مذاکرات ایران و آمریکا پس از آتش بس، به ایستگاه دوم خود رسیده است. طی هفته ای که از دور اول سپری شد، اطلاعات جدیدی از دور اول مذاکرات رسانه ای و در ادامه اخبار تکمیل کننده ای از تأثیرگذاری اسرائیل به عنوان ضلع سوم مذاکرات منتشر گردید که نوع ادراک مذاکره کننده آمریکایی با طرف ایرانی را مشخص می سازد!
از این رو مذاکره کننده ایرانی بایستی طبق اصول مذاکره، هیچ فرضیه ای را قطعی ندانسته و در عوض، آنها را به عنوان فرضیات محتمل در نظر گرفته، به دقت آنها را مورد آزمایش قرار دهد که در شرایط کنونی عبارت می باشند از : 《 1-شکست در میدان موجب درخواست مذاکره از سوی آمریکا شد، از این رو بایستی در مذاکرات به تثبیت دستاوردهای میدان بپردازیم 2- انتخاب "جی دی ونس" به عنوان مسئول تیم مذاکره کننده آمریکا که در تقابل با روبیو، ویتکاف و کوشنر می باشد، پیامی برای حل مسئله می باشد! 》
مذاکره کنندگان خوب، کسانی هستند که باید آماده شگفتی های احتمالی باشند، اما هدف مذاکره کنندگان بزرگ، استفاده از مهارت هایشان برای آشکار سازی شگفتی های پنهان است! از این رو مذاکره کنندگان بزرگ همیشه هوشیارند و اطلاعات جدیدی که سر راهشان قرار می گیرد را بکار می گیرند تا فرضیه های درست از نادرست را متمایز کنند! اما اطلاعات جدید به ما چه می گویند؟
1- دکتر عراقچی در توییتی اعلام کرد در حالیکه در اتاق مذاکرات با ونس در فاصله بسیار کمی با توافق بودیم، ناگهان ویتکاف و کوشنر که از روند جلسه مطلع نبودند به اتاق جلسه وارد شدند که حامل پیام نتانیاهو بودند و پس از آن جی دی ونس به تعبیر اندیشکده "پالیسی تنسر" خواسته های ژئوپلیتیک را وتو کرد و قرص سمی غنی سازی صفر را روی میز گذاشت تا تیم ترامپ در بن بست گیر کنند و از آنجا که نمی توانست پشت تریبون بگوید اسرائیل اجازه نداد ما توافق کنیم، دست به دروغ پردازی زد و گفت: «ایران لجاجت کرد و می خواهد بمب بسازد پس ما میز را ترک کردیم!»
2- پس از توییت عراقچی ، نتانیاهو در سخنانی اعلام کرد: « ونس گزارش مذاکرات با ایران را بطور مفصل به او داده همانطور که سایر اعضای دولت آمریکا هر روز این کار را می کنند! »
3- در ادامه توییت هوشمندانه دکتر عارف معاون اول رئیس جمهور و موضع گیری نسبت به سخنان نتانیاهو پرده از سلطه نتانیاهو بر دولت ترامپ برداشت: «مسئله ما نیستیم، این یک مسئله تحقیر ساختاری است که کاخ سفید عملا به یک شعبه گزارش دهی برای رژیم دیگری تبدیل شده است! »
4- صحت سنجی اثرگذاری یک گزاره واینکه تصمیم گیر و مذاکره کننده می توانند آن را مد نظر قرار دهند را بایستی در ترازوی نگاه دیگران علی الخصوص در دیدگاه افراد نزدیک به طرف مقابل سنجید! در این مدت اظهارات "جو کنت" رئیس سابق مرکز مبارزه با تروریسم آمریکا با سوابق درخشانی که به عنوان کهنه سرباز بلندپایه داشته جنجال های زیادی درآمریکا به پا کرد. "کنت" که علت استعفایش جنگ ایران بود، پس از استعفا بصراحت اعلام کرد: «ایران هیچ تهدید قریب الوقوعی برای آمریکا نداشت و این جنگ به دلیل فشار اسرائیل و لابی قدرتمند آن در آمریکا آغاز شده است!» "کنت" پس از آنکه "جی دی ونس" اعلام کرد ترک مذاکرات بخاطر عدم موافقت ایران با نساختن بمب اتمی بوده در موضعی صریح اعلام کرد:« 18 آژانش اطلاعاتی آمریکا به این نتیجه رسیده اند که ایران در حال کار بر روی سلاح هسته ای نیست!» این روزها همه در آمریکا از "جو کنت" که یک مقام امنیتی بوده تا "وندی شرمن" مذاکره کننده سابق هسته ای با ایران و حتی "استیو هانکه" اقتصاددان برجسته دانشگاه جانزهاپکینز یک موضع واحد را اعلام می کنند که: «این جنگ ما نبود و آمریکایی ها از نفوذ دولت خارجی خسته شده اند!»
5- پس از رویارویی تیم ایرانی با ویتکاف و کوشنر داماد یهودی ترامپ، این ادراک در بین تحلیل گران شکل گرفته بود که ونس قطب مقابل آنهاست، از این رو چه بسا بتوان با استفاده از ظرفیت "جی دی ونس" مسیری برای توافق منصفانه و عادلانه گشوده شود. به نحوی که فایننشال تایمز هم پس از به بن بست رسیدن مذاکرات دردور اول در مطلبی پیرامون ونس نوشت: پس از مجموعه ای از ناکامی ها، معاون رئیس جمهور دیگر جانشین بالقوه ترامپ نیست!
6- یکی از مسائلی که مذاکره کننده بزرگ بایستی بدان توجه کند علایق دینی طرف مقابل می باشد! در هفته ای که گذشت، انتشار تصویر موهن ترامپ در لباس حضرت مسیح جنجال بسیاری در آمریکا بپا کرد! در این بین ونس در حمایت از ترامپ و با حمله به پاپ که پیش از آن تلویحا جنگ آمریکا با ایران را نامشروع خوانده بود، طی سخنانی گفت : "بهتر است واتیکان به مسائل اخلاقی و کلیسا بپردازد!" وضعیت صحنه طی هفته گذشته به شکلی پیش رفت که یک موج عظیمی به رهبری تاکرکارلسون مفسر برجسته سیاسی در آمریکا بلند شد که
در سخنانی بصراحت اعلام کرد: «واضح است دین ترامپ مسیحیت نیست، بلکه اسرائیل پرستی است! دین جدید آمریکا اسرائیل پرستی است ، مسیحیت بدون عهد جدید و این بی رحم ترین آیین جهان بشمار می رود!»
7- اکنون مختصات زمین مذاکرات مشخص شده، اما برای فهم بهتر موضوع به بررسی دیدگاه مقامات ارشد اسرائیلی در این مدت نیز می پردازیم. "بارنیا" رئیس موساد بصراحت بیان می دارد: «ما متعهد به سرنگونی رژیم ایران هستیم ، ماموریت ما پایان نیافته و تا روی کار آمدن رژیم بعدی کار خود را ادامه خواهیم داد!» در جایی که دشمن به صراحت هدف اصلی خود و ابعاد آن را بیان می کند، تصمیم گیران ارشد و مذاکره کنندگان ایرانی بایستی هدف اصلی دشمنان را مد نظر قرار دهند. نشریه فارن پالیسی در تحلیلی مهر تاییدی بر این ادراک می زند که هدف اسرائیل تغییر رژیم در ایران است: «نتانیاهو سیاست سنتی مدیریت منازعه را با دکترین پایان دادن تهدیدها با هزینه های بالای مادی و انسانی جایگزین کرده است! »
8- طبعا برخی در داخل ایران برخی سیاسیون مسیر مذاکره را یکی از ضرورت ها می دانند که با محاسبه هزینه-فایده بتوانیم منافع ملی را بهتر تامین کنیم. آنچه تا کنون مشخص شده آن است که اسرائیل نقش اصلی در پیشبرد سیاست خارجی ترامپ را پیدا کرده است! اما مسئله آن است که در پرونده ایران دیگر آمریکا تصمیم گیر نیست! بر این اساس چه بسا بایستی سخنان 8 ماه قبل دکتر سریع القلم در بررسی نقش یهودیان نیویورک در شکل گیری جنگ 12 روزه و روابط سیاسی و اقتصادی آنها با ترامپ را مورد بازخوانی قرار دهیم! سریع القلم 20 سال قبل نیز در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در کنار حسن روحانی، راهبرد مذاکراتی ایران را اینگونه ترسیم کرده بود که بجای اروپا، با کدخدای جهان که آمریکاست ببندیم، این بار پیشنهادی را مطرح کرد که از سوی برخی رسانه های داخلی اینگونه تعبیر شد که برای سفر پزشکیان به نیویورک برای نشست سالانه سازمان ملل اینگونه نسخه می پیچد: «اگر واقعا بخواهیم مسائل مان را با غرب حل کنیم نیازی نیست به لندن، برلین ، پاریس یا واشنگتن برویم! باید به نیویورک برویم! اگر یهودیان آمریکا نسبت به اهداف ایران احساس امنیت کنند، آن گاه مسائل ایران حل خواهد شد!»
اگرچه نگارنده معتقد است که در بحث مذاکره نیز بایستی به ادراک دشمن توجه کنیم. به نحوی که سرلشگر ذخیره "گیورا آیلند" رئیس بخش پیشین عملیات، اینگونه نگاه اسرائیل به مذاکرات با جمهوری اسلامی ایران را تبیین می کند: «موشک های بالستیک تهدید اصلی ایران هستند که می تواند این سامانه را احیا و بازسازی کند. اگر نوعی توافق حاصل شود و یا آمریکا اقتصاد ایران را نابود نکند، باید منتظر دور دیگری از جنگ باشیم!»
جمع بندی :
جنگ آمریکا و اسرائیل با همراهی برخی کشورهای منطقه با اهداف مشخصی آغاز گردید که عبارت بودند از : سرنگونی نظام، حذف سران نظام در سطوح مختلف، از بین بردن توانایی هسته ای و موشکی ایران و قطع بازوهای منطقه ای ایران! آنچه مشخص است هیچ کدام از این اهداف بصورت کامل نه برای اسرائیل و نه برای ترامپ محقق نشده است! پذیرش آتش بس و چیدن میز مذاکره، صرفا فرصتی برای آمریکا و اسرائیل بود تا نقاط ضعف خود را شناسایی و در مرحله بعدی جنگ، با قدرت کوبنده تر، از سویی ماشین ترور مقامات و از سویی دیگر تخریب ایران را به پیش ببرند!
مذاکره کننده ایرانی بایستی ادراک خود را نسبت به طرف مقابل چه در صحنه جنگ و چه در میز مذاکره اصلاح نماید زیرا دشمن در تمام جبهه هایش بصورت واحد و هماهنگ عمل می کند و اگرچه اسرائیل به عنوان ضلع سوم بر سر میز مذاکرات حضور ندارد، اما بخوبی نشان داده که دارای حق وتو در این مذاکرات بوده و با یک تماس می تواند مذاکراتی که نهایی شده را خاتمه دهد!
همچنین ادراک مذاکره کننده ایرانی نسبت به ونس نیز بایستی اصلاح گردد زیرا دور اول مذاکرات این موضوع را برای همگان مشخص کرد که وی نیز بازیگری بی اختیار در برابر ترامپ و اسرائیل است! ونس همانی است که چندی پیش در جلسه ای در پاسخ به نظرخواهی ترامپ از وی گفت: من اینجا هستم برای قهوه رایگان، آنچه شما می گویید درست است، قربان! از سویی دیگر گزارش نیویورک تایمز از پشت پرده همکاری ونس با "پل سینگر" یکی از بزرگترین سرمایه داران حامی اسرائیل برای جلب حمایت مالی از حزب جمهوری خواه می تواند به خوبی مشخص کند که مقابله ونس با ترامپ بر اساس برخی مفاد قانون اساسی آمریکا در مسئله ایران ، برداشتی است که با این شرایط هیچ گاه محقق نخواهد شد!
اکنون واقعیت صحنه برای پیش بینی آینده مذاکرات یا جنگ در مقابل چشمان تصمیم گیر ایرانی قرار دارد! طی هفته گذشته در عرصه جنگ، روسیه دو بیانیه هشدار رسمی منتشر کرده مبنی بر اینکه شواهد موجود حکایت از یک فریب نظامی دارد، از این ایران رو بایستی با تمام قوا آماده شروع مجدد جنگ باشد!
مذاکره جز لاینفکی از جنگ است که بالاخره بایستی انجام شود که در این بین تیم مذاکره کننده از این پس بایستی نقش مداخله گر اسرائیل در فرآیند مذاکرات و جنگ را بیش از پیش در نظر بگیرید! تیم ایرانی علاوه بر آمریکا شناس، نیازمند یهود شناس برای درک بهتر موضع طرف مقابل می باشد. از این رو اگر مذاکره کننده ایرانی می خواهد منافع ملی را تامین کند، بایستی اندیشه های یهود را مد نظر قرار دهد و آن گاه محاسبه کند که در رویارویی با آنها در چه موقعیتی قرار دارد! در شرایط کنونی که نتانیاهو این جنگ را چنگی وجودی می نامد، مذاکره زمانی تامین کننده منافع ایران خواهد بود که شرایط میدان به نحوی جلو رود که موازنه کسب سود و زیان برای آمریکا تغییر یابد! یعنی به تعبیر صاحب نظران علم مذاکره، طرف روبرو به نقطه ای از تنگنا و فشار برسد که بجای آنکه به دنبال کسب منفعت بیشتر باشد مسیری را برگزیند که از آن پس، ضرر کمتری را متحمل شود که در پرونده کنونی مصداقش بستن تنگه هرمز و ایجاد فشار به اقتصاد جهانی می باشد تا کشورهای دنیا ترامپ را مجبور به پذیرش یک مذاکره منصفانه کنند!
پایان/













نظر شما