به گزارش تحریریه، وانگ ژِن (王震)، معاون و پژوهشگر مؤسسه مطالعات مسائل بینالمللیِ آکادمی علوم اجتماعی شانگهای، در یادداشتی تحلیلی به بررسی تحولات اخیر سوریه و پیامدهای آن برای نیروهای کُرد این کشور پرداخته است.
بر اساس گزارش رسانههای محلی در تاریخ ۱۱ ژانویه، نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که تحت رهبری نیروهای کُرد سوریه قرار دارند، در همان روز از شهر حلب در شمال کشور عقبنشینی کردند. بدین ترتیب، درگیریای که از آن بهعنوان «شدیدترین نبرد داخلی سوریه از زمان سرنگونی حکومت اسد» یاد میشد، فعلاً به پایان رسیده است. با این حال، تحولات جدید سوریه بههیچوجه به معنای پایان چالشهایی نیست که نیروهای کُرد با آن روبهرو هستند.
یک «ادغام» ناکاممانده
در مارس ۲۰۲۵، با حمایت و فشار ایالات متحده، دولت انتقالی سوریه به رهبری احمد الشرع با نمایندگان نیروهای کُرد که کنترل مناطق شمالشرقی سوریه را در دست دارند، توافقنامهای امضا کرد. بر اساس این توافق، دو طرف بر توقف خصومتها و تبادل اسرا به توافق رسیدند. همچنین نیروهای کُرد متعهد شدند بهتدریج کنترل پاسگاههای مرزی، فرودگاهها و میادین نفت و گاز این مناطق را به دولت انتقالی واگذار کنند.
در مقابل، دولت انتقالی سوریه کُردها را «بخشی جداییناپذیر از سوریه» به رسمیت شناخت و تضمین داد که حقوق مشارکت و نمایندگی سیاسی همه شهروندان سوریه محفوظ بماند.
پس از امضای این توافق، واکنش جامعه بینالمللی دوگانه و همراه با دیدگاههای متضاد بود. برخی آن را گامی تاریخی در مسیر وحدت ملی سوریه توصیف کردند، در حالی که عدهای دیگر از آن بهعنوان معاملهای با شیطان یاد کردند.
با این حال، فارغ از این ارزیابیها، توافق نتوانست تضادها و اختلافات عمیق میان دو طرف را از میان بردارد. برای نمونه، در خصوص تعریف «ادغام ملی»، برداشتهای طرفین تفاوتی اساسی با یکدیگر دارد.
هدف اصلی دولت انتقالی، در اختیار گرفتن انحصاری کنترل تمامی نیروهای مسلح در سراسر خاک سوریه است؛ از این رو «ادغام» از منظر این دولت به معنای انحلال کامل ، نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)یا ادغام آن در ارتشی است که بهصورت متمرکز تحت فرماندهی دولت مرکزی قرار دارد.

در مقابل، نیروهای کُرد برداشت کاملاً متفاوتی از «ادغام» دارند و بر این باورند که باید ساختارهای نظامی و اداری آنها در چارچوب دولت جدید حفظ شود؛ امری که از آن با عنوان ادغام دموکراتیک یاد میکنند.
فرآیند اجرای این توافق نیز با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بود. در اواسط ماه مه ۲۰۲۵، ، نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) با ادعای جلوگیری از بازگشت بقایای گروه افراطی داعش، نیروهای نظامی خود را به مناطقی چون دیرالزور اعزام کرد تا بهزعم خود «خلأ امنیتی» ناشی از خروج نیروهای آمریکایی را پر کند؛ اقدامی که پس از آن با اعلام عدم تمایل این نیروها به انحلال ساختار نظامیشان همراه شد.
مجموعه این تحولات موجب نگرانی و نارضایتی دولت انتقالی شد و در اوایل ماه اوت، دو طرف در نزدیکی شهر منبج در شرق استان حلب وارد درگیری مستقیم شدند که بهسرعت به تشدید تنشها انجامید. درگیریهای اخیر در شهر حلب از نظر ابعاد و شدت گستردهتر بود و نهتنها دستکم ۲۲ کشته برجای گذاشت، بلکه بیش از ۱۵۰ هزار نفر را نیز آواره کرد. پس از چنین رویارویی مسلحانهای، بهسختی میتوان تصور کرد که دو طرف همچنان اعتماد و اراده لازم برای ادامه پیشبرد روند ادغام را در اختیار داشته باشند.
عامل ترکیه
در مسئله کُردهای سوریه، ترکیه عاملی خارجی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. این نقش دستکم در دو سطح قابل مشاهده است:
در سطح بینالمللی، ترکیه بهعنوان کشوری که با سوریه مرز مشترک دارد، همواره نیروهای کُرد را یکی از مهمترین منابع تهدید برای خود دانسته است. از نگاه آنکارا، وجود یک نیروی کُردِ مجهز و برخوردار از خودمختاری گسترده یا یک موجودیت سیاسی کُرد در نزدیکی مرزهایش، تهدیدی جدی علیه تمامیت ارضی و وحدت ملی ترکیه به شمار میرود. ترکیه نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) را شاخه سوری حزب کارگران کُردستان (پ.ک.ک)، که در داخل خاک ترکیه فعالیتهای ضدحکومتی دارد، تلقی کرده و آن را سازمان تروریستی میداند.
پس از تحولات ناگهانی سیاسی سوریه در دسامبر سال گذشته، ترکیه نهتنها بارها عملیات نظامی فرامرزی علیه نیروهای کُرد انجام داد، بلکه از ارتش ملی سوریه مورد حمایت خود نیز برای آغاز حملات گسترده علیه مناطق کُردنشین پشتیبانی کرد. هدف از این اقدامات، گسترش مناطق تحت کنترل ترکیه و جلوگیری از شکلگیری هرگونه خودمختاری کُردی در سوریه دوران پس از اسد بوده است.

از منظر سیاست داخلی نیز، ترکیه با حمایت از نیروهای ضد اسد، اهرمهای کلیدی برای تأثیرگذاری بر روند تحولات سوریه به دست آورده است. ارتش ملی سوریه که از حمایت آنکارا برخوردار است، پیشتر یکی از جناحهای اصلی در سرنگونی حکومت اسد بهشمار میرفت و اکنون به یکی از اجزای مهم نیروهای نظامی دولت انتقالی سوریه تبدیل شده است.
پس از سقوط حکومت اسد، ترکیه همچنان به ارائه کمکهای نظامی به دولت انتقالی تازهتأسیس ادامه داده است؛ امری که جایگاه آنکارا را بهعنوان بازیگری تعیینکننده در مسئله کُردهای سوریه تثبیت کرده است. ترکیه دولت انتقالی سوریه را امتداد طبیعی نفوذ ملی خود تلقی میکند و از همین رو با قدرت از تلاشهای این دولت برای ادغام گروههای مسلح داخلی حمایت میکند و آشکارا اعلام کرده است که نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)بزرگترین مانع در مسیر تحقق صلح و ثبات در سوریه بهشمار میرود.
چرخش ایالات متحده
پس از آغاز جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، هدف اصلی ایالات متحده سرنگونی حکومت بشار اسد بود. این اقدام از یکسو میتوانست حضور و نفوذ نظامی روسیه در خاورمیانه را تضعیف کند و از سوی دیگر، محیط راهبردی امنیتی شمال اسرائیل را بهبود بخشد و همزمان مانع گسترش نفوذ ایران در منطقه شامات شود؛ بهعبارت دیگر، راهبردی چندمنظوره به شمار میرفت.
با این حال، از سال ۲۰۱۳ به بعد و با ظهور و گسترش سریع گروه افراطی داعش در عراق و سوریه، دولت باراک اوباما که در پی محدودسازی جبهه جهانی مبارزه با تروریسم بود، ناگزیر به اتکا بر متحدان محلی برای مقابله با این سازمان فراملی شد. در چنین شرایطی، از هر منظری که نگاه شود، کُردهای ساکن نوار مرزی عراق و سوریه بهترین شریک ضدتروریسم برای واشنگتن محسوب میشدند.
در بیش از یک دهه گذشته، نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) قابلاعتمادترین و مؤثرترین شریک ایالات متحده در نبرد با داعش بوده است. این نیروها با پشتیبانی ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا، سرانجام در مارس ۲۰۱۹ موفق شدند داعش را در قلمرو سوریه بهطور کامل شکست دهند. در پی این موفقیت و با تصرف مناطق تحت کنترل این گروه، نیروهای کُرد توانستند حدود یکسوم از خاک سوریه را تحت سیطره خود درآورند؛ از جمله میادین نفتی استانهای حسکه و دیرالزور که از آنها بهعنوان شریان حیاتی اقتصاد سوریه یاد میشود.
با وجود این، روابط آمریکا و کُردها همواره ماهیتی «معاملاتی» و «تاکتیکی» داشته و هدف اصلی واشنگتن صرفاً نابودی داعش بوده است.
نه ایالات متحده و نه دیگر کشورهای غربی، هیچگاه بهطور جدی متعهد به حمایت از مطالبات بلندمدت سیاسی کُردها برای دستیابی به خودمختاری نبودهاند.
افزون بر این، در پی فرصت ایجادشده بر اثر تحولات ناگهانی سیاسی سوریه در دسامبر سال گذشته، دولت دونالد ترامپ بهسرعت دست دوستی به سوی دولت انتقالی به رهبری الشرع دراز کرد. در راهبرد جهانی جدید ترامپ، هرچند دوران نقشآفرینی مسلط خاورمیانه در سیاست خارجی ایالات متحده «برای همیشه به پایان رسیده» تلقی میشود، اما سوریه همچنان بهعنوان یک «نیروی مثبتِ غیرقابلچشمپوشی» در منطقه خاورمیانه ارزیابی میگردد.

پس از بازگشت ترامپ به قدرت، دولت آمریکا نهتنها اتهام تروریستی علیه الشرع، رهبر دولت انتقالی سوریه، را لغو کرد، بلکه بارها با وی بهصورت مستقیم دیدار داشت و حتی بهطور پیشدستانه مجموعهای از تحریمهای اعمالشده علیه سوریه را نیز برچید.
آشکار است که در سایه این چرخش در سیاست واشنگتن نسبت به دمشق، ارزش نیروهای کُرد سوریه بهعنوان شریک ضدتروریسم آمریکا بهطور چشمگیری کاهش یافته و این نیروها ناگزیر با سرنوشتی روبهرو شدهاند که در ادبیات سیاسی چین از آن با تعبیر «پس از پایان شکار، سگ شکارچی قربانی میشود» یاد میشود.
منبع: روزنامه ونهویی(文汇报)
پایان/













نظر شما