به گزارش تحریریه، نشریه روسی «نوویه ایزوستیا» نوشت، آیا چینیها میتوانند تمام گاز روسیه را که اروپا از آن صرفنظر کرده است، خریداری کنند؟ مقامات پکن آمادهاند تا خرید گاز طبیعی مایع (LNG) از روسیه را افزایش دهند؛ اما آیا چینیها صنعت گاز و بودجه روسیه را نجات خواهند داد؟ اینها سوالاتی است که طی گزارشی از "نوویه ایزوستیا" به آنها پرداخته میشود.
چین آماده است تا حجم خرید گاز طبیعی مایع از روسیه را افزایش دهد؛ این اظهارنظر امیدبخش از سوی "ژانگ هانهوی"، سفیر چین در مسکو، بیان گردید. این خبر بسیار بهموقع بود، چرا که چندی پیش در اتحادیه اروپا مصوبهای به اجرا درآمد که طبق آن، از ۲۵ آوریل ۲۰۲۶ خرید گاز مایع از روسیه بر اساس قراردادهای کوتاهمدت متوقف شده و از اول ژانویه ۲۰۲۷ نیز ممنوعیت کامل بر این واردات اعمال خواهد شد.
با این حال، پکن ثابت کرده است که در مناسبات تجاری خود جایی برای خیرخواهی استثنایی نمیگذارد. هر گونه اقدام آنها با هدف کسب سود و منفعتِ خویش انجام میشود.
آیا چین میتواند جایگزین اروپا شود؟
تصور صنعت داخلی تولید LNG بدون صادرات به اروپا دشوار است. در سال ۲۰۲۵، کشورهای عضو اتحادیه اروپا ۲۰ میلیارد متر مکعب گاز دریافت کردند که این رقم، ۲۶ درصد از کل صادرات روسیه را تشکیل میدهد.
صادرات LNG به کشورهای اروپایی برای روسیه بسیار مطلوب بود؛ چرا که نزدیکی جغرافیایی مانع از اعزام نفتکشها به دورترین نقاط جهان میشد و قیمتهای بالا نیز سودآوری را تضمین میکرد. اکنون در بورس (هاب) TTF، قیمت هر ۱۰۰۰ متر مکعب گاز، مجدد از مرز ۴۰۰ دلار فراتر رفته، بستر ایدهآلی برای سودآوری غولهای گازی روسیه همچون نوواتک و گازپروم فراهم شده است.
متأسفانه چین هنوز نمیتواند از چنین حجم وارداتی بهرهمند گردد. بر اساس دادههای اداره کل گمرک چین، صادرات گاز طبیعی مایع از روسیه به این کشور در سال گذشته با ۱۸.۲ درصد افزایش، به ۹.۷۹ میلیون تن رسید که معادل تقریباً ۱۳.۶ میلیارد متر مکعب گاز است. شرکتهای انرژی چین برای جایگزینی کاملِ اروپا، باید خرید خود از روسیه را ۲.۵ برابر افزایش دهند.
قیمت گاز در اروپا از ۴۰۰ دلار به ازای هر ۱۰۰۰ متر مکعب فراتر رفت.
تصویر: profinance.ru
مساله دیگر، قیمت سوخت است. در اروپا، مقامات حاضرند برای گذار به منابع انرژی پاکتر و ایمنترِ سازگار با محیط زیست، با وضع تعرفه و مالیاتهای سنگین برق، صنعت خود را تحت فشار قرار دهند. به عنوان مثال، آلمان تمامی نیروگاههای هستهای خود را در سال ۲۰۲۳ متوقف کرد.
مقامات چین نیز بدون شک به دنبال انرژی پاک هستند؛ چرا که هیچکس تمایلی ندارد در دود و غبار (مهدود) دائمی زندگی کند. سهم منابع انرژی تجدیدپذیر (نیروگاههای بادی، پنلهای خورشیدی، نیروگاههای برقآبی و غیره) در چین در حال حاضر از ۶۰ درصد فراتر رفته است. با این حال، آنها هرگز منافع و سود اقتصادی را هم از یاد نمیبرند.
وائل ساوان، مدیرعامل شرکت شل (Shell)، خاطرنشان میکند که چین تمایل دارد گاز طبیعی مایع را حداکثر با قیمت ۱۰ دلار به ازای هر یک میلیون BTU (واحد حرارتی بریتانیا - معیاری برای سنجش ظرفیت انرژی حاملهای انرژی) خریداری کند. در غیر این صورت، این سوخت پاک در مقایسه با زغالسنگ، دیگر مزیت قیمتی نخواهد داشت.
در حال حاضر هر یک میلیون BTU (واحد حرارتی بریتانیا) در اروپا به قیمت حدود ۱۲ دلار فروخته میشود؛ این بدان معناست که قیمت گاز طبیعی مایع در چین باید حداقل ۱۷ درصد ارزانتر از اتحادیه اروپا باشد. این اظهارات با واقعیتهای موجود نیز همخوانی دارد. با وجود افزایش حجم فیزیکی محمولههای سوخت به چین، هزینه کل آنها تغییری نکرده است. شرکتهای چینی، مشابه سال ۲۰۲۴، مبلغ ۴.۹۸ میلیارد دلار پرداخت کردهاند؛ یعنی میانگین قیمت هر ۱۰۰۰ مترمکعب گاز حدود ۳۶۶ دلار برآورد میشود. بهراستی که آسیاییها استادان بزرگ چانهزنی و شکستن قیمتها هستند!
نباید فراموش کرد که هزینه ارسال گاز به اروپا و چین نیز تفاوت چشمگیری با هم دارد. در سال ۲۰۲۱، شرکت "نوواتک" هزینه ارسال هر یک میلیون BTU گاز طبیعی مایع به اروپا را یک دلار و به چین ۲.۵ دلار برآورد کرده بود. اگر تعرفهها در همان سطح مقادیر قبلی باقی مانده باشند، فروش گاز به یک کشور اروپایی میتواند ۱۱ دلار بهازای هر یک میلیون BTU برای شرکت سودآوری داشته باشد، در حالی که فروش به چین تنها ۷.۵ دلار عایدی خواهد داشت.
مشکل تأمین LNG برای چین چیست؟
حتی اگر فرض کنیم معجزهای رخ دهد و چینیها به خاطر امنیت ملی خود، از عادت همیشگی خویش یعنی متنوعسازی منابع تأمین انرژی دست بکشند و تمام تمرکز خود را بر خرید از روسیه بگذارند، باز هم این اقدام برای تغییر جهت عملیاتی و سریعِ کارخانههای LNG روسیه به سمت آسیا کافی نخواهد بود. مانع اصلی در اینجا، محدودیتهای فنی است.
بزرگترین کارخانههای گاز طبیعی مایع در مناطق دوردستِ شمال (قطب شمال) واقع شدهاند؛ از جمله پروژه "یامال الانجی" که هدف آن بازار اروپاست و پروژه "آرکتیک الانجی ۲" که تحت تحریم قرار دارد. بر این اساس، برای حمل این سوخت به نفتکشهای یخشکن نیاز است. از آنجایی که اعزام این کشتیها تا مقصد نهایی مصرفکننده بسیار پرهزینه و سنگین است، در اولین فرصت ممکن، محمولههای LNG به نفتکشهای معمولی منتقل میشوند.
روسیه برای این منظور (بارگیری مجدد)، دو مجتمع شناور ذخیرهسازی و انتقال LNG در اختیار دارد: "سائام" (Saam FSU) در مورمانسک و "کوریاک" (KORYAK FSU) در سواحل کامچاتکا. جهت تغییر مسیرِ صادرات به سمت آسیا، باید زمان و توان زیادی صرف جابهجایی مجتمع "سائام" از غرب به شرق شود. اما با این حال، همچنان باید با مشکل کمبود تانکرهای یخشکن دستوپنجه نرم کرد؛ چرا که هر یک از تانکرهای موجود در "ناوگان سایه"، ناچار خواهند بود مسیر بسیار طولانیتری را طی کنند.
اما مشکل اصلی، تحویل LNG از طریق بخش شرقی "مسیر دریایی شمال" در بازه زمانی ناوبریِ زمستانی-بهاری است. اکثر نفتکشها تنها در دوره ناوبریِ تابستانی-پاییزی، یعنی زمانی که پوشش یخها ذوب شده و کنار میروند، قادر به تردد در این مسیر هستند. به عنوان مثال، در سال ۲۰۲۵، ناوبری برای بسیاری از کشتیها در مسیر شرق در ۵ نوامبر و در مسیر غرب در ۱۰ نوامبر متوقف شد؛ و حالا باید منتظر ماه ژوئن بود. به همین دلیل است که شرکت "نوواتک" صادرات خود را در فصل زمستان بهطور کامل متوقف کرده است.
طبق ارزیابی "یوری تروتنِو" Yuri Trutnev، نماینده تامالاختیار رئیسجمهور روسیه در منطقه فدرال خاور دور، کشتیسازیهای داخلی تا سال ۲۰۳۰ تنها قادر به ساخت ۱۶ فروند کشتی یخشکن خواهند بود؛ در حالی که به ۷۰ فروند نیاز است. در این میان، کشتیهای حمل گاز (گازبرها) از نظر فنی یکی از پیچیدهترین انواع شناورها (کشتیها) محسوب میشوند.
تاکنون در روسیه تنها یک کشتی حمل گاز کلاس Arc۷ با قابلیت ناوبری در تمام طول سال ساخته شده است؛ تانکر "الکسی کاسیگین" Alexey Kosygin. اتفاقا این شناور اخیراً اولین سفر تجاری خود را به پایان رساند و محموله سوخت را از کارخانه "آرکتیک الانجی ۲" به منطقه مورمانسک منتقل کرد. در حال حاضر، کشتیسازی "زوِزدا" قراردادهایی برای ساخت ۱۵ تانکر با قابلیت ناوبری در تمام طول سال در دست دارد که ۶ فروند از آنها در مرحله ساخت هستند؛ اما تاریخ اتمام این پروژهها هنوز اعلام نشده است.
افزایش صادرات به چین به شرکتهای داخلی کمک میکند تا خود را سرپا نگه دارند و دستکم کارخانههای گرانقیمت خود را بهطور کامل تعطیل نکنند. با این حال، احتمال تغییر جهت کاملِ صادرات از اروپا به چین بسیار اندک است؛ زیرا برای تحقق این امر، ابتدا باید زیرساختهای لازم ایجاد شود.
منبع:
پایان/













نظر شما