توافق ترامپ با ایران؛ یک فریب برنامه‌ریزی‌شده‌ دیگر؟

تفاهم‌نامه اخیر میان آمریکا و ایران، با وجود نمایش آن به‌عنوان گامی در مسیر صلح، همچنان ابهامات جدی درباره پرونده هسته‌ای، رفع تحریم‌ها و ضمانت اجرای تعهدات دارد؛ موضوعی که این توافق را بیش از یک صلح پایدار، به توافقی موقت و قابل مناقشه تبدیل کرده است.

به گزارش تحریریه، پیتر کونیگ در تحلیلی که تارنمای مرکز پژوهشی «گلوبال ریسرچ» آن را منتشر کرد عنوان داشت که رهبر عالی ایران می گوید «ترامپ از سر استیصال توافق کرد.»؛ با آنکه رئیس‌جمهور آمریکا توافقی را با ایران اعلام کرده اما هنوز مشخص نیست که آیا او واقعاً می خواهد توافقی را به سرانجام برساند یا بار دیگر افکار عمومی را برای چندمین بار فریب می دهد؟

در متن این گزارش آمده است:

آیا رئیس‌جمهور ترامپ واقعاً توافقی انجام داد یا بار دیگر ــ برای چندمین بار ــ به عموم مردم خیانت کرد؟ چنین خیانتی تنها از آن رو ممکن است که هیچ‌کس جزئیات را نمی‌داند اما او این را می‌داند. رسانه‌های جریان اصلی این را می‌دانند. سیاستمداران بانفوذ نیز این را می‌دانند.

سردرگمیِ عمدی درباره محل امضای «توافق»؛ ابتدا ژنو، سپس به اصرار مکرون در اویان، جایی که اجلاس گروه هفت (۱۵ تا ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶) برگزار شد، سپس در کوه بورگن‌اشتوک سوئیس (جایی که مذاکرات صلحِ مضحک اوکراین در ماه مه ۲۰۲۴، بدون حضور روسیه، برگزار شد و جایی که اعضای گروه بیلدربرگ نیز اغلب در آنجا گرد هم می‌آیند)؛ و در نهایت، امضای یک تفاهم‌نامه (MoU) و نه یک معاهده صلح، در ۱۷ ژوئن که در ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶ در ورسای، نزدیک پاریس، نهایی شد.

مکرون، با میزان محبوبیتی که «از این پایین‌تر نمی‌شود»، می‌خواست نقشی در این توافق داشته باشد تا به غرور و میزان محبوبیت خود بیفزاید، بی‌آنکه گذشته بحث‌برانگیز ورسای را در نظر بگیرد؛ گذشته‌ای که ممکن است همانند بسیاری از توافق‌های پیشین، بر این توافق نیز سایه افکنده باشد.

شهر ورسای به دلایل بسیاری بحث‌برانگیز است؛ از جمله رسوایی‌های متعدد مربوط به مسمومیت در اواخر قرن هفدهم و هجدهم. اما بحث‌برانگیزترین معاهده‌ای که پس از جنگ جهانی اول امضا شد، خودِ معاهده ورسای (۱۹۱۹) است؛ معاهده‌ای با ماده مشهور ۲۳۱ که به «معاهده گناه» نیز معروف شد و تمام مسئولیت جنگ جهانی اول را متوجه آلمان می‌دانست. این معاهده (ماده ۲۳۱) در آن زمان به جنگ میان آلمان و قدرت‌های متفق پایان داد. اما آیا واقعاً چنین کرد؟

این معاهده تقریباً مورد پسند هیچ‌یک از کشورهای امضاکننده نبود و به‌طور گسترده یکی از عوامل اصلی هموار شدن مسیر برای جنگ جهانی دوم تلقی می‌شود. این معاهده در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ در تالار آینه‌های کاخ ورسای امضا شد و در ۱۰ ژانویه ۱۹۲۰ به اجرا درآمد.

مکرون باید این موضوع را بداند. این، برای هر «معاهده صلح» جدید ــ یا تفاهم‌نامه‌ای که قصد دارد به معاهده صلح تبدیل شود ــ نشانه‌ای شوم است.

بیایید به برخی از جزئیات نگاه کنیم. تفاهم‌نامه‌ای که در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ در ورسای امضا شد، به‌عنوان چارچوبی ۱۴ ماده‌ای با هدف پایان دادن به جنگ میان ایالات متحده و ایران گزارش شده است.

نکات اصلی تفاهم‌نامه:

🔴 توقف فوری و دائمی خصومت‌ها به محض امضا.

[طبق تعریف گزارش‌شده در تفاهم‌نامه، توقف ۶۰ روزه به معنای توقف فوری و پایدار عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها است، به‌گونه‌ای که هر دو طرف و متحدانشان از آغاز هرگونه حمله یا تهدید علیه یکدیگر خودداری کنند. همچنین گفته شده که این امر کل منطقه درگیری، از جمله اسرائیل و لبنان، را در بر می‌گیرد و مستلزم عقب‌نشینی متقابل است، نه صرفاً توقف یک‌جانبه.

با این حال، این موضوع تجاوزهای مداوم اسرائیل را، با هدف گسترش قلمرو خود به سوی «اسرائیل بزرگ» که مدت هاست در دستور کار بوده، در بر نمی‌گیرد. صهیونیست ها ادعا می‌کنند که «اسرائیل بزرگ» و در نهایت کنترل جهان، از سوی خدای آنان، یهوه، که خدایی باستانی از میان خدایان سامی است، به آنان وعده داده شده است.]

🔴 احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، همراه با عدم مداخله در امور داخلی.

🔴 تعهد به مذاکره برای دستیابی به یک توافق جامع نهایی ظرف ۶۰ روز، که با رضایت متقابل قابل تمدید است.

🔴 لغو محاصره دریایی ایالات متحده و بازگرداندن دسترسی عادی کشتیرانی در تنگه هرمز، در مقابل بازگشایی این تنگه از سوی ایران برای تردد تجاری.

🔴 یک بسته اقتصادی گسترده‌تر، شامل صندوقی گزارش‌شده به ارزش ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی یا توسعه ایران

[در این متن مشخص نشده است که این منابع مالی از کجا تأمین خواهد شد و چه نهادی مسئول اداره آن خواهد بود].

🔴 کاهش تحریم‌ها، از جمله پایان دادن به تحریم‌های ایالات متحده طبق جدول زمانی که در توافق نهایی تعیین خواهد شد، به‌همراه صدور معافیت‌های موقت برای صادرات نفت و محصولات پتروشیمی ایران.

🔴 تعهد ایران به عدم پیگیری دستیابی به سلاح هسته‌ای.

🔴 عدم اعمال تحریم‌های جدید یا تشدید عمده نظامی از سوی ایالات متحده تا زمانی که ترتیبات موقت برقرار باشد.

🔴 آزادسازی دارایی‌ها و منابع مالی مسدودشده ایران.

🔴 ایجاد سازوکاری برای نظارت بر اجرای تعهدات.

🔴 ارائه توافق نهایی برای تصویب از طریق یک قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت سازمان ملل.

در ظاهر، این موضوع شبیه یک شکست کامل برای ایالات متحده به نظر می‌رسد. با این حال، تفاهم‌نامه بسیار دور از یک معاهده صلح است و بیشتر یک توافق چارچوبی محسوب می‌شود که درگیری را متوقف می‌کند، شرایط مربوط به کشتیرانی و تحریم‌ها را تعیین می‌کند و مسائل هسته‌ای و سایر موضوعات حل‌نشده را به توافق نهایی موکول می‌سازد. این موارد شامل مهم‌ترین تصمیمات اساسی درباره «محدودیت‌های» هسته‌ای ایران (غنی‌سازی یا عدم غنی‌سازی، نحوه رسیدگی به اورانیوم از پیش غنی‌شده و «بازی تحریم‌ها») است که همگی تعریف‌نشده باقی مانده و کاملاً به تصمیم ایالات متحده وابسته هستند.

بنابراین، در طول ۶۰ روز آینده ــ یعنی مدت اعتبار تفاهم‌نامه و مذاکرات ــ مهم‌ترین عناصر عبارت‌اند از: آتش‌بس، بازگشایی تنگه هرمز، کاهش تحریم‌ها، عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای، بازسازی اقتصادی و یک بازه ۶۰ روزه برای مذاکرات.

مهلت ۶۰ روزه برای حل مهم‌ترین موضوعات مربوط به آینده ایران در منطقه حیاتی است که شامل موارد زیر می‌شود:

🔴 تعهد ایران به عدم پیگیری سلاح هسته‌ای.

🔴 نحوه رسیدگی به اورانیوم با غنای بالا و فعالیت‌های غنی‌سازی ایران.

🔴 کاهش تحریم‌ها و معافیت‌های صادرات نفت.

🔴 شرایط مربوط به کشتیرانی، عوارض و محاصره در تنگه هرمز.

🔴 تأمین مالی بازسازی یا توسعه که به توافق نهایی وابسته است.

این مهلت ۶۰ روزه صرفاً برای تمدید آتش‌بس نیست؛ بلکه دوره‌ای است که طی آن طرفین باید درباره محتوای اصلی بسته نهایی صلح/هسته‌ای به توافق برسند. و این، اگر با دقت بررسی شود، (هنوز) یک پیروزی برای ایران محسوب نمی‌شود.

در همین حال، به نظر می‌رسد ــ هرچند اطلاعات زیادی درباره آن منتشر نشده است ــ که اسرائیل و حزب‌الله بر اساس گزارشی از رویترز، با آتش‌بسی که از روز جمعه ۱۹ ژوئن آغاز می‌شود موافقت کرده‌اند. با این حال، نه نیروهای دفاعی اسرائیل و نه حزب‌الله هیچ‌یک این موضوع را به‌طور رسمی تأیید نکرده‌اند.

تفاهم‌نامه آمریکا و ایران که در ۱۷/۱۸ ژوئن ۲۰۲۶ امضا و نهایی شد، تصریح می‌کند که جنگ باید در همه جبهه‌ها، از جمله در لبنان، پایان یابد. با این وجود، اسرائیل حملات خود علیه همسایه‌اش را ادامه داده و تنها در شامگاه جمعه ۱۹ ژوئن دست‌کم ۱۸ نفر را کشته است؛ موضوعی که وزارت بهداشت این کشور پیش‌تر اعلام کرده بود.

اسرائیل از زمان تأسیس خود به رعایت نکردن هیچ توافقی و نیز هیچ قطعنامه سازمان ملل که از اسرائیل می‌خواهد کشتار را متوقف کند، شناخته شده است.

رفتار اسرائیل در طول ۶۰ روز آینده برای تبدیل این تفاهم‌نامه به یک توافق صلح واقعی بسیار تعیین‌کننده خواهد بود. با توجه به ادعای حق الهی برای کنترل نه‌تنها «اسرائیل بزرگ»، بلکه سراسر جهان، احتمال دستیابی به صلح واقعی پس از پایان این مهلت ۶۰ روزه اندک به نظر می‌رسد.

*متن فوق ترجمه کامل تحلیل گلوبال ریسرچ است.

پیتر کونیگ تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک، نویسنده ثابت پایگاه گلوبال ریسرچ و اقتصاددان پیشین بانک جهانی و سازمان جهانی بهداشت است. او بیش از سه دهه در کشورهای مختلف جهان فعالیت کرده و از پژوهشگران مرکز تحقیقات جهانی‌سازی به شمار می‌رود.

پایان/

۶ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35318

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =