عملیات روانی به مجموعه اقداماتی که اخبار و اطلاعات مورد نظر و منتخب سازمان خودی را به دایره دریافت و ادراک و احساس سازمان حریف به منظور ایجاد تغییر در تفکر؛ تصمیم و کنش آن منتقل می شود را گویند.
یادم هست اولین بار که با عملیات روانی در کودکی مواجه شدم به حدود ۶۰ سال قبل برمی گردد که با پدرم به تماشای یک فیلم جنگی بین آلمان و نیروهای همیشه پیروز آمریکا!!! در سینما رفته بودم که به عنوان اولین آشنایی با مفهوم عملیات روانی همیشه در کوله تجربیات همراهم بود. در گوشه ای دور افتاده از جنگ جهانی دوم؛ دو سنگر از دو جبهه که از آذوقه و آب هیچ برایشان باقی نمانده بود و گرمای شدید هوا چیزی از رمقشان باقی نگذاشته بود فقط پرچمی بر بالای سنگر داشتند و به نوبت با دوربین وضعیت حریف را رصد می کردند تا غافلگیر نشوند؛ افرادی مرده بودند و باز ماندگان هم مرده های متحرکی بیش نبودند! مغز متفکر برتر آمریکایی تصمیم به اجرا عملیات روانی به عنوان آخرین تلاش نمود:به هر فلاکتی بود اندک مقادیر آب قمقمه ها را درون یک سطل حدودا پنج لیتری جمع کردند؛ صحنه مناسبی در موقعیتی که دیدهبان حریف با دوربین کادر مورد نظرشان را در نمایی بسته ببیند و آنچه دیده می شد فقط این نما بود: سربازی که با بدن نیمه عریان سرش را روبه پایین گرفته و سرباز دیگر سطل آبی روی سر او می ریخت و به نوبت نفرات بعدی هم به همین روش برخوردار از سطلی آب برای خنک کردن سر و نیمه بالای بدن خود می شدند؛ در حالی که همان یک سطل آب بدون برخورد با سر و بدن سرباز به درون سطل زیرین می ریخت و با دقت تلاش می شد حتی قطره ای تلف نشود و نفراتی سینه خیز که توسط دشمن دیده نمی شدند همین سطل را به آن که آب را می ریخت می رساندند و نمایش تکرار و تکرار می شد. نیروهای آلمانی فاقد آب و غذا و ... تصمیم جمعی شان بر تسلیم و بالا بردن پرچم سفید و حرکت به سمت سنگر کابوی های باهوش!! شکل گرفت.
جالب اینکه که تسلیم شدگان هم شرافتشان را تقدیم کردند و هم قطره ای آب دریافت نکردند؛ اصلا آبی در کار نبود و در نبرد وجودی آن که تاب آوری بیشتر داشت به پیروزی رسید.
حکایت جنگ وجودی ما با دشمن صهیونی بی شباهت با فیلم مورد اشاره نیست؛ ترامپ با محوریت اصلی عملیات روانی که خود شخصا به اجرا در می آورد و از اتاق فکر هوشمندی تغذیه می شود هر روز با پیامی جدید و بسیار متفاوت از پیام قبلی اما در یک مسیر مشخص دنبال ایجاد خستگی و تردید در تصمیم سازان(مدیران) و فلج کردن نیروی مقاومت مردمی( بدنه اجتماعی) است.
️این نبرد تصمیم سازانی مجرب؛ مقاوم و معتقد به نبرد وجودی و مسلط به نبرد ترکیبی نیاز دارد که از دشمن کینه ای آشتی ناپذیر داشته و تعقل و تفکرشان در اختیار حضرت حق باشد؛ آنگونه که در جنگ جمل امیرالمومنین از فرزندش محمد حنفیه خواست که تا اعماق سپاه پر مکر دشمن را تحت نظارت داشته و جمجمه خود (تعقل) را به خدا عاریه دهد؛ « اعرالله جمجمتک»
بازی خوردن روز به روز ما (خدای نکرده) از دشمن متعصب یهودی می تواند در این روزهای آخر نبرد وجودی لطمات غیر قابل جبرانی را باعث گردد.
پایان/













نظر شما