به گزارش تحریریه، نشریه آتلانتیک آورده است: همزمان با اینکه رئیسجمهور ترامپ در هفتههای اخیر وارد مناقشه با متحدان آمریکایی بر سر گرینلند شده است، او به دنبال یک دوست غیرمنتظره جدید نیز بوده است: چین کمونیست.
حتی برای یک سیاستمداری که به تغییرات سیاستی نامنظم معروف است، این جابهجایی—تغییر از شرکای دموکراتیک قدیمی که سالها برای منافع آمریکا فداکاری کردهاند، به سمت یک رژیم اقتدارگرا که قصد تضعیف آن را دارد—عجیب است. این مسئله همچنین خطراتی را که شکل شخصیشده دیپلماسی ترامپ برای امنیت ملی آمریکا و تعادل قدرت جهانی ایجاد میکند، برجسته میکند.
با اینکه موضع سختگیرانه در قبال چین، محور اصلی دوره اول ریاستجمهوری ترامپ بود، در دوره دوم او نرمش نشان داده است. رئیسجمهور تقریباً تمام تعرفههایی را که سال گذشته بر واردات چینی اعمال کرده بود، حذف کرده و کنترلها بر فروش نیمهرساناهای پیشرفته آمریکایی به چین را—با وجود مخالفت کارشناسان امنیت ملی—کاهش داده است، به شرط اینکه شرکت Nvidia بخشی از فروش خود به دولت آمریکا را پرداخت کند.
ترامپ همچنین اجلاس اکتبر ۲۰۲۵ خود با رهبر چین، شی جینپینگ، را بهعنوان نشستی در قالب «G2» یا «گروه ۲» ستایش کرد؛ اشارهای تحسینآمیز به این ایده که آمریکا و چین دو کشور قدرتمند جهان هستند.
ترامپ همچنین اخیراً به نظر میرسد در مورد تایوان جانب پکن را گرفته باشد، کشوری که چین همچنان ادعای مالکیت آن را دارد. دولت ترامپ تعاملات خود با دولت تایوان را کاهش داده و در نوامبر، گزارش شده که رئیسجمهور از نخستوزیر ژاپن، سانائه تاکایچی، خواسته تا تنشها با پکن بر سر اظهاراتش درباره تهدید چین به تایوان را تشدید نکند. این گفتگو بلافاصله پس از مکالمه ترامپ با شی جینپینگ صورت گرفت و موضع پکن درباره تایوان را تقویت کرد.
حتی کارشناسان چین در واشنگتن هم دقیقاً نمیدانند ترامپ با خشنود کردن شی چه هدفی دارد. یک احتمال این است که این چرخش، یک فریب استراتژیک برای حصول آتشبس در یک جنگ تجاری است که آسیبپذیریهای اصلی آمریکا را نشان داده است. با توجه به تسلط چین بر منابع نادر خاکی، که برای تولیدات پیشرفته حیاتی هستند، محدودیتهای صادرات چین در واکنش به تعرفههای ترامپ صنایع آمریکا را تحت تأثیر قرار داده بود. در مذاکرات با واشنگتن، شی متعهد شد عرضهها را از سر گیرد و برخی کنترلهای صادراتی این فلزات را موقتاً تعلیق کند، اما میتواند این محدودیتها را دوباره اعمال کند اگر تنشها افزایش یابد.
ترامپ ممکن است با خشنود کردن شی، زمان بخرد تا منابع جایگزین خاکهای نادر—در گرینلند و جاهای دیگر—را پیدا کند. اما با توجه به اینکه تأمین این منابع میتواند به اندازه سالها سرمایهگذاری آمریکا طول بکشد، احتمال دارد ترامپ شی را طولانیتر از آنچه انتظار داشته، راضی نگه دارد.
رویکرد ترامپ نسبت به چین ممکن است با محاسبات سیاسی او تغییر کرده باشد. حملات پیشینش، محبوبیت او را در میان رأیدهندگان کارگر که از تجارت بینالمللی و انتقال مشاغل تولیدی به خارج آسیب دیده بودند، افزایش داده بود. ترامپ در سال ۲۰۱۷ با وعده اصلاح بیعدالتیهای ایجادشده توسط جهانیگرایان لیبرال وارد کاخ سفید شد. اکنون او به نظر میرسد که فکر میکند از نزدیکی به چین بیشتر منفعت میبرد. در دیدار اکتبر با شی، ترامپ موفق شد محدودیتهایی بر صادرات مواد شیمیایی تولید فنتانیل غیرقانونی اعمال کند و وعده خرید مقادیر قابل توجهی از سویا از کشاورزان آمریکایی—یکی از گروههای اصلی جمهوریخواهان—دریافت کند.
ترامپ به نظر میرسد موافقت پکن برای ادامه فعالیت TikTok در آمریکا را جلب کرده است—که به او امکان میدهد یک وعده سیاسی را اجرا کند. این توافق، که با ByteDance، شرکت اینترنتی چینی مالک TikTok، نهایی شد، کنترل عملیات آمریکایی این اپ را به یک کنسرسیوم سرمایهگذار شامل لری الیسون از Oracle، همپیمان ترامپ، میدهد. شی با دعوت از ترامپ برای بازدید از پکن در آوریل، از تغییر لحن ترامپ استقبال کرد و به علاقه رئیسجمهور آمریکا به اجلاسهای دیپلماتیک پررنگ پاسخ داد.
ترامپ همیشه به دیکتاتورها علاقه داشته است. او شی را «بسیار محترم» توصیف کرده—توصیفی که برای نخستوزیر مجارستان ویکتور اوربان، ولادیمیر پوتین و دیگران هم به کار برده است. دیپلماسی ترامپ اغلب با ترجیح او برای رهبران قوی به جای متحدان دموکراتیک قابل اعتماد هدایت میشود. و مانند هر قلدر مدرسهای، ترامپ ترجیح میدهد کشورهایی را انتخاب کند که نمیتوانند مقابله کنند. با این حال، پاسخ قدرتمند شی به جنگ تجاری ترامپ نشان داده که رهبر چینی میتواند و خواهد جنگید.
با وجود سخنرانیهای آتشین ترامپ در دوره اول، او وقت زیادی برای مذاکره بر سر توافق تجاری با پکن گذاشت، توافقی که در ۲۰۲۰ امضا شد. این بار، ترامپ به نظر میرسد که مستقل عمل کرده است. یکی از معدود موضوعاتی که جمهوریخواهان و دموکراتها بر سر آن توافق دارند، این است که چین تهدید واقعی اقتصادی، نظامی و غیره برای آمریکا است. اما ترامپ در مسائل فوری ملی، تمایلی به فشار بر چین نداشته است. هرچند سال گذشته تعرفههایی بر هند برای محدود کردن خرید نفت روسیه اعمال کرد، که به تأمین مالی جنگ پوتین در اوکراین کمک میکند، او عمدتاً به چین به عنوان بزرگترین مصرفکننده نفت روسیه، اغماض کرده است.
کسانی که امیدوارند این اقدامات را به یک استراتژی بزرگ نسبت دهند، باید به ناپایداری رویکرد ترامپ نسبت به چین هم بپردازند. گزارش شده که پس از تصاحب (ربایش) رئیسجمهور ونزوئلا، دولت او فشار آورده تا مشاوران چینی از ونزوئلا اخراج شوند. این، همراه با تهدیدات ترامپ نسبت به گرینلند، به نظر میرسد بخشی از تلاش گستردهتر برای دور کردن پکن از نیمکره غربی باشد. چنین رفتار غیرقابل پیشبینی، نشان میدهد که سیاست خارجی چقدر شخصی و نامنظم شده است. در تحلیلی اخیر از استراتژی جدید امنیت ملی دولت، گروهی از محققان مؤسسه بروکینگز اشاره کردند که «چقدر سیاست خارجی آمریکا اکنون به یک رهبر دمدمی مزاج وابسته است.»
با این حال، چین و آمریکا یک وجه اشتراک دارند. در پکن، شی سیاستگذاری را به طور متمرکز در دست گرفته—و به مراتب بیشتر از آنچه ترامپ میتواند امیدوار باشد، با توجه به سیستم سیاسی اقتدارگرایانه چین. در حالی که ترامپ دمدمی است، شی به طور بیوقفه به یک دستورکار ثابت پایبند است. تقریباً هر کاری که او انجام میدهد، به منظور گسترش قدرت جهانی چین و پیشبرد برتری صنعتی و فناوری آن است. با اینکه تمایل ترامپ به گرینلند ظاهراً برای کاهش نفوذ چین در قطب شمال است، مناقشه او با متحدان ناتو برای شی جذاب است، زیرا هماهنگی بینالمللی برای مهار چین را مختل میکند.
برخی در چین نرمش ترامپ را فرصت بزرگی برای فشار برای امتیازات بیشتر میبینند. «دا وی» مدیر مرکز امنیت و استراتژی بینالمللی دانشگاه تسینگهوا، اخیراً در Foreign Affairs مطرح کرد که رابطه آمریکا و چین در «نقطه عطف» قرار دارد و این زمان مناسبی برای کاهش تنشها و حرکت «به سمت رابطهای عادیتر» است. برای کمک به این روند، او پیشنهاد کرد که آمریکا مأموریتهای «تحریکآمیز سیاسی» نیروی دریایی خود نزدیک چین را محدود کند. اگرچه بهطور صریح نگفت، احتمالاً منظورش عملیات در دریای جنوبی چین است، که رسماً آبهای بینالمللی است، اما پکن ادعای مالکیت دارد.
دا همچنین به ترامپ توصیه کرد مخالفت آمریکا با استقلال تایوان را اعلام کند که تغییر رادیکالی در سیاست آمریکا خواهد بود. در صورتی که ترامپ هر دو گام را بردارد، موجب نگرانی متحدان آمریکایی خواهد شد. در مقابل، دا نوشت که چین باید تمرینات نظامی اطراف تایوان را کاهش دهد و «مبادلات میانتایوانی را افزایش دهد»—که البته هیچکدام واقعاً امتیازی برای واشنگتن محسوب نمیشود.
با توجه به طبیعت دمدمی ترامپ که میتواند ناگهان پنجره فرصت را ببندد، چین انگیزه قوی دارد که اکنون برای این مصالحهها فشار آورد. پکن همچنین خوب میداند که دموکراسی آمریکا ذاتاً مستعد ناپایداری است و اجماع سختگیرانه واشنگتن درباره چین احتمالاً با انتخابات بعدی بازخواهد گشت.
در این مرحله، تنها یک چیز قطعی است: در رقابت بین این دو مرد، پیروزی نصیب رهبری خواهد شد که استراتژیک و منضبط عمل کند، نه نامنظم و بر اساس تکانهها.
پایان/













نظر شما