکا به چین، در واقع به همه این پیام را می‌دهد که این اقدام برای زمینه‌سازی و ایجاد فضایی مثبت برای سفر ترامپ انجام شده است و همزمان، این سیگنال را ارسال می‌کند که ترامپ برای این سفر به چین، موضعی نسبتاً نرم و متواضعانه اتخاذ کرده است.

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

وانگ یی در عکس یادگاری با هیئت دوحزبی نمایندگان سنای آمریکا. (منبع: وب‌سایت وزارت امور خارجه)

برای ترامپ، از ۲۸ فوریه که این عملیات نظامی علیه ایران را آغاز کرد، دو ماه می‌گذرد و همانطور که مرتس، صدراعظم آلمان، توصیف کرده است، ترامپ کاملاً توسط ایران تحقیر شده است؛ یا اگر بخواهیم با عبارتی ملایم‌تر بگوییم، بازیچه دست ایران شده است.

در میدان نبرد ایران، آمریکا شاید از نظر نظامی بتواند به برتری‌های کوچکی دست یابد، چرا که قدرت سرکوب نظامی آن همچنان پابرجاست؛ اما در سطح استراتژیک، می‌توان گفت که کاملاً فرو پاشیده است. به دلیل همین فروپاشی استراتژیک، اکنون نشانه‌های قرار گرفتن آمریکا در موضع ضعف در کل صحنه بین‌المللی بسیار آشکار است و ترامپ مشتاق است تا در این عملیات نظامی عجیب و غریب و شکست‌خورده‌ای که خود آغاز کرده، اندکی آبروی از دست رفته را بازگرداند.

شکست در این عملیات نظامی علیه ایران، آبروی ترامپ را برده است و این موضوع نه تنها در نظرسنجی‌های داخلی آمریکا، بلکه در عرصه افکار عمومی بین‌المللی نیز مشهود است. ما به ندرت شاهد بوده‌ایم که یک رهبر آمریکا در یک سیاست یا اقدام مشخص، دچار یک شکست دوگانه در افکار عمومی داخلی و بین‌المللی شود. در اغلب موارد، اگر افکار عمومی داخلی نامساعد باشد، افکار عمومی بین‌المللی معمولاً نظر مساعدی خواهد داشت، اما ترامپ یک استثنا است؛ او اکنون در هر دو سطح داخلی و بین‌المللی با انتقادات و تردیدهای بسیار شدیدی روبرو شده است. بنابراین در حال حاضر، برگ‌های برنده در دست ترامپ بسیار محدود است و او برای حل آشفتگی کنونی خلیج فارس، هیچ برنامه یا منطق مشخصی ندارد.

به همین دلیل، در ابتدا ترامپ موضع محاصره علیه ایران را اتخاذ کرد و سپس ایده استفاده از کشتی‌های جنگی برای اسکورت را مطرح کرد که همان عملیات موسوم به «آزادی» بود. اما این عملیات تنها پس از یک روز نشان داد که دستیابی به اهداف تعیین‌شده ممکن نیست. به عبارت دیگر، این حرف‌ها را خود ترامپ به زبان آورد و خودش هم آنها را پس گرفت.

اکنون آمریکا در چنان موقعیت بغرنجی قرار گرفته که از زمان جنگ جهانی دوم تا کنون تقریباً بی‌سابقه است. آمریکا پس از جنگ جهانی دوم جنگ‌های زیادی را به راه انداخته و در اغلب موارد از حمایت و همراهی برخی از متحدانش برخوردار بوده است، اما اقدامی مانند این عملیات علیه ایران که آمریکا را در چنین مخمصه بزرگی گرفتار کرده، واقعاً بی‌سابقه است.

به همین دلیل، اکنون و پیش از سفر ترامپ به پکن، برگ‌های برنده‌ای که در دست دارد بسیار اندک است. اگرچه ترامپ در حرف همیشه دوست دارد اغراق کند، لاف بزند و ژست بگیرد، اما در مقایسه دوران «ترامپ ۱.۰» با «ترامپ ۲.۰»، موازنه قدرت کنونی میان چین و آمریکا کاملاً معکوس شده است.

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

مجری: عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به تازگی از چین بازدید کرده است. بنابراین، در حالی که ترامپ در باتلاق ایران عمیقاً فرو رفته، همچنان می‌خواهد خود را بسیار قدرتمند نشان دهد و بگوید که هنوز برگ برنده‌هایی در دست دارد. او پیوسته اعلام کرده است که هنگام سفر به چین، به آنها خواهد گفت: «فناوری و هوش مصنوعی آمریکا هنوز بسیار قدرتمند است» و از این قبیل تاکتیک‌های کلامی استفاده خواهد کرد.

در پس‌زمینه رقابت چین و آمریکا، ایالات متحده به دلیل وضعیت ایران مدام در حال از دست دادن اهرم‌های فشار خود است و به همین دلیل، با تمام توان تلاش می‌کند تا با استفاده از لفاظی، جایگاه خود را بالا ببرد. بنابراین، این دست از بازی در رقابت چین و آمریکا در ادامه چگونه پیش خواهد رفت؟ آیا از دید ترامپ، اکنون تنها چین است که می‌تواند در جایگاهی برابر با او به مذاکره بنشیند؟ این سفر به چین چه نتایجی به همراه خواهد داشت؟ این سؤالات را از استاد شِنگ می‌پرسیم.

شِنگ جیو یوان: همانطور که مجری محترم اشاره کردند، پیش از سفر ترامپ به چین، دو کشور وارد دور جدیدی از رقابت شده‌اند. اما به نظر من، در مجموع، چین همواره در برابر فشار حداکثری آمریکا، اقدامات متقابل منطقی و مشروعی را اتخاذ کرده است.

از یک سو، آمریکا امیدوار است با استفاده از تحریم‌های به اصطلاح اقتصادی، به فشار بر چین ادامه دهد تا اطمینان حاصل کند که در رقابت با چین، جایگاه برتر و مشخصی را برای خود حفظ می‌کند. اما چین همواره در برابر فشارهای آمریکا قاطعانه به مقابله برخاسته و به شکلی منطقی و مشروع پاسخ داده است. بنابراین، در واقع، دو طرف در سطح استراتژیک به وضعیتی رسیده‌اند که هر یک بر مواضع اصولی خود پافشاری می‌کنند.

با توجه به وضعیت فعلی، موضع اساسی و دیرینه آمریکا این بوده که از تحریم‌ها به عنوان اهرم فشار استفاده کند و از این طریق، روایت رقابت میان چین و آمریکا را دائماً تقویت کند. به عنوان مثال، آمریکا ۵ شرکت خصوصی چینی مانند «هِنگلی پتروکمیکال» را در فهرست SDN(تحریم) قرار داد. این اقدام، پس از شکست در اقدام نظامی آمریکا صورت گرفت و نشان‌دهنده تغییر جهت فشار به سمت حوزه‌های مالی و انرژی برای اعمال فشار بیشتر بر چین است. هدف از این کار نه تنها شبکه تجارت نفت ایران است، بلکه هدف اصلی ضربه زدن به حلقه‌های کلیدی صنعت انرژی چین و ارسال این سیگنال بازدارنده است که «هر کس با ایران تجارت کند، با تحریم‌های آمریکا روبرو خواهد شد». این نوع اقدامات برای آن است که ترامپ پیش از سفر به چین، در موضوع ایران ظاهراً در موقعیت برتری قرار داشته باشد.

البته، چین در برابر این اقدام آمریکا قاطعانه به مقابله برخاسته است. وزارت بازرگانی چین با صدور «حکم انسداد» (Blocking Statute)، رویه دیرینه آمریکا در «صلاحیت قضایی فرامرزی» را در هم شکست. حکم انسداد که این بار توسط وزارت بازرگانی صادر شد، به صراحت از تمام نهادها و اشخاص در خاک چین می‌خواهد که تحریم‌های آمریکا را به رسمیت نشناسند، اجرا نکنند و از آنها تبعیت نکنند. این نشان‌دهنده آن است که چین برای اولین بار در سطح حقوقی، به طور سیستماتیک اثر فرامرزی تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا را نفی کرده است. این اقدام نه تنها برای محافظت از شرکت‌های چینی، بلکه برای پایبندی به قوانین و نظم بین‌المللی است و در عین حال، نشان می‌دهد که چین در مواضع اصولی خود ذره‌ای عقب‌نشینی نخواهد کرد.

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

وزارت بازرگانی با صدور فرمانی، تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه پنج شرکت پالایشگاهی چین را مسدود کرد. منبع: وب‌سایت وزارت بازرگانی

و اندکی پس از اعلام حکم انسداد، مارکو روبیو اعلام کرد که چین ممکن است با تحریم‌های بیشتری روبرو شود. اما چین نیز موضعی بسیار سرسختانه اتخاذ کرده و اعلام نموده است که قطعاً به تحریم‌های آمریکا پاسخی قاطع خواهد داد. بنابراین، به باور من، رقابت کنونی چین و آمریکا در عمل از سطح اصطکاک صرفاً اقتصادی فراتر رفته و به سطح تقابل بر سر قواعد ارتقا یافته است. به گمانم این نیز خود بخشی از زورآزمایی میان چین و آمریکا پیش از سفر ترامپ به چین است.

خب، سفر ترامپ به چین چه نتایجی می‌تواند داشته باشد؟

نخست باید توجه داشت که در داخل آمریکا، بحث و جدل‌های فراوانی در مورد سفر ترامپ به چین وجود دارد. با این حال، تحت فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی و در شرایطی که وضعیت ایران همچنان نامشخص است، ترامپ همچنان بر سفر طبق برنامه به چین اصرار می‌ورزد و این یک محاسبه کاملاً واقع‌گرایانه از سوی اوست. به نظر من انگیزه او از این سفر بسیار روشن است: آمریکا با مجموعه‌ای از چالش‌ها مانند تورم بالا، نوسانات قیمت انرژی و نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای روبروست. ترامپ پیش از سفر، پیوسته تأکید کرده است که این سفر بسیار مهم و فوق‌العاده خواهد بود. او با ارسال چنین سیگنال‌هایی، در واقع امیدوار است که از طریق این سفر، زنجیره‌های تأمین آمریکا را تثبیت کند، فشارهای معیشتی داخلی را کاهش دهد و در حوزه اقتصادی و تجاری با چین به دستاوردهایی برسد تا از این طریق، سرمایه سیاسی لازم را برای انتخابات میان‌دوره‌ای فراهم کرده و اهداف کل دوره ریاست‌جمهوری خود را تثبیت نماید. به نظر من این رویکرد کاملاً واضح است.

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

البته، حتی اگر سفر ترامپ انجام شود، دو طرف برای دستیابی به پیشرفتی چشمگیر در روابط دوجانبه و همکاری‌های اقتصادی و تجاری، با چالش‌های بسیار بزرگی روبرو هستند. اما در هر صورت، به باور من این سفر نقشی بسیار مهم و مثبت در ثبات‌بخشی به روابط چین و آمریکا ایفا خواهد کرد. در عین حال، معتقدم که نتایج این دیدار میان سران دو کشور، احتمالاً ابتدا در حوزه‌های محدود و مشخصی به اجرا در خواهد آمد؛ برای مثال، ممکن است دو طرف در زمینه‌هایی مانند تعدیل تعرفه‌ها، مدیریت صادرات مواد معدنی کلیدی و نظارت مالی به توافقاتی دست یابند. این سفر می‌تواند کانال‌های لازم را برای تعاملات آتی میان چین و آمریکا باز نگه دارد و از این طریق، به ایفای نقش ثبات‌بخش در روابط دو کشور کمک کند.

مجری: به سادگی می‌توان دریافت که برنامه سفر ترامپ به چین از نظر زمانی بسیار فشرده است. اما به هر حال، ترامپ پس از به تعویق انداختن دیدار، معتقد است که «سفر به چین امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است». او شخصاً موضوع جنگ ایران را کنار می‌گذارد، چه آتش‌بس واقعی باشد و چه موقتی، در هر صورت باید اول سفری به چین داشته باشد و بعد در مورد مسائل دیگر صحبت کند. البته از سفر وزیر امور خارجه ایران و پس از آن، سفر قریب‌الوقوع پوتین به پکن، می‌توان به روابط پیچیده در این میان پی برد.

در سفر ترامپ به چین، طبیعتاً بیش از هر چیز نگران مسئله تایوان هستیم. نام تایوان پیوسته بر زبان ترامپ جاری است؛ او معتقد است که تایوان دوباره تراشه‌ها را دزدیده است. این نام در سخنان روبیو نیز شنیده می‌شود که می‌گوید این گفتگو «به ناچار به مسئله تایوان خواهد پرداخت». او حتی در کنفرانس خبری کاخ سفید گفت: «امیدواریم هیچ رویداد بی‌ثبات‌کننده‌ای در تایوان یا منطقه هند و اقیانوسیه رخ ندهد». این سخنان روبیو خطاب به چه کسی است؟ تایوان در این میان چه نقشی ایفا می‌کند؟ و اکنون، غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین و نگران‌کننده‌ترین مسئله این است که آیا ترامپ تایوان را معامله خواهد کرد؟ این سوالات را از استاد تانگ می‌پرسم.

تانگ شیانگ‌ لونگ: تایوان قطعاً نسبت به این موضوع هوشیار است و این نگرانی در رفتار لای چینگ ته، رئیس‌جمهور تایوان، نیز مشهود است. اخیراً چه در موضوعات مربوط به دو سوی تنگه، چه در مسئله فروش تسلیحات و یا سفر به اسواتینی، او این اضطراب را نشان داده و با تمام توان و به شیوه‌هایی نسبتاً سرسختانه، برای برجسته کردن مواضع خود تلاش کرده است.

به نظر من، مسئله تایوان این بار قطعاً در دستور کار چین و آمریکا قرار خواهد گرفت. زیرا زمانی که وانگ یی با روبیو تلفنی گفتگو کرد، بر اساس بیانیه خبری منتشر شده از سوی طرف چینی، مسئله تایوان محور اصلی و مهم‌ترین اولویت در گفتگوی وانگ یی با روبیو بوده است. در واقع، از سال ۲۰۲۳ که رئیس‌جمهور شی جین پینگ برای شرکت در اجلاس اپک (APEC) به سانفرانسیسکوی آمریکا سفر و با بایدن دیدار کرد، طرف چینی به طور فعال شروع به طرح مسئله تایوان در بالاترین سطح تعاملات چین و آمریکا نمود. علاوه بر این، چین از آمریکا خواسته است تا رویکردی را اتخاذ کند که با جایگاه حقوقی آمریکا در قبال منطقه تایوان مطابقت داشته باشد؛ به این معنا که آمریکا نمی‌تواند از یک سو ادعای پایبندی قاطع به اصل «چین واحد» را داشته باشد، اما از سوی دیگر در اقدامات عملی مانند فروش تسلیحات و حمایت از دولت جدایی‌طلب، رفتاری دوگانه و متناقض از خود نشان دهد.

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

ترامپ در چنین وضعیت تحقیرآمیز و سرافکنده‌ای، همچنان قصد سفر به پکن را دارد. من این سفر را این‌گونه توصیف می‌کنم که ترامپ برای تطهیر از نحسی و دفع بلا به پکن می‌آید؛ او امیدوار است در چنین فضای مثبت و پرشوری، توجه همگان را به پیام‌های خوشایند جلب کند تا بتواند بدشانسی را از خود دور کند. در حال حاضر، ترامپ سرشار از نحوست و بدشانسی است و به همین دلیل، به گمانم برای او همین که به این هدف دست یابد، کافی خواهد بود.

بنابراین، قضاوت من این است که در این سفر، طرف آمریکایی ناگزیر خواهد بود تا حدی به موضوعات بسیار مورد توجه طرف چینی پاسخ دهد، اما نباید به این پاسخ چندان خوش‌بین بود. نرخ رشد اقتصادی تایوان در سه‌ماهه اول امسال ۱۳.۶ درصد بوده است، ۱۰۰ میلیارد دلار در صنایع هوش مصنوعی، نیمه‌هادی‌ها و تراشه‌های آمریکا سرمایه‌گذاری کرده و بخش عمده خریدها در تایوان انجام می‌شود. منطقه تایوان «زرادخانه» رقابت فناورانه میان چین و آمریکاست و غیرممکن است که آمریکا در چنین شرایطی به سادگی از زرادخانه خود دست بکشد. از این رو، در پاسخ به درخواست چین مبنی بر تعیین تکلیف موضع آمریکا در قبال تایوان، طرف آمریکایی قطعاً به پاسخ‌های طفره‌آمیز و ظاهرسازانه متوسل خواهد شد و این خود، محور اصلی تعاملات و مذاکرات دیپلماتیک خواهد بود.

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

شرکت TSMC کارخانه تولیدی خود را در فینیکس آمریکا گسترش می‌دهد. منبع: نیویورک تایمز

از دیدگاه چین، مسئله دو سوی تنگه نیازمند یک راه‌حل نهایی است. دو سوی تنگه باید به یکدیگر نزدیک و نزدیک‌تر شده و در نهایت با هم یکی شوند. اما اگر این امر تنها به تحول افکار عمومی در داخل تایوان متکی باشد، مشخصاً دست‌نیافتنی است. بنابراین، حل این مسئله از طریق واشنگتن، رویکردی با سطح راهبردی بالاتر خواهد بود.

با این حال، همانطور که گفتم این مسائل یک‌باره حل نخواهند شد. تخمین من این است که ترامپ پس از پایان این سفر به چین و بازگشت به آمریکا، شش ماه باقی‌مانده را با تمام توان صرف انتخابات میان‌دوره‌ای خواهد کرد که برای او یک مسئله مرگ و زندگی است. در پایان سال جاری اجلاس اپک (APEC) در شنژن برگزار خواهد شد، بنابراین اگر ترامپ واقعاً روابط چین و آمریکا را مهم بداند، این احتمال وجود دارد که در آن زمان مجدداً به چین سفر کند. حتی اگر به شنژن نیاید، در پایان سال اجلاس گروه ۲۰ (G۲۰) را در پیش داریم. اجلاس G۲۰ امسال در میامی، ایالت فلوریدای آمریکا، برگزار می‌شود و چین برای G۲۰ اهمیت زیادی قائل است، بنابراین از نظر تئوری، چین قطعاً در این اجلاس شرکت خواهد کرد.

علاوه بر این، اجرای واقعی توافقاتی که میان چین و آمریکا در گفتگوهای آتی حاصل می‌شود، به احتمال زیاد به حوالی زمان انتخابات میان‌دوره‌ای در پایان سال موکول خواهد شد. من اگر جای مقامات چینی بودم، قطعاً منتظر می‌ماندم تا ببینم نتیجه انتخابات برای حزب جمهوری‌خواه چگونه خواهد بود. اگر نتایج انتخابات در پایان سال بسیار نامطلوب باشد، در آن صورت ترامپ در اجلاس G۲۰ امسال در وضعیت «دولت نیمه‌لنگان» قرار خواهد گرفت و طرف چینی شاید دیگر آنقدرها به او اهمیت ندهد.

افزون بر این، یک موضوع مهم دیگر نیز باید مورد بررسی قرار گیرد و آن روابط چین و ژاپن است. ژاپن عضو G۲۰ و APEC است، بنابراین سانائه تاکایچی حتی اگر به G۲۰ نرود، در اجلاس APEC شرکت خواهد کرد، به این معنا که او در شنژن حضور خواهد یافت. بنابراین، تنش‌های کنونی در روابط چین و ژاپن نیز باید تا پایان سال حل و فصل شود. تمام این مسائل در سراسر تحولات سال ۲۰۲۶ جریان دارند و نباید صرفاً به این دیدار پیش روی چین و آمریکا در پکن نگریست؛ این مسائل ادامه خواهند یافت و تا پایان سال جاری به نتیجه‌ای روشن‌تر خواهند رسید.

مجری: استاد تانگ دقایقی پیش به تماس تلفنی ۳۰ آوریل میان وانگ یی، وزیر امور خارجه، و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اشاره کردند که در آن به دو موضوع پرداخته شد: یکی دیپلماسی در سطح سران و دیگری مسئله تایوان. مسئله تایوان برای آمریکا و چین، مسئله‌ای دو سطحی است؛ برای آمریکا، این موضوع صرفاً به منافع مربوط می‌شود، اما برای چین، ابعاد آن بسیار فراتر از این است. بنابراین، در خصوص مسئله تایوان، دیدگاه طرف سرزمین چین چیست؟ و در این دیدار، جهت‌گیری گفتگوها و اهداف اصلی چه خواهد بود؟

شِنگ جیو یوان: همانطور که پیش‌تر اشاره کردم، با وجود اینکه دستاوردهای سفر آتی ترامپ به چین ممکن است به آن اندازه‌ای که در سطح بین‌المللی تصور می‌شود، بزرگ نباشد، اما دست‌کم یک سرآغاز بسیار خوب خواهد بود. نکته اصلی این دیدار این است که حتی اگر طرفین نتوانند به تمام اهداف مورد نظر خود دست یابند، اما خودِ این دیدار، فرصت بسیار مناسبی برای تعاملات بیشتر و دیدارهای سطح بالای آتی میان دو طرف فراهم می‌آورد، فضای بسیار مطلوبی ایجاد می‌کند و شرایط را برای توسعه بیشتر روابط چین و آمریکا در آینده مهیا می‌سازد.

البته، همانطور که مجری محترم نیز اشاره کردند، مسئله تایوان، موضوعی در روابط چین و آمریکاست که هیچ‌یک از طرفین نمی‌توانند به سادگی از آن چشم‌پوشی کنند. از دیدگاه چین، ما همواره تأکید کرده‌ایم که مسئله تایوان، هستهٔ منافع بنیادین چین است، شالودهٔ شالوده‌های بنیاد سیاسی روابط چین و آمریکاست و همچنین خط قرمزی عبورناپذیر در روابط دو کشور محسوب می‌شود. در مواجهه با رویکرد مبهم آمریکا در قبال مسئله تایوان، طرف چینی همواره بر «تفکر مبتنی بر خطوط قرمز» پافشاری کرده و در عین حال، ثبات قدم راهبردی بسیار قدرتمندی از خود به نمایش گذاشته است.

سفر ترامپ به پکن؛ قمار بزرگ برای جبران تحقیر در خلیج فارس

با توجه به اظهاراتی که در آستانه سفر ترامپ به چین مطرح شده، به نظر من، آمریکا ممکن است تعدیلاتی را در مواضع خود اعمال کند. اما با توجه به فضای سیاسی و واقعیت‌های کنونی آمریکا، به ویژه با وجود محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی کنگره، اینکه ترامپ بتواند در مسئله تایوان، امتیازات راهبردی بدهد یا یک تعدیل کاملاً استراتژیک در رویکرد خود ایجاد کند، همچنان دشوار است.

البته، شخصیت ترامپ ماهیتی معامله‌گر دارد و از این منظر، طرف آمریکایی ممکن است در برخی بیانات خود تعدیلاتی ایجاد کند و حتی ممکن است اقداماتی فراتر از مخالفت کلامی با «استقلال تایوان» انجام دهد تا در مقابل، همکاری چین را در زمینه‌هایی مانند خرید محصولات کشاورزی، سیاست‌های انرژی و مواد معدنی کلیدی به دست آورد. البته، اگر بخواهیم دقیق بگوییم، انتظار یک چرخش راهبردی از سوی ترامپ در مسئله تایوان، بسیار دشوار است؛ بنابراین، به عقیده من، احتمال تعدیلات تاکتیکی در این زمینه بیشتر خواهد بود. این نکته اول است.

نکته دوم اینکه، از منظر طرف آمریکایی، بدیهی است که آن‌ها تمایلی به درگیری مستقیم با چین بر سر مسئله تایوان ندارند، بنابراین تلاش می‌کنند تا فضایی نسبتاً مبهم را در این خصوص حفظ کنند. با این حال، معتقدم آنچه در ادامه بیش از همه مورد توجه ما خواهد بود، پیشبرد به اصطلاح خرید تسلیحاتی ۱.۲۵ تریلیون دلاری (دلار تایوان) توسط تایوان است. برای ترامپ، با توجه به فضای سیاست داخلی و منافع مجتمع‌های نظامی—صنعتی، غیرممکن است که به راحتی از فروش سلاح به تایوان دست بکشد یا تعاملات دوجانبه با آن‌ها را متوقف کند. به احتمال زیاد، آمریکا همچنان موضعی نسبتاً مبهم اتخاذ خواهد کرد؛ ممکن است در اظهارات علنی شاهد لحنی ملایم‌تر باشیم، اما در خفا احتمالاً همچنان به اصطلاح «تعهدات امنیتی» خود در قبال منطقه تایوان و مواردی از این دست را ادامه خواهد داد.

نکته سوم اینکه، فراتر از روابط چین و آمریکا، بر این باورم که سرزمین اصلی چین در راستای پیشبرد توسعه روابط دو سوی تنگه، مجموعه‌ای از اقدامات گام‌به‌گام و بیشتر را در پیش خواهد گرفت؛ از جمله تأکید بر تکمیل بیشتر سیستم‌های سیاسی و حقوقی، درخواست از آمریکا برای مخالفت صریح با استقلال تایوان، و اعمال محدودیت‌های بیشتر بر به اصطلاح «گفتگوهای سطح بالا» و تعاملات میان آمریکا و منطقه تایوان.

پس از سفر اخیر چِنگ لی وِن (郑丽文)، رئیس حزب کومینتانگ چین (رهبر اپوزیسیون تایوان) به پکن، فکر می‌کنم یک مسئله کاملاً روشن شده است: سیاست سرزمین اصلی در تداوم پیشبرد ادغام اقتصادی دو سوی تنگه و توجه بیشتر به رفاه و معیشت مردم دو طرف تغییر نخواهد کرد. این رویکرد شامل اجرای بیشتر ایده بازار مشترک دو سوی تنگه، گسترش بیشتر دسترسی محصولات کشاورزی تایوان به بازار چین، و پیشبرد روزافزون همکاری‌های صنعتی میان دو سوی تنگه می‌شود.

در عین حال، معتقدم نکته‌ای که نیاز به توجه ویژه دارد این است که سرزمین اصلی چین در حال حاضر بر مخالفت قدرتمندانه‌تر با مداخلات خارجی تأکید می‌ورزد و در این زمینه، در آینده شاهد اقدامات بیشتری از سوی چین خواهیم بود؛ به عنوان مثال، اعمال تحریم علیه شرکت‌های آمریکاییِ مشارکت‌کننده در فروش تسلیحات به تایوان، و قطع دست‌درازی‌های قانونی آمریکا از طریق صدور فرامین انسدادی.

از نظر من، در آینده به طور فزاینده‌ای از ابزارها و روش‌های مختلف حقوقی برای مسدود کردن هرچه بیشتر دخالت نیروهای خارجی استفاده خواهد شد و اقدامات مرتبط در این راستا به طور مداوم و با قدرت به پیش خواهند رفت.

پایان/

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35048

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =