آیا توافق آتش‌بس میان ایران و آمریکا امکان‌پذیر است؟

غنی‌سازیِ در آستانه ساخت سلاح و تهدید به فلج کردن اقتصاد جهانی؛ برگ‌های برنده ‌ای هستند که ایران در برابر چشم جهانیان رو کرده است. در این تقابل نفس‌گیر، ترامپ به خوبی می‌داند که متحدانش پشت او را خالی کرده‌اند. آیا او واقعاً ماشه را می‌کشد یا این هیاهو آخرین تلاش یک تاجر برای خریدن زمان است؟

به گزارش تحریریه، شیه شیائو رونگ(薛小荣استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بین‌الملل، با اشاره به آماده‌باش بی‌سابقه نیروهای مسلح ایران، بر این باور است که توازن وحشت ایجادشده در خلیج فارس و جهش توان موشکی و پهپادی تهران، عملاً دست‌های کاخ سفید را برای هرگونه ماجراجویی نظامی واقعی بسته است.

شامگاه ۲۲ مه، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در یک اعلام عمومی غافلگیرکننده اظهار داشت که برای مدیریت وضعیت اضطراری فعلی، از شرکت در مراسم عروسی پسر کوچکش صرف‌نظر کرده و برای استقرار در کاخ سفید بازگشته است. او با ادبیاتی تند از آمادگی خود برای آغاز جنگی دوباره علیه ایران سخن گفت. اما در مقابل، ایران نیز بدون هیچ تعللی، پاسخی قاطع و صریح به این لفاظی‌های جنگ‌طلبانه داد.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در گفتگو با رسانه‌ها تأکید کرد که رویکرد «یکی به نعل و یکی به میخ» دولت ترامپ در عرصه بین‌الملل و بی‌اعتبار بودن دیرینه واشنگتن در عمل به تعهداتش، احتمال دستیابی به هرگونه توافق همزیستی مسالمت‌آمیز میان ایران و آمریکا را به حداقل رسانده است.

همزمان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز هشداری جدی به آمریکا مخابره کرد: در صورت هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، نیروهای مسلح کشور «نسخه ۳.۰» از یک ضدحمله همه‌جانبه را علیه منافع آمریکا و متحدانش در منطقه آغاز خواهند کرد. این پاسخِ به‌شدت کوبنده، نه‌تنها شامل محاصره کامل گذرگاه‌های راهبردی نظیر تنگه باب‌المندب با استفاده از قدرت آتش شبکه‌ای خواهد بود، بلکه اقدامات تخریبی سخت‌تری از جمله قطع هفت کابل فیبر نوری اینترنت که از بستر خلیج فارس عبور می‌کنند را نیز در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر، ایران در این رویارویی، کارت‌های اصلی خود را روی میز جامعه جهانی گذاشته تا پیامی صریح و بی‌پرده به ترامپ برساند: «اگر جرأت داری، امتحان کن!»

آیا توافق آتش‌بس میان ایران و آمریکا امکان‌پذیر است؟

در مواجهه با این موضع‌گیری بدون عقب‌نشینی ایران، اکنون سوال اصلی جامعه جهانی این است: ترامپ که از سوی ایران در تنگنا قرار گرفته، آیا واقعاً تن به جنگی تمام‌عیار خواهد داد؟ با نگاهی به ساختار سیاسی کنونی جهان و تنش‌های نظامی در منطقه خاورمیانه، اگرچه احتمال اقدام نظامی ترامپ علیه ایران وجود دارد، اما او قطعاً مانند رویکرد بی‌پروا و حملات نظامی گسترده ۲۸ فوریه عمل نخواهد کرد. این نتیجه‌گیری بر پایه سه محور کلیدی و تحلیلی زیر استوار است:

یک) افول نسبی قدرت آمریکا؛ دلِ پر اما توانِ کم

واقعیت این است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در اعماق ذهن خود شاید آرزو داشته باشد با یک ضربه سنگین، ایران را از صحنه معادلات خاورمیانه حذف کند و برای همیشه از «خار چشم» خود در این منطقه خلاص شود. اما با توجه به وضعیت کنونی قدرت ملی و توان بسیج منابع راهبردی ایالات متحده، تحقق چنین رویایی برای او بسیار دشوار است.

نکته قابل توجه اینکه درست در همان مقطعی که واشنگتن و تهران درگیر چندین دور مذاکرات سخت و نفس‌گیر بودند، ارتش آمریکا به‌صورت پنهانی مشغول جابه‌جایی اضطراری نیروها و تجهیزات بود و سعی می‌کرد در سطح جهان، مهمات و ذخایر لازم برای یک جنگ احتمالی را جمع‌آوری و انبار کند. در مقابل، ایران نیز هرگز در موضع انفعال ننشست. در مواجهه با تهدیدِ دائماً محتمل جنگ، تهران با تمام ظرفیت، شبانه‌روز و بدون وقفه، تولید انبوه پهپادهای پیشرفته و موشک‌های بسیار مرگبار را در دستور کار قرار داد.

آیا توافق آتش‌بس میان ایران و آمریکا امکان‌پذیر است؟

به بیان دیگر، اگر آمریکا واقعاً بار دیگر جنگی تمام‌عیار علیه ایران به راه بیندازد، نیروهای مسلح ایران که خود را برای بدترین سناریوها آماده کرده‌اند، این توان را دارند که یک شکست بسیار سنگین و تحقیرآمیز را بر ترامپ تحمیل کنند. مقایسه روند تغییر توازن قوای نظامی میان آمریکا، اسرائیل و ایران، و همچنین تفاوت چشمگیر سه طرف در سطح ذخایر جنگی، لجستیک و توان بسیج نیرو، نشان می‌دهد که احتمال اینکه ترامپ با شتاب‌زدگی و بدون محاسبه، دست به آغاز یک جنگ بزرگ علیه ایران بزند، در عمل چندان بالا نیست.

دوم) شکاف عمیق میان هزینه‌های جنگ و اهداف نهایی؛ ترامپ و محاسبه‌گری‌های یک سیاستمدار

برای ترامپ، ورود به یک جنگ تمام‌عیار علیه ایران، مستلزم پایبندی به یک اصل راهبردی بنیادین است: آیا آمریکا واقعاً می‌تواند در این جنگ به پیروزی نهایی دست یابد و تمام اهداف سیاسی و نظامی از پیش تعیین‌شده را محقق کند؟ تردیدی نیست که برای ترامپ، «پیروزی مطلق» تنها معیار برای پایان آبرومندانه چنین نبردی است. با این حال، حقیقت ملموس و عیان این است که درگیری‌های پراکنده و محدود چهل و چند روز گذشته، به کل دنیا ثابت کرد که ایالات متحده در حال حاضر نه قدرت کافی و نه توانایی مطلقی برای شکست کامل کشوری مانند ایران دارد که از عمق راهبردی و ساختار نظامی مستحکمی در خاورمیانه برخوردار است.

وقتی ترامپ به‌خوبی می‌داند که دستیابی به اهداف نهایی یک جنگ تمام‌عیار عملاً غیرممکن است، چرا باید آگاهانه خود را به در بسته بکوبد؟ باید واقع‌بین باشیم؛ ترامپ تنها یک میلیاردر موفق نیست؛ او سیاستمداری است که فوت و فن انتخابات را به خوبی می‌شناسد و توانست با مدیریت افکار عمومی، برای دومین بار به کاخ سفید بازگردد. او در ذات خود، یک سیاستمدار به‌شدت زرنگ و حسابگر است که سود و زیان را خوب می‌سنجد، نه یک فرد بی‌کله و فاقد منطق. بنابراین، با نگاهی عمیق به هزینه‌های سرسام‌آور جنگ و تردید در تحقق اهداف نهایی، می‌توان گفت که اگر ترامپ بخواهد برای جنگ با ایران تصمیم بگیرد، تنها پس از سبک و سنگین کردن دقیق تمام جوانب و موازنه سود و زیان، دست به چنین اقدامی خواهد زد.

اگر ترامپ احساس کند که احتمال تحقق اهدافش در این جنگ ۷۰ تا ۸۰ درصد است، قطعاً بدون ذره‌ای درنگ دکمه آغاز جنگ را فشار خواهد داد. اما گره اصلی و چالش فعلی دقیقاً اینجاست: وضعیت به‌گونه‌ای است که اگر ترامپ جرأت آغاز جنگ را به خود بدهد، ناگزیر جرقه یک بحران زنجیره‌ای زده می‌شود که کل خاورمیانه را از کنترل خارج خواهد کرد.

آیا توافق آتش‌بس میان ایران و آمریکا امکان‌پذیر است؟

در آن سو، ایران نیز قطعاً با تمام قوا وارد میدان خواهد شد تا درسی تاریخی و فراموش‌نشدنی به ترامپ بدهد. دقیقاً به دلیل درک همین ریسک‌های بزرگ است که ترامپ اکنون رویکردی بسیار محتاطانه در پیش گرفته و دیگر جرأت نمی‌کند مانند گذشته، چنین بی‌پروا و عجولانه از اهرم جنگ استفاده کند.

سوم) بن‌بست گزینه‌های افراطی؛ وقتی آمریکا تنها می‌ماند

اگر بخواهیم فرض را بر این بگیریم که ترامپ این بار با اراده‌ای پولادین قصد دارد از طریق ابزار نظامی کار ایران را یک‌سره کند، گزینه‌های پیش روی او بسیار محدود است و عملاً تنها به دو راهکار افراطی ختم می‌شود:

نخستین گزینه؛ عبور از خط قرمز و استفاده از سلاح هسته‌ای.

اگر فشارهای سنگین افکار عمومی بین‌المللی و محکومیت‌های اخلاقی را کاملاً نادیده بگیریم، سلاح هسته‌ای در تئوری می‌تواند نظام فعلی ایران را در یک لحظه از بن و ریشه نابود کند. اما سوال کلیدی اینجاست: آیا ترامپ واقعاً جرأت دارد چنین ننگ ابدی را به جان بخرد؟

واقعیت این است که رهبر عالی ایران برای چنین سناریوی هولناکی، از پیش خود را برای بدترین وضعیت آماده کرده است؛ راهکار «نگهداری بخش بزرگی از اورانیوم غنی‌شده در سطح نزدیک به سلاح» در دستان خود ایران. اگرچه برآوردهای جهانی حاکی از آن است که ایران هنوز به سلاح هسته‌ای عملیاتی دست نیافته، اما همین حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با خلوص بسیار بالا، در حکم همان برگ برنده و کارت مرگباری است که تهران برای مقابله با آمریکا در آستین دارد. با توجه به خطر وحشتناک گسترش تسلیحات هسته‌ای و احتمال واکنش هسته‌ای متقابل، ترامپ به هیچ عنوان جرأت نمی‌کند به سراغ این گزینه برود.

آیا توافق آتش‌بس میان ایران و آمریکا امکان‌پذیر است؟

گزینه دوم؛ بازسازی ائتلاف‌های قدیمی. ترامپ می‌تواند همانند تجربیات گذشته، سعی کند لشکری از متحدان غربی را علیه ایران بسیج کند؛ درست مثل کاری که آمریکا در دو جنگ بزرگ علیه عراق انجام داد تا از طریق فشارهای حداکثری نظامی و اقتصادی مشترک، کمر حریف را بشکند. اما این سناریو نیز در فضای سیاسی امروز جهان، عملاً غیرقابل اجراست. شرم‌آورترین وضعیت برای ترامپ این است که دیگر اعضای ناتو ابداً تمایلی به دنباله‌روی از سیاست‌های ماجراجویانه واشنگتن ندارند؛ واقعیتی که ترامپ را در شرایط فعلی، در وضعیت به شدت منفعل و منزوی قرار داده است.

با کنار هم قرار دادن تمام تحلیل‌های فوق، به‌وضوح درمی‌یابیم که ترامپ در مقطع کنونی، چه از منظر «شرایط زمانی»، چه از نگاه «بازی‌های ژئوپلیتیک» و چه از نظر «حمایت‌های بین‌المللی و متحدان»، در تقابل با ایران هیچ برگ برنده‌ای در دست ندارد.

از آنجا که این یک شکست پیش‌بینی‌شده و حتمی است، ترامپِ حسابگر هرگز اجازه نمی‌دهد که به‌سادگی در سیاهچاله بی‌انتهای یک جنگ تمام‌عیار سقوط کند. با این حال، به اقتضای شخصیت‌اش، او فردی به‌شدت «آبرودوست» است. حالا که ایران در مواضع رسمی خود کوچک‌ترین امتیازی به او نداده، ترامپ برای حفظ پرستیژ خود به عنوان یک «مرد قدرتمند»، قطعاً تمام تلاشش را خواهد کرد تا با روشی هوشمندانه و با کمترین ریسک، حیثیت سیاسی خود را بازیابی کند.

بر پایه این بازی روانی، محتمل‌ترین سناریو این است: ترامپ به احتمال زیاد دست به یک اقدام نظامی نمادین و محدود خواهد زد. برای مثال، ممکن است دستور یک حمله موشکی از راه دور یا یک یورش تاکتیکی در مقیاسی کوچک را صادر کند تا ظاهراً درسی به ایران داده باشد و از این طریق، پاسخی برای افکار عمومی داخلی و خارجی دست‌وپا کند. اما بلافاصله پس از انجام این ضربه نمادین، او قطعاً ترمز را خواهد کشید و از همان فرصت استفاده کرده، با چرخش سیاست، اعلام خواهد کرد که آماده برگزاری دور جدیدی از مذاکرات صلح با ایران است. در وضعیت پیچیده و خطیر کنونی خاورمیانه، این احتمالاً بهترین گزینه‌ای است که ترامپ برای خروج از این مخمصه یافته است.
پایان/

منبع:

【薛小荣:特朗普坐镇白宫,伊朗严阵以待,中东停火协议能否达成?】

https://m.toutiao.com/is/mWZaTPAybXQ/

۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35123

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =