نتیجه جنگ رمضان؛ بازآرایی ساختاری روابط در خلیج فارس و فراتر از آن

تصور ایران از «خود» به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای در حال ظهور که در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ است گسترش یافته، در حالی‌که ایالات‌متحده تا مرز از دست دادن تصویر ابرقدرتی خود سقوط کرده است.

به گزارش تحریریه، جنگ تحمیل‌شده اخیر از سوی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، به نحو معناداری جایگاه و کارویژه بین‌المللی بازیگران درگیر را دگرگون ساخته است. جنگی که از سوی ایالات‌متحده و اسرائیل بر ایران تحمیل شده است، نقش بین‌المللی کشورها را تا حد زیادی تغییر داده است.

در این تحلیل قصد داریم این طرح‌ریزی نقش جدید را از منظر علمی و در پرتو نظریهٔ نقش در روابط بین‌الملل مورد بازنگری قرار دهیم. یک نقش بر اساس مؤلفه‌های زیر شکل گرفته و سپس طرح‌ریزی می‌شود:

A. نقش‌گیری: رهبران ملی موقعیت دولت خود را در نظام بین‌الملل با نگاه به میراث‌های تاریخی، موقعیت جغرافیایی، توانمندی‌های مادی و عضویت‌های نهادی نظیر سازمان ملل، ناتو و بریکس تفسیر می‌کنند. در میانهٔ جنگ، ایران میراث تاریخی خود را با حفظ تمامیت ارضی، کنترل تنگه هرمز و خلیج فارس، و حفظ عضویت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی از طریق همکاری با روسیه و چین در بریکس، در حالی‌که در NPT باقی مانده بود، تثبیت کرد.

اما ایالات‌متحده، با تضعیف پیروی خود از سازمان ملل، NPT و …، از دست دادن حمایت ناتو از طریق گسترش تهدیدها علیه اروپا و نقاط دیگر جهان، و از دست دادن پایگاه‌های نظامی‌اش به‌عنوان میراث جنگ سرد در منطقه، در حالی‌که اتحادهای امنیتی با کشورهای عرب را تهدید می‌کرد، موقعیت خود را تضعیف نمود.

به عبارت دیگر، ایران نقش دفاعی و حاکمیتی خود را از طریق دارایی‌های ژئواستراتژیک ملموس تحکیم کرد، در حالی‌که ایالات‌متحده به‌تدریج اعتبار نهادی و ساختارهای ائتلافی خود را از هم گسست.

B. تصور نقش: این تصویرِ ذهنی دولت از خود است که نشان می‌دهد سیاستگذاران باور دارند دولت‌شان چگونه باید عمل کند. برخلاف ایالات‌متحده که خود را به‌عنوان یک قدرت بزرگ در برابر چین و روسیه طرح‌ریزی می‌کرد، جنگ نتیجهٔ معکوسی نشان داد، زیرا کارزار نظامی آن کاملاً شکست خورد.

همچنین تصور خود از یک میانجی صادق نزد کشورهای عربی نیز از میان رفت. از سوی دیگر، ایران – که از طریق گفتمان سیاسی، هویت ملی، ایدئولوژی و سنت‌های گذشتهٔ سیاست خارجی مقاومت شکل یافته بود – خود را متحدی وفادار برای محور مقاومت و رویارویی نیرومند با هژمونی استکبار ثابت کرد و بدین‌ترتیب تصور خود را از خویشتن گسترش و غنا بخشید. دیگران نیز این تصور را به رسمیت شناختند.

بنابراین، این تصور داخلی نقش در خلأ شکل نگرفت؛ بلکه از طریق رفتار منسجم در برابر فشار شدید خارجی تقویت شد و یک روایت مقاومت را به واقعیتی راهبردی و قابل اثبات تبدیل کرد.

C. انتظار نقش: انتظارات دیگر دولت‌ها درباره اینکه یک دولت چه باید بکند یا نکند، از طریق دیپلماسی، نهادهای چندجانبه، تعهدات ائتلافی، وابستگی اقتصادی و حتی بیانیه‌های عمومی منتقل می‌شود.

در حالی‌که ایران توانست انتظارات ایالات‌متحده را پیش‌بینی کرده و برای آنها آمادگی یابد، ایالات‌متحده به‌دلیل اطلاعات نادرست اسرائیل نتوانست رفتار ایران را پیش‌بینی کند، و این به شکستی تراژیک برای آن در عرصه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی تبدیل شد.

این عدم تقارن در مدیریت انتظارات بخش بزرگی از نتایج متفاوت دو طرف را توضیح می‌دهد: ایران در چارچوبی قابل‌پیش‌بینی از بازدارندگی که طی سال‌ها آن را مخابره کرده بود عمل کرد، در حالی‌که واشنگتن اسیر اطلاعات نادرست و فرضیات بررسی‌نشده درباره انفعال ایران باقی ماند.

در مجموع، اگر در نظر بگیریم که شکل‌گیری نقش، ترکیب تصور داخلی و انتظارات خارجی است، نتیجه این می‌شود که تصور ایران از «خود» به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای در حال ظهور که در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ است گسترش یافته، در حالی‌که ایالات‌متحده تا مرز از دست دادن تصویر ابرقدرتی خود سقوط کرده است. مواضع اخیر اتحادیه اروپا و کشورهای منطقه نیز مؤید همین واقعیت است.

برعکس، ایران در میانهٔ این جنگ، هنجارهای جدیدی از نظام بین‌الملل (حاکمیت در خلیج فارس و تنگه هرمز، در عین حال حفظ دیپلماسی و مذاکرات صلح) را از طریق تعامل با دیگران طرح‌ریزی می‌کند. افزون بر این، دولت‌های قدرتمندی مانند کشورهای اروپایی و سازمان‌های بین‌المللی نقش جدیدی برای ایران به‌عنوان یک کنشگر مشروع در کنترل پیرامون خود (به‌ویژه تنگه هرمز) تعیین کرده‌اند. مطابق با آن، دولت رفتاری هم‌سو با تصور نقش خود دارد؛ بازخورد دیگران نیز موقعیت آن را تقویت می‌کند؛ برای مثال، دیدگاه‌های پاکستان و ترکیه نسبت به نقش ایران و ثبات آن به‌شکل چشمگیری تغییر کرده است.

البته رویدادهای آینده مانند تداوم جنگ ممکن است نقش جدید ایران را تعدیل کند، اما شواهد نشان می‌دهد حتی رویدادهای آینده نیز ممکن است این نقش را در سطحی مشروع‌تر و تثبیت‌شده‌تر تقویت نماید.

بنابراین، آنچه شاهدش هستیم فقط یک تغییر تاکتیکی در سیاست خارجی نیست، بلکه بازآرایی ساختاری روابط نقش در خلیج فارس و فراتر از آن است – جایی که یک «خود» در حال ظهور، جایگزین یک تصویر لکه‌دار در مرکز نظم منطقه‌ای می‌شود.

نویسنده: دکتر سجاد فرخی‌پور

پایان/

۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 34947

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • مطالعات چینوپرشیا IR ۱۲:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵
      0 0
      سلام و خدا قوت. لطفاً تو آپارات هم آپلود کنید یه هفتس بروز نشده همینجوریشم کمبود شدید محتوا داریم. یا حداقل فایل صوتی میان روبیکا منتشر کنید. یا علی مدد🌹