به گزارش تحریریه، شیه شیائو رونگ(薛小荣)، استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بینالملل، در تحلیل جدید خود نشان میدهد که چگونه مقاومت ایران در خاورمیانه و ناکامی واشنگتن، درک جهانی از هژمونی آمریکا را حتی در شرق آسیا تغییر داده است.
در تاریخ ۲۸ آوریل، لی جائه میونگ، رئیسجمهور کره جنوبی، در نشست هیئت دولت به یکی از موضوعات بحثبرانگیز کنونی در جامعه این کشور پرداخت: آیا هزینههای دفاعی کره جنوبی بیش از حد بالاست؟ بسیاری از مردم عادی معتقدند که اگر این بودجههای مازاد نظامی صرف بهبود وضعیت معیشتی مردم میشد، کار به جایی نمیرسید که هنوز هم مجبور باشند به خوردن «کیمچی» اکتفا کنند. در پاسخ به چنین ابهاماتی، لی جائه میونگ تاکید کرد که دولت باید موضوع را به طور شفاف برای مردم توضیح دهد.
نخست آنکه، بدون یک سیستم دفاع ملی قدرتمند، نه امنیت ملی وجود خواهد داشت و نه توسعه اقتصادی و اجتماعی.
لی جائه میونگ اظهار داشت که بر اساس ارزیابیهای پایگاه آمریکایی «گلوبال فایرپاور» (Global Firepower)، قدرت نظامی کره جنوبی اکنون در جایگاه پنجم جهان قرار دارد. چهار کشور اول شامل آمریکا، روسیه، چین و هند هستند و کره جنوبی رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است. دقیقاً به همین دلیل است که ارتش کره جنوبی با قرار گرفتن در رده پنجم جهان و برتری چشمگیر نسبت به همسایه شمالی خود، تضمین کرده است که با وجود تنشها در شبهجزیره، مردم کره جنوبی همچنان میتوانند در آرامش به زندگی عادی و تفریحات خود ادامه دهند.
لی جائه میونگ از تمامی سطوح دولت خواست تا این مسئله را برای شهروندان به روشنی تبیین کنند که: رابطه میان امنیت ملی و توسعه پایدار اقتصادی—اجتماعی، یک رابطه مستقیم و کاملاً مثبت است.

مسئله دومی که باید به روشنی برای مردم تشریح شود این است: اگرچه کره جنوبی سهم بودجه دفاعی خود را افزایش داده و به نظر میرسد دولت پول بیشتری را به بخش دفاع و امنیت اختصاص داده است، اما با در نظر گرفتن حجم کل اقتصاد این کشور، نسبت هزینههای نظامی هنوز از نقطه بحرانی فراتر نرفته و از خط قرمز عبور نکرده است.
در مقایسه با رویکرد نظامیگرایانه و افراطی کره شمالی، اقدامات کره جنوبی در این زمینه بسیار کنترلشدهتر و منطقیتر است.
به عبارت دیگر، توسعه دفاعی و پیشرفت اقتصادی در هماهنگی کامل با یکدیگر پیش میروند و خبری از سیاست «اول ارتش» مشابه کره شمالی در این کشور نیست. لی جائه میونگ بر این باور است که دولت وظیفه و تعهد دارد تا از هر فرصتی استفاده کرده و به مردم توضیح دهد که: هرچند سهم بودجه دفاعی سالانه اندکی افزایش مییابد، اما حجم اقتصاد کره جنوبی به قدری بزرگ است که میتواند به راحتی پاسخگوی این هزینهها باشد و هیچ لطمهای به توسعه سایر بخشهای اقتصادی و اجتماعی وارد نخواهد کرد. با وجود افزایش هزینههای نظامی، تولید ناخالص کل کره جنوبی نیز هر سال در حال رشد است؛ در نتیجه با توازن این دو شاخص، در واقع تأثیر منفی چندانی بر زندگی و معیشت مردم عادی وارد نمیشود.

سومین نکتهای که لی جائه میونگ بر آن تأکید ویژه داشت، به یک مسئله روانشناختی در میان جامعه بازمیگردد.
دلیل اصلی اینکه چنین ابهاماتی در میان مردم کره جنوبی شکل گرفته، وجود این تصور است که کره جنوبی و ایالات متحده متحد یکدیگرند. از زمان امضای «پیمان دفاع متقابل» میان دو کشور در سال ۱۹۵۳، ارتش آمریکا همواره در کره جنوبی حضور داشته و حتی امروز نیز حدود ۲۸ هزار نیروی آمریکایی در این کشور مستقر هستند.
اگرچه این تعداد نیروی نظامی شاید چندان زیاد به نظر نرسد، اما در محیط ژئوپلیتیکِ پرآشوب و متلاطم شرق آسیا، همین حضور به کره جنوبی اجازه داده تا با تکیه بر قدرت آمریکا، در حاشیه امنی قرار بگیرد و اصطلاحاً زیر سایه این درخت بزرگ استراحت کند. به همین دلیل، بسیاری از شهروندان کرهای بر این باورند که وقتی آمریکا تضمینهای امنیتی کافی را فراهم کرده است، کره جنوبی تنها باید روی توسعه اقتصادی خود تمرکز کند و دیگر هیچ نیازی نیست پول خود را صرف هزینههای دفاعی و نظامی کند.
از دیدگاه آنان، اگر این بودجههای کلان دفاعی به توسعه اقتصادی و اجتماعی اختصاص مییافت، قطعاً سطح رفاه و خوشبختی مردم بالاتر میرفت و کار به جایی نمیرسید که مانند امروز، جوانان زیر فشارهای خردکننده باشند و کل جامعه کره جنوبی مانند یک فنرِ فشرده در آستانه در رفتن به نظر برسد.

در پاسخ به این تردیدها، لی جائه میونگ اظهار داشت که تمامی نهادها باید یک حقیقت را به روشنی برای مردم تبیین کنند: امنیت ملی کره جنوبی باید منحصراً در دستان خودش باشد. او تأکید کرد که کره جنوبی اکنون پنجمین قدرت نظامی جهان است و به طور کامل توانایی آن را دارد که بدون تکیه بر آمریکا از امنیت خود محافظت کند؛ بنابراین، باید ذهنیت وابستگیِ بیش از حد به آمریکا را در میان مردم از بین برد.
وی هشدار داد که چنین طرز تفکری بسیار خطرناک است و در لحظات سرنوشتساز میتواند آینده و بقای کشور را به باد دهد. زیرا اگر توسعه و تقویت سیستم دفاع ملی در دوران صلح و شرایط عادی جدی گرفته نشود، در زمان بروز بحران و نیاز مبرم به این نیروها، برای هرگونه اقدامی بسیار دیر خواهد بود.
در نهایت، لی جائه میونگ به مقامات دولتی گوشزد کرد که در ارتباط با مردم، باید این استراتژی بنیادین را با صراحت و شفافیت کامل بیان کنند: «تنها قدرتی که متعلق به خودمان باشد، میتواند امنیتی واقعی و پایدار به ارمغان بیاورد.»
اما واقعاً باید به این اظهارات لی جائه میونگ—مبنی بر اینکه کره جنوبی به پشتوانه رتبه پنجم نظامی خود در جهان میتواند به آمریکا «نه» بگوید—چگونه نگاه کنیم؟
به اعتقاد من، اگرچه حرفهای او تا حدودی منطقی است، اما به نظر میرسد دچار نوعی غرور کاذب و توهم قدرت شده است.
اول از همه، این ادعا که ارتش کره جنوبی در رده پنجم جهان قرار دارد، نتیجهگیری وبسایت آمریکایی «گلوبال فایرپاور» است که از طریق مقایسه شاخصهای مختلف به دست آمده است. اما آیا این نتیجهگیری واقعاً معتبر و قابل اتکاست؟ این صرفاً نظر و ارزیابی یک نهاد خاص است. درست مانند موسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم (SIPRI) که هر ساله آمارهای مربوط به هزینههای نظامی و توازن قوا را منتشر میکند و رتبهها در آن دائماً در حال تغییر است.
مسئله اینجاست که کره جنوبی ناگهان متوجه شده در رتبهبندی گلوبال فایرپاور در جمع پنج کشور برتر قرار گرفته و چنان از این موضوع هیجانزده شده که همین دادهها را به عنوان مبنایی برای تنظیم سیاستهای داخلی و خارجی خود قرار داده است. باید گفت که لی جائه میونگ در اینجا دچار خوشباوری شده و فقط چیزی را پذیرفته که دوست داشته بشنود.

نکته دوم این است که رتبهبندی «گلوبال فایرپاور» تنها بر اساس مقایسه ترکیبی از شاخصهای متعارف و کلاسیک نظامی انجام شده و حیاتیترین و اصلیترین مسئله، یعنی «سلاحهای هستهای» را نادیده گرفته است. کمی فکر کنید؛ اگر واقعاً کره جنوبی پنجمین قدرت نظامی جهان بود، بحران شبهجزیره کره باید خیلی وقت پیش حل میشد؛ پس چرا تا به امروز ادامه پیدا کرده است؟ دلیل حل نشدن این بحران، مگر چیزی جز این است که کره شمالی به سلاح کشتار جمعی نهایی مجهز است و کره جنوبی اصلاً جرأت حمله به آن را ندارد؟
به همین دلیل است که میگویم لی جائه میونگ کمی دچار توهم شده است. وقتی خودِ معیارهای ارزیابی گلوبال فایرپاور دارای نقص است، استفاده از یک نتیجهگیری یکجانبه و حتی نامتوازن به عنوان مبنای استدلال، تنها یک معنا دارد: لی جائه میونگ واقعاً درک عمیق و تخصصی از مسائل نظامی ندارد.
نکته آخر اینکه، دلیل اینگونه سخن گفتن او این است که خودش هم در اعماق وجودش میداند این رتبهبندی چندان هم واقعی نیست و در آن اغراق شده است. با نگاهی به دو جنگ منطقهای که در حال حاضر در جهان در جریان است، اگر جای کره جنوبی را با اوکراین یا ایران عوض کنیم، آیا کره جنوبی میتواند در برابر ضربات روسیه مقاومت کند؟ آیا میتواند تاب تحمل حملات آمریکا را داشته باشد؟ پاسخ به این سوالات بسیار دشوار است.

کره جنوبیِ امروز، در واقع مانند کودکی است که در گلخانه بزرگ شده است. هرچند اقتصاد نسبتاً پیشرفتهای دارد و در زمینه صادرات تسلیحات نیز تا حدودی برای خود نام و نشانی دست و پا کرده است، اما اینها اصلاً برای اثبات این موضوع کافی نیست که توانمندی رزمی آن با اوکراین برابری میکند یا قدرت جنگندگیاش قابل قیاس با ارتش و سپاه پاسداران ایران است.
البته رئیس جمهور کره جنوبی در اعماق وجودش به خوبی میداند که در میان اصطلاحاً «پنج قدرت بزرگ یوتیوب» (اصطلاحی طعنهآمیز برای کشورهایی که در فضای مجازی همواره ادعای ابرقدرتی دارند)، چه کره جنوبی و چه هند، در ردههای بالا قرار میگیرند و قدرتشان بیشتر در فضای رسانهای است تا میدان واقعی!
اما دلیل اینکه او همچنان چنین سخنانی را به زبان میآورد، این است که میبیند آمریکا در برابر ایران به در بسته خورده است. کشورهای خاورمیانه آنهمه هزینه حفاظت به واشنگتن پرداخت کردند، اما در نهایت آمریکا به وعدههای امنیتی خود در قبال آنها عمل نکرد. همین مسئله باعث شده تا ذهنیت و محاسبات کره جنوبی نیز دستخوش تغییر شود.
باید اعتراف کرد که جنگ در خاورمیانه، در حال تغییر دادن شناخت و درک جدید جهانیان از آمریکا، به واسطه نقش ایران است. هژمونی آمریکا و قدرت بازدارندگی و نفوذ واشنگتن در چشم متحدان و شرکایش به سرعت در حال افول است؛ و این اظهارات لی جائه میونگ، گواهی روشن و غیرقابل انکار بر این مدعاست.
پایان/













نظر شما