آنچه در سطح داخلی از جبهه نظامی روایت میشود، موجب ایجاد انسجام اجتماعی و تقویت روحیه مردمی در پشتیبانی از جبهه نظامی میشود. اهمیت این موضوع زمانی دوچندان میشود که دشمن به دنبال ایجاد جنگ داخلی هم باشد!
از ابتدای جنگ رمضان، بطور شاخص حاج «حسین یکتا» با روایت مبتنی بر ادبیات راهیان نور، مخاطب خاص خود در بخشی از جامعه را هدف قرار میدهد.
در این میان به ابتکار صدا و سیما، «سعید لیلاز» از فعالان اصلاح طلب نیز به روایت کنندگان جنگ رمضان اضافه شد!
مزیت روایت لیلاز در این بوده که بخش دیگری از جامعه را مخاطب قرار میدهد و مطابق روحیات بخش دیگری از جامعه سخن می گوید!
لیلاز بخوبی جنگ رمضان را جنگ منحصر بفرد تمدنی میان ایران و غرب توصیف کرد!
لیلاز به جنگ رمضان هویتی مبتنی بر تمدن ایرانی در تقابل با غرب میدهد تا قشر خاکستری و حتی منتقد را پای کار بیاورد!
در روایت پیروزی ایران که توسط لیلاز بیان می شود آنچه قابل توجه بود، کشوری چهل سال تحت شدیدترین تحریمها در مقابل تمام غرب و حکام عرب، به مثابه رویارویی شخص لیلاز با رونالدو در زمین فوتبال بیان می کند! اگر رونالدو ده تا گل هم بزند و لیلاز فقط یک گل، کسی از گل های رونالدو تعجب نمی کند، بلکه سوال میکند، رونالدو چطور یک گل خورد!
لیلاز با آماده کردن ذهن مخاطب، سپس با استناد آمار به وضعیت اقتصادی جهان، نتیجه گیری میکند که بستن تنگه هرمز، دریچه ای جدید از تاثیرگذاری ایران بر اقتصاد جهانی را تعریف کرد بنحوی که تصمیم گیر ایرانی از این پس میتواند آنرا در محاسبات سیاست خارجی خود لحاظ کند؛ اگرچه وضعیت جدید ایران پس از جنگ رمضان می تواند تاثیرات بسزایی در دکترین هسته ای ایران داشته باشد!
آنچه در جمع بندی میخواهم به آن بپردازم آن است که صداوسیما بایستی در جهت تقویت انسجام ملی روایت سعید لیلازها از جنگ رمضان را باید تقویت کند تا قشر خاکستری جامعه و حتی منتقدان به ابعاد مهم جنگ رمضان پی ببرند.
جنگ رمضان بایستی بنحوی روایت شود که همه ایرانیان، ای ایران را بخوانند!
پایان/













نظر شما