ابعاد فراموش شده از چرایی تمرکز آمریکا بر تنگه هرمز

استراتژی ایالات متحده آمریکا در طول این سال‌ها نسبت به ایران را اینگونه ارزیابی کرد که ایران دارای مزیت‌های ژئوپلیتیکی فوق‌العاده‌ای است و به هیچ عنوان نباید توانایی بهره‌گیری از این مزیت‌ها را پیدا کند.

تاکنون تحلیل‌های زیادی پیرامون تهاجم آمریکایی_صهیونی علیه ایران و دفاع جانانه و قدرتمند کشور در برابر آن صورت گرفته است و در بخش اول آن یعنی جنگ ۴۰روزه تحولات سیاسی، نظامی و اقتصادی زیادی حول محور جنگ اتفاق افتاد که تأثیر آن به سرعت از سطح منطقه‌ای فراتر رفته و به سطح جهانی رسیده است.

اما در حوزه ژئوپولیتیک مشخصا تحلیلی که بتواند با ابزارهای خود جنگ را تبیین کند تقریبا کم بوده است. بنابراین در این تحلیل قرار است به این سوال مهم پرداخته شود که قدرت جغرافیا در این هندسه چگونه ارزیابی می‌شود؟

به عبارت دیگر ادعا می‌شود که در نظریات ژئوپلیتیک درنهایت آن قدرتی که از جغرافیا برمی‌خیزد اهمیت دارد و جغرافیای ایران به‌خصوص در حوزه منابع انرژی و مسیرهای راهبردی (تنگه هرمز) دارای مزیت فوق‌العاده است، چطور می‌شود که در این سال‌های قبل از جنگ اخیر هیچگاه این مزیت ژئوپلیتیکی، قدرت بخشی ویژه‌ای به کشور نداشته است؟ پاسخ آن است که «بهره گیری از مزیت ژئوپولیتیکی بدون توانایی اعمال اراده بی اثر است». در حقیقت معادله ژئوپلیتیک دارای دو ضلع «قدرت جغرافیا» و «قدرت استفاده از قدرت جغرافیا» است.

با این درک می‌توان استراتژی ایالات متحده آمریکا در طول این سال‌ها نسبت به ایران را اینگونه ارزیابی کرد که ایران دارای مزیت‌های ژئوپلیتیکی فوق‌العاده‌ای است و به هیچ عنوان نباید توانایی بهره‌گیری از این مزیت‌ها را پیدا کند. در این استراتژی تمامی فشارها از تحریم، محدودسازی توانایی غنی‌سازی، تحریک قومیت گرایی و... تنها برای محدودسازی قدرت اعمال اراده ایران بوده است. این جنگ باعث شد تا ایران فرصت بی‌نظیری برای اعمال اراده خود به‌خصوص در تنگه هرمز پیدا کند و این توانایی بیش از مزایای اقتصادی برای آمریکا دردناک و ترسناک است.

به عبارت بهتر وحشت اصلی آمریکا از این نیست که در شرایط فعلی عبور نفت و منابع دیگر به مقصد اروپا یا شرق آسیا متوقف شده یا اینکه قیمت بنزین با روند افزایشی روبرو است، بلکه ترس اصلی واشنگتن «تثبیت روند کنترل و توانایی اعمال اراده ایران بر تنگه هرمز است» که تمام برنامه‌ریزی‌ها و استراتژی‌های آمریکا در این خصوص را نابود می‌کند. هرچند که با لفاظی‌های به ظاهر اقتصادی ترامپ همراه باشد، اما حتما این تهدید در ورای دولت فعلی آمریکا و در شاکله حاکمیتی این کشور مورد بحث قرار گرفته است.

البته که شوک اقتصاد جهانی و افزایش قیمت‌ها در انواع محصولات نفتی و معدنی فشار سنگینی را بر روی کاخ سفید ایجاد کرده است و احتمالا در آینده نزدیک بیشتر نیز خواهد شد، اما اعمال اراده ایران بر تنگه هرمز، یکباره پاشنه توهم هژمونی آمریکا را می‌کشد و این بزرگترین تهدید برای آن محسوب می‌شود.

بنابراین تنگه هرمز به تمام تمرکز دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا تبدیل شده و به طرق مختلف بر مذاکره اخیر و فرآیند ادامه جنگ تأثیر مستقیم و شدید دارد. در این زمینه می‌توان به صراحت گفت که در چهل روز اول جنگ، آمریکا شکست سنگینی را متحمل شده است و به هر روشی سعی در تغییر آن دارد. حتی با کنار هم قرار دادن کلید واژه‌های اصلی در متن‌ها و اظهارات ترامپ و سایر آمریکایی می‌توان تکرار «تنگه هرمز» و «نابودی نیروی دریایی ایران» را به وضوح مشاهده کرد که از همین مسئله ژئوپولیتیکی نشأت می‌گیرد.

آمریکایی که چه با اصرار رژیم صهیونسیتی و غیر آن و چه چراغ سبز برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس قرار بود با حذف رهبر انقلاب و شخصیت‌های کلیدی نظام، ایران را از نزدیک شدن به توانایی بهره‌گیری از مزیت‌های ژئوپلیتیکی خود برای همیشه دور کند، یکباره فرصت فوق‌العاده‌ای را برای ایران فراهم کرد تا با تکیه بر قدرت خود، توانایی اعمال اراده بی‌نظیر بر تنگه هرمز را پیدا کنند.

در حقیقت، ژئوپولیتیک این واقعیت و پیروزی ایران را تأیید می‌کند.آنچه که به تازگی درباره «محاصره» کنترل تنگه هرمز می‌شنویم، اگر آن را صرفاً تحت عنوان فشار کشورها برای بازگشایی تنگه هرمز یا خواسته کشورهای حاشیه خلیج فارس و سنگینی اقتصاد جهانی به واشنگتن ترجمه شود، ساده لوحانه است، زیرا آنچه در جریان است، در حقیقت فشار نظام سیاسی آمریکا برای پوشش و جبران این شکست است که استمرار آن بیش از مردم آمریکا یا دول متحد آمریکا، با نمره شدیداً منفی حاکمیت این کشور همراه خواهد بود.

پایان/

۲۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
کد مطلب: 34881

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =