چهار نکته کلیدی درباره راهبرد دفاع ملی ترامپ

«راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶» آمریکا سندی صریح است که اولویت‌بندی سخت‌گیرانه با تأکید بر بازدارندگی برابر چین را برای سیاست دفاعی ایالات متحده ترسیم می‌کند و همزمان از متحدان می‌خواهد نقش فعال‌تری در تأمین امنیت خود ایفا کنند.

به گزارش تحریریه، پایگاه خبری-تحلیلی نشنال اینترست در گزارشی تفصیلی به «راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶» (۲۰۲۶ National Defense Strategy) پرداخت و نوشت: این سند اولویت‌های تازه و قابل توجهی را برای وزارت جنگ آمریکا (پنتاگون) تعیین کرده است. کارشناس پایگاه خبری-تحلیلی «نشنال اینترست»، جدیدترین سند شم‌انداز سیاست خارجی دولت «دونالد ترامپ» را هدایت کننده اصول کلی رویکردهای وی می‌داند که با جزئیات عملی‌تر نشان می‌دهد ارتش آمریکا چگونه قرار است اجرای این چشم‌انداز را ممکن کند.

این سند از نظر سبک نگارش، لحنی صریح و بی‌پرده دارد که با شیوه مورد علاقه وزیر جنگ «پیت هگست» و شخص دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده همخوان است. همین لحن ممکن است برای برخی‌ها ناآشنا یا حتی آزاردهنده باشد، اما در عین حال سندی کوتاه، مستقیم و پرشتاب است که به‌جای پیچیدگی‌های رایج در اسناد دولتی، آشکارا حرکت می‌کند و محتوای محکمی دارد.

طبق این گزارش، چهار نکته کلیدی این سند عبارتند از:

۱- راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ یک سند انزواطلبانه نیست

نخستین نکته قابل توجه این است که راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ همانند راهبرد امنیت ملی، نیمکره غربی را به عنوان مهم‌ترین اولویت راهبردی آمریکا معرفی می‌کند. در این چارچوب، منطقه هند-اقیانوسیه در رتبه دوم قرار گرفته و اروپا به رتبه سوم تنزل یافته است. سایر مناطق نیز جایگاه حاشیه‌ای پیدا کرده‌اند.

این تغییر، نشانه‌ای از بازنگری بنیادین در اولویت‌های سنتی ایالات متحده است و مفاهیمی مانند دکترین مونرو، متمم «تئودور روزولت» و حتی «متمم ترامپ» را در فضای راهبردی آمریکا زنده می‌کند.

وزیر دفاع آمریکا در یادداشت مقدماتی تأکید دارد که این تغییر اولویت‌ها به معنای کناره‌گیری آمریکا و انزواطلبی از جهان نیست. به اعتقاد او، راهبردی که هدفش بازگرداندن برتری آمریکا در بخش وسیعی از جهان، بازدارندگی چین و کمک به متحدان برای مدیریت محیط‌های امنیتی دشوار است و نمی‌تواند انزواطلبانه باشد.

واشنگتن جهانی تازه و جسورانه را می‌بیند. اما این جهان، جهانی که با انزواطلبی آمریکا مشخص شده باشد نیست. شاید عقب‌نشینی باشد.

قدرت‌های انزواطلب تقریبا به‌طور کامل خود را از جهان بیرون جدا می‌کنند اما ایالات متحده از آغاز خود به دنبال تجارت در سراسر جهان بود. هرگز همان‌گونه که ژاپنی‌ها خود را منزوی کردند، منزوی نشد. شاید هگست و ترامپ با تغییر نام انزواطلبی به یک‌جانبه‌گرایی موافق باشند.

۲- راهبرد دفاع ملی ناچار بود اولویت‌ها را تعیین کند

دومین نکته، راهبرد دفاع ملی دوباره یک حقیقت بنیادی را اعلام می‌کند: هیچ رقیب راهبردی، هرچقدر هم نیرومند، نمی‌تواند همه کارها را، همه‌جا، در همه زمان‌ها انجام دهد. سند فوق از این موضوع با عنوان «مشکل همزمانی» یاد می‌کند. به بیان ساده، راهبرد یعنی انتخاب؛ یعنی تمرکز منابع محدود بر صحنه‌هایی که بیشترین اهمیت را دارند.

یک راهبرد یک‌جانبه‌گرا مانند راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ اعلام می‌کند آمریکا باید منابع دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی خود را در جبهه‌هایی متمرکز کند که برای منافع حیاتی آن مهم‌تر هستند.

این دیدگاه به رویکردی شبیه یک‌جانبه‌گرایی نزدیک می‌شود؛ رویکردی که به جای تعهدات گسترده و دائمی، تصمیم‌گیری را وابسته به شرایط و اولویت‌های لحظه‌ای می‌کند. برای دولت ترامپ، منطقی نیست که آنچه بیشترین اهمیت را دارد—منافع آمریکا در نیمکره غربی و هند-اقیانوسیه—را برای آنچه اهمیت کمتری دارد—درگیری‌های آمریکا در سایر نقاط جهان—به خطر بیندازند.

۳- تقسیم بار مسوولیت، عنصر حیاتی دفاع ملی آمریکا است

سومین نکته، قرار گرفتن «تقسیم بار مسوولیت» به عنوان یکی از چهار محور اصلی راهبرد دفاع ملی است. این سند در کنار بازگرداندن برتری آمریکا در نیمکره غربی، بازدارندگی چین و تقویت صنعت دفاعی داخلی، به‌طور مستقیم از متحدان می‌خواهد سهم بیشتری را در دفاع خود بر عهده بگیرند.

پیام کلیدی این است در حالی که نیروهای آمریکایی بر دفاع از سرزمین اصلی و تمرکز بر هند-اقیانوسیه تمرکز می‌کنند، متحدان در سایر مناطق باید مسوولیت اصلی امنیت خود را بر دوش بکشند و تنها یک حمایت محدود اما مهم را از آمریکا دریافت کنند. این مضمون بارها در سند تکرار شده و نشان می‌دهد که دولت ترامپ قصد دارد نقش آمریکا را در برخی مناطق کاهش دهد.

در همین چارچوب، سند به ظرفیت اقتصادی قابل توجه متحدان اروپایی اشاره دارد. مقایسه تولید ناخالص داخلی اروپا و کانادا با روسیه نشان می‌دهد که توان بالقوه ناتو بدون آمریکا نیز بسیار بزرگ‌تر از تهدید روسیه است. با چنین عدم توازنی، اتحاد آتلانتیک می‌تواند دشمن اصلی خود را بدون وابستگی بیش از حد به حامی آمریکایی‌اش مدیریت کند. بزرگان اتحاد، دولت‌های عضو و جوامع فقط باید اراده لازم را برای بسیج در دفاع مشترک گرد آورند.

ممکن است ایالات متحده پس از بیش از یک قرن قرار دادن مرزهای اروپا در صدر فهرست کارهای راهبردی آمریکا، فقط تعهدی متوسط به امنیت اروپا داشته باشد. این یک تغییر دردناک است.

۴- راهبرد دفاع ملی، آمریکا را برای مقابله با چین آماده می‌کند

چهارمین نکته، تمرکز ویژه سند بر بازدارندگی چین است. راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ اعلام می‌کند که آمریکا یک دفاع بازدارنده قوی در امتداد «زنجیره جزایر اول» ایجاد خواهد کرد؛ زنجیره‌ای که از ژاپن آغاز می‌شود، از تایوان و فیلیپین عبور می‌کند و تا نزدیکی تنگه مالاکا ادامه دارد.

راهبرد تلاش می‌کند با ترکیب جغرافیای دریایی، اتحادهای منطقه‌ای و قدرت نظامی، این مسیر (تحت عنوان «دیوار بزرگ معکوس») را به مانعی برای حرکت نظامی و تجاری چین تبدیل کند. با استقرار قدرت آتش زمینی، دریایی و هوایی در این محدوده، امکان محدود کردن عبور کشتی‌ها و هواپیماهای چین فراهم می‌شود و در صورت وقوع جنگ، چین با فشار شدید اقتصادی و نظامی مواجه خواهد شد.

گزارش در پایان آورده است: واقعیت‌های سخت بار دیگر در عصر رقابت راهبردی بی‌رحمانه و صریح در حال تحمیل شدن هستند. «راهبرد دفاع ملی» رویکردی قابل دفاع—هرچند مناقشه‌آمیز—برای مواجهه با این واقعیت‌ها ارائه می‌دهد. بگذارید بحث و مناظره ادامه یابد.

منبع: ایرنا

پایان/

۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۰
کد خبر: 34457

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 6 =