تهران - تحریریه - موضع واقعی روسیه در بحران خاورمیانه و تنش میان ایران و آمریکا که از نگاه برخی تحلیلگران و حتی دولتهای منطقه بروز جنگ دو از ذهن نبود، چیست؟
در این میان دیدگاه و ارزیابی روسیه به عنوان یکی از نزدیکترین کشورها به ایران مورد توجه تحلیلگران قرار دارد. روسیه در سالهای اخیر علاقه مندی خود به مشارکت در امور خاورمیانه را با حضور در سوریه و مشارکت با ایران آشکار کرد. نوع روابط مسکو با تهران ر این سالها به ویژه همکاری برای نابودی داعش باعث شده است که جایگاه این کشور تا حدودی متفاوت از قبل دیده شود. با این حال نباید در ارزیابی شرایط موجود خاورمیانه و نگرش کشورها به تحولات خاورمیانه افراطی یا احساساتی برخورد کرد.
اندیشکده «کارنگی» در زمینه دیدگاه کاخ کرملین به تحولات میان ایران و آمریکا در نخستین ماه سال 2020 آورده است: تقابل ماه گذشته میان تهران و واشنگتن نشان داد ایران برای مسکو یک متحد کاملاً موقت است که این اتحاد به سوریه و در شکل گستردهتر آن جنگ با سازمان تروریستی داعش محدود است. استراتژی کلان ایران در منطقه که به نحو گستردهای به وسیله ژانرال سلیمانی به اجرا در میآمد، مورد حمایت مسکو نیست. روسیه همچنین در مورد برنامه هستهای ایران نیز به شدت معتقد به حفظ صلح آمیز بودن فعالیتها است. ممکن است ژنرال سلیمانی در روسیه به علت جسارت و شجاعتش مورد احترام مسکو قرار گرفته باشد اما به نظر نمیرسد وی مورد اعتماد مسکو هم بود. قطعاً ارتش و نیروهای اطلاعات روسیه، با وی احساس نزدیکی نداشتند. در کل رفتار روسیه در بحران اخیر ایران و آمریکا بر الگویی که بر مبنای منافع این کشور طراحی شده، حرکت کرده است؛ روابط مسکو نیز بر همین اساس پایه ریزی شده است.
تحلیل فوق می افزاید: «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهوری روسیه تنها رهبر جهان بود که در دوره اوج گیری بحران ایران و آمریکا از خاورمیانه دیدار کرد. اما سفر وی به منطقه به این علت انجام نشد تا مانع از بروز جنگ میان تهران و واشنگتن شود بلکه هدف او تقویت جایگاه مسکو به عنوان تاثیرگذارترین نیروی خارجی در سوریه بود؛ ضمن اینکه وی خط لوله گازی «ترک استریم» که گاز روسیه را به جنوب شرق اروپا میرساند را به صورت رسمی راه اندازی کرد. علاوه بر این وی با سفر اخیر خود مشارکت سیاسی کشورش با ترکیه را در خاک لیبی هم تقویت کرد. همانطور که پوتین آشکارا به آن اعتراف کرد شاید نیاز باشد روسیه در آن منطقه هم خود را وارد درگیری کند.
به نوشته این اتاق فکر آمریکایی، پوتین به سرعت به منطقه بازگشت و به مناسبت هولوکاست سفر کوتاهی را به اسرائیل انجام داد و با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل هم دیدار کرد که همتای مهم وی در یک کشور یهودی به شمار میرود. در خلال چند روز بعد هم این دو مقام بار دیگر در مسکو با یکدیگر دیدار داشتند. این ملاقات به سرعت پس از گفت وگوهای ترامپ و نتانیاهو برای پرده برداری از «معامله قرن» مورد نظر ترامپ برای اسرائیل و فلسطین رخ داد.
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که منافع کلیدی ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی روسیه در خاورمیانه و شمال آفریقا اکنون در شرق مدیترانه متمرکز شده است.
پوتین در مسیر بازگشت از استانبول به کشورش توقفی در دریای سیاه داشت تا تمرین دریایی نیروی نظامی کشورش را شاهد باشد مکانی که در آن موشکهای Kh-47M2 Kinzhal و 3M-54 Kalibr پرتاب شدند. همان زمان کشتیهای جنگی روسیه و ایالات متحده به نحو خطرناکی در دهانه خلیج فارس به یکدیگر نزدیک شدند و وزرای دفاع هر دو کشور را مجبور کردند تا بار دیگر با یکدیگر گفت وگو داشت باشند. لازم به یادآوری است که درست قبل از آغاز بحران میان ایران و آمریکا، یک ناو جنگی روسیه به همراه نیروهای نظامی ایران و چین رزمایش دریایی را در تنگه هرمز انجام داد. به این ترتیب روسیه توانایی نظامی خود را به نمایش می گذارد و آن را به عنوان یک ابزار مفید سیاست خارجی در خاورمیانه به کار می بندد.
به دنبال مذاکرات پوتین در دمشق و استانبول و نظارت وی بر مانور دریای سیاه، او در مسکو با آنگلا مرکل صدراعظم آلمان دیدار کرد و سپس با رهبران کشورهای اروپایی و عربی رایزنی کرد تا زمینه را برای برگزاری کنفرانسی جهت یافتن راه حل سیاسی برای جنگ داخلی در لیبی آماده سازد. مسکو بستری را برای دیدار دو طرف معارض در این کشور ایجاد کرد تا با نمایندگان روسیه و ترکیه که خود را به عنوان میانجی منازعه معرفی کردند، گفت وگو داشته باشند. در این روند مسکو تلاش کرد تا برای لیبی هم مدلی همچون فرایند صلح آستانه را که برای سوریه انجام داده بود، اجرایی سازد. این واقعیت که فرایند آستانه نتوانست به همه اهداف خود دست پیدا کند دلیلی بر کنار گذاشتن آن نبوده است. در کنفرانس بین المللی که در برلین در مورد لیبی برگزار شد، رهبر روسیه همانند یکی از طرفهایی ظاهر شد در مسائل این کشور بیشترین تأثیر را دارد.
از نگاه کاخ کرملین، تجربه مسکو در زمینه بحران سوریه گواهی بر این واقعیت است که موفقیت نهایی گاهی اوقات پس از شکستهای جزئی و درسهایی که آنها با خود دارند به دست میآید. آشکار است که روسیه اکنون این شانس را دارد که از طریق تلاشهای صلح طلبانه خود، به لیبی که دارای فواید بالقوه بسیاری است، بازگردد.
پایان خبر/
نظر شما