به گزارش تحریریه، نیوزویک آورده است: رویارویی میان ایالات متحده و ایران به مرحلهای عجیب و متناقض رسیده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، آتشبس با ایران را تمدید کرد در حالیکه محاصره را همچنان ادامه داد؛ حتی در زمانی که سفر برنامهریزیشده معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، به اسلامآباد به تعویق افتاد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به دو کشتی در تنگه هرمز شلیک کرد.
واشنگتن با امیدواری از دیپلماسی سخن میگوید، با ادعاهای مکرر ترامپ درباره توافقی قریبالوقوع، در حالیکه رفتار منطقه نشان میدهد آتشبس صرفاً وقفهای کوتاهمدت میان نبردی اجتنابناپذیر است.
این آتشبس، شکننده و پرتنش است. تنگه هرمز همچنان در معرض تهدید ایران بوده و توسط نیروهای آمریکایی مسدود شده است.
نقاط فشار جدیای وجود دارد که رسیدن به مصالحه را هم ضروری و هم در برخی موارد دشوارتر کردهاند.
1. زمان در حال پایان یافتن است
ترامپ بارها جنگ با ایران را چیزی توصیف کرده که میتواند ظرف چند هفته جمع شود. با این حال، آتشبس دو هفتهای که در اوایل آوریل اعلام شده بود، تاکنون بدون هیچ توافقی ناگزیر تمدید شده است.
ساعت زمان با آغاز آتشبس متوقف نشد.
هفتهها(ی ترامپ) دارند به ماه تبدیل میشوند، و هنوز هیچ راهحلی حاصل نشده است. قیمت نفت موجب افزایش تورم شده، در حالیکه کارزار انتخابات میاندورهای نزدیک میشود. و ترامپ در ماه مه دیدار مهمی با چین دارد، که ایران، شریک پکن، آن را به صحنهای ناخوشایند بدل کرده است.
تهران خود تحت فشار زمانی شدیدی قرار دارد؛ شاید حتی بیشتر از هر کس دیگری در برابر محاصره تنگه هرمز آسیبپذیر باشد.
تجارت نفت برای اقتصاد و نظام ایران حیاتی است و توانایی آن برای کسب درآمد از نفت یا سایر کالاهای تجاری دریایی اکنون محدود شده است.
همچنین محدودیتی جدی در میزان تولید وجود دارد یعنی ظرفیت ذخیرهسازی.
آتشبس زمانی مؤثر است که هر دو طرف نیاز به زمانی برای اندیشیدن دارند. اما این آتشبس در واقع زمان را فشرده کرده است، زیرا هر دو طرف میدانند که تأخیر دارد هر روز گرانتر میشود.
2. واکنشهای منفی در حال افزایش است
سیاستِ تأخیر اکنون در ارقامِ نظرسنجیها قابل مشاهده است.
نظرسنجی AP-NORC که در ۲۲ آوریل منتشر شد نشان داد محبوبیت ترامپ در زمینه اقتصاد از ۳۸ درصد در ماه گذشته به ۳۰ درصد کاهش یافته، در حالیکه تنها حدود یکچهارم آمریکاییها عملکرد او را در برخورد با مشکلات هزینههای زندگی تأیید میکنند.
این افت با افزایش قیمت انرژی ارتباط مستقیم دارد — روندی که تهدید میکند برای جمهوریخواهانِ مدافع اکثریت مجلس نمایندگان و سنا مشکلات سیاسی جدی به وجود آورد.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا در چشمانداز ماه آوریل خود اعلام کرد که اختلال در تنگه هرمز باعث شده قیمت گازوئیل به میانگین ماهانه بالای ۵٫۸۰ دلار برای هر گالن برسد. نفت خام برنت پس از حملات اخیر به کشتیها همچنان حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه در نوسان است.
و اثرات این بحران فراتر از بنزینِ مصرفی در امریکا است.
فاتح بیرول، رئیس آژانس بینالمللی انرژی، هشدار داده است که اروپا ممکن است تنها شاید برای شش هفته سوخت هواپیما داشته باشد اگر اختلال ادامه یابد؛ و اداره اطلاعات انرژی پیشبینی کرده که شوک هرمز، نفت برنت را در سطح بالا و قیمت سوخت را تا پایان سال بالا نگه خواهد داشت.
آنکتاد هشدار داده است که تداوم اختلال در هرمز موجب کند شدن تجارت و رشد اقتصادی در سال ۲۰۲۶ خواهد شد.
هر هفته اضافیِ آشوب، برای اروپا، کشورهای خلیج فارس و واردکنندگان عمده آسیایی، دلیلی تازه فراهم میکند تا هم بر واشنگتن و هم بر تهران فشار آورند تا سریعتر از آنچه هر طرف واقعاً مایل است به توافق برسند.
ترامپ همچنین در این زمینه آسیبپذیریای خودساخته دارد. در سخنرانی پیروزی ماه نوامبر ۲۰۲۴ خود گفت: «من نمیخواهم جنگی را آغاز کنم. من میخواهم جنگها را متوقف کنم.»
رئیسجمهوری با شعار «اول آمریکا» که با وعده قیمتهای پایینتر و پایان دادن به «جنگهای بیپایان» به قدرت رسید، اکنون در معرض شوک تورمی و درگیر ظاهر شدن در قالب یک رویارویی دیگرِ بیپایان در خاورمیانه قرار گرفته است.
ترامپ میگوید دیگر برایش مهم نیست نظرسنجیها چه بگویند. اما حزبش اهمیت میدهد. و آنها نیاز دارند که او در پرونده ایران راه خروج رضایتبخشی پیدا کند — خیلی پیشتر از آنکه نخستین سخنرانیهای انتخاباتی آغاز شوند.
.3. تهران در حال مذاکره با خودش است
توضیح خود ترامپ درباره تمدید آتشبس گویا بود و گزارشهایی را که از کشمکش داخلی در تهران حکایت داشت تأیید میکرد: او مدعی شد دولت «بهشدت دچار شکاف» ایران هنوز «پیشنهاد واحدی» ارائه نکرده است.
در یک گزارش ویژه در ۱۰ آوریل، مؤسسه مطالعه جنگ مدعی شد که ایالات متحده با یک تیم مذاکرهکننده منسجم واحد روبهرو نیست، بلکه با یک «کمیته بالفعل» متشکل از جناحهای رقیب سیاسی، نظامی و امنیتی ایران طرف است.
این مسئله آشکارا برای تمایل ترامپ به پایان دادن سریع به کار مشکلساز است.
4. عامل چین
پکن یکی از معدود قدرتهای خارجی است که اهرم واقعی نفوذ بر این بحران دارد، و دقیقاً به همین دلیل بازیگری دشوار برای واشنگتن محسوب میشود.
در نشست خبری وزارت امور خارجه در ۱۴ آوریل، چین محاصره آمریکا را «اقدامی خطرناک و غیرمسئولانه» خواند که «آتشبسِ از پیش شکننده را تضعیف خواهد کرد» و «عبور ایمن از تنگه هرمز را بیش از پیش به خطر خواهد انداخت.»
پکن دلایل مادی برای نگرانی دارد. حدود ۲ میلیون بشکه در روز از صادرات نفت خام ایران در معرض خطر است که بخش زیادی از آن به چین فروخته میشود، در حالیکه چین و پاکستان بهطور مشترک خواستار بازگشت عبور عادی تجاری از تنگه شدهاند.
در عین حال، ترامپ انتظار میرود در ۱۴ و ۱۵ مه در پکن حضور یابد، و چین هم دلایل کافی دارد که از تبدیل شدن ایران به رویارویی مستقیم آمریکا و چین در آستانه آن نشست جلوگیری کند. یکی از اولویتهای راهبردی اصلی پکن، تثبیت روابط با ایالات متحده در زمینه تجارت، فناوری، تایوان و منطقه وسیعتر هند-اقیانوسیه است.
این وضعیت چین را در موقعیت مطلوبش قرار میدهد: تأثیرگذار، محتاط، و در عین حال بهطور علنی منتقد فشار آمریکا، بدون آنکه هنوز بهصورت آشکار آن را به چالش بکشد.
اما هرچه واشنگتن بیشتر به ممانعت و رهگیری بهعنوان ابزار فشار تکیه کند، احتمال بیشتری دارد که پکن، هرمز را بهعنوان آزمونی بزرگتر درباره اینکه چه کسی مسئول امنیت انرژی آسیاست تلقی کند.
5. یکجانبهگرایی اسرائیل
یکی از دلایلی که این آتشبس همچنان شکننده است آن است که اسرائیل آشکارا بر اساس جدول زمانی دیپلماتیک واشنگتن عمل نمیکند.
ISW در ۸ آوریل اشاره کرد که اسرائیل بزرگترین موج حملات خود به لبنان را از آغاز کارزار انجام داده است، موضوعی که نشان میدهد آن جبهه تا چه اندازه میتواند بر اساس منطق خاص خود حرکت کند.
خود ترامپ در ۸ آوریل به PBS گفت که حملات اسرائیل در لبنان «درگیری جداگانهای» است و بخشی از آتشبس با ایران محسوب نمیشود، و عملاً میان دیپلماسی واشنگتن با تهران و کارزار اسرائیل علیه حزبالله خط تمایز کشید.
تهران تلاش کرده که آتشبس با اسرائیل در لبنان را شرط آتشبس خود با آمریکا قرار دهد.
وزارت خارجه آمریکا در ۱۶ آوریل اعلام کرد که اسرائیل و لبنان وارد توقف ۱۰ روزه خصومتها شدهاند که هدف آن فراهم کردن زمینه برای مذاکرات مستقیم صلح است، اما آن آتشبس نیز شکننده به نظر میرسد.
در ۲۱ آوریل، امانوئل مکرون رئیسجمهور فرانسه و نخستوزیر لبنان، نواف سلام، همچنان خواستار مذاکرات تازه برای تقویت آتشبس بودند.
روز بعد، یک حمله جدید پهپادی اسرائیل در لبنان آرامش را برهم زد، حتی پس از آنکه ترامپ گفته بود اسرائیلیها دیگر حملهای انجام نخواهند داد و آنها را «ممنوع» توصیف کرده بود.
خطر این است که اسرائیل فضای لازم برای تشدید تنش را در مسیری حفظ کرده که خود ترامپ آن را خارج از آتشبس ایران تلقی کرده است، به این معنا که یک اقدام یکجانبه اسرائیل میتواند دیپلماسی واشنگتن را وادار کند بهجای شکل دادن به رویدادها، به آنها واکنش نشان دهد.
بدتر از آن، اگر اسرائیل تصمیم بگیرد که مذاکرات با ایران به شکلی که با اهدافش سازگار باشد پیش نمیرود، ممکن است خود اقدام تازهای علیه تهران انجام دهد.
هرچه توافق صلح بیشتر به تأخیر بیفتد، خطر اینکه اسرائیل بهتنهایی وارد عمل شود بیشتر میشود.
وضعیت انتظار
اکنون آتشبس کمتر شبیه به باند پرواز بهسوی صلح به نظر میرسد و بیشتر شبیه به الگویی از پرواز در حالت انتظار در هوایی رو به وخامت است.
شاخصهای معنادار بعدی کاملاً مشخصاند: اینکه آیا مذاکرات در اسلامآباد واقعاً از سر گرفته میشود یا نه، اینکه آیا حملات به کشتیرانی متوقف میشود یا نه، اینکه آیا آتشبس در لبنان پابرجا میماند یا نه، و اینکه آیا واشنگتن میتواند محاصره، دیپلماسی و پیامرسانی عمومی خود را بهعنوان یک سیاست واحد جلوه دهد، نه سه سیاست جداگانه.
اگر این قطعات بهزودی در کنار هم قرار نگیرند، آتشبس ممکن است زیر فشار یک یا همه این عوامل فرو بپاشد، و غرش جنگ ادامه یابد.
پایان/













نظر شما