به گزارش تحریریه، در ابتدای دولت چهاردهم، صنعت نفت با مجموعهای از چالشهای درهمتنیده روبهرو بود؛ ناترازی گاز، افت طبیعی فشار در میدان گازی پارس جنوبی، فرسودگی بخشهایی از زیرساختها، محدودیت شدید منابع مالی و تحریمهایی که اینبار مستقیماً مدیران ارشد صنعت را هدف قرار داده بود، مزیت بر مشکلات شده بود.
تحریم وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران نشان میداد که دامنه فشارها از حوزه صادرات فراتر رفته و به قلب تصمیمسازی انرژی کشور رسیده است. در چنین شرایطی، تداوم رویههای گذشته دیگر پاسخگوی پیچیدگیهای موجود نبود.
در حقیقت، ایران با برخورداری از ذخایر عظیم هیدروکربوری، فقط دارنده منابع انرژی نیست، بلکه مسئولیتی تاریخی در بهرهبرداری هوشمندانه از این ذخایر بر عهده دارد. از این رو دولت چهاردهم نفت و گاز را تنها منبع درآمدی کوتاهمدت تلقی نکرد، بلکه آن را سرمایهای راهبردی برای تثبیت موقعیت ایران در معادلات آینده انرژی تعریف کرد. نتیجه این نگاه، تمرکز همزمان بر افزایش تولید، تولید صیانتی و توسعه فناوریهای مرتبط بود.
بر پایه همین رویکرد، شرکت ملی نفت ایران نقشه راه خود را بر سه محور اصلی شامل افزایش پایدار تولید نفت و گاز، تسریع در توسعه میادین مشترک و اصلاح سازوکارهای جذب و بهکارگیری سرمایه قرار داد. این سیاستها بهسرعت از سطح اسناد و شعار عبور کرد و در قالب پروژهها، قراردادها و شاخصهای قابل اندازهگیری نمود یافت.
در بخش نفت خام، افزایش تولید نه از مسیر تصمیمهای شتابزده و پرهزینه، بلکه با ترکیبی از بهینهسازی عملیات، توسعه هدفمند میادین و ارتقای زیرساختها دنبال شد. اجرای پروژههای نگهداشت و افزایش تولید در مناطق مختلف، راهاندازی چاههای جدید و رفع گلوگاههای فرآورشی، به افزایش ملموس ظرفیت تولید کشور انجامید. توسعه میادین غرب کارون، آزادگان و یاران، در کنار بهبود خطوط انتقال و تأسیسات فرآورشی، نقش تعیینکنندهای در پایداری تولید و تقویت صادرات ایفا کرد.
در حوزه گاز طبیعی نیز، دولت چهاردهم رویکردی فعال و مداخلهگرانه اتخاذ کرد. ثبت رکوردهای تازه در تولید روزانه گاز، بهویژه در میدان پارس جنوبی، نشان داد که تمرکز بر تعمیرات اساسی، حفاری هدفمند و راهاندازی چاههای جدید میتواند بخشی از ناترازی انرژی کشور را مهار کند. پارس جنوبی همچنان ستون فقرات تأمین گاز ایران باقی ماند و سهم اصلی تولید را به خود اختصاص داد.
با این حال، وجه تمایز این دوره را باید در نگاه بلندمدت به آینده میدانهای گازی جستوجو کرد. آغاز طرحهای فشارافزایی پارس جنوبی با قراردادهای چند ده میلیارد دلاری و اتکا به توان پیمانکاران داخلی، نشانه عبور از مدیریت روزمره و ورود به سطح تصمیمهای راهبردی است؛ تصمیمهایی که آثار اقتصادی و امنیتی آنها در دهههای آینده آشکار خواهد شد. در همین راستا، برنامهریزی برای ذخیرهسازی گاز طبیعی نیز بهعنوان یکی از ابزارهای پایداری انرژی در دستور کار قرار گرفت.
در مجموع، عملکرد شرکت ملی نفت ایران در دولت چهاردهم را میتوان تلاشی برای عبور از نقش سنتی «تأمینکننده درآمد» و حرکت به سمت جایگاه بازیگر راهبردی اقتصاد ملی ارزیابی کرد. مسیری که همچنان با چالشهایی همراه است، اما نشانههای روشنی از تغییر رویکرد، افزایش جسارت در تصمیمگیری و نگاه بلندمدت به منابع انرژی کشور در آن دیده میشود؛ مسیری که در صورت تداوم، میتواند تعریف تازهای از جایگاه نفت در اقتصاد ایران ارائه دهد.
پایان/













نظر شما