به گزارش تحریریه، با استناد به تحلیل رسانهها و اندیشکدههای غربی، سفرهای دونالد ترامپ (رئیسجمهور ایالات متحده) و ولادیمیر پوتین (رئیسجمهور روسیه) به پکن در سال ۲۰۲۶، در حالی که از تشریفات مشابهی برخوردار بودند، از نظر لحن، هدف و دستاوردها تفاوتهای اساسی داشتند.
کارشناسان بر این باورند که این دو سفر، تصویری از جاهطلبیهای استراتژیک چین در ترسیم نظم جهانی جدید ارائه میدهد که در آن پکن نقشی محوری را در تعامل با دو قدرت بزرگ آمریکا و روسیه ایفا میکند.
تشریفات یکسان، اهداف متفاوت
مقایسه رهبران: اگرچه ترامپ (رئیسجمهور پیشین ایالات متحده) سه روز و پوتین دو روز در چین بودند، هر دو مراسم استقبال نظامی و تشریفات دولتی یکسانی را تجربه کردند. با این حال، اهداف اصلی آنها و نحوه رفتار چین با هرکدام کاملاً متفاوت بود.
رویکرد چین: هدف اصلی چین از میزبانی ترامپ، تثبیت روابط با آمریکا و کاهش تنشها در موضوعات تجاری و فناوری بود. در نقطه مقابل، سفر پوتین جشن شراکت استراتژیک چین و روسیه و نمایش همبستگی آنها در برابر غرب ارزیابی شده است.
"شریک" در مقابل "رقبا": یک مقام ارشد کرملین به روزنامه روسی "آرگومانتی ای فکتی" گفت که پوتین به عنوان "متحد و شریک قابل اعتماد" پذیرفته میشود، در حالی که از ترامپ به عنوان "یک رقیب و حریف که باید از او انتظار هر اقدامی را داشت" استقبال میشود.
دستاوردهای اصلی
توافقات و اعلامیهها:
ترامپ: ملموسترین نتیجه سفر او، اعلام توافقات تجاری بالقوه به ارزش ۲۵۰ میلیارد دلار (خرید ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ و محصولات کشاورزی آمریکا) بود. با این حال، کارشناسان نسبت به تحقق کامل این توافقات ابراز تردید کردهاند.
نکته کلیدی دیگر، عدم انتشار بیانیه مشترک پس از دیدار ترامپ و شی جین پینگ بود که نشاندهنده عدم وجود پیشرفت پایدار در روابط دوجانبه ارزیابی شد.
پوتین: سفر پوتین حاصل حدود ۴۰ سند همکاری در زمینههای اقتصادی، آموزشی و فناوری بود. مهمتر از آن، دو بیانیه سیاسی مهم به امضا رسید که شامل چشمانداز گستردهای برای "نظم نوین جهانی" مبتنی بر "جهان چندقطبی" بود.
چشمانداز ژئوپلیتیک:
آمریکا: کارشناسان، این سفر را بازتاب استراتژی "آمریکا اول" (America First) ترامپ ارزیابی کردند که به دنبال مذاکره مجدد درباره شرایط تجاری به نفع واشنگتن بود. علیرغم تنشها، این دیدار نشان داد آمریکا همچنان به تعامل مستقیم با چین به عنوان یک ضرورت مینگرد.
روسیه: تحلیلگران معتقدند پوتین از موضع ضعف پا به پکن گذاشت و با توجه به فشار تحریمها و هزینههای جنگ، روسیه بیش از هر زمان دیگری به چین به عنوان شریکی غیرقابل جایگزین نیاز دارد. در مقابل، پکن به عنوان قدرتی است که معنای واقعی "مشارکت بیحد و حصر" را تعیین میکند.
تحلیل رسانهها و اندیشکدهها
بازتاب نمادین سفرها: رسانهها به نمادهای متفاوت این سفرها اشاره کردهاند. نشریه "تایم" در سال ۲۰۱۷ روی جلد خود با عنوان "چین برنده شد" از قدرتنمایی چین در میزبانی از ترامپ گزارش داد. در سفر پوتین، تحلیلگران بر پویایی نابرابر قدرت میان چین و روسیه تمرکز کردند.
نظرات اندیشکدهها در مورد سفر ترامپ:
شکست در کسب امتیاز: تحلیلگران ارشد واشنگتن پست، نگران بودند که ترامپ با تمجید از سیستم چین، عملاً برتری آمریکا در آسیا را واگذار میکند و در ازای آن امتیاز قابل توجهی دریافت نمیکند. مجله "نیویورکر" نیز میزبانی از ترامپ را یک "هدیه عظیم به چین" ارزیابی کرد.
عدم تحقق انتظارات: کارشناسان اندیشکده "شورای روابط خارجی" (CFR) بر دو محور اصلی سفر ترامپ یعنی کره شمالی و تجارت تمرکز داشتند و در انتظار دستاوردهای مشخصی بودند. با این حال، تحلیلهای بعدی حاکی از آن بود که این سفر پیشرفت محسوسی در حل اختلافات عمیق میان واشنگتن و پکن به همراه نداشت.
نظرات اندیشکدهها در مورد سفر پوتین:
چهره واقعی همکاری: اندیشکده "انستیتو خدمات سلطنتی متحد" (RUSI) ضمن اشاره به شکوه دیپلماتیک اجلاس، آن را فاقد عمق استراتژیک دانست و گزارش داد پوتین با "مفاد ملموس اندکی" به روسیه بازگشت و تاکید کرد که هنوز محدودیتهایی برای حمایت پکن از مسکو وجود دارد.
وابستگی روسیه: نشریه "فارین پالیسی" با اشاره به اینکه اقتصاد روسیه برای بقا به چین متصل شده است، عنوان داشت که این سفر نشان داد چگونه پکن رهبری قطار مشارکت "بیحد و حصر" را در دست گرفته و قدرت تعیین مسیر آن را دارد.
به طور کلی، تحلیل رسانههای غربی نشان میدهد که چین از این دو سفر برای تقویت جایگاه خود در ژئوپلیتیک جهانی استفاده کرده است. در حالی که سفر ترامپ یک تلاش محتاطانه برای جلوگیری از تشدید تنشها ارزیابی میشود، سفر پوتین به عنوان نمایشی از نابرابری فزاینده در روابط پکن-مسکو تعبیر میگردد. نتیجه هر دو سفر، تثبیت نقش بیبدیل چین در نظم نوین جهانی، یعنی "جهان چندقطبی" بوده است.
پایان/













نظر شما