جنگ با ایران؛ مرگ تدریجی پروژه امپریالیستی آمریکا

کارشناس آمریکایی معتقد است جنگ با ایران در بلندمدت، چنان آسیبی به پیکره نظامی آمریکا وارد خواهد کرد که دوره‌ای طولانی از آسیب‌پذیری راهبردی را رقم می‌زند؛ دوره‌ای که عبور از آن برای ایالات متحده بسیار دشوار خواهد بود.

به گزارش تحریریه، «جنیفر کاوانا» عضو ارشد و مدیر بخش تحلیل نظامی اندیشکده «Defense Priorities» (اولویت های دفاعی) آورده است:

صبح سه‌شنبه، «دونالد ترامپ» در شبکه اجتماعی تروث سوشیال به مخالفانی تاخت که مدعی اتمام ذخایر موشکی آمریکا در جنگ با ایران هستند. او با قاطعیت نوشت: «ذخایر مهمات ما در سطح متوسط و بالاتر از آن است. هرگز اینگونه انباشته و آماده نبوده است. با این ذخایر می‌توان جنگ را تا ابد و با کمال موفقیت پیش برد.»

ترامپ در یک نکته حق دارد: کمبود تسلیحات، توقف جنگ را رقم نخواهد زد. ذخایر آمریکا هرچند نامحدود نیست، اما به اندازه‌ای هست که به ترامپ اجازه دهد جنگ را تا هر زمان که بخواهد ادامه دهد. اما پارادوکس اینجاست: این جنگ در بلندمدت، چنان آسیبی به پیکره نظامی آمریکا وارد خواهد کرد که دوره‌ای طولانی از آسیب‌پذیری راهبردی را رقم می‌زند؛ دوره‌ای که عبور از آن برای ایالات متحده بسیار دشوار خواهد بود.

شاید دولت ترامپ این عملیات را نمایشی خیره‌کننده از ابهت نظامی آمریکا بداند، اما واقعیت آن است که این جنگ، بیش از هر چیز، به «مرگ تدریجی پروژه امپریالیستی آمریکا» سرعت خواهد بخشید؛ آن هم با پایانی که ممکن است به ضرر خود آمریکا و متحدانش تمام شود.

بحران اصلی کمبود مهمات نیست؛ فرسایش راهبردی است

نگرانی در مورد عمق زرادخانه‌های موشکی آمریکا از سال ۲۰۲۲ و با جنگ اوکراین جدی شد. اما این نگرانی، دولت بایدن را از ارسال بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار تسلیحات به اوکراین و دو برابر کردن حمایت‌ها از اسرائیل پس از هفت اکتبر بازنداشت. جنگ‌های ۲۰۲۵ علیه حوثی‌ها و سپس لشکرکشی به خاورمیانه، فشار را افزایش داد و ذخایر مهماتی مانند موشک‌های تاماهاوک و سامانه های تاد و پاتریوت را به شدت کاهش داد. برای نمونه، مصرف ۲۵ درصد از موشک‌های تاد آمریکا برای دفاع از اسرائیل در جنگ ۱۲روزه ژوئن ۲۰۲۵، زنگ خطر را در واشنگتن به صدا درآورد.

با این حال، هشدارهایی که از توقف جنگ به دلیل اتمام موشک سخن می‌گویند، نه تنها اغراق‌آمیز، بلکه گمراه‌کننده هستند. آمریکا برای تداوم حملاتش، همچنان به اندازه کافی موشک و مهمات در اختیار دارد.

واقعیت ذخایر: نه قحطی، بلکه محدودیت در انتخاب و افزایش ریسک

بی‌تردید، شمار موشک‌های فوق‌پیشرفته‌ای مانند تاماهاوک، تاد و پاتریوت محدود است. اما ذخایر انبوه مهمات «کمتر پیشرفته» پنتاگون، همچنان چشمگیر است و با بودجه کافی، نسبتاً سریع بازسازی می‌شود. پنتاگون مقادیر زیادی بمب‌های کوچک‌ (SDB) و کیت‌های هدایت JDAM را در اختیار دارد که بمب‌های معمولی را به مهمات دقیق تبدیل می‌کنند. افزون بر این، زرادخانه بزرگی از بمب‌های گرانشی نیز در انبارها موجود است. پدافند هوایی نیز از تنوع برخوردار است.

پس مشکل اصلی «توقف جنگ» نیست؛ مشکل «نحوه ادامه جنگ» است. با کاهش ذخایر تسلیحات مدرن، پنتاگون ناچار می‌شود:

* اهداف را اولویت‌بندی کند (و برخی اهداف را رها کند).

* ریسک بیشتری بپذیرد (هم در عملیات‌های تهاجمی و هم دفاعی).

* با خسارت جانبی بیشتر و نرخ پایین‌تر رهگیری کنار بیاید. یعنی تلفات نیروهای خودی و آسیب به تجهیزات افزایش خواهد یافت.

اگرچه این وضعیت ایده‌آل نیست، اما به دولت ترامپ اجازه می‌دهد تا جنگ را آنقدر ادامه دهد که بتواند دستاوردی برای اعلام پیروزی پیدا کند.

هزینه پنهان جنگ: آینده‌ای آسیب‌پذیر برای آمریکا

مهم‌ترین هزینه این جنگ، نه در میدان نبرد کنونی، که در سال‌های پس از آن نمایان خواهد شد. پس از پایان درگیری، آمریکا و شرکای خلیج فارس‌اش باید زرادخانه‌های خود را بازسازی کنند. تقاضا برای پاتریوت، سامانه‌های ضد پهپاد و مهمات تهاجمی، انفجاری خواهد بود. این موج تقاضا در بدترین زمان ممکن رخ می‌دهد:

- اروپا برای مقابله با تهدید روسیه، سفارش‌های انبوه داده است.

- اوکراین کاملاً به پدافند هوایی آمریکا وابسته است.

-متحدان آسیایی با توجه به قدرت‌گیری چین، خواهان خرید انبوه سامانه‌های آمریکایی هستند.

تأمین این نیازها، هم برای آمریکا و هم برای متحدان، تنها با صرف هزینه و زمان بسیار زیاد ممکن خواهد بود. برخی تسلیحات با محدودیت ظرفیت تولید مواجه‌اند و برخی دیگر چنان گران هستند که حتی بودجه آمریکا نیز کشش خرید همزمان آن‌ها را ندارد.

در نتیجه: تأخیرهای جدی در تحویل سفارش‌ها و دوره‌ای طولانی از آسیب‌پذیری راهبردی برای آمریکا و شبکه متحدانش.

در این دوره، نیروهای آمریکایی در خارج از کشور، بیش از امروز در معرض تهدید قرار خواهند گرفت و توانایی دفاع از پایگاه‌ها و تجهیزات خود را کمتر خواهند داشت. اگر بحرانی در اروپا یا آسیا رخ دهد، حتی در صورت عدم مداخله مستقیم آمریکا، توان واشنگتن برای پشتیبانی از متحدانش به شدت محدود خواهد بود.

دوراهی واشنگتن پس از جنگ

پس از جنگ ایران، آمریکا در یک دوراهی دشوار قرار خواهد گرفت:
گزینه اول: حفظ حضور نظامی جهانی با پذیرش ریسک‌های بالا برای نیروها و تجهیزات.

گزینه دوم: کاهش حضور جهانی برای حفاظت از دارایی‌های نظامی.

به عبارت دیگر، تعهدات دیرینه آمریکا، عملاً غیرقابل اجرا خواهند شد.

* تایوان: احتمالاً برای چندین سال، آمریکا قادر به دفاع از تایوان در برابر حمله نخواهد بود.

*اروپا: متحدان اروپایی باید بیش از پیش به توان خود متکی باشند.

* اوکراین: توان واشنگتن برای پشتیبانی از کی‌یف، حتی در ماه آینده، کاهش خواهد یافت.

آینده‌ای نامعلوم برای «نخست آمریکا»

با گذشت زمان، متحدان از آمریکا فاصله خواهند گرفت. آن‌ها به ناچار به دنبال تقویت توان دفاعی خود و یافتن شرکای جدید (احتمالاً جایگزین) خواهند رفت. برای کسانی که همواره خواستار کاهش تعهدات جهانی آمریکا بوده‌اند، این پایان خوشایندی است. اما تفاوت بنیادین میان کاهش داوطلبانه حضور جهانی برای حفظ منافع ملی و عقب‌نشینی اجباری پس از جنگی فرسایشی که برتری نظامی آمریکا را نابود کرده است، کجاست؟

در گزینه دوم، هیچ تضمینی برای دفاع از منافع آمریکا در خارج از کشور وجود ندارد. انعطاف‌پذیری راهبردی از دست می‌رود و امنیت ملی خود آمریکا به خطر می‌افتد. شگفت‌انگیز آنکه اگر بحرانی واقعی پیش بیاید که منافع حیاتی آمریکا را هدف گیرد، این کشور ممکن است نه آمادگی لازم را داشته باشد و نه تسلیحات کافی را.

و این بزرگترین طنز تاریخ است: جنگی که برای نمایش هژمونی نظامی آمریکا آغاز شد، سرانجام همان هژمونی را به نابودی کشاند.

پایان/

۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 34661

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 2
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • IR ۱۶:۲۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
      1 0
      اجازه عبور به کشتی های هند خائن که باعث مرگ سرنشینان ناوچه دنا شد شد خيانتی آشکار است به خون این عزیزان . دوباره چندباره مذاکره و سستی در کار میدان وارد کردن است
    • IR ۱۹:۲۰ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
      0 0
      رهبر شهیدمان گفت که اگر در سوریه و لبنان نجنگین باید در ایران بجنگیم ولی کسی گوش نکرد و شعار منحوس نه غره نه لبنان سر میدادن حتی اگر وظیفه دینی و انسانی را در نظر نگیریم اگر اونجا میجنگیدیم هزینه کمتر میدایم ، شهید کمتر می‌دادیم، زیرساخت های کشور و خانه های مردم آسیب نمی‌دیدند و مردم هر جنگ را حس نمیکردن مثل ده سالی که در سوریه بودیم و مرد جنگ را حس نکردن ، فشار اقتصادی کمتر بود ، ولی خوب دید که رهبر دست گفت که عقب نشینی غضی الهی در پیش داره که داشت ، اگر حاج قاسم در عراق مقاومت را ایجاد نمی‌کرد خیلی سال پیش به ایران حمله میشد