به گزارش تحریریه، «آلون میزراحی» تحلیلگر سرشناس اسرائیلی نوشت، یک وجه مشترک، تمام اظهارات پرشور و بهظاهر متناقض ترامپ و فشارهای اخیر اسرائیل را به هم پیوند میدهد و آن «احساس فوریت» است.
آنها طوری رفتار میکنند که انگار باید کاری انجام شود و اوضاع تغییر کند: تشدید گسترده تنش یا پایان دادن کامل به آن. همین حالا به توافق برسید. میز مذاکره را ترک کنید. کاری کنید.
دلیل این احساس فوریت چیست؟ اگر استعمارگران آنطور که ادعا میکنند در حال پیروزی هستند، چرا اصلاً نیاز به صدور بیانیه دارند؟ چرا این اصرار برای تعیین ضربالاجل و تلاش برای تحمیل زمانبندیها وجود دارد؟
مشخصاً چیزی جبهه «اسرائیل» را آزار میدهد. آن چیز چه میتواند باشد؟ فاجعه اقتصادیِ در پیش رو قطعاً بخشی از آن است، اما فکر نمیکنم اگر احساس میکردند پیروز میدان هستند و ایران در آستانه فروپاشی است، اینقدر نگران این موضوع میشدند.
آنچه آنها را به چنین رفتارهای افراطی واداشته، ترس از این است که سرعت کنونی برایشان غیرقابلتحمل و بهطور بالقوه ویرانگر باشد. و تنها دلیل فوری برای این وضعیت، میتواند کمبود نگرانکننده ذخایر موشکهای رهگیر باشد (دلیل دیگر، کاهش ذخایر مهمات پیشرفته دورایستا و نیاز متعاقب آن به به خطر انداختن جان خلبانان و هواپیماها با پرواز بر فراز ایران است).
بنابراین، آنها تلاش میکنند با افزایش فشارهای اقتصادی و نابودی زیرساختهای ارزشمند (که البته بهراحتی توسط چین قابل جایگزینی است) و با اعلام اینکه ایران فرصت کمی برای پذیرش توافق دارد وگرنه...، ایران را به تسلیم شدن بلوف بزنند.
تنها ایران است که سالها برای دقیقاً همین نقطه آماده شده است. استراتژی این کشور بر پایه خستهکردن دشمن و کاهش تعداد موشکهای رهگیر و مهمات پیشرفته آنها بنا شده است. برای آنها، آن نقطه، یک هدفِ استراتژیک با جایگاهی مشخص و بهخوبی علامتگذاری شده در نقشه راه است.
نقشه آمریکا و اسرائیل، غافلگیر کردن و غلبه سریع بر ایران بود (که دلیل آن لافزنیهای اولیه بود)، اما این امر هرگز حتی در دوردستترین احتمالات هم نبود.
حالا آنها درگیر یک جنگ فرسایشی با دشمنی هستند که بهخوبی آماده شده، متکی به خود است، عمدتاً در زیر زمین مستقر شده و توسط قدرتمندترین ابرقدرت تولیدی تاریخ پشتیبانی میشود؛ دشمنی با جمعیتی که کاملاً درگیر جنگی برای بقا و کرامت ملی است.
و آنها در حال وحشتزدگی هستند. این نشانگرِ ۱۰ کیلومتر از یک دوی ماراتن است و آمریکا و اسرائیل نفسشان بریده است.
ایران با سرعت بهینه خود برای یک تلاش طولانیمدت میدود. هر زمان که لازم باشد میتواند سرعت بگیرد و بدود، یا سرعتش را کم کند و با آرامش پیش برود. این صدمین ماراتن آنها است.
آمریکا و اسرائیل چنین هیاهویی به راه انداختهاند چون نمیتوانند پا به پای ایران پیش بروند.
بدشانسیشان همین است.
در جبهه لبنان، حزبالله اکنون هر هفته نزدیک به یک جوخه کامل از بهترین جنگجویان اسرائیل را از کار میاندازد (و اگر آسیبهای روانی، PTSD و تروما را هم در نظر بگیریم، شاید دو برابر این مقدار باشد.)
و ما هنوز حتی وارد تهاجم بزرگ نشدهایم. این باید برای فرماندهی ارتش اسرائیل بسیار ترسناک باشد.
باز هم میگویم: این بهشدت غیرقابلتحمل است.
پایان/













نظر شما