۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
چرا راهی جز جنگ نهایی وجود ندارد؟

عطا بهرامی در این یادداشت به بررسی متغیرهای بنیادی پرداخت که جنگ سوم تعیین کننده با ایالات متحده را اجتناب ناپذیر می سازد.

باتوجه به متغیرهای بنیادی که آمریکا و اسرائیل در مذاکرات پیش و پس از جنگ های 12 روزه و رمضان دنبال می کنند، راهی به جز جنگ نهایی و تعیین کننده وجود ندارد و سرنوشت کشمکش کنونی در میدان نبردی که جغرافیای سیاسی منطقه را در نسبت با رقابت قدرت های بزرگ مشخص کند، تعیین خواهد شد. چرا این گزاره با چنین قطعیتی مطرح می شود؟

آمریکا در مذاکرات کنونی و به طور دقیق تر؛ در تمام مذاکرات های گذشته ازجمله دیپلماسی پنهان دولت های هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی؛ تمام درخواست های خود را بر توسعه رژیم های "خلع سلاح" در بده بستان با جمهوری اسلامی ایران استوار کرده و "بده" ها را به بازپس دادن بخشی از دارایی های بلوکه شده ایران سنجاق کرده و "بستان"ها را در خلع سلاح و کنترل تسلیحات محدود کرده است. از نقطه مذاکرات منتهی به برجام که دقیقا با تمرکز بر اجرای بی سابقه "پروتکل الحاقی" و "پیمان منع جامع آزمایش های هسته ای"(CTBT) که در برجام باعنوان تلویحی فراتر از تعهدات NPT و پروتکل الحاقی از آن نام برده شده است؛ تا مذاکرات پس از خروج آمریکا از برجام با دستور ترامپ، 3 هدف مدنظر ایالات متحده بوده است، شامل:

  1. برچیدن توان هسته ای ایران
  2. برچیدن توان موشکی و پهپادی
  3. برچیدن گروه های منطقه ای

که معنایی جز خلع سلاح برای کم هزینه کردن حمله نهایی و تجزیه سرزمینی ایران ندارد. این شیوه با موفقیت درباره کشورهای لیبی، عراق، سوریه و ... به کار رفته و دال مرکزی آن این است که آمریکا نمی خواهد با این واحدهای سیاسی؛ دولت ها؛ قصد زیست بلندمدت داشته باشد، بلکه می خواهد آنها را تغییر ماهیت دهد و نظم جغرافیایی جدیدی ایجاد کند که در آن دولت های بزرگ و دارای ظرفیت بالا وجود نداشته باشند که به معنای بازنگری در مرزهای قومی خاورمیانه که بازمانده دوران سیادت انگلستان است، می باشد. ضمن اینکه با تسلط با غرب آسیا می تواند 10 میلیون بشکه نفت را از دسترس چین خارج کرده و اقتصاد اژدهای زرد را در همین نقطه متوقف کند.

در پاسخ به جریانی که به دنبال سرمایه گذاری آمریکا در ایران؛ رقم شگفت انگیز 2500 میلیارد دلار؛ است، باید گفت که اگر این گزاره واقعی باشد، طبیعتا آمریکا از گزاره های 3 گانه ذکر شده در بالا؛ به جز هسته ای که برجام غیرنظامی بودن آن را تضمین کرده بود؛ عدول کرده و پیشنهادهایی از جنس نظام تعرفه ها، مالیات بر سرمایه گذاری خارجی، همکاری های نفتی و بانکی و فراهم کردن شرایط برای حضور شرکت های آمریکایی در ایران را مطرح می کرد که به طور مطلق چنین چیزی در مذاکرات وجود ندارد و حتی سایه ای از آن نیز نمی توان یافت، زیرا هدف ایالات متحده زیست با ایران در بلندمدت نیست.

نتیجه اینکه برای ایالات متحده دو راهی "عقب نشینی و پذیرش شکست" و "ادامه جنگ تا پیروزی و یا شکست غیرقابل کتمان" سرنوشت نهایی را رقم می زند. باتوجه به ماهیت دولت ترامپ که شدیدترین "نخست اسرائیل" تاریخ را رقم زده است، گزینه نخست امکانپذیر نیست و حتی اگر ترامپ در این باره تلاش کند و بخواهد با یک اعلام پیروزی سطحی عقب نشینی کند رژیم دست به حمله خواهد زد و آمریکا بی تردید دخالت می کند و جنگ ادامه خواهد یافت، زیرا لابی اسرائیل حداقل تا انتخابات پاییز 2026 سلطه بر مجلسین را حفظ خواهد کرد. این گزاره با این ادعا که حواشی پرونده اپستین باعث تبعیت ترامپ از نتانیاهو شده است تناقض ندارد و در همان راستا عمل می کند.

بنابراین، در سیاست خارجی ایران باید این معنی فهم شود که نتیجه کشاکش کنونی در میدان نبرد تعیین می شود و چشم اندازی برای همکاری با آمریکا وجود ندارد زیرا زمینه های مبنایی آن وجود ندارد و نمی توان میان دو بازیگر که برای یکدیگر تهدید وجودی به شمار می روند زمینه همکاری تعریف کرد. اگرچه آمریکای کنونی نه پولی برای سرمایه گذاری در ایران(و هر جای دیگری) دارد و نه آینده ای برای آن در اقتصاد جهان که بر رقابتی مبتنی بر بخش واقعی اقتصاد و تولیدات صنعتی و جغرافیای سیاسی بنیان گذاشته شده قابل تصور است. هژمون سابق وارد دورانی 20 ساله سرشار از مشکلات شدید داخلی می شود و بحران هایی را تجربه خواهد کرد که از جنگ شمال و جنوب تاکنون نمونه نداشته است.

خلا ذهنی در سیاست خارجی ایران!

نادیده گرفتن چین و روسیه در دولت های ایران به موازات همکاری های گسترده نظامی با این دو کشور به وضعیتی غیرقابل ادامه تبدیل شده و فرصت های زیادی را از جمهوری اسلامی ایران سلب کرده است. دونالد ترامپ با تمام بضاعت اندک صنعتی ایالات متحده؛ ثروتمندان آمریکایی معروف به کارآفرین ها و نوابغ؛ راهی چین می شود تا علیه ایران اجماع سازی کند، اما رئیس جمهور ایران پس از 2 سال هنوز سفری دوجانبه برای چین طراحی نکرده است و در روسیه همه طول راه آهن مشترک با روسیه را به خاطر ندارد(در دیدار مقابل دوربین ها با ولادیمیر پوتین). وزارت خارجه مدام سیگنال مذاکره مخابره می کند و عملا کاری غیر از مذاکره و یا نشستن به انتظار مذاکره با آمریکا ندارد.

اگر نظام چندقطبی درحال تکامل را واقعی فرض کنیم؛ که از سال 2017 آغاز شده است؛ باید به الزامات این واقعیت انگاری پایبند بمانیم؛ که اگر چنین باشد، تعمیق روابط با متحدان و ایجاد جاذبه برای کشورهای واقع در منطقه خاکستری یک ضرورت است. درحالیکه سیاست خارجی ایران متحدان قدرتمندی مانند چین و روسیه را رها کرده است، چگونه می توان به ظرفیت سازی از منطقه خاکستری امیدوار بود؟ چرا باید امید به کنشگری در قفقاز جنوبی، آفریقا و آمریکای جنوبی داشت. و یا در آسیای مرکزی و شبه قاره هند امیدوار به تدوین برنامه و عمل باشیم؟

منظومه دستگاه دیپلماسی و روح جمعی حاکم بر دولت چهاردهم مبتنی بر "اصالت مذاکره" و دست و پاگیر بودن میدان و یا حداقل بی ارتباط بودن میدان با دیپلماسی است و داده - ستانده عنصر غایب در نگاه کلان دولت می باشد که گویی از مسیر لذت می برد و هدف مشخصی را دنبال نمی کند. این برزخ خودخواسته قابل تداوم نیست و جبر ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران را مجبور به انتخاب بین کنشگری و یا فروپاشی می کند. حتی اگر اقتصاد سیاسی فاسدی که وضعیت کنونی را رقم زده است هنوز وجود داشته باشد، اما در نهایت ساختار حکمرانی کشور ناگزیر از تعیین تکلیف این ساختار اقتصاد سیاسی است و برای حل مشکلات بزرگ در خارج نمی تواند اصلاحات در داخل را نادیده بگیرد. انتصاب محمدباقر قالیباف برای پرونده مدیریت چین نخستین حرکت جدی است که نشان می دهد بخشی از ساختار جمهوری اسلامی ایران می خواهد از غربگرایی 37 ساله فاصله گرفته و سیاستی مبتنی بر اقتصاد و منافع ملی در پیش بگیرد.

پس از جنگ نهایی با ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه که به تغییرات بزرگی در منطقه منتهی خواهد شد، اصلاحات درونی در جمهوری اسلامی ایران با مرکزیت فسادزدایی و شایسته سالاری با سرعت پیش رفته و نظم جدیدی ایجاد می کند که با جایگاه ایران به عنوان یکی از 4 قدرت اصلی جهانی سازگاری داشته باشد.

پایان/

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
کد مطلب: 35045

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 3
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • علی خوشبخت IR ۱۵:۰۳ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۹
      0 0
      سلام اقای بهرامی/دلیل اجرایی نشدن این نسخه هایی که میگید چیست و علاجش؟؟؟
    • علی خوشبخت IR ۰۹:۰۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۳۰
      0 0
      ما شا"الله این عکس خودتونه اقای بهرامی.چشم حسود کور بشه هنوز جوون هستین/تنها چیزی که در کشور متناسب با حقوق است سوخت است. بقیه چیزها رو باید ارزون کنین. البته میشه سوخت رو به قیمت لیتری یک دلار یعنی ۱۷۰ هزار رسوند. به شرطی که حداقل حقوق هم ۲۰۰۰ دلار یعنی ۳۴۰ میلیون بشه
    • IR ۱۵:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۳۰
      1 1
      گفتن بخشی از حقیقت معادل دروغ محض است بخش خصوصی و مردم کجای داستان شما هستن ؟