به گزارش تحریریه، برخی کارشناسان سخنان «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا در کنفرانس امنیتی مونیخ۲۰۲۶ را نمونه بارز تلاش کاخ سفید برای احیای دوران استعمار می دانند.
قسمت اول متن زیر ترجمه کامل بخش های میانی سخنرانی طولانی وی در این نشست است. در بخش دوم تحلیل محتوای متن با استفاده از (ChatGPT) در مورد تمایل شدید آمریکا برای بازگشت به دوران سروری غرب و استعمار کشورهای جهان ارائه شده است:
بخش نخست:
مارکو روبیو:
این مسیری است که رئیسجمهور ترامپ و ایالات متحده در آن قدم گذاشتهاند. این همان مسیری است که از شما در اروپا میخواهیم به ما در آن بپیوندید؛ مسیری که پیش از این با هم پیمودهایم و امیدواریم دوباره با هم آن را طی کنیم.
برای پنج قرن، پیش از پایان جنگ جهانی دوم، غرب در حال گسترش بود—مبلغانش، زائرانش، سربازانش، کاوشگرانش از سواحلش سرازیر میشدند تا از اقیانوسها عبور کنند، در قارههای جدید ساکن شوند، امپراتوریهای عظیمی بسازند که در سراسر جهان گسترده میشد.
اما در سال ۱۹۴۵، برای نخستین بار از عصر کلمب، در حال عقبنشینی بود. اروپا ویران شده بود. نیمی از آن پشت پرده آهنین زندگی میکرد و بقیهاش طوری به نظر میرسید که بهزودی همان سرنوشت را پیدا خواهد کرد. امپراتوریهای بزرگ غربی وارد مرحلهای از افول نهایی شده بودند، افولی که با انقلابهای کمونیستیِ بیخدا و با شورشهای ضد استعماری که جهان را دگرگون میکردند شتاب گرفت؛ شورشهایی که در سالهای آینده داس و چکش سرخ را بر پهنههای وسیعی از نقشه خواهند افکند.
در برابر آن پسزمینه، همانگونه که اکنون نیز چنین است، بسیاری به این باور رسیدند که عصر سلطه غرب به پایان رسیده و آینده ما محکوم است که پژواکی کمرنگ و ناتوان از گذشتهمان باشد. اما پیشینیان ما با هم دریافتند که افول یک انتخاب است، و انتخابی بود که از انجام آن سر باز زدند. این همان کاری است که ما یک بار پیشتر با هم انجام دادیم، و این همان کاری است که رئیسجمهور ترامپ و ایالات متحده اکنون میخواهند دوباره انجام دهند، همراه با شما.

و به همین دلیل است که ما نمیخواهیم متحدانمان ضعیف باشند، زیرا این ما را ضعیفتر میکند. ما متحدانی میخواهیم که بتوانند از خود دفاع کنند تا هیچ دشمنی هرگز وسوسه نشود که قدرت جمعی ما را بیازماید. به همین دلیل است که ما نمیخواهیم متحدانمان با احساس گناه و شرم در بند باشند. ما متحدانی میخواهیم که به فرهنگ و میراث خود افتخار کنند، که درک کنند ما وارثان همان تمدن بزرگ و شریف هستیم، و که همراه با ما، مایل و قادر باشند از آن دفاع کنند.
و به همین دلیل است که ما متحدانی نمیخواهیم که به جای روبهرو شدن با آنچه برای اصلاح آن لازم است، وضع موجودِ شکسته را توجیه کنند، زیرا ما در آمریکا هیچ علاقهای نداریم که نگهبانان مؤدب و منظمِ افول مدیریتشده غرب باشیم. ما به دنبال جدایی نیستیم، بلکه میخواهیم یک دوستی قدیمی را جان تازه ببخشیم و بزرگترین تمدن تاریخ بشر را نوسازی کنیم. آنچه ما میخواهیم یک اتحاد نیرومندشده است که تشخیص دهد آنچه جوامع ما را رنج داده، صرفاً مجموعهای از سیاستهای بد نیست بلکه نوعی ناخوشیِ ناامیدی و خودرضایتی است. اتحادی—اتحادی که ما میخواهیم، اتحادی است که به سبب ترس—ترس از تغییرات اقلیمی، ترس از جنگ، ترس از فناوری—فلج و گرفتار بیعملی نشده باشد. در عوض، ما اتحادی میخواهیم که با جسارت به سوی آینده یورش ببرد. و تنها ترسی که ما داریم، ترس از شرمِ این است که ملتهایمان را برای فرزندانمان سرافرازتر، نیرومندتر و ثروتمندتر بر جای نگذاریم.

بخش دوم:
تحلیل محتوای جنبه های مختلف استعماری متن سخنرانی با استفاده از چت جیپیتی به شرح زیر است:
این متن در ظاهر درباره «افول و احیای غرب» است، اما در لایه زیرین آن بهشدت با منطق استعمار، امپراتوریسازی و ذهنیت مستعمرهساز همخوانی دارد که نکات مهم آن را دستهبندی و بعد تحلیل میکنم:
۱) تصویرسازی تاریخی از استعمار به عنوان «گسترش طبیعی و باشکوه»
متن میگوید غرب پنج قرن در حال «گسترش» بود و این را با عباراتی مثل:
مبلغان (missionaries)
زائران (pilgrims)
سربازان (soldiers)
کاوشگران (explorers)
عبور از اقیانوسها
سکونت در قارههای جدید
ساختن امپراتوریهای عظیم
توصیف میکند.
تحلیل:
اینجا استعمار به شکل روایت رمانتیک و قهرمانانه ارائه میشود، نه به عنوان:
اشغال سرزمینها
نسلکشی بومیان
بردهداری
غارت منابع
نابودی فرهنگها
این دقیقاً همان روایت کلاسیک استعمارگر است: «ما رفتیم دنیا را کشف کردیم و تمدن ساختیم.»
۲) «امپراتوری» به عنوان میراث تمدنی، نه پروژه سلطه
متن امپراتوریهای غربی را بخشی از شکوه تمدن معرفی میکند و از «تمدن بزرگ و شریف» صحبت میکند.
تحلیل:
این نوع نگاه، استعمار را از یک «جرم تاریخی» به یک «افتخار فرهنگی» تبدیل میکند .
این همان گفتمان معروف استعماری است که میگوید: غرب حق داشت جهان را اداره کند چون برتر و متمدنتر بود.
۳) افول استعمار = نتیجهی دشمنان خارجی، نه مقاومت ملتها
متن میگوید افول امپراتوریهای غربی به خاطر:
انقلابهای کمونیستی
قیامهای ضد استعماری
شتاب گرفت.
تحلیل:
نکتهی مهم اینجاست: قیامهای ضد استعماری را نه به عنوان «حق ملتهای تحت استعمار»، بلکه در کنار کمونیسم به عنوان تهدید معرفی میکند. یعنی استعمارزدایی را عملاً همردیف «فاجعه» میگذارد.
این دقیقاً همان زاویه دید امپراتوریهاست:
استعمارزدایی = از دست رفتن نظم مطلوب غرب
۴) «پرده آهنین» و ترسسازی از گسترش نفوذ رقیب
اشاره به شوروی و کمونیسم و «داس و چکش» روی نقشه جهان.
تحلیل:
این بخش کاملاً یادآور دوران جنگ سرد است که غرب استعمار را با شعار «مبارزه با کمونیسم» توجیه میکرد. در واقع بسیاری از مداخلات غرب در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین با همین منطق انجام شد: اگر ما نرویم، کمونیستها میآیند.
پس متن دارد یک دشمنسازی ایدئولوژیک انجام میدهد که از ابزارهای اصلی استعمار نو است.
۵) مفهوم «غرب» به عنوان یک بلوک واحد و مرکز جهان
متن «غرب» را مثل یک موجود زنده با سرنوشت تاریخی توصیف میکند:
غرب گسترش یافت
غرب عقب نشست
غرب باید احیا شود
تحلیل:
این نگاه، جهان را به دو بخش تقسیم میکند:
غرب (مرکز تمدن و تصمیمگیری)
غیرغرب (حاشیه، میدان رقابت، موضوع نفوذ)
این همان ذهنیت استعماری است که تاریخ بشر را حول محور غرب تعریف میکند.
۶) استعمارزدایی به عنوان «تهدید تمدن»، نه عدالت تاریخی
متن میگوید خیلیها فکر کردند سلطه غرب تمام شده و آینده غرب فقط «پژواک ضعیف گذشته» خواهد بود.
تحلیل:
این جمله به شکل غیرمستقیم دارد میگوید: سلطه غرب حق طبیعی او بوده، و از دست رفتن آن یک تراژدی است.
در حالی که از نگاه ملتهای استعمارشده، پایان سلطه غرب اتفاقاً «آغاز رهایی» بود.
۷) نفی احساس گناه: پاک کردن جنایات استعمار از حافظه
متن میگوید متحدان غرب نباید «با گناه و شرم زنجیر شوند».
تحلیل:
این جمله یکی از واضحترین نقاط اتصال به استعمار است. چون یکی از مهمترین فشارهای امروز بر غرب این است که:
بردهداری را بپذیرد
غارت منابع را بپذیرد
نسلکشیهای استعماری را بپذیرد
جبران و عذرخواهی کند
متن دقیقاً دارد میگوید:
این شرم و گناه را کنار بگذارید.
این یعنی عادیسازی استعمار و حرکت به سمت تکرار یا بازتولید آن.
۸) «متحد قوی» = بازوی امپراتوری / پلیس منطقهای
متن میگوید متحدان باید بتوانند از خود دفاع کنند تا دشمن جرات نکند قدرت جمعی غرب را بیازماید.
تحلیل:
در منطق استعمار نو، غرب همیشه به دنبال این بوده که کشورها را تبدیل کند به:
پایگاه نظامی
متحد وابسته
نیروی نیابتی
پس «متحد قوی» در این متن میتواند به معنی:
کشورهایی که بار مداخله و کنترل نظم جهانی را برای غرب کم کنند.
این همان ساختار استعمار غیرمستقیم است.
۹) «وضع موجود شکسته» و نیاز به احیا: پروژه استعمار نو
متن میگوید غرب نباید فقط مدیر مؤدب «افول کنترلشده» باشد، بلکه باید تمدن را احیا کند.
تحلیل:
این در زبان سیاسی امروز یعنی:
افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی
بازگشت به مداخلهگری
بازتعریف نظم جهانی به نفع غرب
این دقیقاً با استعمار نو همخوان است: نه با اشغال مستقیم، بلکه با:
قدرت نظامی
اقتصاد جهانی
تحریمها
پیمانهای امنیتی
کنترل تکنولوژی و رسانه
۱۰) مفهوم «تمدن بزرگ تاریخ بشر» = توجیه برتریطلبی فرهنگی
متن میگوید غرب «بزرگترین تمدن تاریخ بشر» است.
تحلیل:
این جمله یک ستون ایدئولوژیک استعمار است. چون استعمار همیشه بر پایه این ادعا ساخته شد که:
غرب متمدنتر است
دیگران عقبماندهاند
پس غرب حق هدایت و حکومت دارد
این همان چیزی است که در قرن ۱۹ به اسم mission civilisatrice (رسالت تمدنساز) مطرح میشد.
جمعبندی کلی
این متن اگرچه به زبان «اتحاد، تمدن و آینده» نوشته شده، اما در عمق خود چند پیام کاملاً استعماری دارد:
پیامهای اصلی استعماری متن:
✅ استعمار گذشته را «دوران شکوه» نشان میدهد.
✅ استعمارزدایی را نوعی «تهدید و فاجعه» جلوه میدهد.
✅ احساس گناه نسبت به استعمار را مانع پیشرفت معرفی میکند.
✅ غرب را مرکز تمدن و تاریخ بشر میداند.
✅ احیای غرب را به معنای بازگشت قدرت جهانی میگیرد.
✅ اتحاد نظامی-فرهنگی غرب را یک وظیفه تمدنی معرفی میکند.
نتیجهگیری مهم
اگر بخواهیم این متن را در چارچوب استعمار تحلیل کنیم، میتوان گفت:
🔸 این متن یک نمونه از گفتمان استعمار نو (Neo-colonial discourse) است؛ یعنی تلاش برای بازسازی همان سلسلهمراتب قدیمی، اما با زبان جدید:
به جای «فتح»، میگوید «احیا»
به جای «امپراتوری»، میگوید «تمدن»
به جای «کنترل جهان»، میگوید «اتحاد و دفاع جمعی»
به جای «برتری نژادی»، میگوید «افتخار به میراث»
اما در نهایت، ساختار فکری همان است: غرب باید دوباره دست بالا را داشته باشد.
پایان/
برای دریافت متن کامل سخنرانی روبیو به آدرس زیر مراجعه کنید:
https://foreignpolicy.com/۲۰۲۶/۰۲/۱۴/rubio-munich-security-conference-speech/?utm_source=chatgpt.com













نظر شما