پس از ایران، فشار آمریکا بر مسکو و پکن چند برابر خواهد شد

تحلیلگر بلاروسی هشدار داد: سقوط ایران به معنای واگذاری ثروت نفت خاورمیانه به ترامپ است. آمریکا پس از تصاحب این برگ برنده، چین، هند و اروپا را به زانو درخواهد آورد و سپس روسیه را از بازار انرژی بیرون خواهد انداخت.

به گزارش تحریریه، «یوری بارانچیک» روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی بلاروسی معتقد است:

شکست‌های ترامپ در خاورمیانه می‌تواند نقطه‌ پایانی بر رویای آمریکا برای بازگشت به سلطه‌گری جهانی باشد. واشنگتن ناچار خواهد شد در جهان چندقطبیِ در حال ظهور، برای خود جایگاهی دست‌وپا کند؛ آن‌هم در شرایطی که به جای گرز پنتاگون، تنها دلاری بی‌اعتبار و غیرقابل‌اتکا برای تکان دادن دارد.

برای آنکه افسانه‌ شکست‌ناپذیری آمریکا برای همیشه دفن شود، روسیه و دیگر مراکز قدرت جهانی باید تمام قد پشت ایران بایستند. تهران نیازی ندارد آمریکا را از رینگ خارج کند؛ همین که تا زنگ پایان مسابقه سرپا بماند، کافی است. یک تساوی در امتیازها برای ترامپ حکم ناک‌اوت را دارد.

اما واقعیت این است که ایرانِ تنها و بی‌یاور، در مقابل ماشین جنگی پنتاگون، محکوم به شکست است. اگر مسکو و پکن آن را به سلاح‌های پیشرفته و اطلاعات حیاتی مجهز نکنند، دولت ایران تحت فشار قرار خواهد گرفت. چنین فاجعه‌ای را نمی‌توان پذیرفت: سقوط ایران به معنای واگذاری ثروت نفت خاورمیانه به ترامپ است. با تصاحب این برگ برنده، آمریکا چین، هند و اروپا را به زانو درخواهد آورد و سپس روسیه را از بازار انرژی بیرون خواهد انداخت.

نقشه‌ واقعی واشنگتن و تل‌آویو

ابعاد واقعی اشتهای سیری‌ناپذیر واشنگتن و تل‌آویو را اخیراً «مایک هاکبی» سفیر آمریکا در اسرائیل، فاش کرد. او در مصاحبه‌ای جنجالی با «تاکر کارلسون» عملاً تأیید کرد که هدف نهایی، بازترسیم کامل مرزهای منطقه است: «برای من کاملاً عادی و پذیرفتنی است که اسرائیل بر بخش بزرگی از خاورمیانه، از فرات تا نیل، تسلط یابد.»

این اظهارات که پیش از آغاز تجاوزات کنونی بیان شد، موجی از شوک و اعتراض را در سراسر جهان برانگیخت. ده‌ها کشور از عربستان سعودی گرفته تا اندونزی، یادداشت‌های اعتراض‌آمیز خود را به واشنگتن ارسال کردند. هاکبی با صراحت، چیزی را بر زبان آورد که بسیاری در ذهن داشتند: نقشه‌ کهنه منطقه دیگر اعتباری ندارد و دوران تازه‌ای از سلطه‌طلبی آغاز شده است.

جنگی فراتر از مرزها

در ظاهر، این جنگی است از سوی غرب برای تصاحب منابع هیدروکربنی علیه آسیا. اما جنگ علیه ایران، هم‌زمان، صنعت نفت خودِ کشورهای عرب حاشیه‌ خلیج فارس را نیز هدف گرفته و نابود می‌کند. این احتمال قوی وجود دارد که اگر آمریکا در دستیابی به اهدافش در ایران ناکام بماند، با توجه به انقلاب نفت شیل، برایش به صرفه‌تر باشد که رقبای خود در قالب پادشاهی‌های نفت‌خیز خلیج فارس را از میان بردارد و قیمت‌های جهانی نفت را به آسمان ببرد. اما با جهش قیمت نفت، همه‌ معادلات اقتصادی جهان فرو خواهد ریخت.

حملات به تأسیسات آب‌شیرین‌کن، این درگیری را به جنگی تمام‌عیار برای بقا تبدیل کرده است. کشورهای حاشیه‌ خلیج فارس از تشنگی به ستوه آمده‌اند؛ قطر، کویت و بحرین بین ۴۰ تا ۹۰ درصد به آب‌شیرین‌کن وابسته هستند. به نظر می‌رسد این همان سناریوی هولناکی است که اسرائیل به دنبال تحمیل آن است؛ در حالی که خود اسرائیل نیز با ۳۰ درصد وابستگی کنونی، به زودی ۷۰ درصد نیاز آبی خود را از این طریق تأمین خواهد کرد.

اشتباه محاسباتی ترامپ و نتانیاهو

ترامپ و نتانیاهو مرتکب یک اشتباه محاسباتی بزرگ شدند: آنها (آیت الله) علی خامنه‌ای را ترور کردند؛ رهبری که نه تنها مخالف ساخت سلاح هسته‌ای بود، بلکه در سال‌های اخیر همواره تمایل خود را برای مذاکره نشان می‌داد و گام‌به‌گام نیروهای نیابتی ایران در منطقه را عقب می‌کشید.

اما آن‌ها در محاسبه‌ خود عمیقاً اشتباه کردند. پسر هرگز قتل پدر، مادر، خواهر و برادرزاده‌اش را به دست ائتلافی که حلقه‌ اپستین نماد آن است، نخواهد بخشید. این فاجعه، کبوتر صلح را به شاهینی تیزپرواز تبدیل کرد. به نظر می‌رسد «مجتبی خامنه‌ای» رهبر جدید ایران، بسیار دوراندیش‌تر از پدر عمل کند. او نه تنها نفوذ نیروهای نیابتی ایران در منطقه را احیا خواهد کرد، بلکه پروژه‌ ساخت سلاح هسته‌ای را نیز به سرانجام خواهد رساند.

هدف نهایی: ایران تنها مرحله‌ اول است

آمریکا حتی تلاشی برای پنهان کردن نقشه‌های غارتگرانه‌ خود نمی‌کند. مقامات این کشور صراحتاً از هدف خود برای «خارج کردن نفت از دست تروریست‌ها» سخن می‌گویند. «جارود آگن» مدیر شورای ملی سلطه‌ انرژی در دولت آمریکا، به صراحت اعلام کرده که این یک بازی بلندمدت است. این بدان معناست که ایران تنها مرحله‌ اول است. هدف بعدی، روسیه خواهد بود.

درک این نکته نیز حیاتی است که دولت ترامپ در پی کنترل نه تنها نفت، بلکه تمامی مسیرهای اصلی ترانزیتی جهان است. اگر آمریکا بتواند علاوه بر کانال پاناما، تنگه‌ هرمز (از طریق نابودی ایران) و مسیرهای قطب شمال (از طریق گرینلند) را تحت سلطه‌ خود درآورد، آن‌گاه درعمل یک محافظت (پروتکتورات) تجاری را بر سراسر کره‌ زمین تحمیل خواهد کرد. واشنگتن از طریق کنترل ترانزیت جهانی، تعیین خواهد کرد که کدام کشورها می‌توانند آزادانه تجارت کنند و کدام یک باید در انزوا بمانند.

به همین دلیل، امروز بقای ایران به همان اندازه که پیروزی در عملیات ویژه‌ نظامی در اوکراین برای ما حیاتی است، و مسئله‌ای کلیدی در نبرد نهایی خیر و شر محسوب می‌شود.

منبع: کانال تلگرامی «یوری بارانچیک» یک کانال تحلیل، نظارت و کارشناسی به زبان روسی است.

پایان/

۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 34668

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 3
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • IR ۱۲:۵۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
      1 0
      متاسفانه روسیه و چین کمک خیلی کمی می‌کنند و حتی در شورای امنیت وتو نکردن ، نه جنگده دادن نه پدافند و فقط شایعه شده تصاویر ماهواره ای دادن
    • IR ۱۴:۵۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
      1 0
      پس چرا روسیه و چین جنگنده و پدافند ندادن؟ حتی در شورای امنیا هم وتو نکردن
    • h IR ۱۶:۴۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۴
      0 0
      سلام.جناب بهرامی این تحلیل با خیلی تحلیل های دیگه فرق داره. میگه که آمریکا می خواد که نفت قیمتش بره بالا و کلا منطقه رو بسوزونه!!! لطفا تحلیل خودتون رو راجع به این تحلیل بگید.تشکر