ارتش‌های ارواح؛ شکاف بین واقعیت و روایت در درگیری‌های غرب آسیا

ترامپ و متحدانش اهمیت رسانه و جنگ شناختی را تشخیص داده‌اند، اما نتوانسته‌اند درک کنند که اتاق جنگ آن‌ها باید ارتباط بین روایت‌های رسانه‌ای و واقعیت‌های میدانی را حفظ کند.

در حالی که دونالد ترامپ هر روز از شاخه‌های مختلف نیروهای مسلح ایران نام می‌برد و ادعا می‌کند که آن‌ها را کاملاً نابود کرده است، بنیامین نتانیاهو بارها تأکید می‌کند که نه تنها توانایی‌های دفاعی و موشکی ایران را از بین برده است، بلکه با وجود جاسوسان و نفوذی‌هایی که در همه جا مستقر شده‌اند، هیچ جایی دور از دسترس او نیست.

با وجود همه‌ این ادعاها، ایران و متحدانش همچنان پایگاه‌های رسمی و غیررسمی آمریکایی در سراسر غرب آسیا و همچنین منافع مختلف اسرائیل را با موشک‌های خود هدف قرار می‌دهند. تنگه‌ هرمز کاملاً - و بیش از کامل - تحت کنترل ایران است و به نظر می‌رسد که باب المندب به زودی تحت کنترل جنبش انصارالله یمن قرار خواهد گرفت.

اگرچه ایالات متحده و اسرائیل دائماً از پیروزی صحبت می‌کنند، اما نه تنها در بازگشایی هرمز شکست خورده‌اند، بلکه به حمله به دانشگاه‌ها، مدارس، مراکز درمانی و زیرساخت‌های غیرنظامی متوسل شده‌اند - اقداماتی که جنایات جنگی محسوب می‌شوند. به نظر می‌رسد که آن‌ها معتقد اند که با نیروهای نظامی ایران نمی‌جنگند، بلکه با ارتشی جاودان از ارواح غیرنظامی شکست‌ناپذیر می‌جنگند.

از سوی دیگر، رضا پهلوی، عروسک خیمه‌شب‌بازی ایالات متحده و اسرائیل، زمانی ادعا کرد که حدود ۱۵۰ هزار نفر از نیروهای مسلح ایران به او پیوسته‌اند و آماده‌ فدا کردن جان خود هستند. با این حال، در هیچ لحظه‌ حساسی چنین دستوری صادر نشد؛ حتی وقتی او از مخالفان خواست که شبانه به خیابان‌ها بیایند و بعداً ادعا کرد که ده‌ها هزار نفر کشته شده‌اند، از نیروهای ظاهراً وفادار خود نخواست که به کمک آن‌ها بیایند. به عبارت دیگر، رضا پهلوی نیز ارتشی از ارواح نامرئی را فرماندهی می‌کند - حاضر، مسلح، اما فاقد هرگونه عملکرد عملیاتی.

در این چشم‌انداز عجیب، اگر گزارش‌های ترامپ و متحدانش را جدی بگیریم، غرب آسیا اکنون پر از ارتش‌های ارواح است که در مقابل یکدیگر صف‌آرایی کرده‌اند و در میدان‌های نبرد خالی می‌جنگند. در جنگ‌های هیبریدی امروزی، اگرچه واحدهای مختلف در عرصه‌های مختلف فعالیت می‌کنند، اما یک اتاق جنگ و یک استراتژی منسجم برای هماهنگی لجستیک، نبرد و تبلیغات ضروری است.

به نظر می‌رسد ترامپ و متحدانش اهمیت رسانه و جنگ شناختی را تشخیص داده‌اند، اما نتوانسته‌اند درک کنند که اتاق جنگ آن‌ها باید ارتباط بین روایت‌های رسانه‌ای و واقعیت‌های میدانی را حفظ کند. ادعاهای رسانه‌ای آن‌ها آنقدر از واقعیت‌ها فاصله گرفته است که تصویر نهایی شبیه نبرد آخرالزمانی بین لشکرهای خیالی است.

در نهایت، تداوم این روایت‌های طیفی، بحران عمیق‌تری را آشکار می‌کند: وقتی بازیگران سیاسی اجازه می‌دهند پیام‌هایشان از رویدادهای قابل تأیید جدا شود، آن‌ها نه تنها ادراک عمومی را تحریف می‌کنند - بلکه توانایی شکل دادن به نتایج در دنیای واقعی را از دست می‌دهند. آینده‌ منطقه نه توسط ارتش‌های ارواح، که در سخنرانی‌ها و پخش‌ها احضار می‌شوند، بلکه توسط نیروهای ملموس، اتحادها و شرایط مادی که صرف نظر از داستان‌های گفته شده در مورد آن‌ها به فعالیت خود ادامه می‌دهند، تعیین خواهد شد.

پایان/

۱۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰:۰۰
کد مطلب: 34827

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =