به گزارش تحریریه، نشریه آمریکایی «آتلانتیک» در تحلیلی آورده است که برآورد ارتش ایالات متحده حاکی از آن است که در حال حاضر حدود ۱,۵۵۰ شناور دریایی - تانکر نفت، کشتیهای فلهبر، کانتینربر و غیره - در خلیج فارس در حالت آمادهباش قرار دارند. با مسدود شدن مؤثر تنگه هرمز، خدمه آنها، که بسیاری از آنها در جنگ جاری با ایران دخالتی ندارند، با نزدیک شدن به آبراه پر از مین، به آرامی در حال اتمام آذوقه خود هستند. دونالد ترامپ چندی قبل اعلام کرد که ایالات متحده با هدایت این «قربانیان شرایط» به خارج از منطقه جنگی به روشی که هنوز مشخص نشده است، آنها را نجات خواهد داد. اما یک روز بعد، ارتش ایران این طرح را رد کرد و هشدار داد که اگر نیروهای نظامی آمریکا به تنگه نزدیک شوند، مورد حمله قرار خواهند گرفت.
هر دو طر به یکدیگر شلیک کردند، اگرچه ایالات متحده ادعا میکند که آتشبس همچنان برقرار است. این واقعیت که رهبران ایران ظاهراً مایلند ریسک نقض آتشبس شکننده یک ماهه را بپذیرند، نشاندهنده شدت تمایل آنها برای محافظت از تسلط خود بر تنگه است.
جنگ به شدت به ایران آسیب رسانده است: رهبران آن جان باختهاند، نیروی دریایی و هوایی آن تحلیل رفته، و اقتصاد و زیرساختهای آن ویران شده است. ترامپ هفته گذشته مدعی شد «اگر همین الان برویم، ۲۰ سال طول میکشد تا بازسازی کنند.»
اما در میان ویرانیها، این کشور اشکال جدیدی از اهرم فشار را نیز به دست آورده است. ایران پیش از این چنین سطحی از کنترل را بر تنگه هرمز اعمال نکرده بود و قبل از جنگ، این کشور نمیتوانست مطمئن باشد که قادر به انجام چنین کاری خواهد بود. حتی در وضعیت تضعیف شده خود، ارتش ایران موفق شده است کشتیهای دشمن را بازدارد و سیستمهای پدافند هوایی را دور بزند، و این کنترل را بر تنگه حفظ کرده و میلیاردها دلار برای ایالات متحده هزینه ایجاد کند.
پس از آغاز اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل، دولت ایران اعلام کرد که به هر کشتی که تلاش کند از تنگه عبور کند حمله خواهد کرد و برای بازدارندگی شروع به استقرار مین کرد. قبل از جنگ، بیش از ۱۳۰ کشتی در روز از تنگه عبور میکردند و حال در بعضی روزها، این تعداد به سه مورد کاهش یافت. کشتیهایی که اکنون عبور میکنند عمدتاً تحت نظارت دقیق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران هستند، و گزارش شده است در حال مطالبه عوارض با ارز دیجیتال و یوان چین و تغییر مسیر ترافیک از عمان به سمت آبهای تحت کنترل ایران است.
تسلط ایران بر تنگه ممکن است به یک امر عادی تبدیل شود. نایب رئیس مجلس ایران، قاطعانه اعلام کرد که کشورش «از موضع خود در مورد تنگه عقبنشینی نخواهد کرد و به شرایط پیش از جنگ باز نخواهد گشت». دلیل آن این است که محدودیتهای این کشور بر تنگه در سطح استراتژیک موفقیتآمیز بوده است، و باعث شوک انرژی جهانی و ویرانی اقتصادی در سراسر جهان شده است - و فشار عظیمی بر ایالات متحده و اسرائیل برای ورود به میز مذاکره وارد کرده است.
ترامپ پیام داده است که ایران «لعنتی تنگه را باز کند»، اما همانطور که تهدیدات ایران آشکار کرد، ما راه درازی تا اجرای دوباره وضعیت قبل از فوریه داریم. حتی زمانی که رهبری ایران پیشنهاد بازگشایی تنگه را به عنوان بخشی از توافقات صلح احتمالی داده است، همانطور که در ماه گذشته اتفاق افتاد، با علم به اینکه ایران همیشه میتواند کنترل را مجدداً اعمال کند. دقیقاً همان اتفاقی که در ۱۷ آوریل رخ داد، اگر این کشور تنگه را برای همه باز اعلام کند؛ ایران محدودیتهای خود را بر کشتیهای عبوری را مجدداً اعمال می کند و به طور مؤثر آبراه را دوباره بست.
تنگه تنها ابزار در دسترس ایران نیست. ترامپ گفت که این کشور «نیروی دریایی ندارد» و «نیروی هوایی ندارد». اما مقامات آمریکایی در اواخر آوریل به CBS گفتند که معتقدند ۶۰ درصد نیروی دریایی آن همچنان «وجود دارد» و دو سوم نیروی هوایی آن «عملیاتی» است. اگرچه ارتش ایران قطعاً بسیار ضعیفتر از ارتش ایالات متحده است، اما گزارش شده است که چابکتر و تواناتر از حد انتظار ثابت شده است.
هفته گذشته، پنتاگون اولین برآورد خود از کل هزینه جنگ در ایران را تاکنون ارائه داد: ۲۵ میلیارد دلار.
یک سلاح پیشرفته آمریکایی ممکن است میلیونها دلار هزینه داشته باشد؛ پهپاد شاخص ایران - معروف به شاهد-۱۳۶ - تنها دهها هزار دلار هزینه دارد و شرکای ایالات متحده، مانند کویت، بحرین و باکو را در سراسر منطقه تهدید می کند. مهمات ضدهوایی مورد نیاز برای سرنگونی آنها میتواند گرانتر از خود شاهدها باشد. و هنگامی که شاهدها از پدافند هوایی عبور میکنند، میتوانند کشنده باشند.
در همین حال، «ناوگان زنبوری» این کشور از قایقهای چابک و رادارگریز، ناوگان نظامی و تجاری را به یک اندازه مرعوب کرده و قدرت ایران را در تنگه منعکس میکند.
اگرچه ترامپ اصرار دارد که ایران کاملاً ویران شده و جنگ پایان یافته است، واقعیت خلاف آن را نشان میدهد. پس از دو ماه جنگ با یک ابرقدرت، ایران از برخی جهات مغلوب شده است: ایالات متحده گفته است که بیش از ۱۳,۰۰۰ هدف را در طول عملیات «خشم حماسی» بمباران کرده است. با این حال، ایران از تسلیم شدن امتناع کرده است، حتی در حالی که صدها غیرنظامی جان باختهاند و از بحران اقتصادی رنج میبرد.
تلاشهای ایالات متحده برای کاهش کامل تواناییهای دفاعی ایران ممکن است موفقیتآمیز باشد. اما هرچه ایران بتواند درد اقتصادی را در سراسر جهان بیشتر تحمیل کند و هرچه تواناییهای دفاعی کاهش یافته آن بیشتر دوام بیاورد، رهبران آن شواهد بیشتری خواهند داشت که میتواند به مقاومت خود ادامه دهد.
پایان/













نظر شما