به گزارش تحریریه، رسانه اروپایی «مدرن دیپلماسی» آورده است: به نظر میرسد که اتحادیه اروپا — یا دستکم آلمان — بالاخره چیزی را پیدا کرده است که هم آنها و هم بخش بزرگی از باقی جهان میتوانند دربارهاش توافق داشته باشند: نظم غربی مبتنی بر قواعد که تحت رهبری ایالات متحده بود «دیگر وجود ندارد.»
به گفته صدراعظم آلمان، اتحادیه اروپا باید به سرعت خود را مسلح کند، زیرا جهان در حال ورود به عصر جدیدی از کشمکش قدرتهای بزرگ است. مرتس پیشنهاد کرد که اقدامات دولت ترامپ در طول سال گذشته باعث شده است که ادعای ایالات متحده برای رهبری جهانی «به چالش کشیده شود و احتمالاً بر باد رود.»
او گفت: «در عصر رقابت قدرتهای بزرگ، حتی ایالات متحده نیز به اندازه کافی قدرتمند نخواهد بود که به تنهایی از پس همه چیز برآید»، و این سخنان را به زبان انگلیسی بیان کرد.
صدراعظم آلمان فریدریش مرتس به کنفرانس امنیتی مونیخ گفت که کشورهای اروپایی باید بپذیرند که «نظم بینالمللی لیبرال مبتنی بر قواعد» پس از جنگ سرد دیگر وجود ندارد. او ادعا کرد اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن باید با جدیت و بدون تأخیر با این واقعیت جدید سازگار شوند، و باید این کار را با مسلح کردن خود انجام دهند.
اظهارات او در حالی مطرح میشود که برلین در تلاش است برای نجات اقتصاد در حال ضعف آلمان از طریق یک برنامه عظیم تسلیح مجدد، قوانین کمیسیون اروپا را که بر کسری بودجه و رقابت حاکم است دور بزند. بزرگترین اقتصاد این بلوک برنامه دارد تا سال ۲۰۲۹ مبلغ ۵۸۲ میلیارد دلار برای دفاع هزینه کند، آن هم در میانه یک رکود تقریباً سهساله. بوندسبانک، بانک مرکزی آلمان، سال گذشته هشدار داد که دولت در مسیر ثبت بزرگترین کسری بودجه خود از اوایل دهه ۱۹۹۰ قرار دارد.
مرتس در مجمع مونیخ اعلام کرد: «نظم بینالمللی مبتنی بر حقوق و قواعد… دیگر وجود ندارد.» او اظهار داشت که «ادعای ایالات متحده برای رهبری به چالش کشیده شده و احتمالاً از دست رفته است»، و به آنچه «تجدیدنظرطلبی خشونتآمیز» روسیه و تمایل چین برای «رهبر بودن در شکل دادن به جهان» نامید اشاره کرد.
او افزود اتحادیه اروپا باید «این واقعیت جدید را امروز بپذیرد»، که شامل «نبرد برای حوزههای نفوذ» است و در آن «منابع طبیعی، فناوریها و زنجیرههای تأمین در حال تبدیل شدن به ابزارهای چانهزنی در بازی صفر و یک قدرتهای بزرگ هستند.»
مرتس گفت: «بزرگترین اولویت ما تقویت اروپا در چارچوب ناتو است»، و متعهد شد که «در سالهای آینده صدها میلیارد یورو [در ارتش] سرمایهگذاری کند» و به حمایت از کییف در درگیریاش با مسکو ادامه دهد.
صدراعظم آلمان همچنین تعهد خود را تکرار کرد که ارتش آلمان را به «قویترین ارتش متعارف در اروپا» تبدیل کند و «از نظم آزاد دموکراتیک ما در برابر دشمنان داخلی و خارجی محافظت کند.» افزون بر این، او از گفتگوها با رئیسجمهور فرانسه، امانوئل مکرون، درباره «بازدارندگی هستهای» خود اتحادیه اروپا خبر داد.
دولتهای کنونی و پیشین آلمان از زمان حمله مسکو به اوکراین، به طور فعال در حال تقویت روایتی بودهاند که یک «تهدید روسی» را برای توجیه افزایش هزینههای نظامی مطرح میکند. مقامات آلمان سال ۲۰۲۹ را تعیین کردهاند به عنوان مهلتی که بوندسوِر (ارتش آلمان) باید برای یک درگیری احتمالی با روسیه «آماده جنگ» باشد — چیزی که مسکو آن را «مزخرف» خوانده است.
مردم آلمان
با این حال، دولت آلمان در روسهراسی تقریباً بیمارگونهاش — ترس ادعایی از «خرس روسی» — تنها نیست. و همانند رهبران دولتشان، بسیاری از آلمانیها به نظر میرسد حاضرند یک هوش مصنوعی غیرشفاف و بدون انسان را در یک زمینه نظامی به کار گیرند تا «امنیتشان را تضمین کنند.»
وقتی صحبت از قابل اعتماد بودن میشود، آلمانیها بیش از هر زمان دیگری به هوش مصنوعی اعتماد دارند. در سال ۲۰۲۴، ۴۸ درصد گزارش کردند که میزان بالایی از اعتماد به هوش مصنوعی دارند. تا سال ۲۰۲۵، این عدد به ۵۳ درصد افزایش یافت. کمتر از نیمی از افراد سطحی پایینتر از اعتماد را نسبت به توانایی هوش مصنوعی در ارائه پاسخهای قابل اعتماد ابراز کردند. تنها ۴ درصد در سال ۲۰۲۵ هیچ اعتمادی به هوش مصنوعی نداشتند (در حالی که این رقم در ۲۰۲۴ برابر با ۲ درصد بود).
یک نظرسنجی اخیر نشان میدهد که یک نفر از هر سه نفر از جمعیت آلمان طرفدار استفاده بیشتر از هوش مصنوعی در جامعه است. و این شامل استفاده نظامی نیز میشود — رباتهای قاتل کنترلشده توسط هوش مصنوعی.
علاوه بر این، کمتر از نیمی از پاسخدهندگان باور دارند که انسانها باید تصمیمات مرگ و زندگی را در میدان نبرد بگیرند، بر اساس نظرسنجیای که به سفارش پولیتیکو انجام شده است.
به عبارت دیگر، حدود یکسوم از آلمانیها استفاده از سامانههای تسلیحاتی خودمختار مجهز به هوش مصنوعی را در جنگ به جای تصمیمگیرندگان انسانی میپذیرند.
نتایج این نظرسنجی در شرایطی ارائه شد که آلمان شاهد یک گسترش عظیم نظامی است و صدراعظم مرتس در پی آن است که ارتش این کشور را به «قویترین ارتش متعارف در اروپا» تبدیل کند. و این، طبق گزارشها شامل قراردادهایی به ارزش ۲۶۷.۷ میلیون یورو برای یک سامانه پهپادی جدید از شرکت نوپای دفاعی Helsing برای پهپادهای کامیکازه تقویتشده با هوش مصنوعی نیز میشود.
دولت کنونی به رهبری مرتس، در توافق ائتلافی خود، دیگر به طور «صریح» ایده اجازه دادن به هوش مصنوعی برای اتخاذ تصمیمات مرگبار بدون نظارت انسانی را مستثنی نمیکند، برخلاف دولت پیشین به رهبری اولاف شولتس.
بر اساس نظرسنجی پولیتیکو، ۳۳ درصد از آلمانیها در واقع سامانههای هوش مصنوعی را در سلاحها ترجیح میدهند حتی اگر فرایند تصمیمگیری آنها کاملاً شفاف نباشد؛ کمتر از نیمی معتقدند انسانها همچنان باید کنترل را در دست داشته باشند.
این نظرسنجی توسط شرکت نظرسنجی مستقر در لندن، Public First، به نمایندگی از این رسانه، از ۶ تا ۹ فوریه انجام شد و دستکم ۲,۰۰۰ پاسخدهنده از آلمان، و همچنین از ایالات متحده، بریتانیا، کانادا و فرانسه را دربر گرفت. لازم به ذکر است که در تمام کشورهای دیگر شرکتکننده در این نظرسنجی، تعداد افرادی که طرفدار سلاحهای مجهز به هوش مصنوعی بودند از ۲۲ درصد فراتر نرفت، در حالی که تعداد کسانی که کنترل انسانی را ترجیح میدادند ۵۲ تا ۵۷ درصد بود.
نتایج از این جهت قابل توجه است که میتواند نشاندهنده یک تغییر بزرگ در افکار عمومی آلمان درباره شفافیت و کنترل انسانی در کاربردهای هوش مصنوعی تحت نظارت نظامی باشد. در سال ۲۰۲۱، نظرسنجیای که توسط یک کارزار علیه سلاحهای مجهز به هوش مصنوعی انجام شده بود نشان میداد که تنها ۲۱ درصد از مردم با استفاده از این نوع سامانههای تسلیحاتی موافق هستند. و حدود ۷۰ درصد نگرانیهای اخلاقی درباره استفاده نظامی از آنها ابراز کرده بودند.
آیا ممکن است مقامات آلمان در حال بهکارگیری لفاظی درباره اینکه ایالات متحده تحت ترامپ تعهد خود را به ناتو زیر سؤال برده و همچنین یک «تهدید روسی» ادعایی، باشند تا افزایش بودجههای نظامی را توجیه کنند، در تلاشی برای حفظ قدرت سیاسی؟ آیا این تلاشها برای منحرف کردن افکار عمومی آلمان از شکست دولت در سیاستهای داخلیاش است — بهویژه هزینه رو به افزایش انرژی که برای اداره اقتصاد آلمان به شکل بهرهور، رقابتی و در راستای منافع مردم آلمان لازم است؟
آیا آلمان هستهای میشود؟
نظامیگری رو به رشد آلمان و لفاظی ضدروسی آن نگرانکننده است. افزون بر این، ایده دستیابی به سلاحهای هستهای دیگر برای سیاستمداران و ارتش آلمان تابو محسوب نمیشود. برلین طبق پیمان «دو به علاوه چهار» که اجازه اتحاد دوباره را در سال ۱۹۹۰ فراهم کرد، و همچنین پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای ۱۹۶۹، به طور صریح از توسعه، تولید یا بهدست آوردن سلاح هستهای خود منع شده است. با این حال، دهها سلاح هستهای آمریکا را در خاک خود به عنوان بخشی از ترتیبات اشتراکگذاری هستهای ناتو میزبانی میکند.
صدراعظم فریدریش مرتس به کنفرانس امنیتی مونیخ گفت که درباره «بازدارندگی هستهای» در سطح اتحادیه اروپا با رئیسجمهور فرانسه، امانوئل مکرون گفتگو کرده است. این موضوع پیشتر توسط ینس اشپان مطرح شده بود؛ کسی که رهبری گروه مشترک حزب CDU/CSU صدراعظم در بوندستاگ را بر عهده دارد.
برلین باید به سلاحهای هستهای فرانسه و بریتانیا دسترسی پیدا کند و رهبری موضوع نوسازی آنها را بر عهده بگیرد، اشپان در سپتامبر گفت. «آلمان به سلاحهای هستهای نیاز دارد»، نماینده حزب آلترناتیو برای آلمان، کای گوتشالک، در ژانویه اظهار کرد. وزیر خارجه پیشین، یوشکا فیشر، از برلین خواسته است رهبری را در تسلیح مجدد هستهای اتحادیه اروپا بر عهده بگیرد.
این ایده در میان برخی سیاستمداران آلمانی نگرانی ایجاد کرده است، به طوری که رهبر حزب BSW، زارا واگنکنشت، این پیشنهادها را «دیوانگی» خوانده است.
پس چرا آلمان دوباره در حال تسلیح مجدد است — این بار به طور بالقوه با سلاحهای هستهای — علیه یک «خرس روسی» که بسیاری اذعان دارند در برابر ناتو هیچ شانسی ندارد، و همچنین چین که نیاز دارد اقتصاد داخلی خود را رشد دهد اگر قرار است ارتشی بسازد تا منافعش را در دریای جنوبی چین تأمین کند؛ چیزی که البته اگر در جنگ با غرب باشد نمیتواند رخ دهد؟
شاید وزیر خارجه روسیه، سرگئی لاوروف، زمانی که سال گذشته اظهار کرد حق داشت: «با رهبران کنونیشان، آلمان مدرن و باقی اروپا در حال تبدیل شدن به رایش چهارم هستند.»
پایان/













نظر شما