به گزارش تحریریه، «الکساندر دوگین» نوشت، در بهار سال گذشته، درحالی که نخستین گامهای ترامپ در قدرت را مینگریستم، مقالهای نوشتم و در آن ایده «دولت عمیقتر» (Deeper State) را مطرح کردم. ایده ساده بود: اگر ترامپ علیه «دولت عمیق» اعلام جنگ کرده بود، اما با این حال به او اجازه داده شد به قدرت برسد، آیا پس در ایالات متحده (و به طور گستردهتر در غرب جهانیشده) قدرتی قویتر و مخفیتر وجود ندارد که من موقتاً آن را «دولت عمیقتر» نامیدم؟
این مقاله که همزمان به زبان انگلیسی منتشر شد، مورد توجه جدی در میان جنبش «ماگا» (MAGA) قرار گرفت و بحثی جدی آغاز شد: آیا چنین قدرتی واقعاً وجود دارد؟ و اگر وجود دارد، چیست؟ من این فرضیه را مطرح کردم که «دولت عمیقتر» ممکن است قدرتمندترین حلقههای حاکمیتی باشند، که توسط برجستهترین امپراتوران فناوری در سیلیکون ولی نمایندگی میشوند و تأثیرگذارترین و فکورترین آنها: پیتر تیل.
پشتیبانی او از ایدههای کورتیس یاروین (و تا حدی نیک لند) درباره «روشننگری تاریک» (Dark Enlightenment)، و ایده برقراری یک «سلطنت آمریکایی» با ترامپ به عنوان امپراتور، به علاوه پروژههای ساخت یک شهر آرمانشهر آینده در گرینلند، توجه مرا جلب کرد. کنستانتین مالوفیف اخیراً با دقت درباره این پروژه نوشته است:
«گرینلند تنها مرکز استخراج مواد معدنی یا بزرگترین ناوگان موشکی جهان نخواهد بود. برنامههای تجاری آمریکایی گستردهتری نیز وجود دارد.
«پیتر تیل» متفکر ارشد دور دوم ریاست جمهوری ترامپ (بنیانگذار پیپل و پالانتیر، و سرمایهگذار در فیسبوک و دیگران)، سرمایهگذار اصلی از طریق شرکتش پرونوموس کپیتال در یک استارتآپ به نام پراکسیس است.
هدف پراکسیس، ساختن شهری فرافناورانه است که توسط هوش مصنوعی، بلاکچین و ارزهای دیجیتال اداره میشود و مداخله دولت در آن به حداقل رسیده است (الهام گرفته از کتاب «اطلس شانههای خمیده» اثر آین رند). شهری تکنوکراتیک، عاری از دین و وجدان، که در آن عدد جای کلمه را میگیرد.
مکان انتخابی دقیقاً گرینلند است. و اکنون کن هوری، یکی از بنیانگذاران پیپل به همراه تیل، به عنوان سفیر ایالات متحده در دانمارک منصوب شده است.
در وبسایت پراکسیس اعلام شده که آنها بیش از ۱۵۰ هزار شهروند دارند و حجم سرمایهگذاریها از ۱.۱ تریلیون دلار فراتر رفته است. این افراد متعلق به ۸۰ کشور و ۴۲۹ شهر هستند. جالب اینجاست که حتی یک گرینلندی نیز در میان آنها وجود ندارد. و اساساً از آنها پرسیده نمیشود.
و در میان سرمایهگذاران چهرههای شناخته شده: شرکت آلمدا ریسرچ متعلق به سام بانکمن-فرید، که به ۲۵ سال زندان به اتهام کلاهبرداری در صرافی افتیای محکوم شد، عضو باند جنسی اپستاین بود، و مدیر آپارتمانی در جزایر باهاما که مملو از متامفتامین برای نخبگان جهان بود... و آن آپارتمان نمونه کوچکی از «شهر آینده» بود.
یک دیکتاتوری کاملاً دیجیتال، بدون هیچ تزئینی. هوش مصنوعی برای انسانهایی تحت تأثیر مواد مخدر ابدی. بیانسانی به تمام معنا.
در آن زمان مردد بودم که آیا این دقیقاً همان «دولت عمیقتر» است یا خیر، اما توصیه کردم که پیتر تیل را از نزدیک زیر نظر بگیرند. و در واقع، خود تیل وارد بحث شد، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، و موضوعاتی را مطرح کرد که کاملاً با دیدگاه فکری ما همخوانی داشت: پادشاهی دجال، پایان زمان، شخصیت «کاتکون» (بازدارنده)، وجود روح، و نقش لیبرالیسم و روشنگری رادیکال به عنوان ایدئولوژی شیطان.
مدتی قبل از همهگیری کرونا، تیل نمایندگانی نزد من فرستاد که پیشنهاد یک گفتگوی بزرگ درباره ژئوپلیتیک آینده، نقش خشکی و دریا، نفت و گاز، روح و ماده را میدادند. آن زمان کشف کردم که او سرمایهگذاریهای بزرگی در یکی از بانکهای تجاری اصلی ما دارد. او به اوراسیا، و به شکلی عجیب، به سنتگرایی و اسکاتولوژی (علم آخرالزمان) علاقهمند بود.
گفتگو بعداً پیشرفت نکرد، بخشی به دلیل تحریمهای شدیدی که از سال ۲۰۱۴ بر من اعمال شد، سپس کرونا، عملیات ویژه نظامی و مبارزات انتخاباتی ترامپ که تیل و تعدادی از امپراتوران فناوری (به ویژه ایلان ماسک) در آن نقشی حیاتی بازی کردند. بنابراین گفتگو به وقت نامعلومی موکول شد.
اما جالبتر این که تیل مصاحبهای تکاندهنده با نیویورک تایمز انجام داد و در آن مفصلاً درباره دجال صحبت کرد، سپس مجموعهای از چهار سخنرانی کامل را ارائه داد که به این موضوع اختصاص داشت.
این سخنرانیها که در سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۵ در سان فرانسیسکو ایراد شدند، توسط یک سازمان غیرانتفاعی به نام ACTS 17 Collective (اعتراف به مسیح در فناوری و جامعه) سازماندهی شدند و کاملاً خصوصی، بدون ضبط رسمی و با درخواست صریح از حاضرین برای افشا نکردن محتوای آنها بودند.
بلیطها فقط برای کل مجموعه قابل خریداری بود، قابل انتقال یا بازپرداخت نبودند و به سرعت فروخته شدند. حاضرین صدها نفر بودند: بیشتر از صنعت فناوری، مسیحیان، متفکران و افراد نزدیک به تیل. هر جلسه شامل نوشیدنی، سخنرانی، پرسش و پاسخ و دسر بود. بیرون سالن تظاهراتی برپا بود، اما داخل آن فضایی آرام و فکری حاکم بود.
تیل سخنرانیهایش را به صورت یک سری به هم پیوسته ساخت و در آن شخصیت دجال در کتاب مقدس را با مشکلات معاصر در علم، فناوری، سیاست و جهانیسازی پیوند زد. او دجال را به عنوان «پادشاه شریر، ستمگر یا مسیح دروغینی که در پایان زمان ظاهر میشود» توصیف کرد و هشدار داد که مظاهر او ممکن است در قالب نهادهای جهانی، سازمانها و جریانهای ضد فناوری باشد که منجر به رکود و پایان میشوند.
او به رنه ژیرار، فرانسیس بیکن، جاناتان سویفت، کارل اشمیت، جان هنری نیومن، ولادیمیر سولوویوف و دیگران استناد کرد و مفهوم «کاتکون» - نیرویی که مانع ظهور دجال میشود - را بررسی و آن را با ساختارهای مدرنی مانند ترامپ، جنبش ماگا و خود ایالات متحده مرتبط ساخت.
با خواندن این سخنرانیها، رهایی از این احساس دشوار است که گویی در آمریکا نیستیم، بلکه در «دانشگاه جدید» مسکو در اواخر دهه نود و اوایل هزاره جدید هستیم، جایی که با دوستان حلقههای جنوبی و جوانان مترقی متأثر از سنتگرایی، موضوعاتی کاملاً مشابه را بحث میکردیم: دین و ژئوپلیتیک و عرفان و فلسفه و روابط بینالملل، در ترکیبی عجیب و شگفتانگیز.
آن زمان مردم این مباحث را «حاشیهای» و «عجیب و غریب» میدیدند. اما امروز، توصیف پیتر تیل، یا ایلان ماسک، یا الکس کارپ، یا حتی جی.دی. ونس یا خود ترامپ به عنوان «حاشیهای» یا «غریبه» دشوار است.
در نهایت، اگر «دولت عمیقتر» واقعاً به پروژههای روشننگری تاریک تکنولوژیک نزدیک باشد (و به نظر میرسد اینگونه است، اگرچه نیاز به تحقیق بیشتر دارد)، پس چشم انداز زیر را ارائه میدهد:
این دولت عمیقتر شکست لیبرالیسم جهانی، حقوق بشر، بیداری (woke) سیاسی، سیاستهای جنسیتی و برنامههای زیستمحیطی را میپذیرد. این همان چیزی است که تیل آن را «دجال جمعی» مینامد: حزب دموکرات، رهبران لیبرال اروپا، سازمانهای غیردولتی، طرفداران مهاجرت بیقید و بند، و پیروان «جامعه باز» (سوروس و دیگران).
در مقابل اینها، تیل حمایت از «کاتکون» - نیروی بازدارنده - و برپایی یک امپراتوری جهانی بدون هیچ اشارهای به حقوق بشر یا دموکراسی را پیشنهاد میکند. امپراطوری که توسط ایالات متحده و یک پادشاه آمریکایی (ترامپ یا جانشینش) رهبری میشود، نخبگان فناوری اشراف موروثی باشند، برنامهنویسان پیروان آنها، و بقیه کارگرانی که به تدریج با رباتها و الگوریتمها جایگزین میشوند.
پادشاه آمریکایی با هوش مصنوعی عمومی (AGI) ادغام میشود و «تکینگی» (Singularity) محقق میگردد. یعنی «امپراتوری» خود آمریکا است و «کاتکون» هوش مصنوعی است.
حتی «روح جاودان» نیز دوباره مطرح میشود، اما در زمینهای دهشتناک: تغییر جنسیت تنها مرحله اول است، سپس انتقال آگاهی (یعنی روح) از یک بدن به بدنی دیگر، انسانی یا ماشینی. این «پیروزی کلیسا» است... کلیسایی عجیب، که مدل آن سازمان «اعتراف به مسیح در فناوری و جامعه» است که سخنرانیهای تیل را سازماندهی کرد.
ایده امپراتوری و کاتکون در ذات خود ایدهای روسی است. اما هنگامی که بر آمریکا و هوش مصنوعی و پساانسانیت اعمال شود، به تصویر دجال واقعی تبدیل میشود... دجال ۲.۰.
به جای دجال قدیمی، امپراتوران فناوری دجال جدیدی را پیشنهاد میکنند که خواهد آمد. گامی دیگر به جلو در پرتگاهی که غرب در سراسر عصر مدرن در آن گام نهاده است.
و بدین ترتیب تفاوت بین «دولت عمیق» سنتی (لیبرال جهانیگرا) و «دولت عمیقتر» روشن میشود: آنها فقط دو مرحله منطقی از یک فرآیند تاریخی واحد هستند. همانطور که در کتاب مکاشفه، شاخی شاخ دیگر را ریشهکن میکند تا تنها یک شاخ باقی بماند.
با اقداماتی که ترامپ امروز انجام میدهد - لغو قوانین بینالمللی، دخالت در حاکمیت کشورها، ربودن رهبران قانونی، غارت نفت و ثروت، بمباران تأسیسات هستهای، حمایت از رژیم شیطانی کیف - موضوعات سخنرانیهای تیل دیگر صرفاً تأملات نظری نیستند.
این تنها نخستین گام برای درک «دولت عمیقتر» پس از یک سال از ریاست جمهوری دوم ترامپ است. و فصلهای دیگری به زودی آشکار خواهند شد که حتی وفادارترین هواداران ترامپ را به دو اردوگاه متخاصم تقسیم خواهند کرد. و مقالات آینده خود را به این فصول اختصاص خواهم داد.
یادداشتها
۱) پیتر تیل (Peter Thiel): میلیاردر آمریکایی آلمانیتبار، بنیانگذار شرکتهای پیپل و پالانتیر تکنولوژیز، و یکی از برجستهترین سرمایهگذاران جهان (اولین سرمایهگذار خارجی فیسبوک). از چهرههای کلیدی سیلیکون ولی با نفوذ سیاسی بالا بهویژه در حمایت از دونالد ترامپ و جریان محافظهکار تکنولوژیمحور شناخته میشود. او با ایدههای جسورانه در حوزههای هوش مصنوعی، ارزهای دیجیتال و فلسفه سیاسی مرتبط با «روشننگری تاریک» شناخته میشود.
۲) کورتیس یاروین (Curtis Yarvin): معروف به نام مستعار منسیوس مولدباگ (Mencius Moldbug)، نویسنده و متفکر سیاسی آمریکایی معاصر، از بنیانگذاران اصلی جنبش روشننگری تاریک (Dark Enlightenment) و اندیشه نئورآکشنری (NRx). او در نوشتههایش رد دموکراسی مدرن و جایگزینی آن با نظام حکومتی سلسلهمراتبی تکنوکراتیک یا سلطنتی مطلقه را تبلیغ میکند و تأثیر زیادی بر محافل تکنولوژیمحور محافظهکار در سیلیکون ولی، بهویژه بر چهرههایی مانند پیتر تیل و جی.دی. ونس داشته است.
۳) نیک لند (Nick Land): فیلسوف بریتانیایی معاصر، از نظریهپردازان برجسته شتابگرایی (Accelerationism) و اندیشه پساانسانی. او با نوشتههای رادیکال دهه ۱۹۹۰ درباره سرمایهداری به عنوان نیرویی غیرقابلتوقف که به «شتاب» به سمت آینده ماشینی و هوش مصنوعی میانجامد شناخته شد و بعدها به همراه کورتیس یاروین و دیگران جنبش روشننگری تاریک را پایهگذاری کرد. او به عنوان الهامبخش اصلی راست تکنولوژیک و نئورآکشنری در سیلیکون ولی در نظر گرفته میشود.
۴) کنستانتین مالوفیف (Konstantin Malofeev): تاجر ثروتمند روس، رسانهدار و فعال سیاسی محافظهکار، از حامیان برجسته اندیشه امپراتوری روسی و ارتدکس سنتی. او بنیانگذار گروه تسارگراد (شامل یک شبکه تلویزیونی و رسانههای محافظهکار) است و از شخصیتهای نزدیک به کرملین و کلیسای ارتدکس روسیه به شمار میرود. او از سیاستهای ولادیمیر پوتین، ایده اوراسیاگرایی و ارزشهای سنتی ضد لیبرال غربی حمایت میکند.
۵) روشننگری تاریک (Dark Enlightenment): جنبشی فکری-سیاسی و فلسفی رادیکال معاصر که دموکراسی مدرن، برابری لیبرالی و ارزشهای مترقی را رد میکند و خواستار بازگشت به نظامهای حکومتی سلسلهمراتبی و اقتدارگرا (سلطنتی مطلقه، تکنوکراتیک یا «حکومت پادشاه-مرد قوی») است و بر تفاوتهای بیولوژیک، طبقاتی و نژادی به عنوان واقعیتهای طبیعی حاکم بر جامعه تأکید دارد. برجستهترین نظریهپردازان آن کورتیس یاروین و نیک لند هستند و تأثیر عمدهای بر برخی محافل تکنولوژیمحور محافظهکار در سیلیکون ولی، مانند پیتر تیل و هواداران «راست آلترناتیو» و شتابگرایی داشته است.
پایان/













نظر شما