به گزارش تحریریه، رسانه خصوصی توتیاو (头条) متعلق به شرکت فناوری بایتدنس چین، به ابعاد بینالمللی این واقعه و همزمانی آن با افزایش تنش میان ایران و اسرائیل پرداخته است.
در تاریخ ۳۰ ژوئن، ایران جزئیات نهایی مراسم وداع با رهبر فقید، سید علی خامنهای را اعلام کرد. طبق برنامهریزی رسمی، مراسم ادای احترام در تهران در تاریخ ۳ ژوئیه (۱۳ تیر)، میزبان مقامات عالیرتبه بیش از ۳۰ کشور خواهد بود؛ علاوه بر این، نمایندگان مذهبی و چهرههای آکادمیک از بیش از ۹۰ کشور نیز در این رویداد حضور خواهند یافت.
این مراسم فراتر از مرزهای ایران، شهرهای نجف و کربلا در عراق را نیز در بر میگیرد و تهران برای مدیریت این مراسم، تعطیلات عمومی و تمهیدات ویژهای برای حملونقل عمومی در نظر گرفته است.
یک روز پیش از اعلام این برنامه، در ۲۹ ژوئن، هنگامی که از یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، درباره سید مجتبی خامنهای پرسیده شد، وی با صراحت اعلام کرد که نام او در فهرست ترور قرار دارد. در پی این موضعگیری، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در ۳۰ ژوئن ضمن ستایش از دستاوردهای نظامی اخیر، تأکید کرد که نبرد اسرائیل «پایانی ندارد» و راهی طولانی برای مقابله با ایران و متحدانش در پیش است.

⭕بخش اول: حضور کاروان دیپلماتیک جهان
آیا سیل حضور مقامات سیاسی جهان در تهران، تنها یک تعارف مرسوم و ژست دیپلماتیک است؟
لیست رسمی منتشر شده توسط تهران، شامل دو لایه متمایز است: نخست، مقامات دولتی از بیش از ۳۰ کشور که در مراسم رسمی ۳ ژوئیه حضور خواهند یافت، و دوم، نمایندگان مذهبی و نخبگان علمی از بیش از ۹۰ کشور که تمامی مراحل سوگواری را دنبال میکنند. گسترش جغرافیای این مراسم تا شهرهای نجف و کربلا، نشان از وزن و ابعاد فرامرزی این رویداد دارد.
در این میان، کشورهایی که رویکرد دیپلماسی مستقل را پیش گرفتهاند―از جمله هند، روسیه، چندین کشور آسیای میانه و حتی برخی کشورهای اروپایی―با تأیید اعزام هیئتهای خود، پیامی صریح به واشنگتن مخابره کردند. این کشورها با نادیده گرفتن فشارهای ضمنی آمریکا و اسرائیل، نشان دادند که تمایلی به همسویی مطلق با سیاستهای خاورمیانهای آمریکا ندارند و اولویت آنها، حفظ کانالهای دیپلماتیک متعارف با ایران است.
اسرائیل طی سالهای گذشته همواره تلاش کرده در فضای افکار عمومی جهان، ایران را بهعنوان یک تهدید امنیتی معرفی کند و کشورها را به قطع روابط رسمی با تهران سوق دهد. با این حال، حضور همزمان مقامات بیش از ۳۰ کشور در تهران، عملاً این روایتسازی اسرائیل را به چالش کشید و نشان داد بخش بزرگی از جامعه جهانی، با راهبرد تقابل یکجانبه تلآویو علیه ایران همراه نیست.
مراسم سوگواری ششروزهای که در دو کشور ایران و عراق برگزار میشود، بهطور کامل تحت مدیریت و برنامهریزی دولت ایران قرار دارد. زمانبندی مراسم، انتخاب شهرهای میزبان و حتی ترکیب شرکتکنندگان، همگی حاصل هماهنگیهای طولانیمدت بوده است. تهران با طولانی کردن دوره سوگواری و طراحی مرحلهای مراسم داخلی و فرامرزی، تلاش دارد از این رویداد عمومی برای نمایش مشروعیت حاکمیت استفاده کند؛ پیامی که هدف آن، القای ثبات داخلی و انتقال آرام قدرت به جامعه بینالمللی و خنثیسازی فضای نااطمینانی ناشی از عملیاتهای ترور اسرائیل است.

⭕بخش دوم: عبور تلآویو از خطوط قرمز جنگ با اعلام علنی فهرست ترور
اظهارات مستقیم یسرائیل کاتس علیه سید مجتبی خامنهای و قرار دادن نام او در فهرست ترور، چه پیامدهایی میتواند داشته باشد؟
اسرائیل در گذشته نیز سابقه حذف فیزیکی چهرههای ارشد نظامی و سیاسی را داشته، اما تقریباً همیشه جزئیات این عملیاتها پس از اجرا رسانهای میشد. تفاوت اینبار در آن است که وزیر دفاع اسرائیل، پیش از هرگونه اقدام عملیاتی، در یک مصاحبه عمومی مستقیماً نام فرد هدف را اعلام و عملاً نیت ترور را آشکار کرده؛ این تغییری معنادار در الگوی رفتاری تلآویو است.
در حملات مشترک پیشین آمریکا و اسرائیل، سید علی خامنهای و شماری از مقامهای ارشد ایرانی ترور شدند و در ماههای بعد نیز تعدادی از چهرههای کلیدی سپاه پاسداران و شورای عالی امنیت ملی هدف قرار گرفتند. اسرائیل طی این مدت، عملاً به یک الگوی مستمر حذف مقامات عالیرتبه رسیده است. با این حال، در تمامی عملیاتهای گذشته، تأیید رسمی تنها پس از اجرا صورت میگرفت و هیچگاه نام اهداف از پیش علنی نمیشد. انتشار عمومی فهرست ترور پیش از عملیات، نشان میدهد تلآویو دیگر نگرانی جدی نسبت به فشار افکار عمومی جهانی ندارد و آماده است هزینههای تشدید درگیری را نیز بپذیرد.
بر اساس ارزیابیهای منتشرشده، سید مجتبی خامنهای اکنون کنترل بخش مهمی از ساختار تصمیمگیری اجرایی و نظامی ایران را در اختیار دارد. وزیر خارجه ایران نیز پیشتر تأیید کرده بود که نهادهای مختلف حکومتی مطابق دستورالعملهای او فعالیت میکنند و تنها بهدلیل ملاحظات امنیتی، حضور رسانهایاش محدود شده است. در چنین شرایطی، اگر اسرائیل به سمت اجرای عملیات حذف فیزیکی علیه او حرکت کند، ایران ممکن است با خلأ قدرت در سطح عالی حاکمیت مواجه شود؛ وضعیتی که میتواند احتمال بروز یک درگیری گسترده منطقهای را بهشدت افزایش دهد.
در چارچوب حقوق بینالملل، تهدید علنی به ترور رهبر عالیرتبه یک کشور، مصداقی آشکار از رفتار تهاجمی و تحریکآمیز محسوب میشود، اما سازوکارهای فعلی سازمان ملل ابزار مؤثری برای مهار چنین اقداماتی در اختیار ندارند. اسرائیل نیز بهواسطه حمایت سیاسی و دیپلماتیک آمریکا، طی سالهای گذشته نشان داده حتی در صورت عبور از قواعد متعارف بینالمللی، با خطر جدی تحریم یا مجازات عملی روبهرو نخواهد شد؛ به همین دلیل است که نتانیاهو جرأت میکند به جنایات خود ادامه دهد.

⭕بخش سوم: تقابل میان مذاکرات تهران–واشنگتن و فشار نظامی اسرائیل
آیا ادامه فشارهای نظامی اسرائیل میتواند تفاهمنامهای را که میان ایران و آمریکا در سطح چارچوبی شکل گرفته، عملاً از مسیر خارج کند؟
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، بهصراحت اعلام کرده است که تمامی مفاد تفاهمنامه میان تهران و واشنگتن با هماهنگی و مدیریت سید مجتبی خامنهای تنظیم شده و از مشروعیت داخلی برخوردار است. به گفته او، برخی رسانههای مخالف در داخل کشور تلاش دارند نتایج مذاکرات را تخریب کنند، اما این فضاسازیها تغییری در مسیر از پیش تعیینشده سیاست خارجی ایران ایجاد نخواهد کرد. در سوی دیگر، ایالات متحده امیدوار است از طریق یک توافق دیپلماتیک، تنشهای خاورمیانه را کاهش دهد، قیمت جهانی نفت را پایین نگه دارد و بخشی از فشارهای اقتصادی داخلی را مهار کند؛ در حالی که اسرائیل اساساً با هرگونه سازش با ایران مخالفت میکند.
ادامه حملات نظامی اسرائیل و اعلام علنی فهرست اهداف برای ترور مقامات ارشد، در عمل نوعی ایجاد اصطکاک امنیتی و بحرانسازی است تا روند مذاکرات را با مانع روبهرو کند. در دوره پیشرفت گفتوگوهای تهران و واشنگتن، نیروی هوایی اسرائیل چندین بار مواضع گروههای مسلح در لبنان را هدف قرار داد؛ حملاتی که دستکم دو بار موجب شد هیئت مذاکرهکننده ایران برنامه سفر خود را متوقف کند و روند ارتباطات میان دو طرف بارها دچار وقفه شود.
در وضعیت فعلی، ایالات متحده نه توان مهار کامل اقدامات نظامی اسرائیل را دارد و نه میتواند از هدف دستیابی به توافق با ایران چشمپوشی کند. این دوگانگی، عملاً روند مذاکرات را طولانیتر کرده است. تا زمانی که تلآویو به تهدید ترور مقامات ارشد ایران و عملیاتهای فرامرزی ادامه دهد، تهران نیز بعید است یک توافق هستهای نهایی و الزامآور را امضا کند؛ در نتیجه، مذاکرات بیشتر در سطح تفاهمهای چارچوبی باقی خواهد ماند. شکاف منافع در درون ائتلاف آمریکا و اسرائیل، اکنون به یکی از عوامل اصلی بنبست طولانیمدت در پرونده هستهای ایران تبدیل شده است.

⭕بخش چهارم: راهبردهای ایران برای عبور از بحران
در برابر تهدیدهای ترور از بیرون و فشارهای همزمان در میدان دیپلماسی، گزینههای عملی ایران برای کاهش سطح بحران چیست؟
فشار خارجی مستمر، در کنار دوره حساس انتقال قدرت در داخل، ایران را ناچار میکند همزمان در سه مسیر حرکت کند: تثبیت داخلی، بازدارندگی در برابر تهدیدهای خارجی و فعالسازی دیپلماسی چندجانبه. تکیه بر یک ابزار واحد، در بلندمدت نمیتواند این حجم از ریسک را مهار کند.
۱. ارتقای سامانه دفاع هوایی و ساختار حفاظت از مقامات ارشد
تجربه چندین مورد ترور مقامات عالیرتبه نشان داده است که اسرائیل با تکیه بر جنگندههای رادارگریز، پهپادهای دوربرد و همکاری شبکههای نفوذ اطلاعاتی، توان اجرای عملیاتهای حذف هدفمند را دارد. از این رو، ایران باید سامانههای شناسایی و رصد مرزی خود را بهروز کند و فضای نفوذ پرندههای خارجی را به حداقل برساند.
در کنار آن، برای رفتوآمدها و حضورهای عمومی سید مجتبی خامنهای باید لایههای چندگانه حفاظتی طراحی شود؛ از محدودسازی تماس نیروهای اطلاعاتی خارجی با حلقههای نزدیک به قدرت گرفته تا قطع مسیرهای دسترسی اسرائیل به منابع اطلاعاتی در داخل ساختار تصمیمگیری ایران.
۲. تبدیل دیپلماسی تشییع به فرصت همکاری چندجانبه
حضور هیئتهایی از بیش از ۳۰ کشور، یک پنجره دیپلماتیک کمنظیر برای تهران ایجاد کرده است. ایران میتواند در حاشیه مراسم سوگواری، دیدارهای دوجانبه با هیئتهای خارجی برگزار کند و همکاری در حوزههای انرژی، تجارت، اقتصاد و امنیت را جلو ببرد. گسترش شبکه شرکای خارجی، وابستگی تهران به منابع محدود و روابط تکمحور را کاهش میدهد و در عین حال، اثرگذاری فشارها و محاصره سیاسی آمریکا و اسرائیل را تضعیف میکند.
۳. یکپارچهسازی مواضع داخلی و کاهش شکافهای سیاسی
پس از ترور سید علی خامنهای، میان جناحهای مختلف سیاسی در ایران بر سر آینده مذاکرات با آمریکا و نحوه پاسخ به اسرائیل اختلافهایی شکل گرفته است. برخی جریانها مسیر مذاکره دیپلماتیک را زیر سؤال بردهاند و خواستار رویکردی سختگیرانهتر هستند.
در چنین فضایی، مراسم سراسری سوگواری میتواند به ابزاری برای تقویت اجماع ملی در برابر بحران خارجی تبدیل شود؛ اجماعی که هدف آن، هماهنگسازی راهبردهای داخلی و جلوگیری از بهرهبرداری قدرتهای خارجی از اختلافات سیاسی درون ایران است.
۴. استفاده از نهادهای بینالمللی برای مهار اقدامات تهاجمی اسرائیل
ایران میتواند اسناد مکتوب مربوط به تهدید آشکار اسرائیل برای ترور مقامات عالیرتبه خود را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کند و با همراهسازی کشورهای بیطرف، طرحی برای ایجاد سازوکار بازدارنده در برابر تهدید علنی رهبران کشورها پیش ببرد.
حتی اگر چنین روندی به تحریم فوری یا اقدام الزامآور منجر نشود، میتواند از مسیر فشار افکار عمومی و هزینهسازی سیاسی، محدودیتی نرم اما مؤثر برای اسرائیل ایجاد کند و دامنه آزادی عمل نظامی آن را کاهش دهد.

تجمع همبستگی مردم ترکیه با ایران در استانبول
این چهار مسیر باید همزمان و مکمل یکدیگر پیش بروند. تکیه صرف بر دفاع نظامی، ایران را وارد چرخهای فرسایشی میکند؛ اتکای کامل به مذاکره نیز قادر نیست تهدیدهای امنیتی فوری را خنثی کند. تنها ترکیب اقدامات داخلی، خارجی و دیپلماتیک است که میتواند برای ایران یک سپر پایدار در برابر بحران بسازد.
این مراسم برای ایران تنها یک آیین رسمی وداع نیست؛ بلکه نقطهای کلیدی برای تکمیل انتقال قدرت و بازتعریف جایگاه دیپلماتیک این کشور در منطقه است. حضور مقامات بیش از ۳۰ کشور در تهران، بهروشنی نشان میدهد که ایران همچنان در خاورمیانه و در جهان اسلام، بازیگری با نفوذ و غیرقابل چشمپوشی است.
در مقابل، اقدام اسرائیل در قرار دادن نام رهبر جدید در فهرست ترور، قواعد پیشین عملیاتهای تروریستی را درهم شکسته و خطر تشدید درگیریهای منطقهای را بهشدت افزایش داده است. این رویکرد، همزمان روند مذاکرات هستهای ایران و آمریکا را مختل کرده و شکاف منافع در ائتلاف واشنگتن–تلآویو را بیش از پیش آشکار ساخته است.
پایان/
منبع:【世说兴语:哈梅内伊葬礼将举行,30多国要参加,以防长放话,要消灭他儿子】
https://m.toutiao.com/is/Lc-4bB6Ca48/













نظر شما