آیا ترامپ جرأت دارد در تنگه هرمز دست به آخرین قمارش بزند؟

زمانی که تحلیلگران غربی فروپاشی ایران را ظرف ۱ تا ۳ ماه پیش‌بینی می‌کردند، استراتژیست‌های چینی سناریوی دیگری را می‌دیدند: تاب‌آوری ایران، ضعف ساختاری آمریکا و پیچیدگی یک بحران خودساخته. این مقاله نگاهی است از منظر پکن به بحران تنگه هرمز؛ نگاهی که نشان می‌دهد چگونه محاسبات اولیه واشنگتن اشتباه از آب درآمد و چرا این درگیری در ماه‌های آینده به شکلی فراتر از تصور همگان ادامه خواهد یافت.

به گزارش تحریریه، شِن یی(沈逸)، استاد برجسته روابط بین‌الملل دانشگاه فودان و عضو کمیته مشورتی دیپلماسی سایبری وزارت خارجه چین، در تحلیلی جامع، ابعاد بن‌بست استراتژیک آمریکا در بحران اخیر تنگه هرمز و گزینه‌های محدود پیش روی دولت ترامپ را تشریح کرده و آورده است:

در این برنامه مروری بر تغییرات چشمگیر و قابل‌توجهی داریم که از اول ماه می در وضعیت کلی خاورمیانه رخ داده است.

از منظر گاه‌شمارِ رویدادها، تا ساعت ۳ بامداد ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ به وقت ایران، تقابل و کشمکش میان آمریکا و ایران بر سر مسئله عبور و مرور در تنگه هرمز، از یک مسئله سادهِ امنیتِ دریانوردی فراتر رفته است. این موضوع اکنون به یک بحران ترکیبی و چندلایه تبدیل شده که شامل اسکورت نظامی، محاصره دریایی، بازدارندگی از طریق تحریم‌ها، اثرگذاری بر بازارهای جهانی انرژی و حتی تعاملات پیچیده در پلتفرم‌های چندجانبه سازمان ملل متحد می‌شود.

مشکلی که آمریکا اکنون به دنبال حل آن است این است که: «باید پیروز شود». اما این میل به «پیروزی»، آمریکا را با چند چالش جدی مواجه می‌کند: از یک سو، آمریکا هیچ راهی برای دستیابی به یک پیروزی واقعی، مؤثر و بی‌بدیل در میدان نبرد ندارد؛ به این معنا که ایران حاضر نیست تسلیم اراده آمریکا شود و امتیازات یک‌جانبه‌ای که واشنگتن می‌خواهد را واگذار کند. از سوی دیگر، بزرگترین مشکلی که ترامپ اکنون با آن مواجه استمشابه آنچه در مسئله تعرفه‌های تجاری دیدیماین است که مشروعیت اقدامات او در عرصه سیاست داخلی آمریکا با چالش‌ها و ضربات مستقیمی روبه‌رو است.

آیا ترامپ جرأت دارد در تنگه هرمز دست به آخرین قمارش بزند؟

پایگاه اصلی رأی‌دهندگان ترامپ تمایلی به ورود به این جنگ ندارند و از شکست خوردن در آن حتی بیشتر بیزارند. همزمان، اقدامات او با یک مانع ساختاری و قانونی نیز مواجه است: مهلت ۶۰ روزه‌ای که قانون اختیارات جنگی برای اقدام آزادانه و بدون مجوز کنگره به او می‌دهد، تقریباً رو به پایان است. ترامپ اکنون می‌گوید «من در روز پنجاه و نهم کار را متوقف می‌کنم». بر اساس استدلال افرادی چون هگست، او معتقد است تا زمانی که این ۶۰ روز کامل پر نشده باشدفارغ از اینکه واقعاً توقف معناداری در کار باشد یا نهپس از این ۶۰ روز می‌توان دوباره روزشمار را از صفر شروع کرد. اینکه آیا این ترفند و بازیِ قانونی جواب می‌دهد یا خیر، به نتیجه کشمکش‌های سیاست داخلی آمریکا بستگی دارد.

به همین دلیل ترامپ پروژه جدیدی به نام «پروژه آزادی» را کلید زده است تا به اصطلاح یک اسکورت نرم ایجاد کند. این اقدام بیشتر شبیه ارائه برخی توصیه‌ها و استفاده از کشتی‌های جنگی آمریکایی برای انجام برخی عملیات‌های نفوذ یک‌جانبه است؛ هدفی که در پسِ آن قرار دارد، ایجاد یک برداشت روان‌شناختی است تا این احساس به وجود بیاید که آمریکا در حال انجام عملیات اسکورت در منطقه است، اما در عین حال نشان دهد که مسیرهای دریایی هنوز به طور کامل باز و امن نشده‌اند.

پیش از ضبط این برنامه، در حوالی ساعت هفت یا هشت صبح روز ششم می به وقت پکن، ترامپ با انتشار بیانیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی، تعلیق اجرای این پروژه آزادی را اعلام کرد. فارغ از اینکه بهانه او چه بوده و با وجود توجیهات متعددی که مطرح کرده است، این اتفاقات همواره این واقعیت را به ما یادآوری می‌کند که آمریکای امروز با آن آمریکایی که در دهه‌های هشتاد و نود میلادی در ذهن داشتیم (آمریکایی که می‌توانست در تنگه هرمز و خاورمیانه اقدامات نظامی قاطعانه انجام دهد و به پیروزی برسد)، تفاوت بسیار فاحشی پیدا کرده است. ابزارهای آمریکا در این تقابل نیز دچار تغییرات بنیادین شده‌اند و در شرایط کنونی، ابزارهای مالی و دیپلماتیک روز به روز نقش مسلط‌تری به خود می‌گیرند.

از زاویه تلاش‌های مشخصِ آمریکا، این کشور قصد دارد از جنبه‌های زیر وارد عمل شود:

در اول ماه می، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (OFAC) با صدور هشداری اعلام کرد که متوجه تهدیدات ایران علیه کشتیرانی شده استروایتی که به خودی خود، کل رابطه علت و معلولی ماجرا را وارونه جلوه می‌دهد. این نهاد همچنین افزود که آگاه است ایران از کشتی‌ها برای عبور از تنگه هرمز درخواست پرداخت عوارض کرده است و تأکید کرد که هرگونه اقدام برای پرداخت این عوارضخواه با استفاده از ارزهای فیات (پول‌های رایج ملی)، دارایی‌های دیجیتال، مبادلات ارزی غیررسمی و یا حتی پرداخت‌های کالایی و فیزیکیبا تحریم‌های آمریکا مواجه خواهد شد. علاوه بر این، اوفک (OFAC) هشدار داد که اشخاص و نهادهای غیرآمریکایی نیز ممکن است به همین دلیل با خطر تحریم‌های ثانویه روبه‌رو شوند.

این اقدام به معنای گشودن جبهه نبرد جدیدی در بازارهای مالی جهانی است. در این میدان جدید، آمریکا دیگر از آن برتری قاطع و کوبنده‌ای که خود تصور می‌کند برخوردار نیست؛ به این معنا که تنها با صدور چنین بیانیه‌ها و ادعاهایی نمی‌تواند قدرت بازدارندگی کافی داشته باشد یا سایر بازیگران را از انجام پرداخت‌های مشابه منصرف کرده و سد راه آنها شود.

همزمان، پیت هگست در ۵ می اعلام کرد که آمریکا موفق شده است یک گذرگاه امن در تنگه هرمز ایجاد کند و صدها کشتی تجاری آماده عبور از آن هستند. او همچنین ادعا کرد که قایق‌های کوچک ایرانی را غرق کرده، موشک‌های کروز و پهپادهای ایران را رهگیری نموده و در عین حال به محاصره دریایی بنادر و کشتی‌های ایرانی ادامه می‌دهد.

آیا ترامپ جرأت دارد در تنگه هرمز دست به آخرین قمارش بزند؟

اما باید به این نکته اشاره کرد که در حال حاضر و در قبال وضعیت ایران، شکاف و تناقض میان اظهارات، برداشت‌ها و اقدامات عملیِ دولت آمریکا روز به روز در حال افزایش است و این مسئله، تحلیل دقیق شرایط را با دشواری‌های زیادی همراه کرده است. البته، اگر بتوانید یک «چارچوب تحلیلِ معکوس» برای خود بسازیدمثلاً برای ادعاها و اهداف اعلام‌شده توسط هگست ضریب خطا در نظر بگیرید؛ مثلاً ۱۰ تا ۲۰ درصد، یا حتی ۴۰ تا ۵۰ درصد از اعتبار ادعاهای او کم کنید، و یا اصلاً او را به عنوان یک شاخص معکوس در نظر بگیریدشاید بتوانید به ارزیابی‌های مؤثر و دور از انتظاری دست پیدا کنید. با این حال، آنچه مسلم است این است که در ظاهر ماجرا و در خصوص مسئله عبور و مرور از تنگه هرمز، اهداف کنونی آمریکا رو به افول و کوچک شدن است و این وضعیت، حس بسیار عجیب و غیرقابل درکی را به ناظران القا می‌کند.

هنگام بررسی و تحلیل این مسئله، باید همواره این واقعیت اساسی را به خاطر داشته باشیم:

نخست اینکه، پیش از آنکه آمریکا و اسرائیل به سوی ایران هجوم ببرند و آن را بمباران کنندبه‌ویژه پیش از اقدام به عملیات ترور مقام رهبری ایرانکشتیرانی در تنگه هرمز آزادانه جریان داشت و ایران هیچ‌گونه مانعی در مسیر عبور و مرور در این تنگه ایجاد نکرده بود.

دوم اینکه، تا به امروز، عبور و مرور آزاد در تنگه هرمز احیا نشده است و این گذرگاه همچنان تحت فشار یک‌جانبه ایران قرار دارد.

سوم، وضعیت کنونی آمریکا در خاورمیانه، بیش از پیش به ارزیابی و قضاوتی نزدیک شده است که پیش‌تر مطرح کرده بودیم؛ وضعیتی که می‌توان آن را با عبارت «نمی‌تواند پیروز شود، تحمل باخت را ندارد و نمی‌تواند رها کند» توصیف کرد.

آمریکا نمی‌تواند آن‌گونه که پیش‌بینی می‌کرد، در این درگیری پیروز شود؛ یعنی نتوانسته ایران را به تسلیم سلاح‌های هسته‌ای وادار کند، حکومت ضدآمریکایی کنونی را سرنگون سازد، یک دولت غرب‌گرا روی کار بیاورد و همه این اهداف را در مدت زمانی کوتاه و با هزینه‌ای اندک محقق کند. از سوی دیگر، در شرایط فعلی، آمریکا تحمل پیامدهای شکست در این رویارویی را نیز ندارد؛ نمی‌تواند به سادگی و صراحت اعتراف کند که: «از عهده‌اش برنمی‌آیم، دیگر ادامه نمی‌دهم، من می‌روم و برایم مهم نیست که تنگه هرمز چقدر دچار آشوب می‌شود؛ بقیه شما خودتان بروید و با ایران سروکله بزنید.»

در عین حال، سیستم ائتلاف و اتحاد آمریکا نیز نتوانسته است آن‌طور که انتظار می‌رفت کارآمد باشد. اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ ندهد، روند آینده به این سمت پیش خواهد رفت که پاکستان و برخی کشورهای دیگر، به‌ویژه قدرت‌های بزرگ فرامنطقه‌ای، نقش فزاینده‌ای در سوق دادن این درگیری به سوی یک راه‌حل مسالمت‌آمیز ایفا خواهند کرد. این تغییر و تحول، در نهایت نه تنها می‌تواند نتیجه یک درگیری منطقه‌ای را تغییر دهد، بلکه ممکن است تأثیرات بسیار بزرگ‌تری بر ژئوپلیتیک و نظام بین‌الملل بر جای بگذارد؛ نکته‌ای که به شدت شایسته توجه و دقت ماست.

آیا ترامپ جرأت دارد در تنگه هرمز دست به آخرین قمارش بزند؟

اما به سراغ آمریکا برویم. ترامپ در جدیدترین اظهارات خود، سه دلیل برای توقف آنچه «عملیات آزادی» نامیده می‌شود، مطرح کرده است: اول، درخواست پاکستان و سایر کشورها؛ دوم، موفقیت نظامی عظیم آمریکا در عملیات علیه ایران؛ و سوم، پیشرفت چشمگیر نمایندگان آمریکا و ایران در راستای دستیابی به یک توافق جامع و نهایی.

در میان این سه دلیل، شاید تنها مورد سوم جای اندکی امیدواری داشته باشد و دو مورد دیگر را اساساً باید به نوعی خودفریبی و توهم پیروزی تعبیر کرد. چرا که بازارهای سرمایه واکنش و موضع بسیار روشنی در قبال این اقدامات نشان داده‌اند: بازدهی اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانه‌داری آمریکا از مرز ۵ درصد عبور کرده، اوراق ۲۰ ساله نیز مرز ۵ درصد را شکسته‌اند و اوراق ۱۰ ساله با سرعتی سرسام‌آور به سمت ۴.۵ تا ۵ درصد در حال حرکت هستند.

همزمان، قیمت جهانی نفت خام برخلاف میل آمریکا، با شوک‌های صعودی در سطوح بالایی باقی مانده و قیمت سوخت در داخل آمریکا نیز به شدت بالاست. تمامی این عوامل، محدودیت‌ها و فشارهای بسیار مستقیم و ملموسی را بر ترامپ که در ماه نوامبر امسال با چالش انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره روبه‌روست، تحمیل خواهد کرد. بنابراین، کل اوضاع حداقل در مسیری پیش می‌رود که ترامپ چندان تمایلی به دیدن آن ندارد.

برخی می‌پرسند: اگر آمریکا تصمیم قاطع بگیرد، کاملاً جدی شود، به هر قیمتی که شده و بدون توجه به آنچه در سایر نقاط جهان می‌گذرد تمام فشار و توان خود را به سمت ایران روانه کند، آیا می‌تواند ضربات و شوک‌های سنگین‌تری به ایران بزند و آسیب‌هایی به مراتب بیشتر از وضع کنونی به این کشور وارد کند؟

بله، آمریکا هنوز چنین توانمندی و ظرفیتی دارد. اما آمریکا نه می‌تواند جلوی ضدحملات ایران را بگیرد و نه قادر است پیامدهای میان‌مدت و بلندمدت این ضدحملات را که گریبان‌گیر خود آمریکا، متحدانش و کل اقتصاد جهان خواهد شد، خنثی کند. در جریان چنین شوک و بحرانی، آمریکا و متحدانش در مجموع جزو آن دسته از قدرت‌های بزرگی خواهند بود که بیشترین آسیب و تأثیر منفی را متحمل می‌شوند. این نه چیزی است که آمریکا بخواهد ببیند، و نه هدف اولیه و انگیزه اصلی این کشور از اقدام علیه ایران بوده است. این دقیقاً همان نقطه کلیدیِ سردرگمی، بن‌بست و گرفتاری کنونی آمریکاست.

آیا ترامپ جرأت دارد در تنگه هرمز دست به آخرین قمارش بزند؟

به طور کلی، از همین الان تا مدتی در آینده، حداقل تا زمان سفر ترامپ به چیناگر طبق برنامه انجام شود که حدود ۱۰ روز دیگر زمان باقی استتقریباً با چند مسئله در زمینه‌های زیر روبه‌رو خواهیم بود:

🔶پس از آنکه ترامپ عملیات آزادی را متوقف کرد، چگونه می‌خواهد به اصطلاح «بازدارندگی» در برابر ایران را حفظ کند؟ اگر شما عملیات را متوقف کنید، اما ایران همچنان رویکرد خود را ادامه دهدیعنی از کشتی‌ها بخواهد طبق مسیرهای تعیین‌شده ایران عبور کنند، عوارض بپردازند، مجوز بگیرند و در برابر کشتی‌های سایر کشورها که این قوانین را رعایت نمی‌کنند، بازدارندگی لازم یا حتی حملات نظامی اعمال کندآنگاه آمریکا احتمالاً مجبور خواهد شد بین «از سرگیری اسکورت دریایی» و «انتظار برای مذاکره»، یکی را انتخاب کند. در این میان، اعتبار آمریکا و آن تصویر مرد سرسخت آمریکایی که ترامپ می‌خواهد از خود به نمایش بگذارد، به طور مداوم دچار آسیب خواهد شد.

🔶مسئله محاصره تنگه هرمز چه خواهد شد؟ آمریکا در حال حاضر اساساً تمام امید خود را به مذاکره با ایران گره زده است. آمریکا از یک سو می‌خواهد محاصره بنادر ایران را حفظ کند و از سوی دیگر، در عملیات اسکورت دریایی یک قدم به عقب بردارد. این وضعیت و ترکیب استراتژیک به ضرر آمریکا و به نفع ایران تمام می‌شود. روند آینده چگونه پیش خواهد رفت؟ آمریکا تا چه حد می‌تواند به محاصره عملی ایران ادامه دهد؟ آیا این محاصره واقعاً می‌تواند آن‌گونه که آمریکا انتظار دارد، اقتصاد و صادرات نفت ایران را در هم بشکند؟ این‌ها سوالاتی هستند که با تردیدهای فزاینده‌ای روبه‌رو خواهند شد.

🔶مشکل کنونی در تنگه هرمز این است که ایران می‌تواند به عنوان یک «بازدارندگی شناختی»، به سایر بازیگران کلیدیمانند شرکت‌های بزرگ کشتیرانیاین باور را القا کند که تنگه هرمز از نظر تجاری محیطی غیرقابل اعتماد، غیرقابل عبور و غیرقابل بیمه است که تنها می‌تواند حداقلِ ترددِ عملی را حفظ کند. البته، ناوگان سایه ایران در واقع تجربه بسیار غنی و بالایی برای مقابله با چنین محاصره‌ای دارد. اما فشاری که از این تأثیر بر سیستم کشتیرانی ایجاد می‌شود، در درجه اول بر متحدان آمریکا و سپس بر اقتصاد داخلی خود آمریکا وارد خواهد شد، چرا که این دو بخش حساس‌تر و نسبتاً آسیب‌پذیرتر هستند و متحمل یک فشار زنجیره‌ای خواهند شد.

در نهایت، ترکیب تمامی این عوامل و تأثیر جامع آن‌ها بر کل روند مذاکرات، شرایطی را برای طرف آمریکایی ایجاد می‌کند که دیگر توان وقت‌کشی ندارد و نیازمند دستیابی به یک دستاورد و پیشرفت در کوتاه‌ترین زمان ممکن است. راستش را بخواهید، در چنین شرایطی، آمریکا یا باید دل به دریا بزند و تمام توان خود را به کار گیرد (اصطلاحا Allin کند) تا یک دور مذاکرات مجدد و سرنوشت‌ساز را آغاز نماید. البته، به دلیل ارزیابی‌های بیش از حد خوش‌بینانه «هگست» از توان نظامی آمریکا، نتایج عملی در میدان رویارویی با ایران اگر نگوییم کاملاً با شکست روبه‌رو شد، حداقل نتایجی به بار آورده که باعث شده ترامپ دیگر نتواند به راحتی به این ارزیابی‌ها اعتماد کند. بنابراین، تحولات آینده همچنان بسیار ظریف و پیچیده خواهد بود.

آیا ترامپ جرأت دارد در تنگه هرمز دست به آخرین قمارش بزند؟

علاوه بر این، مسئله‌ای به نام «مشروعیت چندجانبه» نیز مطرح است.

در خصوص مسئله ایران، یک چیز کاملاً قطعی است: آمریکا نمی‌تواند در معنای واقعی کلمه سازمان ملل را کنار بگذارد، نمی‌تواند شورای امنیت سازمان ملل را دور بزند و نمی‌تواند اراده و دیدگاه‌های دو کشور چین و روسیه را کاملاً نادیده بگیرد تا در کل تنگه هرمز و در قبال ایران، یکه‌تازی و خودکامگی کند. برعکس، اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ ندهد، برای حل و فصل نهایی کل این بحران، آمریکا احتمالاً به شکلی فزاینده و آشکار نیازمند دریافت همکاری مثبت و فعالانه از سوی شورای امنیت سازمان مللو عمدتاً چین و روسیهخواهد بود.

اما همه این‌ها ما را به نقطه آغاز بازمی‌گرداند: در رابطه با چرایی و چگونگی انفجار این بحران، آمریکا تصمیمی بسیار عجولانه و شتاب‌زده گرفت و زمان‌بندی بسیار بدی را انتخاب کرد. درست در شرایطی که ایران فعالانه با آمریکا همکاری می‌کرد و مذاکرات هسته‌ای با پیشرفت‌هایی همراه بود، واشنگتن دست به یک حمله نظامی غافلگیرانه علیه ایران زد. این اقدام، هرچند ضربه‌ای بزرگ و از نظر سیاسی غیرقابل بازگشت به ایران وارد کرد، اما در عمل هیچ تأثیر ماهوی بر توانایی و سیستم بنیادین ایران برای ضدحمله علیه آمریکا نداشت؛ حتی می‌توان گفت با از میان برداشتن چند مانع کلیدی، مسیر را برای عملکرد روان‌تر این سیستم هموار کرد و نتیجه‌ای را رقم زد که برای ناظران تا حدی طنزآمیز و مضحک بود.

به خوبی به یاد دارم که در ۴۸ تا ۷۲ ساعت اولیه پس از آغاز درگیری، از چندین محقق به ظاهر بسیار بااعتمادبه‌نفس در این حوزه شنیدم که با قاطعیت ادعا می‌کردند: «ظرف ۱ تا ۳ ماه، ایران قطعاً دوام نخواهد آورد، کاملاً فرو می‌پاشد و کل این روند نیز نسبتاً بی‌دردسر پیش خواهد رفت». اما اکنون کاملاً واضح است که تاب‌آوری و توانایی ضدحمله ایران، در کنار میزان بی‌کفایتی خودِ آمریکا، ساختار تصمیم‌گیری غیرحرفه‌ای و شلخته آن، عدم آمادگی کافی، گسستگی میان اقدامات و ذهن مردد تصمیم‌گیرندگانش، پیچیدگی این رویداد را به شدت افزایش داده است.

از منظر حفظ جایگاه هژمونی، گزینه‌های پیش روی آمریکا بسیار محدود است. مگر اینکه واشنگتن واقعاً خود را برای این سناریو آماده کرده باشد که بگوید: «من دیگر نمی‌خواهم قدرت هژمون باشم!»، در غیر این صورت، با احتمال بسیار بالایی مدت زمان استمرار این درگیری و وسعت و عمق پیامدهای آن، در مسیری بسیار فراتر از انتظارات عمومی، طی ۲ تا ۳ ماه آینده به روند خود ادامه خواهد داد. ما همچنان این تحولات را از نزدیک زیر نظر خواهیم داشت. صحبت‌های امروز را همین‌جا به پایان می‌برم، از همه شما سپاسگزارم.

پایان/

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
کد مطلب: 35009

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =