به گزارش تحریریه، روزنامه الکترونیکی «رای الیوم»، در گزارشی به قلم «احمد القطامین»، استاد دانشگاه اردن، درباره حملههای رژیم صهیونیستی به لبنان و تلاشها برای مذاکره میان ایران و آمریکا آورده است: جنگهای منطقه خاورمیانه از تحولات سیاسی جدا نیست. از نگاه بسیاری از ناظران مسائل سیاسی، تحولات جنوب لبنان بخشی از تحولات منطقهای است که پیش از رسیدن آمریکا و ایران به تفاهمها در بسیاری از پروندهها، بهویژه پرونده هستهای و میدانهای نفوذ در عراق، سوریه و لبنان، تلاش میشود تا موازنههایی رقم خورد.
در چنین شرایطی این سؤال مهم مطرح میشود که آیا ترامپ پیش از امضای هرگونه توافقی با ایران، به رژیم اسرائیل چراغ سبز نشان داده است تا حملههای نظامی گستردهای را علیه لبنان انجام دهد؟
در واقع شاخصهای سیاسی و نظامی بیانگر این موضوع است. حتی اگر این موضوع بهطور مستقیم اعلام نشده باشد، رژیم اسرائیل این موضوع را دریافته که هرگونه تفاهمی میان واشنگتن و تهران، تنها یک توافق هستهای فنی نیست، بلکه دربردارندۀ مسائل امنیتی و سیاسی تازهای در منطقه است. از این رو، به نظر میرسد نتانیاهو و اطرافیان وی تلاش میکنند پیش از آنکه جنگ وارد مرحله پایانی خود شود، در میدانهای نبرد مسائلی را تحمیل کنند.
راهبرد رژیم اسرائیل چندین سال است که بر روی یک اساس آشکار پیش میرود: هنگامی که زمان مذاکرات بزرگ نزدیک میشود، این رژیم تلاش میکند شرایط خود را در میدانهای نبرد بهبود بخشد. این موضوع پیش از این در غزه و سوریه هم رخ داد و اکنون هم در لبنان تکرار میشود. تلآویو میخواهد در میز مذاکرات نقش داشته باشد. این رژیم میخواهد با برتری نظامی و دامن زدن به ویرانی گسترده، دشمنان خود را زیر فشار شدیدی قرار دهد.
جنوب لبنان و منطقه بقاع تنها مناطق جغرافیایی صرف نیستند، بلکه عمق راهبردی حزبالله به شمار میروند. هدف قرار گرفتن زیرساختها، راهها، انبارهای سلاح و مراکز ارتباطی، دارای پیامهای دوگانهای برای حزبالله و ایران است و محتوای پیام این است که اگر در هرگونه تفاهمی مطالبات امنیتی اسرائیل در نظر گرفته نشود، این رژیم میتواند با قدرت اوضاع لبنان را تغییر دهد.
اما دولت ترامپ با ذهنیت توافقهای بزرگ به منطقه نگاه میکند. ترامپ این موضوع را پنهان نمیکند که او ترجیح میدهد با کمترین هزینه نظامی به توافقهایی برسد که منافع آمریکا را محقق سازد. همزمان با این موضوع، او به همپیمانان خود و در رأس آنها رژیم اسرائیل، قدرت عمل گستردهای برای تحرک پیش از هر توافقی میدهد.
واشنگتن از حمله و فشار نظامی گسترده رژیم اسرائیل به لبنان به عنوان یک برگ برنده در مذاکره با تهران استفاده میکند. هنگامی که ایران وارد مذاکره شود و ببیند که همپیمان آن در لبنان بهطور بیسابقهای زیر فشار قرار گرفته است، این موضوع سبب میشود ایران امتیازهایی بدهد و دستکم به کاهش حاشیه تحرک حزبالله در مرزهای سرزمین اشغالی تن بدهد. با توجه به این موضوع مشخص میشود که چرا آمریکا با وجود اظهارات دیپلماتیک و تمایل به آتشبس، در برابر حملههای رژیم اسرائیل سهلانگاری میکند.
از طرف دیگر، طرفهای لبنانی نگرانند که لبنان به میدان تسویهحسابهای منطقهای تبدیل شود؛ زیرا از ویرانیهای لبنان به عنوان برگ برندهای برای بهبود شرایط مذاکره میان قدرتهای بزرگ استفاده میشود. تجربههای گذشته در منطقه نشان میدهد که پیش از هرگونه توافقهای بینالمللی خشونتهایی رخ میدهد که هدف از آن ترسیم دوباره موازنه قدرت پیش از هر راه حل سیاسی است. اما موضوع خطرناک در شرایط کنونی آن است که حجم ویرانی، آثاری فراتر از محاسبات نظامی گسترده به دنبال دارد. هرچه حملهها گستردهتر و زیانها و خسارتها در زیرساختهای اقتصادی و جامعه لبنان بیشتر باشد، مرحله پس از جنگ هم پیچیدهتر خواهد شد.
استاد دانشگاه اردن در پایان نوشت: تفاوتی ندارد که یک توافق آشکار یا پنهان میان ترامپ و رژیم اسرائیل صورت گرفته باشد یا خیر؛ آشکار است که لبنان اکنون در مرکز معادله منطقهای بزرگ قرار گرفته است. آنچه اکنون در لبنان رخ میدهد تنها یک درگیری مرزی صرف نیست، بلکه بخشی از تنشها درباره شکل آینده خاورمیانه است.
پایان/













نظر شما