به گزارش تحریریه، نیوزویک در تحلیلی آورده است: در اول مه، محمولهای از سیبهای آفریقای جنوبی از گمرک «شنژن» عبور کرد و به نخستین کالای آفریقایی تبدیل شد که تحت سیاست جدید و بهشدت گسترشیافته «تعرفه صفر» چین برای این قاره، وارد آن کشور شد. این سیاست ۵۳ کشور آفریقایی را پوشش میدهد و یک منطقه آزاد تجاریِ وسیع و یکجانبه را دورانی ایجاد می کند که جهانیشدن در حال عقبنشینی است. پنجاه و چهارمین کشورِ غایب، «اسواتینی» با جمعیتی حدود ۱.۲ میلیون نفر است؛ چرا که این کشور تنها کشور آفریقایی است که همچنان تایوان را به رسمیت میشناسد.
سیبها معمولاً ابزاری نیستند که امپراتوریها با آن حضور خود را اعلام کنند، اما این میوه با یک پیامِ ضمنی وارد شد. پیام چین واضح بود: پکن را به رسمیت بشناسید و دسترسی پیدا کنید؛ تایپه را به رسمیت بشناسید و دسترسیتان محدود شود.
در همین حال، دونالد ترامپ درگیر مسئله ایران شده است. او این هفته، پس از آنکه متحدان خلیج فارس خواستار زمان بیشتری برای «مذاکرات جدی» شدند، حمله برنامهریزیشده خود را لغو کرد، اما هشدار داد که حمله مجدد میتواند «در یک لحظه» رخ دهد. سپاه پاسداران ایران همان روز گفت که حملات بیشتر آمریکا یا اسرائیل میتواند جنگ را «فراتر از منطقه» بکشاند.
شاید تهدید ایران، بلوف به نظر برسد اما ترامپ همچنان درگیر مسئله ایران است، در حالی که رقبای آمریکا به اقدامات خود در جاهای دیگر ادامه میدهند.
چشمان بسته ترامپ به آفریقا
جناح راست گاهی در مورد رویدادهای آفریقا هشدار داده است. سناتور راجر ویکر، رئیس جمهوریخواه کمیته خدمات مسلح سنا، هفته گذشته گفت که آفریقا «یک نگرانی دور از دسترس برای امنیت ملی آمریکا» نیست، بلکه «عرصهای با پیامدهای استراتژیک فزاینده» است که توسط چین، روسیه، تروریسم و حکمرانی ضعیف شکل گرفته است. او چین را به استفاده از «اجبار اقتصادی، دیپلماسی بدهی و پایگاههای نظامی» و روسیه را به استفاده از «مزدوران و سایر نیروهای نیابتی» متهم کرد.
چنین هشدارهایی به نظر نمیرسد در واشنگتن تأثیر چندانی داشته باشد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، مدل جدید کمکهای آمریکا را «تجارت به جای کمک، فرصت به جای وابستگی و سرمایهگذاری به جای یاری» توصیف کرده است، اما اقدام تعرفهای چین به این معنی است که آنها قبلاً در این مسیر پیشدستی کردهاند.
در جناح چپ، منتقدان هشدار میدهند که حضور چین و روسیه در آفریقا یک الگو نیست. آنها میخواهند آمریکا در برابر وسوسه تکرار اشتباهات گذشته استعماری مقاومت کند؛ بهویژه که ملتهای آفریقایی صرفاً مهرههای شطرنج نیستند. لندری سینی از موسسه بروکینگز گفته است که واشنگتن باید به دخالتهای چین و روسیه با «بخشها و مشارکتهای متقابل سودمند» پاسخ دهد، نه با «عقبنشینی کامل از تعامل».
منابع از دست رفته آفریقا
ناظران سیاسی اغلب درباره اهمیت «نفوذ» صحبت میکنند. چین و روسیه تنها به دنبال نفوذ در آفریقا نیستند؛ آنها به دنبال چیزهایی هستند که بتوان استخراج، حمل، تصفیه کرد و فروخت. چین از دیپلماسی و فشار اقتصادی استفاده میکند و روسیه یک «اخاذی حفاظتی» (Protection Racket) را اداره میکند.
تجارت چین و آفریقا در سال ۲۰۲۵ به رقم بیسابقه ۳۴۸ میلیارد دلار رسید که شامل ۲۲۵ میلیارد دلار صادرات چین به آفریقا و ۱۲۳ میلیارد دلار واردات از آفریقا بوده است. مقیاس این کار قابلتوجه است. جمعیت آفریقا حدود ۱.۵ میلیارد نفر است و سازمان ملل پیشبینی میکند که تا سال ۲۰۵۰ به ۲.۵ میلیارد نفر برسد؛ یعنی در حالی که جمعیت چین رو به پیری میرود، این قاره عامل اصلی رشد جمعیت جهانی است. کارگران آفریقایی و رباتهای خانگی، سپرهای چین در برابر «بمب ساعتیِ جمعیتی» خود این کشور هستند.
چین به دنبال منابع خاصی است. به عنوان مثال، بر اساس گزارش سازمان زمینشناسی ایالات متحده، جمهوری دموکراتیک کنگو در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۳ درصد از تولید معادن کبالت جهان را به خود اختصاص داده است. کبالت، در کنار سایر فناوریها، در باتریهای قابل شارژ استفاده میشود.
چین اکنون مالک یا تأمینکننده مالی بسیاری از بزرگترین معادن کبالت در این کشور (کنگو) است. چین خودش این کبالت را تصفیه میکند و سپس در بخشهایی مانند خودروهای برقی، قیمتها را برای رقبای جهانی خود میشکند.
در مقابل، در حالی که ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۴ هزار تن کبالت وارد کرد که بخش زیادی از آن از نروژ، فنلاند، کانادا و ژاپن تأمین شد، این کشور در داخل مرزهای خود تنها ۳۰۰ تن استخراج کرد.
شرکتهای چینی همچنین در حدود یکسوم از ۲۳۱ بندر تجاری آفریقا مشارکت دارند. بندر «دوراله» در جیبوتی در سال ۲۰۱۷ گسترش یافت تا اولین پایگاه نظامی شناختهشده چین در خارج از مرزهای این کشور را در خود جای دهد.
ژنرال داگوین اندرسون، فرمانده فرماندهی آفریقای ایالات متحده (AFRICOM)، به کنگره گفته است که چین در حال گسترش نفوذ خود از حوزه اقتصادی به عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی است و سرمایهگذاری چین در بنادر نگرانکننده است؛ زیرا چنین بندرهایی میتوانند در زمان درگیری، دسترسی نیروهای آمریکایی را مسدود کنند.
در همین حال، شکاف اطلاعاتیِ فزایندهای برای آمریکا وجود دارد. «اکسیوس» گزارش داد که درخواست ۹۴ میلیون دلاری برای فعالیتهای اطلاعاتی در آفریقا، تنها ۱۹ میلیون دلار بودجه دریافت کرده و جدیدترین «استراتژی دفاع ملی» آمریکا، تنها دو بار به واژه «آفریقا» اشاره کرده است.
کشورهای آفریقایی در سازمان ملل نیز اهمیت دارند، عمدتاً به این دلیل که این قاره اعضای بسیار زیادی دارد. آرای آفریقاییها در بحث مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۷۱ سرنوشتساز بود؛ موضوعی که اجازه ورود جمهوری خلق چین و اخراج تایوان را فراهم کرد.
استراتژی روسیه در آفریقا کوچکتر و صریحتر است. طبق «گزارش طلای خون» (Blood Gold Report) که توسط مرکز آفریقا خلاصه شده، کرملین از زمان جنگ اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، از طریق عملیاتهای مرتبط با گروه واگنر و ساختارهای جانشین آن در مالی، سودان و جمهوری آفریقای مرکزی، بیش از ۲.۵ میلیارد دلار از طلای آفریقا درآمد کسب کرده است.
روسیه همچنین به دنبال بازارهای تسلیحاتی است. این کشور در سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ بزرگترین تأمینکننده تسلیحات عمده آفریقا بود و ۲۱ درصد از واردات آفریقا را به خود اختصاص داد؛ پس از آن چین با ۱۸ درصد و ایالات متحده با ۱۶ درصد قرار دارند.
روسیه همچنین خواهان دسترسی به خط ساحلی است و از جمله به دنبال ایجاد یک پایگاه دریایی در دریای سرخ در سودان است؛ منطقهای نزدیک به مسیر دریایی که از کانال سوئز میگذرد.
ترامپ ممکن است در نگرانی خود در مورد ایران محق باشد اما خاورمیانه گورستان رئیسان جمهوری آمریکا بوده است، چه برسد به اینکه منبعی برای تروریسم در سراسر جهان باشد. جاهطلبیهای هستهای ایران یک نگرانی جدی بود. اما این تنها بازی موجود در صحنه نیست. آفریقا بهسرعت در حال تبدیل شدن به بخشی از آن بازی است، اما آمریکا در حال ترکِ صفحه این بازی است.
پایان/













نظر شما