ترامپ تهدید کرد، ایران قهر کرد؛ چرا در نهایت توافق حاصل شد؟

در جریان ۱۸ ساعت مذاکرات فشرده میان آمریکا و ایران، تنها چند جمله از دونالد ترامپ کافی بود تا هیئت ایرانی با عصبانیت میز مذاکره را ترک کند. در حالی که همه تصور می‌کردند همه‌چیز به بن‌بست رسیده، ناگهان ورق برگشت و طرفین به یک توافق دست یافتند. پشت پرده این ترمز و گاز ناگهانی چه می‌گذرد؟ آیا تهدیدهای ترامپ این بار کار دستش داد یا این‌ها همه بخشی از یک بازی حساب‌شده «عقب‌نشینی برای پیشروی» بود؟

به گزارش تحریریه، شیه شیائو رونگ(薛小荣)، استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بین‌الملل، در یادداشتی تحلیلی به پشت‌پرده مذاکرات پرنوسان ایران و آمریکا پرداخته است.

اگر بخواهم مذاکرات اخیر آمریکا و ایران در بورگن‌اشتوک سوئیس را با یک کلمه توصیف کنیم، آن کلمه «ترن هوایی بی‌نهایت» است.

مذاکراتی که قرار بود ۱۹ ژوئن برگزار شود، بدون هیچ نشانه‌ای لغو شد. طرف آمریکایی دلیل آن را مشکلات لجستیکی در برنامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، عنوان کرد؛ در مقابل، ایران با اشاره به حملات اسرائیل در جنوب لبنان، اعلام کرد که ادامه مشارکت در مذاکرات، نادیده گرفتن مفاد بند اول تفاهم‌نامه است. هر دو طرف سعی داشتند کوتاه نیایند.

اما این سکوت تنها دو روز دوام آورد. روز بیست و یکم، همه طرفین انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده باشد، دوباره پشت میز مذاکره نشستند. اما پیچیدگی ماجرا زمانی آغاز شد که تنها ۸۰ دقیقه پس از شروع نشست، اظهارات دونالد ترامپ در یک مصاحبه تلویزیونی، خشم هیئت ایرانی را برانگیخت و منجر به ترک جلسه شد. آن‌ها شرط گذاشتند: «یا ترامپ تهدیدات خود را پس گرفته و عذرخواهی کند، یا ارتش اسرائیل از جنوب لبنان عقب‌نشینی کند؛ در غیر این صورت، مذاکره‌ای در کار نخواهد بود.»

ترامپ تهدید کرد، ایران قهر کرد؛ چرا در نهایت توافق حاصل شد؟

با این حال، اتفاقی عجیب رخ داد؛ مذاکراتی که به نظر می‌رسید برای همیشه از هم پاشیده، پس از ۱۸ ساعت چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای داشت. بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در تاریخ ۲۲ ژوئن رسماً پایان مذاکرات را اعلام کرد و خبر داد که یک سند توافق امضا شده است. به دنبال آن، پاکستان و قطر به عنوان میانجی‌های این گفتگوها، بیانیه مشترک و بسیار دقیقی را منتشر کردند.

این همان جایی است که آدم را به فکر می‌برد: ترامپ دقیقاً چه گفت که هم باعث قهر هیئت ایرانی شد و هم در نهایت به توافق انجامید؟

ترامپ در آن مصاحبه تلفنی، رگبار کلمات تند و تیزش را به سمت ایران نشانه رفت. اگر بخواهم نکات انفجاری حرف‌های او را دسته‌بندی کنم، به سه محور اصلی می‌رسم:

📌اول: «اگر تنگه هرمز را ببندید، کشور شما نابود خواهد شد؛ طوری که حتی فرصت بازگشت به آن کشور لعنتی را هم نخواهید داشت.»

📌دوم: «اگر توافق نکنید، آمریکا به عنوان فرشته نگهبان تنگه هرمز وارد عمل می‌شود، کنترل آن را مستقیماً در دست می‌گیرد و برای نفت خاورمیانه، ۲۰ درصد عوارض عبور و مرور وضع می‌کند.»

📌سوم: او مستقیماً مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران را خطاب قرار داد و گفت: «او بهتر است مراقب حرف‌هایش باشد»، و به موضع‌گیری اخیر وی درباره عدم عقب‌نشینی از حق غنی‌سازی اورانیوم حمله کرد.

ترامپ تهدید کرد، ایران قهر کرد؛ چرا در نهایت توافق حاصل شد؟

هر کدام از این جملات، به تنهایی در عرف دیپلماتیک به مثابه پرتاب آجر به صورت طرف مقابل است. منطق ترامپ بسیار خشن و سرراست است: مذاکره فرصتی است که به شما داده‌ایم؛ اگر گوش ندهید، نابودتان می‌کنیم و تازه باید باج امنیتی هم بدهید!

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، بلافاصله پاسخ داد: «اگر تهدید کارساز بود، شما خودتان به بن‌بست نمی‌رسیدید؛ نیروهای مسلح ما آماده‌اند تا به شکلی دیگر پاسخ دهند.» پیام زیرپوستی این حرف کاملاً واضح بود: ایران در میدان نظامی، از هیچ‌چیز هراسی ندارد.

طبق منطق معمول، وقتی کار به اینجا می‌رسد، مذاکرات باید رسماً شکست خورده تلقی شود. اما دقیقاً همین تحقیر و تهدید افراطی بود که دریچه‌ای تازه برای شکستن بن‌بست ایجاد کرد.

به نظر من، این نه یک خطای دیپلماتیک ساده، بلکه بیشتر شبیه یک «نمایش توافقی» یا یک «تست فشار و استرس» است.

برای هیئت ایرانی، ترک صحنه تنها اقدام سیاسی درست و لازم بود. اگر ترامپ چنین تهدیدات وجودی سنگینی را مطرح می‌کرد و نمایندگان ایران همچنان خونسرد به مذاکره ادامه می‌دادند، به این معنا بود که تهدید ترامپ کارگر افتاده است؛ در حالی که ایران در این مقطع حساس نمی‌تواند کوچک‌ترین نشانه‌ ضعفی از خود بروز دهد.

بنابراین، خروج اعتراضی تنها گزینه روی میز ایران بود. این حرکت، هم پیامی برای مخاطبان داخلی داشت و هم خط قرمزی بود که برای طرف آمریکایی ترسیم شد: خیال نکنید با عربده‌کشی نظامی می‌توانید ما را مجبور کنید که در پرونده هسته‌ای و رفع تحریم‌ها، زانو زده و چیزی را امضا کنیم.

ترامپ تهدید کرد، ایران قهر کرد؛ چرا در نهایت توافق حاصل شد؟

بیانیه مشترک قطر و پاکستان: نخستین دور مذاکرات میان آمریکا و ایران با هدف تدوین نقشه راه برای دستیابی به توافق نهایی در بازه ۶۰ روزه به پایان رسید.

چرا با وجود این تنش‌ها، در کمتر از ۱۸ ساعت ورق برگشت و نتیجه حاصل شد؟

پاسخ در یک منطق ثابت نهفته است: هر دو طرف همچنان به فشار برای پیشبرد مذاکره باور دارند.

یک نکته ظریف در سخنان ترامپ توجه مرا جلب کرد. او در حالی که از تصرف تنگه هرمز و گرفتن عوارض عبور حرف می‌زد، همزمان تأکید کرد: «یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران فقط تمدید آتش‌بس است و توافق نهایی محسوب نمی‌شود. اگر ایران تعهد جدی نشان ندهد، من گزینه‌های مختلفی را روی میز نگه می‌دارم.»

همین جمله کلید ماجراست. ترامپ در ظاهر سطح تهدید را به حداکثر رساند، اما در عین حال دریچه ادامه مذاکره را کاملاً نبست. پیام پنهان او این بود: آنچه من می‌خواهم این است که ایران در پنجره زمانی ۶۰ روزه تعهداتی بدهد که برای واشنگتن قابل قبول باشد؛ نه اینکه همین حالا میز مذاکره را واژگون کند.

برای آمریکا، زمان از حیثیت مهم‌تر است. طبق بیانیه مشترکی که پاکستان و قطر به عنوان میانجی منتشر کردند، دو طرف توافق کرده‌اند یک کمیته عالی‌رتبه تشکیل دهند و نقشه راهی برای رسیدن به توافق نهایی طی ۶۰ روز تدوین کنند. همان‌طور که ایران تحت فشار زمان است، ترامپ هم فرصت چندانی برای اتلاف وقت ندارد.

شمارش معکوس این ۶۰ روز از ۱۸ ژوئن (۲۸ خرداد) آغاز شده است. هر روزی که از دست برود، خطر نوسان بیشتر قیمت نفت بالا می‌رود و بازارها مضطرب‌تر می‌شوند. ترامپ نیاز دارد پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر یک توافق صلح واقعی ارائه دهد تا نشان دهد وعده بازگرداندن عظمت به آمریکا صرفاً شعار نبوده است؛ نه اینکه تنها مجموعه‌ای از جنگ لفظی از خود به جا بگذارد.

ترامپ تهدید کرد، ایران قهر کرد؛ چرا در نهایت توافق حاصل شد؟

دیدار وزرای خارجه ایران و سوئیس در بورگن‌اشتوک

به همین دلیل، حتی اگر هیئت ایرانی به نشانه اعتراض جلسه را ترک کرده باشد، تا زمانی که میانجی‌ها—یعنی قطر و پاکستان—بتوانند میان دو طرف پل بزنند، مثلاً با ترغیب ایران به نشان دادن انعطاف و در عین حال تلاش برای اینکه در جبهه لبنان و اسرائیل دست‌کم آتش‌بسی نمادین برقرار بماند، بازگشت به میز مذاکره تقریباً اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

واکنش ایران هم به همین اندازه جالب توجه است.

در نهایت، ایران روایت رسمی خود از سفر هیئت مذاکره‌کننده به سوئیس را تغییر داد. آنچه در ابتدا مذاکره نامیده می‌شد، در روایت نهایی تهران به پیگیری و مطالبه اجرای تعهدات آمریکا تبدیل شد.

من این تغییر روایت را بسیار هوشمندانه می‌دانم. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران روند رسیدن به سند توافق را این‌گونه توصیف کرد: «در این گفت‌وگوها، کارهای مقدماتی برای آغاز مذاکرات درباره توافق نهایی مورد بررسی قرار گرفت» و تأکید کرد که «ماموریت تیم مذاکره‌کننده در این مرحله به پایان رسیده است.»

به این معنا که در ادبیات رسمی ایران، آن ۱۸ ساعت مذاکرات نفس‌گیر نه نشانه عقب‌نشینی، بلکه نتیجه پیگیری و مطالبه‌گری ایران معرفی شد.

در بیانیه منتشرشده نیز عمداً به موضوعاتی مانند صدور مجوز فروش نفت ایران و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده اشاره شده و گفته شده است که در این زمینه‌ها پیشرفت‌های مثبتی حاصل شده است.

این روایت، هم برای افکار عمومی داخل کشور نوعی توضیح و توجیه محسوب می‌شود و هم پیامی روشن برای آمریکا دارد: اگر قرار است درباره پرونده هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای ایران مذاکره‌ای صورت بگیرد، واشنگتن باید حسن نیت واقعی و ملموس نشان دهد—نه اینکه صرفاً به تهدید و جنگ لفظی بسنده کند.

ترامپ تهدید کرد، ایران قهر کرد؛ چرا در نهایت توافق حاصل شد؟

آیا ترامپ به هدفش رسید؟

به نظر من، او نیمی از آنچه می‌خواست را به دست آورد و در عین حال نیمی از بحران‌هایی را که اصلاً نمی‌خواست ببیند را با دستان خودش کاشت.

آنچه ترامپ به دنبالش بود، ایجاد فضایی از فشار و فوریت برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره و پیش بردن سریع گفت‌وگوها بود. او با اعمال حداکثر فشار تلاش کرد ایران را وادار کند در چارچوب مهلت ۶۰ روزه هرچه سریع‌تر گروه‌های کاری تشکیل دهد و وارد مذاکرات فنی شود.

اما بهای این کار آن بود که او بار دیگر احساسات ملی‌گرایانه در داخل ایران را شعله‌ور کرد.

جمله قالیباف درباره «پاسخ دادن به شیوه‌ای دیگر» صرفاً یک شعار نبود. درست در جریان همین مذاکرات، ایران با سر و صدای فراوان اعلام کرد که تنگه هرمز برای همه کشتی‌ها بسته خواهد شد. هرچند ارتش آمریکا خیلی زود اعلام کرد هیچ نشانه‌ای از چنین اقدامی مشاهده نکرده است، اما خود این اعلامیه را می‌توان نوعی نمایش دقیق بازدارندگی دانست.

پیام ایران روشن بود: کارت کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز در دست ماست؛ هر زمان بخواهیم می‌توانیم آن را بازی کنیم—و این شما هستید که باید در حرف‌هایتان احتیاط کنید.

در نگاه عمیق‌تر، این «توقف ناگهانی و سپس از سرگیری سریع مذاکرات» نشان می‌دهد که سطح اعتماد میان ایران و آمریکا به پایین‌ترین حد رسیده است.

بله، یک سند توافق امضا شده و گروه‌های فنی نیز تشکیل شده‌اند؛ اما احتمالاً برداشت دو طرف از روح و مفاد این توافق، به دو خط موازی تبدیل خواهد شد که هرگز به هم نمی‌رسند.

ترامپ تهدید کرد، ایران قهر کرد؛ چرا در نهایت توافق حاصل شد؟

آمریکا به دنبال توافقی است که توان هسته‌ای ایران را به طور کامل مهار کند و نفوذ منطقه‌ای آن را قطع نماید—نوعی توافق از موضع برتری.

در مقابل، ایران می‌خواهد با امتیازدهی‌های تاکتیکی در یک توافق محدود، در سطح راهبردی فضای بقا، گشایش اقتصادی و به رسمیت شناخته شدن جایگاهش به عنوان یک قدرت منطقه‌ای را به دست آورد.

در چنین شرایطی، اگر بحران بعدی رخ دهد—مثلاً یک رویارویی تازه در دریا یا اقدامی از سوی اسرائیل که دوباره بشکه باروت منطقه را شعله‌ور کند—همین جمله‌ای که ترامپ امروز با آن قدرت‌نمایی می‌کند، یعنی «تهدید به نابودی ایران»، ممکن است به آماده‌ترین بهانه برای تهران جهت نادیده گرفتن تعهداتش تبدیل شود.

پایان/

منبع: 【薛小荣:美伊首轮谈判刚有进展,特朗普几句话直接掀桌?伊朗代表愤然离场】
https://m.toutiao.com/is/۶LpbtqywQzQ/

۳ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35306

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =