دشمن از سال ۲۰۲۳ که امکان استفاده از هوش مصنوعی در تصمیمگیریهای راهبردی و بصورت جنگ ترکیبی برایش ایجاد شده، تصمیمات دقیقتری نسبت به قبل گرفته است.
دشمن میتواند متناسب با هر گزینه انتخابی ما، از قبل پاسخهای مناسب طراحی کرده، سریعا اجرا کند (جعبه ابزار). همچنین در همه میدانها ازجمله نظامی، اقتصادی، رسانهای و ایجاد اختلاف داخلی، بصورت ترکیبی و هماهنگ عمل کند.
مثلا جنگ ۴۰روزه که پس از فتنه دیماه رخ داد، برایند میدانهای مختلف ذیل بود:
از ابتدای دولت فعلی، تیم فروش نفت تغییر کرد و نابسامانیهای عمده در فرایند فروش نفت بوجود آمد؛ مدیریت تراستیهای ارزی به بانکها سپرده شد و درصد بازگشت ارز کاهش جدی داشت؛ همین افتضاح مدیریتی در وزارت جهاد و واردات کالای اساسی نیز بود؛ وزارتین اقتصاد و رفاه نیز در تامین مالی زنجیره تولید و اجرای کالابرگ بسیار ضعیف عمل کردند؛ حذف ارز ترجیحی نیز به بدترین شکل انجام شد (هرچند کلیت آنرا در اثر مقدمات پیشگفته، ناگزیر بدانیم)؛ با مذاکره، پیام ضعف نیز مخابره شد.
یا مثلا جنگ ۱۲روزه پس از شوک ارزی بود که مسئولین را مجبور کرد برای جلوگیری از اغتشاشات، اجازه مذاکره غیرمستقیم بدهند (دیدیم که پس از این اجازه، ارز پایین آمد)
این دو جنگ، دو الگوی متفاوت نداشتند؛ بلکه از تکنیک جعبه ابزار استفاده شده بود: مثلا اگر بعد از شوک ارزی آخر ۱۴۰۳، اجازه مذاکرات داده نمیشد، اغتشاش میشد و سپس جنگ میشد. اگر هم داده میشد، که شد، پیام ضعف به دشمن داده میشد و باز هم جنگ.
لذا این که فکر کنیم کسی که فشار آورد تا آقا اجازه مذاکره دهند، مقصر اصلی جنگ است، شاید درست باشد؛ ولی آیا دستههای زیر مقصر شوک ارزی و جنگها نبودند؟
۱. لیبرالها که یا جاسوس هستند، یا بیسواد و خودباخته و تحت نفوذ غرب.
۲. خودیهای دلسوز که تحلیلهای آبکی دادند تا دست نظام خالی ماند و مجبور شد کار را بدهد به دسته اول.
۳. سیاسیونی که دعواهای داخلی درست کردند و اجازه ندادند راهحل اقتصادی کشف و عمل شود.
حال اگر کسی سوال کند هدف اصلی آمریکا در این دو جنگ و فتنههای قبل آن، "فروپاشی اقتصاد" بود؟ یا ایجاد اشتباه محاسباتی در مسئولین، یا زدن زیرساخت، یا ایجاد اختلاف داخلی، یا...؟ باید گفت همه اینها. رهبری معظم نیز همزمان، بر دفع همه تاکید دارند: اقتصاد (شعار سال)، وحدت (شعار سال و تکرار در پیامها)، هشدار اشتباه محاسباتی و جمله علیالاصول نظر دیگری داشتم و...
البته برخی دارای تصویر کاریکاتوری از اشتباه محاسباتی مسئولین هستند و فکر میکنند یک شنگولی هست که گول آقاگرگه را خورده و در را باز کرده و آقا گرگه آمده همه را بخورد؛ ولی حبهانگور میخواست سفارش مامانبزی را عمل کند و در را باز نکند!
درحالیکه نه شنگول نه حبه انگور، هیچیک راهکار ایجابی اقتصادی نداشتند و حبه انگور نیز فقط راهکار موشکی بزن که خوب میزنی داشته!
و ضمنا اولویت هردو این بوده که باهم دعوا کنند و همدیگر را کودتاچی یا تندرو معرفی کنند؛ لذا حواسشان از تیم اصلی کودتاچی که امریکا در دولت کاشته و معرفی شدند، پرت شده و نفهمیدند از کجا میخورند.
تیم اصلی کودتاچی، اکنون کجاست؟ در فروش نفت، در ارز، در کالای اساسی، در بانک یا...؟ نه مشاوران شنگول، نه حبه انگور و نه منگول (شعام) نیز مشورت درست ندادند، بلکه خودشان طرفدار یکی از تیمهای فروش نفت، ارزی، واردات کالای اساسی و غیره شدند و دنبال حذف یکدیگر.
اینکه میبینیم هنوز برخی امید دارند از قطر یا امارات ارز بگیرند! یا میگویند نفتمان را به ایتالیا بفروشیم! یا میخواهند نفت را تحت ویور بفروشند! یا عده دیگری میگویند نه فروش نفت مهمه، نه ارز، نه کالای اساسی، فقط بزن که خوب میزنی، همه اینها به معنی غفلت از اولویتهاست.
هر مشکلی هم پیش بیاید، یکی میاندازد گردن فلانی که مذاکره کرد و یکی میاندازد گردن دیگری که اختلاف ایجاد کرد؛ درحالی که مشکل اصلی جای دیگر بود.
ولی دشمن اگر حمله نظامی هم میکند، میداند کدام زیرساخت را بزند که اقتصاد لطمه ببیند و سپس مذاکره را هم در جهتی دنبال میکند که تجارت ما را تحت سلطه خود بگیرد و غیره.
لذا ما نیز باید به همه ابعاد جنگ ترکیبی توجه کنیم و همزمان با جنگ، به فکر اقتصاد و روحیه اکثریت مردم نیز باشیم. از طرف دیگر، به چینیها و روسها که هردو نیاز به همکاری با ما دارند نیز باید فکر کرد و برای آن راهکار شفاف داشت.
پایان/













نظر شما