به گزارش تحریریه، در تاریخ ۲۸ ژانویه(۸ بهمن)، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در جریان حضور در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنای ایالات متحده، هنگام توضیح سیاستهای دولت ترامپ از ابتدای سال جاری میلادی درباره ونزوئلا و جزیره گرینلند، بهطور علنی اعلام کرد که آمریکا ناچار شده است دست به چنین اقدام افراطیای بزند و با استفاده از نیروهای ویژه برای بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا اقدام کند، زیرا از سوی چین تحت فشار قرار گرفته است.
شیه شیائو رونگ(薛小荣)، استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بینالملل، تلاش واشنگتن برای فرافکنی و متهم کردن چین در پرونده ونزوئلا را تحلیل کرده است.
روبیو برای توجیه این ادعا، دو مثال مطرح کرد:
نخست اینکه چین بزرگترین ذینفع سیاستهای دولت مادورو به شمار میرود. از آنجا که روابط دولت مادورو با آمریکا بسیار تیره و پرتنش است، این کشور هدف تحریمهای ایالات متحده قرار گرفته و تحت فشار و تهدیدهای آمریکا، سایر کشورها عملاً جرأت نزدیک شدن به ونزوئلا را ندارند.
اما تنها کشوری که در این شرایط بهطور آشکار وارد عمل شد، چین بود؛ کشوری که هم قرارداد امضا کرد و هم سرمایهگذاری انجام داد و به مادورو کمک کرد تا از این بحران عبور کند. این اقدام چین باعث شد راهبرد فشار حداکثری آمریکا برای وادار کردن مادورو به عقبنشینی با شکست مواجه شود. چگونه ایالات متحده میتواند کینه به دل نگیرد؟ در دیدگاه آمریکا، مادورو با تکیه بر چین توانسته دوام بیاورد و تنها با کنار زدن مادورو است که میتوان جای پای چین در ونزوئلا را تضعیف و حضور این کشور را با مشکل مواجه کرد.
دوم اینکه روبیو معتقد است پس از آنکه چین روابط خود با ونزوئلا را تقویت کرد، مادورو برای جلب حمایت پکن، بخش بزرگی از نفت ونزوئلا را با قیمت پایین به چین فروخت.
اما از دیدگاه روبیو، نفت ونزوئلا در واقع نفت آمریکا محسوب میشود، زیرا در گذشته شرکتهای بزرگ نفتی ایالات متحده سرمایهگذاریهای گستردهای در صنعت نفت ونزوئلا انجام داده بودند، اما بعدها این داراییها توسط دولت ونزوئلا مصادره و بهطور کامل ملی شد. با این حال، آمریکا همواره این داراییها را متعلق به خود دانسته است. از همین رو، روبیو ادعا میکند که دولت مادورو با استفاده از «داراییهای آمریکا» در حال خرید حمایت چین است؛ امری که بهزعم او برای سرمایهداری آمریکا غیرقابل تحمل بوده و دولت ایالات متحده هرگز اجازه چنین کاری را نمیدهد. بنابراین، به گفته روبیو، با وجود هشدارهای مکرر، مادورو همچنان حاضر به عقبنشینی نشد و آمریکا ناچار شد دست به اقدام بزند.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز چهارشنبه در جلسه کمیته روابط خارجی سنای ایالات متحده برای ارائه شهادت درباره سیاست واشنگتن در قبال ونزوئلا حاضر شد.
از فرافکنی و مقصر جلوه دادن چین توسط روبیو، میتوان به چند نکته نسبتاً روشن دست یافت:
۱. اینکه دو دلیلی که روبیو مطرح میکند، مستقیماً تلاش دارد مسئولیت بازداشت مادورو را به گردن چین بیندازد. باید گفت روبیو بهعنوان وزیر امور خارجه و یک سیاستمدار، چهره واقعی یک فرد بیشرم را بهخوبی به نمایش گذاشته است.
اقدام آمریکا در بازداشت مادورو، ربودن رئیسجمهور یک کشور مستقل و زیر پا گذاشتن حاکمیت ملی یک کشور، ذاتاً تجاوز به ونزوئلا و نقض آشکار حقوق بینالملل و حقوق بشر به شمار میرود. با این حال، آمریکا هنوز هم این جسارت را دارد که مدعی شود همه این اقدامات به دلیل فشار چین بوده و واشنگتن ناچار به چنین رفتاری شده است. توانایی روبیو در تحریف حقیقت واقعاً قابل توجه است، اما از زاویهای دیگر، میتوان گفت او برای حفظ منافع ملی آمریکا، دستکم سیاستمداری نسبتاً شایسته نیز هست!
۲. چرا روبیو اصرار دارد مسئولیت این ماجرا را حتماً به گردن چین بیندازد؟ به نظر من، دلیلش این است که آمریکا در اسناد راهبرد امنیت ملی خود، چین را بهعنوان بزرگترین رقیب معرفی کرده است.
تنها در صورتی میتوان اقدامات دیوانهوار ترامپ را توجیه کرد که آنها را در چارچوب روایت تقابلیِ «مقابله آمریکا با چین» قرار داد. در غیر این صورت، چگونه میتوان توضیح داد که یک کشور بدون اعلام جنگ، نیروهای ویژه خود را اعزام کند و رئیسجمهور کشور دیگری را برباید؟
این دقیقاً همان بازی با زبان و روایتسازی است که آمریکاییها در آن مهارت دارند. زمانی که میدانند رفتارشان آشکارا ناقض حقوق بینالملل و حتی مغایر با قوانین داخلی خودشان است، حتماً باید برای خود یک دشمن بتراشند تا هم افکار عمومی داخلی را آرام کنند و هم اقداماتشان را قابل توجیه جلوه دهند.
همانگونه که روبیو میگوید، از آنجا که چین بزرگترین بهرهبردار دولت مادورو است، چون چین نفت ارزان ونزوئلا را خریداری میکند، پس اقدامات چین در عمل به منافع آمریکا در ونزوئلا لطمه زده است؛ چرا که از نگاه آمریکا، نفت متعلق به خود این کشور است، مادورو دشمن آمریکا محسوب میشود و نزدیک شدن چین به مادورو، چیزی جز تحریک و ضربه زدن به آمریکا نیست.
آمریکا هم که راهی برای مقابله مستقیم با چین ندارد، ناچار میشود مادورو را بازداشت کند. به محض آنکه پای چین به میان کشیده شود، آن دسته از سناتورهای بانفوذ در کنگره آمریکا، در فضای موسوم به «صحت سیاسی»، قطعاً توضیحات روبیو را میپذیرند و برای اقدام ترامپ، پوششی از مشروعیت سیاسی فراهم میکنند.

۳. نکته پایانی، هشدار دادن و مرعوب کردن کشورهای آمریکای لاتینِ دارای روابط دوستانه با چین است. زیرا از دیدگاه روبیو، سراسر نیمکره غربی، بهویژه کشورهای آمریکای لاتین، حیاط خلوت سلطهطلبی آمریکا محسوب میشود؛ منطقهای که واشنگتن ورود هرگونه قدرت خارجی به آن را خط قرمز و غیرقابل تحمل میداند.
اقدام آمریکا در اعزام نیروهای ویژه و ربودن مادورو، در واقع هشداری آشکار به رهبران کشورهای آمریکای لاتین است: شما میتوانید رهبری آمریکا را نپذیرید و حتی با واشنگتن دچار تنش شوید، اما این نافرمانی فقط تا همین حد مجاز است. اگر بیش از این پیش بروید، اگر بیش از حد به چین نزدیک شوید، با پکن روابط صمیمانه برقرار کنید و حتی مجموعهای از توافقات دوجانبه امضا کنید که به منافع آمریکا در نیمکره غربی آسیب بزند، آنگاه آمریکا همانطور که میتواند مادورو را بازداشت کند، میتواند شما را نیز بهطور مشخص هدف قرار دهد و دستگیر کند.
بنابراین، توضیحات روبیو بدون تردید تلاشی آشکار برای هشدار دادن به دوستان چین در آمریکای لاتین است؛ هشداری که هدف آن این است رهبران این کشورها در روند گسترش روابط خود با چین، با ترس و تردید عمل کنند و همواره از عواقب احتمالی آن بیم داشته باشند.
پایان/













نظر شما